موانع توسعه در ایران / بخش دوم


یوسف ناصری

یکشنبه 13 دی 1383




گفت وگو با كارولوكس استاد دانشگاه

ثروت مادى به حاشيه مى رود
تقسيم بندى افراد براساس ثروت معرفتى




سياست نامناسب كه در دهه هاى اخير و در برابر تكنولوژى اتخاذ كرده ايم، موضوع نخستين بخش از گفت و گو با دكتر كارولوكس، استاد دانشگاه بود كه روز گذشته از نظر خوانندگان محترم گذشت.
واپسين بخش گفت و گو به دنياى آينده كه معرفت بنياد و دانايى محور است اختصاص دارد كه
در پى مى آيد.
ما درك دقيقى از دنياى صنعتى نداشته ايم و جامعه ما را هم جامعه در حال
گذار خوانده اند. حالا وارد دنيايى مى شويم كه مى گويند دهكده جهانى!
در دنياى ماقبل صنعتى، عمده نيروى كار صرف برآوردن نيازهاى اوليه مى شد. اما در انقلاب صنعتى، بشر توانست با استفاده زياد از انرژى تحت كنترل درآمده، با صرف وقت و كار كمتر بهره بالاترى ببرد و توليد بالاتر و بيشترى را سازمان بدهد. در اين انقلاب، محيط هاى كارخانه اى شكل گرفتند و تقسيم كار اجتماعى به وسيله تقسيم فنى كار تكميل شد و روابط اجتماعى از اين وضعيت متأثر شد.
در دنياى اطلاعات، مشترى مدارى مطرح مى شود و گاه حتى ممكن است يك كالا يا محصول فقط يك بار توليد شود و توليد انبوه رخ نخواهد داد. با توجه به اينكه ما نمى توانيم به اقتصاد غيرصنعتى هم برگرديم، ناچاريم به توليد جزءگرا و انعطاف پذير روى بياوريم كه قابليت استفاده آن به حداكثر برسد و بتوانيم از كالاهاى در دسترس، استفاده مجدد به عمل آوريم. با اين گونه توليد، ارزانى كالا همچنان حفظ خواهد شد. در دنياى نرم افزار، چنين اتفاقى رخ داده و آن را نمى توان به توليد انبوه رساند و مثلا ًموتور توسعه اقتصاد هندوستان در درجه اول به توليد و صادرات نرم افزار متكى شده است.
براى ما كه وارد دنياى صنعتى نشديم، راحت تر خواهد بود كه به دنياى جديد وارد شويم.
به نظر من، اصولاً بازى جديدى شروع شده و يك فرصت مناسبى در اختيار كشورهاى توسعه نيافته قرار گرفته تا عقب ماندگى خود را جبران كنند. همان گونه كه در قرون گذشته، انقلاب صنعتى رخ داد و ما پيشينيان كشور را متهم مى كنيم كه غافل از تحولات انقلاب صنعتى بودند، ما نيز در حال حاضر در خوابى عميق تر فرورفته ايم. هم اينك شرايط جديدى در جهان حاكم شده ولى گويى ما نمى خواهيم همگام با اين تحولات به پيش برويم. الآن رشد رسمى كشور ما تك رقمى و نرخ تورم نيز دورقمى است و در نتيجه رشد واقعى ما منفى مى باشد. در حالى كه دنيا به صورت چهار نعل به سمت پيشرفت حركت مى كند.
شايد ما اقتضائات دنياى جديد را درك نمى كنيم.
البته من معتقدم كه فرصتها را به خوبى تشخيص نمى دهيم.
هم اكنون كشورهاى توسعه يافته با يك واحد سرمايه گذارى در فناوريهاى نوين مى توانند حداقل ۳۰۰واحد سود نصيب خود ساد، ولى ما همچنان سراغ فناوريهايى مى رويم كه مثلاً در قبال يك واحد سرمايه گذارى بتواند يك واحد سود نصيب ما كند.
خير؛ ما دنبال فناوريهايى مى رويم كه متضرر مى شويم. ما اگر فعاليتهاى اقتصادى را با ارقام واقعى حساب كنيم مى بينيم كه همان ميزان سودى هم كه شما گفتيد نصيب ما نمى شود. ما بايد قبول كنيم كه سوبسيدى را كه دولت مى دهد به حساب سود نگذاريم.
در چه شرايطى از وضعيت كنونى مى توانيم به نحو موفقيت آميزى عبور كنيم؟
بايد تلاش كنيم كه متضرر نشويم. چه دليلى دارد با حمايت از برخى صنايع، اينگونه ضررها را به خود تحميل كنيم. ما اگر دنبال اقتصاد اطلاعاتى و نه اقتصاد صنعتى باشيم، بقيه مسير را بازار با علامت و سيگنالى كه مى دهد براى ما روشن خواهد ساخت. بازار به ما خواهدگفت كه توليد چه كالايى مقرون به صرفه هست يا نيست؟ اگر اين سيگنال ها را دچار اغتشاش نكنيم و اجازه بدهيم كه اين سيگنال ها به درستى به ما برسد، وضعيت مطلوب را پيدا مى كنيم.
پيام اين سيگنال چيست؟
عقلانيت اقتصادى. يعنى اينكه چه كارى بايد انجام بدهيم كه عاقلانه و مقرون به صرفه باشد. وقتى كه ما قيمتها را ثابت نگهداريم و نگذاريم به سطح قيمتهاى بين المللى برسد، فعاليتهاى اقتصادى ما، غيرعقلانى خواهد بود.
كشورهاى غربى هم دست به چنين حمايتى مى ند. مثلاً كشورى اروپايى مثل فرانسه به محصولات كشاورزى يارانه هاى كلانى اختصاص مى دهد؟
بنابراين مى توان گفت كه خوشبختانه يا متأسفانه فقط ما نيستيم كه مرتكب چنين اقدامى مى شويم اما آن كشورها، با وجود اين سياستهاى حمايتگرانه توانسته اند به پيشرفت برسند. اين سياست در هر سطحى و در هر جايى كه پياده شود، نتيجه اى جز ضرر نخواهد داشت.
چه تصويرى از اين دنياى معرفت بنياد يا دانايى محورآينده مى توان به جامعه ما عرضه كرد كه تحليل مثبتى از آتيه به دست بدهد و اوضاع ۵۰سال و يا ۱۰۰سال و بيشتر از آن را به دور از خيالبافى ترسيم كندو يك نوع احساس مسؤوليت در ما براى بهبود اوضاع جامعه ايجاد كند؟
عقلانيت اقتصادى و قيمتهاى واقعى ما را مجبور مى كند كه درك دقيقى از آينده كسب كنيم. ما بايد بدانيم كه فناورى بهتر و روزآمد به بقاى اقتصادى و كسب سود بيشتر ما كمك خواهد كرد. به همين دليل بايد براى كسب دانش حاضر شويم هزينه پرداخت كنيم و به سرمايه گذار معنوى كه بازدهى بالايى دارد روى بياوريم ولى وقتى سيگنالهاى اقتصادى به درستى كار نمى كنند، ما بايد شعارهاى انشايى سربدهيم و صرفاً بگوييم دانش امرى باارزش وخوب است.
البته اين شعارها تا حدى تأثير گذاشته و مردم تا حدى به خاطر شأن و اعتبار اجتماعى به فكر كسب دانش هستند. عدم عقلانيت اقتصادى همان مانعى است كه پيشرفت صنعتى ما را سد كرده و مانع از تحرك ما به سمت پيشرفت پساصنعتى است.
در آن دنياى جديدى كه به اعتقاد شما مشترى محور است و حالت انسان گرايانه اى به خود خواهد گرفت، به طور دقيق تر وضعيت چگونه خواهد شد؟
اقتصاد پساصنعتى با خودش روابط پساتجدد را هم به همراه مى آورد. جزو روابط پساتجدد هم اشتراك بيشتر و فعالترشدن مردم در حوزه اقتصاد و فرهنگ و ادغام اين دو بخش در اقتصاد اطلاعاتى است. توليد نيز برمبناى سفارش و برمبناى خواست و نياز مصرف كننده بوده و خواست و اراده مشترى بر همه بخشهاى مادى ومعنوى اقتصاد و حتى عرصه هاى ديگر حاكم خواهد شد.
در عصرى كه معرفت و دانايى موتور محركه توسعه خواهد بود ، نوع نگرش به سرمايه چه تغييرى خواهد كرد؟
همين الآن هم اين موضوع تحقق يافته است. بانك جهانى وقتى الآن مى خواهد موقعيت سرمايه گذارى را ارزيابى كند فقط به ثروت مادى موجود يك كشور نگاه نمى كند، بلكه به دانش فنى آن كشور هم نگاه مى كند تا ببيند معرفت و دانايى هم موجود هست يا نه؟ يك فن خاص در ابزار و يا ابزارهايى تحقق يافته و سرمايه هاى معنوى و اجتماعى را هم ارزيابى مى كند تا ببيند كه وقتى اجزا در كنار هم قرار مى گيرند قادرند كه يك سيستم ايجاد كنند. آيا آن شبكه اعتماد متقابل وشبكه اتكا و آن چيزى كه جامعه را تشكيل مى دهدچگونه است و آيا باعث مى شود كه مجموع اجزا فراتر از جمع جبرى اعضا باشد يانه؟
الآن برخى كشورها ، درآمد توريستى شان بيش از درآمدهاى نفتى كشور ما است. در حالى كه ما هم بايد به كسب درآمدهاى زياد اين بخش توجه كنيم و از تعامل با افراد توريست نهراسيم و به ارزشگذارى فرهنگها نپردازيم و از اين بابت مانند كشورهاى همسايه و اروپاى جنوبى به درآمدهاى بالاى توريستى دست يابيم.
اين موضوع هم مطرح است كه ايرانيان قادر به ارائه خدمات نيستند. حالا شايد اين به ادعاى برتر بودن فرهنگ ايران توسط ما ايرانيان برگردد...
به هرحال ، ارائه خدمات هم يك فناورى هست و آن هم دانش خاص خودش را مى طلبد كه متأسفانه ما اين دانش را كسب نكرده ايم. الآن كسانى كه در هتلهاى ما مشغول به كار هستند، صرفاً از معلومات عمومى ساده اى بهره مى برند. مثلاً مى دانند كه به حرف مشترى گوش كنند. به نظر مى رسد كه اين نوع ناتوانى يا به مشكل ذاتى ما برمى گردد يا به يك مشكل اكتسابى اما من گمان نمى كنم كه ما مشكل ذاتى داشته باشيم.
يكى از اقتضائات دنياى جديد ، يادگيرى مداوم است. چه چيزى بايد ما را وادار كند كه به اين نوع يادگيرى تن در دهيم و از مطالعه و تفكر پرهيز نكنيم؟
اقتصاد ما را وادار خواهد كرد كه به اين موضوع بپردازيم ولى به اين موضوع هم اشاره كنم كه در آينده ممكن است شكلهاى پيشرفته ترى از اقتصاد ليبرال شكل بگيرد و جايگزين اقتصاد مبادله اى شود. مثلاً الآن اقتصاد اهدا در حال رايج شدن هست . اقتصادى كه فعاليت در قالب آن براى كسب امتياز و يا براى چشمداشت خاصى صورت نمى گيرد. مانند آنچه كه ما هدايايى به دوستان خود مى دهيم و تمايل داريم كه آنها از ما يادگارى هايى نزد خود داشته باشند. لازم مى دانم به اين موضوع هم اشاره كنم كه ما در عرصه رباتيك از لحاظ دانش فنى كمبودى نداريم ولى به هرحال به محرك اقتصادى نياز داريم. الآن شما مى بينيد كه دانشجويان ما در مسابقات رباتيك معمولاً به مقام اول دست پيدا مى كنند و حتى گاه از رقباى ژاپنى عقب نمى مانيم. من به شما اطمينان مى دهم كه عقب ماندگى ما قابل رفع هست. اما آنچه كه مانع پيشرفت ما شده به كار نگرفتن عقلانيت اقتصادى است. به محض اينكه اين مانع برداشته شود، ما به سرعت پيشرفت خواهيم كرد.
در همين مسابقات رباتيك، كدام يك از نمايندگان صنعت ما حضور دارند؟ اما شما مى بينيد كه صنايع خودروسازى ژاپن در اين عرصه حضور جدى دارند و سعى مى كنند صنعت رباتيك را با توليد خودرو پيوند دهند.
چشم انداز تكنولوژى را در كشور ما چگونه ترسيم مى كنيد؟
من اين سؤال را مطرح كنم كه چرا با وجودنداشتن عقلانيت اقتصادى، هنوز كشور ما در عرصه رباتيك عقب نمانده است؟ چون نمى توان جلوى علم را سد كرد. شايد بتوان جلوى يك جنس مادى را سد كرد، ولى كمتر مى توان مانعى بر سر راه ورود مايع و گاز ايجاد كرد و بسيار كمتر مى توانيد مانع نفوذ اطلاعات بشويد.
ما داريم به سمت يك اقتصاد جديد حركت مى كنيم. اين اقتصاد جديد، فرصتهاى زيادى را براى ما ايجاد مى كند. البته اين فرصتها بطور خودكار تحقق پيدا نمى كنند. اگر در گذشته برمبناى ثروت مادى افراد را به دارا و ندار تقسيم مى كردند، امروزه ديگر انسانها را برحسب ثروت معرفتى به دارا و ندار تقسيم مى كنند. بنابراين بايد تلاش كنيم كه از اين روند سرنوشت ساز جهانى عقب نيفتيم و توانايى هاى خود را از حالت بالقوه به بالفعل درآوريم. من در طول مصاحبه در باره عدم عقلانيت اقتصادى صحبت كرد ولى در اينجا مى خواهم به يك مورد ديگر از اين نوع مشكل اشاره كنم و آن اين است كه ما قصد داريم در زمينه سياستهاى فناورى اطلاعات، مانع ايجاد كنيم. به اعتقاد من، ايجاد اين مانع كارايى ندارد. شايد تلاش براى ايجاد چنين مانعى باز به روحيه محافظه كارى ما بر گردد و البته جامعه هم دراين ميان ايجاد مشكل كرده است . به عنوان جمع بندى اين بحث بايد عرض كنم كه اگر بخوبى از فرصتهاى پيش رو استفاده كنيم ، مى توانيم موقعيت بسيار بهترى را براى كشور خود به ارمغان بياوريم.
منبع: روزنامه ایران