بهزاد نبوی: اگر خوئینی ها بیاید معین کنار می رود


عبدالکریم تابش

پنجشنبه ۱۷ دى ۱۳۸۳




عبدالكريم تابش فرد نماينده اردكان در مجلس هفتم، يك روز قبل از آنكه بهزاد نبوى نايب رئيس مجلس ششم و عضو شوراى مركزى سازمان مجاهدين انقلاب اسلامى، براى عمل جراحى روانه بيمارستان دى شود، گفت وگويى صريح، با وى انجام داده است.
• •

• با كانديدا شدن آقاى خاتمى در دور دوم موافق بوديد يا خير؟ الان چطور؟ باز هم همانگونه ايد؟ چرا؟
بله موافق بودم، از كسانى بودم كه به شدت آقاى خاتمى را تشويق مى كردم در دور دوم نامزد بشود و معتقد بودم اگر نامزد نشود، اصلاحات با انصراف آقاى خاتمى بايستى دفن بشود. البته اعتقاد نداشتم آقاى خاتمى در دور دوم در اين مسير حركت را ادامه دهد، اعتقادات ديگرى داشتم، ولى به هرحال همين الان هم معتقدم آمدن خاتمى خيلى بهتر از نيامدن ايشان بود و اگر ايشان نمى آمدند خود ما به دست خودمان فاتحه اصلاحات را خوانده بوديم، ولى امروز اگر اصلاحات نتواند پيش رود، همه مى فهمند اصلاحات متوقف شده و شكست خورد! نه اينكه اصلاحات به دست خود گور خود را بكند.
•به نظر شما حضور كانديدايى كه اطمينان به راى نياوردن آن به علت ناشناخته بودن در ميان عامه جامعه بيش از راى آوردنش است، به معناى خودى اصلاح طلبان در فضاى سياسى ايران نيست؟
احتمالاً منظورتان دكتر معين است. اولاً دكتر معين در همان حدى شناخته شده است كه آقاى خاتمى در هفتمين دوره انتخابات رياست جمهورى شناخته شده بود. ثانياً هر شناخته شده اى معلوم نيست خوب باشد، اتفاقاً گاهى اوقات ناشناخته ها بهتر از شناخته شده ها هستند، چون مردم خيلى نسبت به عملكرد ماها نظر مثبتى ندارند كه اگر شناخته شده مان به ميدان بيايد، بگويند به او راى بدهيم. شايد بهتر باشد كسانى كه نقش كمتر موثرى داشته اند، آنها بيايند. ضمن آنكه ناشناخته ها هميشه ناشناخته نمى مانند و اگر حركت تبليغاتى انتخاباتى پيش برود، پا به پاى بقيه شناخته مى شوند، با اين تفاوت كه جنبه هاى منفى شناخته شده ها را ندارند. در عين حال هم اگر شناخته شده خوشنام، مقبول مردم- كه راى آوردنش قطعى باشد- اصلاح طلب و اجماع هم در بين اصلاح طلبان داشته باشد، دكتر معين هم حاضر است به نفع او كنار رود. ما قبل از معين، مهندس موسوى را نامزد كرديم، دكتر معين هم موافق ايشان بود و كنار مى رفت. همين الان موسوى خوئينى ها بيايد معين به نفعش كنار مى رود چون آن خصوصيات را داراست.
• با شرايط پيش رو به نظر شما چند درصد از واجدين شرايط در انتخابات آتى رياست جمهورى شركت مى كنند؟
اگر شوك و تحول جديدى در جامعه رخ ندهد، ميزان مشاركت مردم حدود همان انتخابات مجلس هفتم است.
• چشم انداز آينده و روابط ايران و آمريكا را چگونه ارزيابى مى كنيد؟ لطفاً جواب كليشه اى ندهيد.
بستگى به انتخابات رياست جمهورى دارد كه كى بيايد. اگر كانديداى اصلاح طلب پيروز شود، به هيچ وجه اجازه بهبود رابطه با آمريكا را در پى نخواهد داشت- البته براى اصلاح طلبان تبليغات منفى است- ولى اگر مخالفان اصلاحات بتوانند قدرت را در دست بگيرند، شايد آنها در جهت بهبود رابطه با آمريكا تلاش كنند و از قبل هم علائمى بروز كرده كه اين كار را مى كنند. تنها مسئله اى كه وجود دارد، در آن صورت طرف مقابل آماده همكارى نباشد، چرا كه طرف مقابل طرفى است كه رژيم هايى مثل رژيم عربستان را كه ساليان دراز با آنها رابطه دارد ديگر قبول ندارد و مى خواهد تحول در آن كشورها ايجاد كند. بعيد است در كشور ما به همراهى با چنين جرياناتى رضايت بدهد! مگر به شكل تاكتيكى و براى حل مشكلاتش در عراق و افغانستان.
• به نظر شما طرح موضوع رفراندوم از سوى اپوزيسيون خارج از كشور كه به جز تغيير نظام جمهورى اسلامى به چيز ديگرى نمى انديشند از كجا نشأت گرفته است؟
آنها نظر هميشگى شان بود. يك عده از افرادى كه در داخل فعاليت مى كنند و ديدگاه هاى تغيير كل نظام را ارائه مى دهند حالا به آنها پيوستند، مطلب جديدى نيست و اين مطالب از حد شعار تجاوز نمى كند، شعارهايى كه شايد عده اى را جذب كند ولى هيچ نوع ضمانت اجرايى ندارد. اصلاح طلبان در داخل كشور نخواستند شعارهايى دهند كه از عهده اش برنيايند، تازه همين شعارهايى كه بسيار دقيق، روشن و در قالب قانون اساسى دادند، مى بينيم براى تحققش با چه مشكلاتى روبه رو هستند، واى به حال آنكه بيايند شعارهايى بدهند كه امكان تحققش از طريق تغيير نام نظام حاكم با دخالت خارجى يا با انقلاب وجود ندارد.
اين دوستانى كه چنين پيشنهاداتى مى كنند، دنبال چه هستند؟ دنبال آن هستند كه نظام كشور را توسط خارجى تغيير بدهند؟ يا توسط انقلاب؟ يا خودشان مى خواهند با ساز و كار موجود در قانون اساسى تغيير قانون اساسى دهند؟ ما اين را بارها گفتيم كه اگر كسى بخواهد قانون اساسى را با ساز و كار موجود در قانون تغيير بدهد، به مراتب نتايج بدترى خواهد گرفت.
در شرايط حاضر اگر كسى بخواهد با حمايت خارجى اين كار را بكند، ما هيچ وقت نيستيم، اگر هم به فكر انقلاب است، انقلاب ديگرى را براى كشور مفيد نمى دانيم و نه قابل اجرا. لذا فقط اين شعار و طرح موضوع نوعى جلب نظر است كه حداقل خاصيت آن را ندارد، كسى كه اين اظهارات را مى كند، نامزد رياست جمهورى شود، چون كسى كه رفراندوم براى تغيير قانون اساسى مى كند، نمى تواند بگويد قانون اساسى را قبول دارم و مى خواهم بيايم، رئيس جمهورى شوم و نمى دانيم نظر چه كسى را جلب كرده و چرا؟
منبع: روزنامه شرق