جمهوری خواهی، همین امروز!

ف. تابان


11.02.2009 حضور فرزند آخرین شاه ایران در راس جریان سلطنت طلبی، یعنی حضور نماد سلطنت. با وجودی چنین نمادی، هیچ کدام از جریان های سلطنت طلب در ایران نوع نظام سیاسی مورد علاقه ی خود را «مسکوت» نمی گذارند بلکه با هزاران وسیله به جامعه اعلام می کنند. تا زمانی که این نماد و مدعی تاج و تخت سلطنت در جامعه ی ایران حضور دارد و در عرصه ی سیاسی نیز بسیار فعال به نفع جریان سلطنت طلبی عمل می کند،، این درخواست سلطنت طلبان از جمهوری خواهان که نوع نظام را «مسکوت» بگذاریم، تنها یک فریب سیاسی است ...

از سایت اخبار روز
در میان نیروهای اپوزیسیون و مخالف حکومت اسلامی، سردرگمی و پراکندی زیادی حاکم است. در مورد علل این سردرگمی ها، تاکنون مطالبی نوشته و گفته شده است. شاید یکی از دلایل این وضعیت تاسف بار، عدم ثبات استراتژیک، در بین پاره ای از فعالان سیاسی شناخته شده و تاثیرگذار باشد. عدم ثبات استراتژیکی که باعث عدم استحکام و استمرار مواضع سیاسی اساسی و اصولی بین این فعالان می شود. برخی این را ناشی از انعطاف پذیری و واقع گرایی می دانند، اما پرسه زدن های مداوم این گروه از فعالین در کوچه پس کوچه های سیاست، بیش از آن که نشانه ی واقع گرایی باشد، نمونه ی سرگشتگی و سردرگمی است. نظرات سیاسی و استراتژیک و «دوران تامل» برخی از آن ها به سه و چهار سال هم نمی رسد. طرفداران اصلاح حکومت به مدافعان دوآتشه ی سرنگونی آن تبدیل می شوند، کسانی که در سودای رهبری چپ بودند، دست دوستی به سوی سلطنت طلبان دراز می کنند، پیشتازان تشکیل جبهه ی جمهوری خواهی ناگهان در می یآبند که راهشان اشتباه و شعارشان سکتاریستی بوده و بی توضیح و با توضیح، دموکراسی خواهی و حقوق بشر – اسم مستعار برای نزدیکی با مشروطه خواهان سلطنتی - را جایگزین جبهه ی قبلی خود می کنند. چنین چرخش هایی را در عرصه ی سیاسی کمتر کشوری می توان شاهد بود. تنها در مدت چند سال، در حالی که وضعیت اساسی کشور تغییری عمده نکرده است، این عده از فعالین سیاسی، از این جبهه به آن جبهه و از این استراتژی به آن استراتژی کوچ می کنند و کالاهای فکری محصول این سردرگمی را که غالبا نسخه های دست دوم نظریات صاحب خانه های اصلی است، به عنوان تازه ترین و بدیع ترین محصولات به جامعه ی سیاسی عرضه می کنند!
در چنین مختصاتی است که عده ای از کسانی که مدافع ایده های جمهوری خواهی بوده اند نیز به این نتیجه رسیده اند که چتر جمهوری خواهی نمی تواند به اندازه ی کافی برای مبارزه در راه دموکراسی در ایران گسترده و فراگیر باشد. هدف این مقاله، پرداختن به همین موضوع اخیر، با بررسی دو جریان عمده ی جمهوری خواهی است که پنج سال پیش، وقتی که این تب به اوج رسیده بود، تشکیل شدند. این بررسی انتقادی البته به معنای نادیده گرفتن اقدامات مثبت هیچ کدام از این دو جریان نیست. یک بررسی جامع هم از علل ناکامی ها و همچنین دستاوردهای دو جریان نیست.

متن کامل مقاله