پدیده خودکشی ان
فریبا داودی مهاجر
سه شنبه 22 دی 1383
اني كه تنها راه را انتخاب ميكنند
فريبا داودي مهاجر: 250 در ايلام اقدام به خودكشي كردند. اين خبر كه توسط يكي از مقامات رسمي اين استان اعلام شد، خبري تكان دهنده و مهمتر از آن نشانگر مسائل و مشكلات ان اين استان است كه يا مورد بيتوجهي قرار گرفته يا اساسا داراي اهميت چنداني نبوده كه مسوولان ذيربط به آن بپرداد. يكي از مسوولان بيمارستان مصطفي خميني ميگويد: بدترين نوع خودكشي، خودسوزي است كه متاسفانه ما هر ماه با تعداد زيادي از ان و دختران جوان روبرو هستيم كه بدترين راه را براي مرگ خود رقم ميند و دردناكترين مسير را، براي پيمودن مسير آخر بر ميگزينند. اني كه از سر ناچاري يا نااميدي و ناملايمات دگي كه نميتوانند بر آن فايق آيند آسانترين راه يعني مرگ را ميپذيرند و شايد همين انتخاب نشان دهنده دگي محنتبار آنان باشد.
فريبا ي است كه با نفت خود را آتش زد. 21 ساله كه يك پسر و يك دختر داشت. ي زيبا و جوان كه بارها به وسيله همسرش تهديد به مرگ شده و تا سرحد مرگ كتك خورده بود. بارگي همسرش بيش از پيش او را زجر ميداد. و آن شب كه مرد او را از خانه بيرون كرد تا خرخره مشروب خورده بود.
به خانه مادرش پناه برد، اما مادر از ترس فريادها و بيآبروييهاي دامادش او را راه نداد و او شبانه به پاركينگ خانه پناه برد. همسايه او را ديد و نيشخندي نثارش كرد.
فريبا چارهيي نداشت. بالا رفت. آرام در زد. اما مرد در را باز نكرد. دوباره در زد و پاسخي نشنيد. فريبا به پاركينگ بازگشت. از كنار انباري بانكه نفت را برداشت و قلپ قلپ نفت را روي سرش خالي كرد. كبريت را كشيد. تحمل چنين حقارتي را نداشت مگر مادرش نگفته بود كه بايد با لباس سفيد برگردد. پس چارهيي برايش نمانده بود. آتش به دستهايش سرايت كرد و در يك چشم به هم زدن بدن زيباي دختر جوان را در آغوش كشيد. فريبا در آتش مرگ ميرقصيد.
ياد شب عروسياش افتاد. و ياد روزي كه اولين بچهاش را در بغل گرفته بود و ياد كتكها و ناسزاها و ياد همه چيز. فريبا فرياد كشيد. فريادهاي ممتد و دلخراش. و بعد تلاشهاي نافرجام آنهايي كه ميخواستند خاموشش كنند. قبل از آنكه پتو را بر روي صورتش بيانداد آخرين چهرهيي را كه ديد صورت معصوم دختر 5 سالهاش بود كه او را با چشمهايي وحشتزده نگاه ميكرد.
فريبا نميدانست كه چند بعد از او به عنوان مادر به خانه مرد خواهند آمد. فريبا مرد ولي داستانش را دختر 18 سالهاش مينا براي من تعريف كرد. خدا ميداند كه چه داستانهايي امروز با خاك هم آغوش و زير خروارها خاك دفن شدهاند.
آمارها نشان مي دهد كه در كشور ما روزانه 7 مورد خودكشي منجر به مرگ رخ مي دهد و ايلام و كرمانشاه بالاترين آمار خودكشي در ميان ان را به خود اختصاص داده است.
روانشناسان معتقدند فقر، نابساماني خانوادگي، تعارضات فرهنگي، ترس از خشونت همسر، برادر و يا پدر و محدوديتهاي خانوادگي از جمله دلايلي است كه ان اقدام به خودكشي ميكنند و البته دلايلي چون الكل، اعتياد، فحشا، بيماريهاي رواني و اختلالات خلقي ميتواند فرد را در مسير خودكشي قرار دهد.
معمولا ان از روشهايي چون سم، دارو و خودسوزي براي خودكشي استفاده ميكنند و استفاده از نمادهايي چون آتش براي جلب ترحم يا پشيماني افرادي كه باعث اين خودكشي بودهاند بيشتر مورد استفاده قرار ميگيرد. گاهي در بعضي از مناطق استفاده از يك شيوه براي مدتي از زمان رايج ميشود و بعد شيوهيي ديگر جاي آن را ميگيرد و مهمتر از آن اينكه معمولا خودسوزي در ميان جوانها بيشتر رواج دارد.
دكتر فرجام در مصاحبه با سايت خبرگزاري ايسنا ميگويد: «مهمترين آمار در زمينه خودسوزي مربوط ميشود به خودسوزي در اهواز كه از 178 مورد خودسوزي منجر به فوت در فاصله زماني يك ساله 84 درصد موارد و فقط 27 درصد مرد بودهاند و اين امر نشانگر آن است كه شيوع خودسوزي در ان بيش از 5\5 برابر مردان است.
57 درصد افراد سوخته شده متاهل بودهاند و بيشترين خودسوزي كه حدود 50 درصد را تشكيل ميدهد مربوط ميشود به گروه سني 11 تا 20 سال.
از نظر سطح تحصيلات بيشترين مورد خودسوزي كه 66 درصد بوده در افراد بيسواد ديده شده و از لحاظ شغل اكثريت افراد خانهدار بودهاند. افراد بيكار با 19\1 درصد، محصل با 7\8 درصد و شاغل با 3\9 درصد در ردههاي بعدي قرار گرفتهاند. از نظر محل سكونت محل اقامت بيشتر افرادي كه خودسوزي كردهاند اهواز بوده و تحقيقات نشان داده است كه 35 درصد موارد بيماري شناخته شده رواني داشته اند. تمام خودسوزيها در منزل رخ داده و هيچ مورد خارج از منزل گزارش نشده است. در 162 مورد يا حدود بيش از 90 درصد نفت به عنوان ماده ايجاد كننده احتراق مورد استفاده قرار گرفته است.)1(
پروين 45 ساله بود كه در زيرزمين خانه، 5\6 صبح روز جمعه خودسوزي كرد. او در عرض يك سال پسر و دخترش را راهي خانه بخت كرده بود و هنوز 4 فرد ديگر در خانه داشت.
روز قبل از خودسوزي به من تلفن زد و گفت كه حالش خيلي بد است. دچار اضطراب و افسردگي شديد بود. يك ساعت پاي تلفن گريه كرد. از دست دامادش ناراضي بود.
تمام آرزوهايش را براي يكي يكدانه دختر خانواده بر باد رفته ميديد. دخترش به شهرستان دور رفته بود و پروين شديدا احساس دلتنگي ميكرد. همسرش مرد بسيار خوبي بود ولي آنقدر در كار غرق بود و براي امرار معاش خانواده تلاش ميكرد كه بيماري همسرش، دور چشم كبود او، بياشتهايي و خستگياش و حتي لاغري مفرطش را نمي ديد. پروين صبح روز جمعه، فرداي آن مكالمه تلفني خودش را مقابل چشم پسر هفتسالهاش به آتش كشيد و به خاكستر تبديل شد. و در حالي كه همه خانواده فكر ميكردند او اتفاقي دچار سوختگي شده است با بدني سرخ شده و تاول زده به خاك رفت. يكي از مشكلات عمده ان ايراني ديده نشدن و فراموش شدن در ميان خواستهاي فردان يا احتياجات خانواده و مشكلات آن است.
خانوادههايي كه دچار مشكلات اقتصادي يا تعداد زياد فردان هستند. مادر در ميان گرفتاريهاي صبح تا شام در حاشيه قرار ميگيرد و حتي پدر هم فرصت فكر كردن به مادر را از دست ميدهد.
و زماني ميرسد كه مادر با احساس نااميدي يا افسردگي و اضطراب درگير شده اما فرصت پيدا نميكند كه به خود بيانديشد. در بسياري از خانوادهها كه ناراحتيهاي اعصاب براي عروس ننگ شمرده ميشود، سعي ميكند كه از آشكار شدن آن جلوگيري كرده و با آن بسازد. در حالي كه بيماري اعصاب از درون را فرسوده و دچار مرگ تدريجي ميكند.
پروين در همين تهران دگي ميكرد. شايد اگر دسترسي به خطوط تلفن Hotline داشت يا سيستمي براي مشاورههاي اينچنيني براي ان فراهم بود يا مراكز بهداشتي ما به چنين موضوعاتي حساس بودند و دهها شايد ديگر، پروين ديگر امروز ده بود.
يا اگر خانوادهها در معرض اطلاعات و آموزشهاي لازم قرار ميگرفتند از بسياري از اتفاقاتي كه در شهر پر هياهوي تهران اتفاق ميافتاد جلوگيري ميشد.
مينا.ح چندي پيش در مقابل چشمان حيرت زده پدر و مادرش خود را ساعت 30\4 صبح روز پنجشنبه در منطقه تهرانپارس، از طبقه پنجم خانهشان به پايين پرتاب كرد و خانوادهاش بعد از بازجويي اظهار داشتند كه او دختري عصبي بوده است. اما نگفتند كه در مقابل عصبيت اين دختر 20 ساله دست به چه اقدامات پيشگيرانهيي زدهاند.
ما تنها اين قبيل اخبار را بدون ارزيابي و تحقيقات در صفحات مختلف حوادث ميخوانيم. اما مسوولان مربوطه هرگز به اين مساله فكر نكردهاند كه با چه تمهيداتي ميتوان در تهران و ديگر نقاط كشور از خودكشي ان و دختران جوان جلوگيري كرد و حداقل با اعلام منطقه بحران در استانهايي مانند ايلام و خوزستان و... به حل مشكلات و ريشهيابي پديدههاي اجتماعي از اين دست كمك نمود.
به نظر ميرسد آمار بالاي طلاق و تعداد رو به افزايش ان خود سرپرست و عدم توانمندي آنان در مقابله با تبعات چنين مسائلي ميتواند آمار نااميدي و خودكشي در ميان ان را افزايش دهد.
سيدهادي معتمدي در گفتوگو با خبرگزاري فارس اظهار كرد: از مجموع 600 هزار ازدواج ؤبت شده در سال 82 حدود 70 هزار مورد به طلاق منجر شده است كه 5\13 درصد از كل ازدواجهاي ؤبت شده است. وي استفاده از تسهيلات اشتغالزايي و حمايت از ان خودسرپرست را در اين رابطه ضروري دانست.
و اين در حالي است كه علي نوذريور معاون امور دهياري هاي سازمان شهرداريها و دهياريها گفته است كه 18 درصد شهرنشينان و 22 درصد روستاييان كشور زير خط فقر دگي مي كنند و تحقيقات نشان داده است كه سطح اميد به دگي در روستاييان 59 سال در شهرنشينان 69 سال ارزيابي شده است و به دليل نبود امكانات كافي از هر هزار روستايي 75 نفر ميميرند. وي از شكاف عميق ميان روستاييان و شهرنشينان خبر داد و به وجود اختلاف طبقاتي گسترده اشاره كرد.
مقايسه اين آمارها نشان ميدهد كه ان در كشور ما تا چه ميزان در معرض بحرانهاي اجتماعي قرار دارند.
و چنانچه دولتمردان به حل بحرانهاي اجتماعي توجه لازم را نكنند، ان به دليل عدم توانمندي بيش از اقشار ديگر اجتماع شكننده خواهند بود و در مقابل فشارهاي اجتماعي عقبنشيني خواهند كرد.
جامعهشناسان معتقدند توانمندي ان از بسياري از خطرات احتمالي جلوگيري ميكند و حتي مي تواند جامعه را در مسير توسعه قرار دهد.
معيارهاي برابري جنسيتي براي حركت به سمت توانمندي 5 محور اساسي دارد.
محور اول، رفاه است. ان بايد در مواردي چون بهداشت، تغذيه، درآمد با مردان برابر باشند.
محور دوم همان دسترسي است. يعني ان بايد حق دستيابي به منابع و ابزار لازم جهت رشد و ترقي را داشته باشند. منابعي چون سرمايه، مهارت كاري، زمين، آموزش و همچنين قوانيني كه اين منابع را در اختيار ان قرار نميدهد نيز اصلاح و تغيير پيدا كند.
محور سوم آگاهي است و چهارمين محور حق مشاركت و در نهايت كنترل ميتواند توا لازم بين قدرت ان و مردان را ايجاد كند.
ما نميتوانيم با خشونت عليه ان، با خودكشي در ميان ان، با فقر با تبعيض مقابله كنيم تا زماني كه در پنج مرحله فوق گام بر نداريم.
زيردست، در مواجهه با مشكلات قدرت تغيير نخواهد داشت و تنها راه انتخابي او مرگ است. يا مرگ خود يا مرگ مسبب مشكلاتي كه او تحمل ميكند.
اگر چه امروز بسياري از افراد مطالبات حقطلبانه ان را با انگهاي ضخيم يا دوبال تحقق خاورميانه بزرگ يا حتي مقابله با دين تلقي ميكنند اما بايد بدانند كه تفكر آنها و حذف افرادي كه دغدغه مساله ان را دارند صورت مساله را پاك نخواهد كرد و مشكلات گريبانگير ان ايران همچنان باقي خواهد ماند و زماني كه مشكلات موجب بحرانهاي سهمگين در نظام شود ديگر هيچ مسكن يا درمان سريعي نميتواند جوابگوي معضلات اجتماعي باشد.
پينوشت:
1( وقايع اتفاقيه. بيتا مهدوي. مقاله اني كه مرگ را جستوجو ميكنند.
منبع: روزنامه اعتماد