شب یلدا
حمیدرضا خائدی
دوشنبه 30 آذر 1383
«يلدا» شبي به طولتمام تاريخ
«يلدا» لغتي سرياني است، به معناي ميلاد و تولد. اين را دهخدا ميگويد. ظاهرا همه چيز از ايران و آيين مهر و جشن ظهور ميترا آغاز ميشود كه در گردشي تاريخي دوباره به ايران باز گشته است. در قرن سوم و چهارم ميلادي كه خاخامهاي پيشروي يهودي، پيامبري جديد به نام عيسيبن مريم خلق ميكردند روز تولد او را با اقتباس از ايرانيان گرفته و روز جشن ظهور «ميترا» را تولد عيسي شمردند.
مخلص كلام شب يلدا به اين دليل يلدا ناميده ميشود كه «ميترا» و «مسيح» در اين روز متولد شدهاند. اما معروفيت اين شب در ادبيات به دليل طولانيترين شب سال بودن است فراق معشوق و گيسوي يار هميشه به اين شب موصوف ميشده است.
اما اين، تنها روايتي نيست كه از شب يلدا موجود است. شب يلدا، درازترين شب سال است شب «چله».
يلدا يكي از كهنترين جشنهاي ايرانيان بوده و هست. در اين بلندترين شب سال افراد دور و نزديك در منزل بزرگ خانواده گرد آمده و با خوردن ميوه و آجيل شب را به شادي ميگذرانند. خوردن هندوانه، خربزه، انار، سيب و به و نيز انواع خشكبار، بخصوص آجيل شيرين و تخمه بو داده شور، در اين شب معمول است. در ديرباز يكي دو روز قبل از فرا رسيدن شب چله مردهاي جوان خوانچههاي آراسته ميوه را به خانه نامزدهاي خود فرستاده، خود به مهماني خانه عروس ميرفتند. خانواده دختر نيز لباس و پارچه نبريده به جاي آن هديه ميفرستادند.
خوانچه، طبق مستطيل شكل چوبي است كه روي آن را با سفره قلمكار يا ترمه پوشانده و بر آن ظرفهاي بزرگ ميوه را پيچيده در زرورقهاي رنگين و آراسته با گل و نوارهاي مواج ميچيدند. اين خوانچه را بر سر گذارده و گاه چند مرد كه هر يك خوانچهيي بر سر دارند در پي يكديگر راهي خانه عروس ميشوند. گرد آمدن شب چله دور كرسي با نقل خاطرات شيرين و خواندن كتابهاي داستاني تا ديرگاه شب ادامه مييابد. در اين شب خوردن برف و شيره نيز معمول است.
بنابر يك سنت ديرين، در نخستين روز دي ماه هر سال، پادشاه از تخت شاهي به زير آمده و با جامه سپيد در صحرا بر فرشي سپيد جلوس ميكرده است. دربانها و نگهبانان را مرخص كرده و بارعام ميداده است.
يلداي امروز
اما مردم نقاط مختلف كشور، يلدا را به شيوههاي مختلف پاس ميدارند و به جشن مينشينند.
مردم خطه آذربايجان، در اين شب براي دختري كه نامزد خانواده است يا تازهعروسها، هدايايي ميفرستادند كه اطرافش با هندوانهيي تزيين ميشد.
اين هدايا را روي طبقهاي گرد بزرگ ميگذارند و اطراف آن را با شالهاي بزرگ قرمز تزيين ميكنند چرا كه معتقدند اين شال قرمز باعث خوشبختي، شادي و بخت زيباي عروس ميشود. البته اين هدايا را طي مراسمي خاص و دستهجمعي با شادي و پايكوبي به عروس ميدهند.
مردم اقوام شمالي كشور نيز تمام وسايل شب يلدا را با تزيين براي عروس پيشكش ميبرند كه جالبترين آن تزيين كردن ويژه يك ماهي بزرگ در ظرف زيبا است. همچنين طي اين مراسم اقوام دور يا نزديك به عروس شادباش ميگويند.
در اين شب كه بلندترين شب سال است، اكثر خانوادهها در شيراز به شب دهداري ميپرداد. بعضي نيز بسياري از دوستان و بستگان خود را دعوت ميكنند و براي پذيرايي از آنها و نيز صرف غذا سفرهيي ميگسترند. اين سفره كه بيشباهت به سفره هفت سين نوروز نيست، در اتاقي گسترده ميشود، آينه و قاب عكس حضرت علي)ع( در آن قرار ميگيرد. يكي دو لاله و چند شمع زيبا و رنگين در آن گذاشته و روشن ميكنند. در حاشيه آن در ظرفي زيبا مقداري اسپند ميگذارند و روي آن را آتش مي ريد تا بوي آن در اتاق بپيچد. از ميوهها انار و مركبات و بويژه هندوانه بايد در سفره باشد. از انواع تنقلات نخودچي، كشمش، حلواي ارده و آجيل مشكلگشا و رنگينك و ارده شيره و خرما و انجير نيز در سفره گذاشته ميشود. غذاي ويژه سفره شب يلدا هويج پلو است.
شيرازيها معتقدند كه عموم مردم يا گرم مزاجند يا سرد مزاجند و در شب يلدا آنها كه گرم مزاجند بايد حتما انواع خنكيها مانند هندوانه بخورند تا طبعشان برگردد و سرد مزاج شوند و آنها كه سرد مزاجند، بايد در اين شب از انواع گرميها مانند خرما، رنگينك، انجير و ارده شيره بخورند تا مزاج آنها نيز به گرمي برگردد. در اين شب، تا ديرگاهان مينشينند و به شوخي، گفتوگو، خاطرهگويي و مشاعره و شبدهداري ميپرداد.
فال حافظ نيز در ميان خانوادهها، بخصوص در اين شب رواج فراوان دارد.
حافظخواني، امروزه نه تنها ويژه مردم شيرينزبان شيراز كه رسم دلنشين تمام چلهنشينان ايراني است. رسمي كه از قرن هجدهم به بعد رواج يافته است.
با دهقانان و برزگران بر سر يك سفره نشسته و ايشان را برادر ميناميدند و از غذاي ايشان ميخوردند. اين جشن را نود روز نيز ميناميدند چرا كه ميان آن تا نوروز نود روز تمام فاصله است.
مراسم شب يلدا مراسمي بسيار كهن و مربوط به دوران پيش از زرتشت و شب زاده شدن ايزد مهر است. چه اگر بتوان در طي سال شبي را در نظر گرفت كه در آن ايزدمهر ايزدي كه خورشيد گردونه اوست متولد شود، بايد آن شب در تاريكي و درازي از تمام شبهاي سال ممتاز باشد و چنين شبي همان شب يلدا است. هنگام رواج آيين مهر در اروپا، مراسم شب يلدا با شكوه تمام برگزار ميشد. هنگامي كه مسيحيت، پس از كشتار بيرحمانه پيروانمهر، در اروپا رواج يافت اولياي دين جديد پي بردند كه برانداختن برخي سنتهاي آيينهاي مهر ناممكن است و ياد آن همچنان در خاطر مردم ده خواهد ماند. از اين رو شب ميلاد ايزدمهر را به ميلاد مسيح بدل كردند كه در 25 دسامبر برگزار ميشود. فاصله مختصري كه ميان اين دو جشن وجود دارد بر اثر اشتباه محاسبه در تقويم پديد آمده است، در واقع ميلاد مسيح همان شب يلداي پيروان مهر است كه در ايران نيز گراميداشت آن با رواج دين زرتشت نيز از ميان نرفته و هنوز هم مردم بي آنكه علت آن را بدانند، آن شب را بزرگ ميدارند.
روميان نيز اين شب را «ناتاليس انويكتوس» يعني روز تولد مهر شكستناپذير مينامند.
يلدا در حاشيه
يلدا با آن همه آيينهاي پسنديده اما به مانند بسياري ديگر از اعياد ملي و باستاني در گذر زمان به حاشيه رانده شده و جز ظاهري نمادين چيزي از آن باقي نماند، به گونهيي كه امروز پس از گذشت بيش از 2 هزار سال از شكل گرفتن نطفه اين سنت، نه خبري از شبنشينيهاي به ياد ماندني است و نه از قصههاي شاه و پريان مادر بزرگها در شبهاي سرد آخر پاييز اين روزها.
مردم به جاي ابراز خوشحالي از فرا رسيدن يلدا، از سرما و قيمتهاي هميشه بالاي محصولات گلايه ميكنند كه هر دو توامان تنشان را ميلرزاند.
تماشاي حال و روز شيرينيفروشيها و آجيل فروشيها هم گوياي اين واقعيت است كه شب يلدا هم در نظر فروشندگان اين محصولات و مردم چندان تفاوتي با شبهاي ديگر ندارد.
وقتي در اين باره از صاحب يك شيريني فروشي در حوالي ميدان ونك سوال ميكنم، ميگويد: در چند سال گذشته، هيچوقت ميزان فروشمان در شب يلدا چندان تفاوتي با روزها و شبهاي ديگر نداشته است ولي به هر حال چون اين شب هنوز توسط برخي مردم محترم شمرده ميشود، فروش آجيل و تنقلات اين چنيني در اين شب مشتري بيشتري پيدا ميكند.
علاوه بر آجيل، هندوانه نيز محبوب شب يلدا است. پس با تصور اينكه وضعيت فروشندگان ميوه بايد در اين شب مناسب باشد به سراغ يكي از فروشندگان ميوه كه خرواري هندوانه را در مغازهاش تلنبار كرده است نيز ميروم.
برخلاف تصورم، اما اين فروشنده كه مغازهاش در يكي از پرترددترين خيابانهاي تهران و در مكان مناسبي قرار داشت از وضعيت فروش ميوه گلايه كرد و گفت: ممكن است محصولاتي چون هندوانه و انار در اين شب مشتري بيشتري پيدا كند ولي از جايي كه قيمت اين محصولات از نظر مردم بسيار بالاست، در نهايت بيشتر آنها از خريد منصرف ميشوند. مثلا كسي راغب نيست كه هندوانه را 500 الي 600 تومان بخرد يا براي انار چيزي بين 700 تا هزار و صد تومان بپردازد.
اين فروشنده هم البته يادآوري ميكند كه در سالهاي اخير وضعيت تقريبا به همين شكل بوده و فروش ميوههاي مخصوص شب يلدا به نسبت آنچه تصور ميكرده تغيير چنداني نداشته است.
وقتي در مغازههاي فروش آجيل و ميوه اثري از حضور مردم براي گراميداشت شب يلدا نميبينيم، محاورههاي عمومي مردم، سوژه مناسبي براي پي بردن به ميزان اهميت شب يلدا در نزد مردم بود. مردم نيز بيش از همه از سياست و گراني و فوتبال حرف ميند و اظهارنظر ميكنند ولي كسي از سنت يلدا حرفي براي زدن ندارد.
علت اين بيتفاوتي را وقتي از يك 30 ساله تهراني ميپرسم پاسخ جالب توجهي را ميشنوم. او ابتدا از فرارسيدن شب يلدا اظهار بيخبري نمود و بعد هم تاكيد كرد: امروز ديگر مراسم اين چنيني براي كسي اهميت چنداني ندارد چرا كه مردم به دلايل مختلف از بسياري اعياد محروم شدهاند و فضاي شاد و نشاط تقريبا از جامعه رفته است.
زماني كه با اين پاسخ مايوسكننده مواجه ميشوم، ترجيح ميدهم به سراغ جوانان بروم. با يك جوان 1918 ساله، هم صحبت ميشوم تا به ميزان حساسيت اين نسل نسبت به مراسمي چون يلدا پي ببرم.
پدرام كه دانشجوي سال اول جامعهشناسي است اين گونه ابراز عقيده ميكند: وقتي نهادهاي فرهنگي نسبت به رسوم ملي كه بخش مهمي از هويت ما را هم تشكيل ميدهند، اهميت چنداني به خرج نميدهند و براي احياي اين سنتهاي پسنديده تلاش نميكنند، از جوانان هم نميتوان توقع داشت كه حساسيت زيادي به اين رسوم نشان دهند.
او البته اضافه ميكند: در شرايطي كه نهادهاي متولي فرهنگ به هويتهاي ملي بيتفاوتند، فرهنگهاي ديگر از طريق رسانهها تمام همت خود را به خرج ميدهند تا بتوانند در ميان جوانان جوامع ديگر هواداراني پيدا كنند و آنها را به خود جلب كنند.
آيين هاي جذاب
صحبتهاي اين جوان دانشجو را يكي از پژوهشگران فرهنگ عامه مردم هم تكميل ميكند كه ميگويد:
و عاشقان فرهنگ و هويت ايران زمين آن را فراموش نميكنند.يكي از پژوهشگران فرهنگ عامه مردم ايران معتقد است: آيينهاي به جا مانده از نياكان ما همواره در معرض تغيير و تبديل هستند، همانطور كه از درون الزامات جامعه گذشته بيرون آمده. محمود احمد پناهي سمناني افزود: آيينهاي فولكلوريك، وفاق، يكدلي و همراهي را به جامعه عرضه ميكردند و جامعه بسته قديمي كه نياز به تعاون بيشتري داشته با آنها همخواني داشته است.
به گفته وي، هر قدر جامعه وسيعتر شود ضرورت تعاون جمعي و اقدامات گروهي ضعيفتر ميشود در نتيجه آن آيينها نيز رو به اضمحلال ميروند. وي بالاترين پيامد اين فراموشي فرهنگي را تنشها، استرسها، ناراحتيها، بياعتماديها و تلاشهايي دانست كه فرآيند آن بازده مادي دارد اما خوشبختي و وفاق و همدلي را به همراه نميآورد.
اين پژوهشگر خاطرنشان ميكند: يلدا از آيينهاي كهن اساطيري ايران است كه از تضادهاي طبيعت در فرآيند مبارزه دو عنصر اهورايي و اهريمني در نظام طبيعت به وجود آمده است.
به گفته وي، براساس باورهاي اساطيري، دو نيروي موجود در دنيا، آنچه نيكي و بدي در طبيعت وجود دارد را بين خود تقسيم كردهاند، اگر چه سازوكار اين تقسيم، بر مبارزه با دو عنصر زير فرمان نيروهاي ياد شده است، اما از درون آن بايد يك نظام برادرانه براي اداره عالم به وجود ميآيد.
وي ميافزايد: روز با روشني و زايندگي، قلمرو اهورايي يزدان است و شب با سياهي و تباهي كه در درون خودش دارد اردوي اهريمني است، سياهي و تباهي كه در درون شب ميگذرد اردوي اهريمن را گرفته است، پليديها زير چادر سياه شب پناه ميگيرند و شب هراس آفرين، توانايي بالقوهيي را كه ميتواند ثمربخش و سودآور باشد در خدمت پليدي ميگذارد.
وي با تاكيد بر آنكه شب مصداق سردي است كه دگي را يخ ميد و بايد از گدش در امان بود و ترفندهايش را بازشناخت، اظهار داشت: يلدا اين شب طولاني و دراز سال از اردوي اهريمن بيرون آمده و سردي و افسردگي را با خود ميآورد.
پناهي سمناني در تشريح عقيده گذشتگان درباره شب يلدا ميگويد: نياكان كوشيدهاند از درون پديدهيي ناهمساز و پررمز و راز، معناها و مفهومهاي سودمند و مثبت بساد و در تحليل آخر، تضاد را به سود خودشان برگردانند.
به گفته وي، در فرهنگ عامه ما زمستان سرد و تاريك است اما دشمن مردم و طبيعت نيست، آزار ميدهد اما سودمند است، ذخيره و بركت آينده است پس بايد با آن دوست بود و با او از در دوستي درآمد.
وي تاكيد ميكند: در فرهنگ فولكلوريك ما، مردم با يلدا برخورد دوستانه دارند و آن را چله مينامند و براي آن آيينهاي جذاب ميگيرند.
اين پژوهشگر فرهنگ عامه همچنين بر اين باور است كه نياكان ما در شب يلدا تا پاسي از شب و يا گاهي تا صبح گرد هم مينشستند فال ميگرفتند، قصه ميگفتند، افسانهسرايي ميكردند و آجيل معروف شب يلدا را ميخوردند تا بدنشان قوي شود و در برابر سرما ايستادگي كند.
وي خوردن ميوه و بخصوص هندوانه را نشان آن دانست كه در گذشته باور داشتند كه هندوانه آنها را در برابر سوز و سرما حفظ ميكند.
پناهي تصريح ميكند: اما فرهنگ رسمي و ادبي ايران، چهره تاريك و خشن يلدا را در نظر ميگيرد، در ادبيات ما تيرگي زلف را به شب يلدا تشبيه ميكنند.
پس فرهنگ رسمي ما، يلدا را از اين چشمانداز تيرگي و سياهي ميبيند اما در فرهنگ فولكلوريك ما با آن مهربان هستند.
به گفته وي، در آيينهاي نمادين زمستاني خاصه در مناطقي كه معاششان مبتني بر كشاورزي و شباني و چوپاني )همدان، كردستان و لرستان( است، براي شب چله جشنهاي خاص برگزار ميكنند.
عمو چله جون
عدهيي از ايرانيان شب چله را «عمو چله جون» مينامند كه مهربانيهاي بابانوئل را به ياد ميآورد، دو روز مانده به شب چله فرش و لحاف خانه را تميز ميكنند، در و پنجره را باز ميگذارند، چراغ روشن ميكنند و با سفرهيي با انواع غذا و شيريني و خوراكي به استقبال عمو چله جون ميروند، همانطور كه در اروپا يي ها به استقبال بابانوئل ميروند.
پناهي تاكيد ميكند: براساس باور گذشتگان عمو چله جون، نماد آشتي ميان همسران است، اگر عمو چله جون از خانه راضي باشد خانه در آن سال روي خوشبختي ميبيند، در نيمه شب يلدا با احترام عمو چله جون را بدرقه ميكنند و او را تا لب رودخانه ميبرند و با او خداحافظي ميكنند.
پناهي در ذكر نماد مونث يلدا ميگويد: نماد مونث يلدا را چله زري مينامند كه عروس زمستان است و با آيينهاي جذابي از او استقبال ميكنند، از ميان دختران و دوشيزگان روستا به صورت قرعه يكي را انتخاب كرده و اسم او را چله زري ميگذارند، او را روي تختي در پشت بام خانهاش مينشانند و به صورت عروس آرايش مي كنند، اطرافش شمع روشن ميكنند، آجيل ميگذارند و مادرش نقل سرش ميريزد و مردم شادي ميكنند.
وي تاكيد ميكند: يلدا اساس آيين شگفتانگيزي است كه قوم و خويشي ميان ملتها را به ياد ميآورد، ريشه آن سرياني است و معناي واژگاني آن ميلادي عربي است، ما شب يلدا را تولد ميترا يا مهر مي دانيم همانطور كه مسيحيان شب تولد عيسي را جشن ميگيرند.
همچنين قرايي مقدم معتقد است نهادهايي چون شهرداري ميتوانند با برگزاري چنين جشنهايي در ميدانهاي شهر شور و هيجان اجتماعي ايجاد كنند. وي ميگويد:«شادماني در سطح جامعه، كاركردهاي اقتصادي، سياسي و فرهنگي دارد چرا كه جامعه شاد براحتي فعاليت اقتصادي ميكند و فضاي سياسي و فرهنگي جامعه نيز، تحت تاثير اين موضوع، پرتوان ميشود و درست از زماني كه درونمايههاي غم و انزوا بر افكار عمومي جامعه متولي شود، كاركردهاي منفي آن در سطح كلان جامعه، براحتي به چشم ميخورد.» «مهدخت بروجردي»، استاد دانشگاه و كارشناس ارتباطات نيز درباره نحوه پرداختن رسانههاي جمعي به آيينها و جشنهاي مليمذهبي ميگويد: «حفظ ميراث فرهنگي به عنوان يكي از كاركردهاي مهم رسانهها به شمار ميآيد. راديو، تلويزيون و مطبوعات به عنوان نهادهاي اصلي ارتباطات كشور، ميتوانند با اشاعه و ترويج سنتها و آيينهاي ملي مذهبي از به وجود آمدن شكاف ميان نسل جوان و هيات تاريخيفرهنگي ايران جلوگيري كنند.» با وجود تمام واقعيتها و سهلانگاريها در زمينه احياي سنتها، اما بايد پذيرفت كه هنوز در بسياري از شهرهاي ايران، يلدا شب دلنشين شبنشيني است.
منبع: روزنامه اعتماد