مراکش: درآمد از گردش

جمشيد اسدی


30.04.2009

از سایت گویا نیوز
اين بار سفر دانشگاهی نگارنده به شهر بندری طنجه (Tanger, Tangier) در مراکش بود. از ۲۳ تا ۲۶ آوريل (۱). شايد موضوع مقاله اين بار پيش از دو سفر پيشين به هند و دانمارک مورد پسند خوانندگان اين سطور باشد: اعتماد سازی در داد و ستد اقتصادی، از بازار جهانی تا اينترنت (۲). همان گونه که از عنوان بر می آيد، مقاله در مورد مناسبات اقتصادی است. باوجود اين در تمامی مدت تدارک آن، باخود می انديشيدم که اعتمادسازی چه کاربردی در کار سياسی دارد! شايد روزی آن را به فارسی برگرداندم. نخست بايد مطمئن باشم که به د رد خواننده می خورد.
در نوشته پيش رو هم همچون گزارش های پيش، سفر دانشگاهی به مراکش را بهانه می کنم برای پرداختن به فعاليت اقتصادی از اين کشور که می تواند برای اقتصاد کشورمان درس هايی ارزنده در برداشته باشد: نخست اشاره کوتاهی به مراکش و سپس شرحی از درآمد سرشار گردشگری در اين کشور.
مغرب. کشوری را که ما فارسی زبانان به نام مراکش می شناسيم، اعراب مغرب می نامند. در سال ۱۹۱۲ فرانسه مراکش را اشغال ‌کرد و سرانجام زير فشار مقاومت مردم و محمدبن يوسف، مشهور به محمد پنجم، در سوم ماه مارس ۱۹۵۶استقلال اين کشور را پذيرفت. مراکش از حدود ۱۲ سده پيش سلطنتی بوده و پس از استقلال هم سه پادشاه به خود ديده است: ملک محمد پنجم (۱۹۶۱ـ۱۹۵۶)، ملک حسن دوم (تا ژوئيه ۱۹۹۹) و ملک محمد ششم که هم اکنون حکومت را در دست دارد. مطابق قانون اساسی اسلام دين رسمی و پادشاه بالاترين نهاد سياسی و نيز مذهبی کشور است.
در زمان هارون الرشيد، مراکش از ولايت بغداد خارج شد و تنها کشور عربی بود که هرگز به زير سلطه امپراتوری عثمانی نرفت. مراکشی ها در اين مورد با افتخار سخن می گويند؛ درست مثل ايرانی ها که اصرار دارند ويژگی ها و تفاوت هايشان با ديگر مسلمانان و به ويژه با مسلمانان جهان عرب را به همه بازگويند.
مسلمانی مراکشی ها هم ويژه خودشان است. از سده يازدهم ميلادی، مذهب مالکی به ابتکار امام مالک بن انس در اين کشور مستقر شد و امروز بيشتر مردم پيرو اين مکتب هستند. مذهب مالکی مشهور به تسامح و بردباری است. فضای شهر من را به ياد ايران پيش از انقلاب می انداخت. زنان هم با حجاب بودند و هم بی حجاب. دختران و پسران برخی دوست بودند و برخی دلداده. در فضای اسلام مالکی مراکش داراويش و صوفيان هم بدون مزاحمت به کار خود مشغولند و حتی در نزد مردم به ويژه در ميان بربرها از مقبوليت برخوردارند.
درست هم مانند شهرهای حوزوی ما چون مشهد و قم، مراکش هم شهر فاس يا «جامعه القرويين» دارد که از بزرگ‌ترين حوزه‌های علمی مراکش است و تربيت شدگانی برای تبليغ به ديگر نقاط اعزام می‌کند. «مولای يوسف» حوزه ی علميه ديگری است در شهر مراکش که بيشتر متاثر ار فرهنگ اسلامی ـ بربری است.
گردشگری مراکش. مراکش از موقعيت نادری برای بازرگانی و گردشگری بهره مند است: در دورترين قسمت شمال غربی قاره آفريقا قرار دارد، اما نزديک ترين کشور قاره سياه به اروپاست. در کناره های شمالی و غربی اش دو دريای مهم مديترانه و اطلس قرار دارند که از طريق تنگه جبل الطارق به هم پيوند می خورند. اين چنين است که مراکش تبديل به مقصدی گيرا برای بازرگانی و به ويژه گردشگری شده است.
اين توانش اما به خودی خود درآمد ساز نيست. می بايستی آن را ساخت. دولت مراکش اين را فهميده است و از همين رو گردشگری را به عنوان فعاليتی درآمد ساز يکی از سياست هايی اصلی خود قرار داده است. هدف دولت پذيرايی دست کم۱۰ ميليون گردشگر در سال است ـ از حدود ۵\۶ ميليون در حاضر. شايآن ذکر است که بازاريابی مراکش نه تنها گردشگرهای خارجی ها بلکه مراکشی‌های مقيم خارج از کشور را نيز هدف قرار داده است.
متن کامل مقاله