آيا جمهوری اسلامی در پی بمب اتمی است؟ ديدگاه چهار کارشناس:
دکتر مهران براتی، دکتر بهروز بيات، دکتر اميرحسين گنج بخش، دکتر مهران مصطفوی
جمشيد اسدی
01.03.2010
در پی پاسخ به پرسش " آيا جمهوری اسلامی در پی بمب اتمی است؟" نگارنده اين سطور با شرح ديدگاه خود در بخش نخست اين نوشته بدين نتيجه رسيد که آری جمهوری اسلامی و به ويژه جناح سرسخت آن که امروز محمود احمدی نژاد نماد آن است، دست کم در پی دستيابی به توانش و قوه توليد بمب اتمی است. نگارنده برای برنشاندن اين ادعا چهار دليل آورده بود. بدين ترتيب: پنهان کاری، توسعه صنايع نظامی ويژه سلاح اتمی، ناهمخوانی با منافع اقتصادی و ملی و سرانجام نپذيرفتن پيشنهادهای سازنده جامعه جهانی.
در پی اين دلايل آورده بودم که: باور نگارنده بر اين است که حتی اگرجمهوری اسلامی در شرايط کنونی به دنبال ساختن بمب اتمی نباشد، بی شک در پی آن است که توانش و قوه توليد بمب اتم را در اختيار داشته باشد.
در پايان همان مقاله اما آمده بود که اين ادعا گمان و نتيجه گيری نگارنده است. از همين رو برای سنجش درستی يا نادرستی آن گمان و نتيجه گيری پاسخ چند کارشناس به همين پرسش را جويا شديم. نوشته حاضر در برگيرنده پاسخ های ايشان است که همه به ترتيب حروف الفبای نام خانوادگی کارشناسان خواهند آمد: دکتر مهران براتی، دکتر بهروز بيات، دکتر امير حسين گنج بخش و دکتر مهران مصطفوی.
پاسخ دکتر مهران براتی. دکتر مهران براتی از قديمی ترين کوشندگان سياسی ايرانی مقيم فرنگ و به ويژه از پيشکسوتان کنفدراسيون جهانی دانش آموزان و دانشجويان است. وی در عين حال در زندگی سياسی آلمان، کشور محل اقامتش نيز شرکت داشته است، به طوری که بارها از سوی دوستان و همگامان سياسی آلمانی اش به او پيشنهاد نامزدی در انتخابات شده و او درست يا نا درست رد کرده است.
با اين که از پيش با نام و سابقه سياسی مهران براتی آشنا بودم و جسته و گريخته در جلسات سياسی گوناگون، به ويژه در فرانسه و آلمان، با او ديدار داشتم و گفتگو کرده بودم اما سابقه دوستی نزديک تر ما باز می گردد به تشکيل اتحاد جمهوری خواهان: برای همايشی که به همين منظور در شهر برلين آلمان برگزار شده شود، نگارنده اين سطور مهمان مهران بود و در تمام مدت همايش در خانه او به سر برد. مهران براتی نه تنها تحليل گر، بلکه ميزبان خوبی نيز هست.
دکتر مهران براتی کارشناس سياست خارجی و پژوهشگر در دانشگاه برلين است. نقش او در فعاليت ها و تماس های بين الملی اتحاد جمهوری خواهان مثال زدنی است. در همايش چهارمی هم که چندی پيش، اکتبر ۲۰۰۹، در شهر کلن آلمان برگزار شده بود، وی مسئول پانلی بود که در آن فرهنگ قاسمی، فاطمه حقيقت جو، حسن شريعتمداری و نگارنده اين سطور، جمشيد اسدی، شرکت داشتند.
درست به دليل همين سابقه بلند آهنگ و کارشناسی دکتر براتی در امور بين الملل بود که نگارنده خواهان پاسخ او به پرسش اين پژوهش شدم و او هم با بزرگی پذيرفت. البته وی به روشنی به پرسش آيا جمهوری اسلامی در پی بمب اتمی است؟ پاسخ نداد، اما به دو نکته دلهره برانگيز اشاره می کرد که نمی توان برای مديريت فعاليت های هسته ای جمهوری اسلامی از آن ها چشم پوشيد. يکی غير اقتصادی بودن غنی سازی اورانيوم و ديگری احتمال بروز فاجعه به دليل زلزه خيز بودن ايران. خود پاسخ وی را بخوانيد:
نيروگاه هسته ای و غنی سازی غير اقتصادی اورانيوم. با دانسته های موجود می توان از آن جا حرکت کرد که ذخاير سنگ معدن اورانيوم ايران بسيار محدود است و کارشناسان حجم آن را تنها برای ۷ سال مصرف در نيروگاه اتمی بوشهر (۲۰۰ تن در سال) کافی می دانند. البته نهادهای دولتی ادعا می کنند که ذخاير ايران ۱۵ هزار تن، يعنی ۱۰ برابر مقدار واقعا يافته شده است، که می تواند مصرف نيروگاهی چون بوشهر را برای ۷۵ سال تامين کنند. اگر ما حتی فرض را بر صحت چنين ادعايی بگذاريم و حکومت در ايران برنامه تاسيس حد اقل ۲۰ نيروگاه اتمی با ظرفيت توليدی بوشهررا به پيش ببرد، ذخاير ادعا شده حد اکثر پس از چهار سال به پايان خواهند رسيد.
متن کامل مقاله