غیر دمکراتیک ترین، اما مهمترین انتخابات
ملیحه محمدی
23.12.2011
اگر تعبیر " سرنوشت ساز" بزرگنمایی باشد، این ادعا را اما می توان مطرح کرد که « انتخابات» در ایران پس از انقلاب همیشه اثرگذارترین امر سیاسی بوده است. چه از این بابت که تنها امکان مشارکت نسبیِ مردم در سیاست است، و چه از جهت تغییر توازن قوا در درون حکومت و میان جناح هایی که پایه های اجتماعی متفاوتی در جامعه دارند و نیز سلوک و روابط شان با گروههای گوناگون مردم متفاوت است.
وجود عناصر ثابت در دستگاه تصمیم گیری کشور،هرگز به این معنا نبوده است که نیروهایی که در اثر انتخابات مجلس یا ریاست جمهوری برآمده اند در رابطه با مصالح مردم یا حتا مصالح ملی یکسان عمل کرده اند.
امروز دیگر قابل انکار نیست که آزادی های اجتماعی و سیاسی، موقعیت اقتصادی و معیشتی مردم و نیز سیاست خارجی ایران، همواره در پی نتایج انتخابات پارلمان و ریاست جمهوری تغییرات ِ معین مثبت یا منفی داشته اند.
از همین منظر است که، جدال ها و چالش های نظری در آستانه برگزاری هر انتخاباتی در ایران هرگز بیهوده نبوده و بر عکس باید آن را گواه روشنی بر اهمیت و جدیت مسئله انگاشت. و باز از همین منظر است که اپوزیسیون واقع گرای ایران هرگز در پی آن تحلیلی که نزاع های درون حکومت را جنگ های زرگری و نمایشاتی برای فریب مردم تفسیر می کرد نرفت؛ در جناح بندی ها و احتلافات درونی دقیق شد. گاه میان بد و بدتر انتخاب کرد و هر گاه که لازم بود با تمام قوا و صمیمانه از یکی از نیروهای موجود در صحنه انتخابات حمایت کرد. در کشوری که ما زیستیم و در سایه حکومتی که خود برآوردیم و ایضاً در نتیجه کج روی هایی که خود داشتیم، معمولاً این انتخاب ها بخردانه بوده ست.
انتخابات مجلس نهم که دو ماه و اندی از آن فاصله داریم، صرف نظر از این عمومیت، از خصوصیت هایی برخورداراست که به آن باز هم اهمیت بیشتری می بخشد. شاید این نیز خود نکته ویژه و چشمگیری باشد که : یکی از غیر دموکراتیک ترین انتخابات های تاریخ جمهوری اسلامی، یکی از مهمترین آنها نیز هست.
این انتخابات که بخش پیشروی جامعه مدنی را بسیار روشن و صریح از خود طرد و به قهر ترغیب کرده است، در جدالی که میان خودی ها برانگیخته و هنوز آن را دامن خواهد زد، سه مؤلفه درون و بیرون از این دایره را نیز تغییر خواهد داد.
یکم: موقعیت مجموعه حکومت از نظر ثبات و اعتماد سازی.
دوم: موقعیت اپوزیسیون اصلاح طلب به لحاظ درستی یا نادرستی سیاستی که در قبال این انتخابات پیش گرفته.
سوم: رابطه و توازن قوا، میان خود و نیروی اصلاحات را.
مورد یکم، این معنی را در خود دارد که هر کدام از دونیروی تشکیلاتی موجود، جبهه پایداری یا جبهه متحد اصولگرایان و یا نیروی ظاهراً بی سازمان ِ هوادارِ احمدی نژاد که پیروز این انتخابات باشند، حکومت در حوزه رهبری امکان یا توان تأیید کامل او و پس راندن دو نیروی دیگر را نخواهد داشت. رهبری وامدار هر یک از این نیروها به نوعی و دلایلی هست. از سوی دیگر در نتیجه پیروزی ی مثلاً احمدی نژادی ها ـ که شانس کمی هم ندارند ـ حکومت با تنش هایی مواجه خواهد شد که بخش وسیعی از اصولگرایان که به صفت مکتبی و ولایی، پایه های نفوذ و بقای رهبری در جامعه بوده اند خواهند آفرید. زیرا این نیرو که امروز عمدتاً در مجلس و شورای نگهبان و پایگاههای ائمه جمعه مستقر است، درگیری های بازهم آشکارتر و خشن تری را با ( دولت احمدی نژادی ) پی خواهد گرفت؛ درگیری هایی که ولی فقیه باز هم همچنان که تا به امروز، مصلحت را در موضعگیری صریح به سود آنان نخواهد دید.
اینجا اشاره گذرایی بکنم به این نکته که به زعم من، ولی فقیه در مجموع تذکرات و نصایح خود هنوز و تا امروز خواهان رعایت و مدارای بیشتر با رئیس جمهور بوده است و نه مجلس. نکته ای که اکثر دوستان با من توافق ندارند. اما این به زعم من مضمونی است که در تمام بیانات آقای خامنه ای تا همین امروز قابل درک است و آنچه بازهم آشکار است اینکه مجلسیان نه تنها از شدت حملات و انتقادات خود به مجموعه دولت نکاسته که بر آن افزوده اند و این یعنی نادیده گرفتن آشکار خواستِ رهبری. گروهی هم بر آنند که این خود ترفندی است که احمدی نژاد را آرام آرام به سوی عدم کسب صلاحیت از سوی مجلس ببرد. در حالیکه بر بستر بحران های موجود، مصلحت نگاه داشتن احمدی نژاد تا پایان دوره به سیاست های محتاطانه آقای خامنه ای نزدیک تر است.او در اوج انتقادات و ایرادات اصولگرایان منتقد به آمارهای رئیس جمهور - و در حالیکه احمد توکلی آن را دروغ خواند - بسیار روشن و صریح متذکر شد که آمارهای مقامات رسمی را زیر سوال نبرید! و در سفر اخیر به کرمانشاه نیز از مردم خواست که خدمات و پیشرفت های اخیر را ببینند.
در توضح مورد دوم باید بگویم که، اپوزیسیون اصلاح طلب ( جنبش سبز) در اثر سیاست جدید یعنی عدم شرکت - بخوانید تحریم این انتخابات- نگاه ها و توقعات بیشتری را متوجه خود ساخته است. جامعه مدنی عدم شرکت آنان را یک موضعگیری سیاسی جدید فهمیده و در نتیجه انتظار سیاستگذاری از آنان دارد! و این بخودی خود ارتقای نقش آنان در اذهان جامعه است و موقعیتی برای پاسخ دادن به انتظارات! اینکه سبزها چقدر از عهده ایفای نقش سنگین خود بر خواهند آمد، گذشته از درایت و سیاست ورزی آنان، بی تأثیر از موقعیت بحرانی ایران در صحنه جهانی نیز نخواهد بود.