آرایش سیاسی نیروها در حوزه علمیه قم


فرید مدرسی

یکشنبه 27 دی 1383


نو گراها و سنتى ها



سياسى شدن حوزه علميه قم با فوت آيت الله بروجردى و واقعه ۱۵ خرداد ۴۲ آغاز شد و پس از اين بود كه حوزه علميه قم در جايگاه منتقد و مخالف سياسى رژيم پهلوى جاى گرفت. حوزه علميه قم بدين ترتيب با انقلاب اسلامى و حوادث پس از آن در نقطه گرانيگاه قدرت سياسى جاى گرفت و روحانيون سنتى معتقد به جدايى امور دينى از حوزه سياست با تعطيلى دارالتبليغ _ كانون نظارت بر گسيل روحانيون در سه ماه قمرى رمضان، محرم و صفر به روستاها و شهرهاى كشور _ و تبديل شدن آن به دفتر تبليغات امام در ساختار حوزه علميه قم به كناررفتند و هوادارانى متشكل نيافتند.
نگاه جديد حوزه علميه قم به حوزه سياست اما نقطه افتراق فكرى اين روحانيون با حوزه نجف بود. پس از انقلاب با سازماندهى بيشتر روحانيون در اين حوزه و واگذارى مديريت اين حوزه به ولى فقيه زمان (كه امام خمينى اين انتخاب را به آيت الله گلپايگانى محول كرد) اين نقطه افتراق ظاهر آشكارترى نيز به خود گرفت. اينچنين بود كه با مرور زمان نگاه سازمانى و تشكيلاتى _ آموزشى بر حوزه علميه قم حاكم شد و نگاه ها و نگرش هاى فقهى با رويكرد سياسى مورد استقبال بيشتر قرار گرفت و هوادارانى از انديشه «ولايت مطلقه فقيه» به عنوان تئورى و نظريه اى شيعى كه امام خمينى نظريه پرداز آن بود، در حوزه علميه قم جايگاه خود را باز كرد. پس از اين اما در ميان هواداران ولايت فقيه كه نگاه رسمى حوزه علميه قم بود، دو اردوگاه سياسى _ فكرى شكل گرفت. روحانيون سنتى راستگرا با ليدرى جامعه مدرسين حوزه علميه قم و هوادارى مديريت اين حوزه از يك سو و از سوى ديگر روحانيون چپگرا با تمركز در دفتر تبليغات اسلامى و هوادارى برخى از مسئولان عالى رتبه كشور دو اردوگاه سياسى _ فكرى را در اين حوزه تشكيل مى دادند و به رقابت با يكديگر مشغول بودند، واقعيتى كه رقابت شديد «صادق خلخالى» و «احمد آذرى قمى» در انتخابات مجلس سوم از حوزه شهر قم نمونه بارز آن بود.
جامعه مدرسين حوزه علميه قم
نطفه شكل گيرى جامعه مدرسين حوزه علميه قم از نگاشتن بيانيه هاى سياسى در مخالفت با عملكرد رژيم پهلوى پسر بسته شد. شاگردان امام خمينى در موارد متعددى همچون تبعيد وى، شهادت حاج مصطفى خمينى، اعتراض ۱۹ دى مردم قم و... اقدام به نوشتن بيانيه هايى مى كردند و سپس آن را به امضاى اساتيد حوزه علميه قم مى رساندند. اساتيدى همچون حسينعلى منتظرى، ربانى شيرازى، ربانى املشى، احمد آذرى قمى، على مشكينى و احمد جنتى و سپس مكارم شيرازى، وحيد خراسانى، فاضل لنكرانى، انصارى شيرازى، حرم پناهى، سيدمهدى روحانى، شبيرى جانى، احمدى ميانجى، طاهر شمس و... نيز به جمع آنان پيوستند. آنان پدران حوزه علميه سياسى شده قم بودند كه برخى از آنان در قبل از انقلاب به گذران دگى در دان هاى پهلوى و تبعيد به شهرهاى دورافتاده محكوم شدند. پس از شكل گيرى انقلاب ۵۷ اندك اندك برخى از اين اساتيد به مسندهاى حكومت نزديك شدند تا با قهر سياسى ليبرال هاى دولت موقت جاى آنان را پر كنند و البته بخشى از آنان در حوزه علميه قم ماندند تا به تفكرات فقهى خود كه با تفكرات پيشين حوزه تفاوت هايى داشت، عمق و بنيان بخشند. با اين وجود جهت سازماندهی تفکرات سیاسی، آنان را مجبور به حفظ و سازماندهی احتياج به يك تشكل
منسجم جامعه مدرسين حوزه علميه قم كرد به گونه اى كه اين تشكل در سايت اينترنتى ارگان خويش مسئوليت خود را پس از انقلاب ۵۷ تغيير يافته ديده و نوشته است: «مسئوليت جامعه مدرسين تغيير كرد و از صورت مبارزه با رژيم طاغوتى به صورت مشاركت در تثبيت و تاسيس حكومت اسلامى تبديل شد.» همان گونه كه در بخش ديگر اين سايت آمده است اعضاى اين تشكل از افراد متنفذ جمهورى اسلامى به حساب مى آيند و در نهادهاى مختلف همچون شوراى انقلاب، مجلس خبرگان تدوين قانون اساسى، مجلس شوراى اسلامى در دوره هاى مختلف، شوراى نگهبان، مجلس خبرگان رهبرى، قوه قضائيه، مجمع تشخيص مصلحت نظام و شوراى عالى انقلاب فرهنگى حضورى فعال داشته و دارند. همچنين اگر در زمان رهبرى امام خمينى مدير حوزه علميه قم از طرف آيت الله گلپايگانى انتخاب مى شد، پس از فوت رهبر فقيد جمهورى اسلامى اين كار برعهده اين تشكل قرار گرفت و اصلاح و برنامه ريزى براى حوزه هاى علوم دينى و تشكيل شوراى مديريت حوزه علميه قم از وظايف اصلى اين تشكل قلمداد شد و اكنون تمامى اعضاى شوراى مديريت حوزه علميه قم محمد مومن، محمد يزدى، محمدتقى مصباح يزدى، مرتضى مقتدايى، رضا استادى، محمد عبداللهى، سيدمحمد غروى، مهدى شب ده دار و محمود رجبى و نيز مدير اين حوزه سيدهاشم بوشهرى از اعضاى جامعه مدرسين هستند و اين تشكل توانسته است با استفاده از قابليت هاى هژمونيك خود مديريت حوزه هاى علميه را در دوره هاى مختلف پس از انقلاب برعهده گيرند. جامعه مدرسين با نگاه سنتى و راستگرا همچنان سيطره خود را بر حوزه علميه قم حفظ مى كرد و توانسته بود برخى از روحانيون غيرسياسى ديروز را هم با خود همراه و همگام سازد و در برابر رقيبان خود در دفتر تبليغات اسلامى و برخى از مراكز حكومتى ديگر بايستد. رقابت هاى انتخاباتى به ويژه در شهر قم گاهى محل حضور اين دو نگرش فقهى و مذهبى در حوزه سياست بود. رقابت هاى اعضاى دو تفكر راست و چپ مذهبى در مقاطع مختلف به نمايش درمى آمد و البته در دهه ۶۰ رقيبان آنان بيشتر تلاش مى كردند تا خود را به روحانيون عالى رتبه حكومتى نزديك كنند و جمهورى اسلامى نيز در تلاش بودند تا نفوذ خود را در حوزه علميه از دست ندهند و به مراجع تقليد بيش از پيش نزديك شوند.مخالفت اين گروه سياسى با حضور ميرحسين موسوى در آستانه انتخابات رياست جمهورى دوره هفتم پس از جلسه با حزب قدرتمند راستگراى جمعيت موتلفه نقطه بروز نگاه آنان به حوزه سياست بود. با وجود برخى اختلافات بر سر حمايت از كانديداتورى على اكبر ناطق نورى يا محمد رى شهرى، آنان اما سرانجام با قاطعيت تمام از على اكبر ناطق نورى همگام با ديگر گروه هاى همسو حمايت كردند و بر رياست يك روحانى در قوه مجريه پاى فشردند.پس از انتخاب محمد خاتمى به عنوان رئيس قوه مجريه، جامعه مدرسين در جايگاه منتقد جدى دولت نشست و با همراه بودن نهادهاى موثر حكومتى، نگاه سياسى و اعتراضات خود را به دولت ابراز كرد و حتى برخى از گروه ها و افراد اصلاح طلب را در برابر انتقادات تندى قرار داد. با ورود برخى از افراد جديد همچون محمدرضا فاكر، احمد خاتمى، عبدالنبى نمازى، صادق لاريجانى، محمدرضا آشتيانى، سيدمحمد غروى، حسن ممدوحى، محمدرضا جمشيدى، محمود رجبى، مهدى شب ده دار، محمد عبداللهى، محمدجواد فاضل و سيدهاشم حسينى بوشهرى به درون ساختار تشكيلاتى جامعه مدرسين در طول سه سال گذشته و عدم حضور برخى از آيات عظام به دليل مشغوليت هاى مرجعيت، انتقادات به سوى محمد خاتمى و دولت وى بيشتر شد.اصلاح طلبان غيردولتى هم از اين انتقادات در امان نماندند. در بيانيه كوتاهى با امضاى رياست اين تشكل على مشكينى، سازمان مجاهدين انقلاب اسلامى را غيرمشروع به شمار آورد. اعطاى پسوند غيرمشروع به اين تشكل اصلاح طلب به دنبال سخنان عضو ارشد سازمان مجاهدين، هاشم آقاجرى در همدان و انتقادات تند نهادهاى مذهبى و سياسى محافظه كار صورت گرفته بود.در اقدامى ديگر به دنبال تصويب الحاق ايران به «معاهده محو كليه اشكال تبعيض عليه ان» اين نهاد در ۲۷ اسفند ۸۲ چنين اقدامى را نامشروع خواند و در شأن مجلس شوراى اسلامى (دوره ششم) ندانست. همچنين در ۲۲ دى ۸۲ از اقدامات شوراى نگهبان در احراز يا عدم صلاحيت كانديداهاى مجلس هفتم حمايت كرد و در حين انتخابات مجلس هفتم در بيانيه اى همچون گذشته با امضاى آيت الله على مشكينى اقدام به معرفى كانديداهاى اصلح شهر قم كرد و در تحليل اقدامات مجلس ششم نوشت: «مجلس ششم كارنامه اى درخشان در خدمت به شما مردم از خود بر جاى نگذاشت...» جامعه مدرسين در بخش فرهنگى و اجتماعى نيز نگاهى اصولگرايانه دارد و هر از گاهى احمد خاتمى و على مشكينى مشكلات اجتماعى را از ديد خويش گوشزد مى كنند و به مسئولان به ويژه دولتى جهت جلوگيرى از مفاسد اجتماعى هشدار مى دهند.بيانيه هاى سياسى اين تشكل در چند سال گذشته اما نوعى تغييرات در نگرش سياسى آنان را به نمايش مى گذارد. با شروع تغيير آرايش سياسى كشور پس از انتخابات شوراهاى شهر و مجلس هفتم نگاه آنان به «نومحافظه كاران» نزديك شد و حتى اعتراض يكى از اعضاى ارشد اين تشكل به غيرروحانى شدن رئيس مجلس به سرعت خاموش شد و همگامى آنان با نيروهاى جديد راستگرا را نمودار ساخت.اكنون جوان شدن ميانگين سنى اعضاى اين تشكل نويد حمايت آنان از گروه هاى جديد محافظه كار را مى دهد و آنها حتى در انتخابات رياست جمهورى آينده نشانه هايى از غير الزامى بودن كانديداى روحانى را به نمايش مى گذارند.
مجمع طلاب و فضلاى قمى
مجمع طلاب و فضلاى قمى به عنوان بخشى موثر در مجمع طلاب و فضلاى حوزه علميه قم به دليل نزديكى جغرافيايى به حوزه علميه قم و سه هزار عضو كه در جلساتشان حدود پانصد نفر از روحانيون اين شهر نيز حضور دارند، به عنوان تشكلى صنفى در قبل از انقلاب با هدف تشكيل صندوق قرض الحسنه براى اعضا تشكيل شد. با شكل گيرى انقلاب ۵۷ اعضاى اين تشكل اما سياسى شدند و به فعاليت و رقابت هاى سياسى در حين تبليغ احكام اسلامى روى آوردند. اعضاى اوليه اين تشكل حسين ايرانى، غلامرضا فياضى، بهاالدين، اسلاميان و ناظم زاده بودند كه نزديكى بسيار زيادى با آقايان فاضل لنكرانى، مومن، آذرى قمى و سيدمهدى روحانى در پس از انقلاب پيدا كردند. اين تشكل همچون ديگر تشكل هاى سياسى وابسته به حوزه علميه قم در مقاطع مختلف با گروه هاى سياسى ديگر همراه مى شوند و اكنون تحت عنوان شوراى هماهنگى انقلاب اسلامى كه «آبادگران» مولود اين شورا است، قرار دارند. على بنايى نماينده قم در مجلس هفتم كه رياست مجمع طلاب و فضلاى قمى را برعهده دارد، عملكرد اين تشكل را در جهت سهم خواهى نمى داند و موضع گيرى هاى سياسى اين تشكل را بنا بر اعتماد اعضا به او و شوراى مديريت سه نفره (بنايى، تكيه اى و احمدى) اين تشكل توصيف مى كند.او شاخص اين تشكل را براى كانديداهاى انتخابات رياست جمهورى آتى روحانى يا غيرروحانى نمى داند و مى گويد: «بايد رئيس جمهور آتى قوى و قدرتمند باشد و همان طور كه جنگ را جوانان اداره كردند، اين افراد هم مى توانند برخى از مسندهاى حكومت را در دست بگيرند.» اين تشكل در حين فعاليت هاى سياسى، كانون نويسندگان قمى را نيز كه بيشتر به نوشتن در حوزه امور مذهبى مشغول است، تشكيل داده است. نگرش سياسى آنان نيز بسيار نزديك به نومحافظه كاران جلوه مى كند و «مديريت قدرتمند» و «عدم الزام روحانى بودن» نشانگر همراهى اين تشكل عضو شوراى هماهنگى نيروهاى انقلاب اسلامى با «آبادگران» است. با حضور برخى از اعضاى آنان در كسوت ائمه جمعه و جماعات و نيز منبرى هاى مساجد و تكايا اين تشكل هم مى تواند نگرش هاى سياسى خويش را در نهادهاى مذهبى به خوبى ترويج كند. گفتنى است كه نوعى هماهنگى با جامعه مدرسين نيز در ميان اين تشكل ديده مى شود، زيرا كه در مقاطع مختلف سياسى اين تشكل به همراهى با جامعه مدرسين مى پردازد و در مراسم و سخنرانى ها اين خط مشى را تبليغ مى كند. مجمع طلاب و فضلاى قمى حوزه علميه قم در ۱۴ بهمن ۷۸ در اعتراض به كاريكاتور نيك آهنگ كوثر بيانيه اى صادر كرد و نوشت: «حمله به استاد فرزانه آيت الله مصباح يزدى حمله به يك شخص نيست، بلكه حمله به يك فرهنگ است، حمله به يك مكتب است و حمله به اسلام است.»همچنين در ادامه بيانيه به انتقاد تندى نسبت به وزارت ارشاد و شخص عطاءالله مهاجرانى پرداخت. پس از كنفرانس برلين اين تشكل به انتشار بيانيه اى ديگر همراه با ديگر تشكل هاى محافظه كار اقدام كرد و طرح شعارهايى همچون «جامعه مدنى»، «توسعه سياسى» و «اصلاح طلبى» را معارض با اهداف و آرمان هاى اصيل انقلاب دانست.
موسسه امام خمينى
دانش آموختگان و فعالان اجرايى موسسه آموزشى _ پژوهشى امام خمينى كه رياست آن برعهده آيت الله محمدتقى مصباح يزدى است، قدرت فقهى _ سياسى متنفذى را در دهه اخير در حوزه علميه قم دارا بوده اند. گفتنى است كه فارغ التحصيلان اين موسسه تا به حال ۸۰۰ نفر را شامل شده است. فعالان اين موسسه همچون محسن غرويان، خسرو پناه، مرتضى آقاتهرانى، سيدابوالحسن نواب، پارسانيا، غلامرضا فياضى، قوامى، كاظمى و سيدمحمد غروى با استفاده از فضاى آموزشى اين موسسه حتى تحصيل چند ساله در برخى از دانشگاه هاى آمريكا و كانادا توانسته اند نگرش فقهى را در حوزه و جامعه مذهبى ايجاد كنند و گاهى نيز به دليل پيوند سياست با مذهب در ايران موضع گيرى هاى سياسى را بر مبناى انديشه استاد خويش، محمدتقى مصباح يزدى بيان مى كنند. پشتوانه تئوريك آنان بيشتر در فصلنامه معرفت به مديرمسئولى مصباح يزدى و سردبيرى سيدمحسن غرويان به نمايش گذاشته مى شود. از سوى ديگر برخى از هواداران انديشه فقهى _ سياسى آيت الله مصباح يزدى و شاگردان وى نيز همچون قاسم روانبخش، على شيرازى، حميد رسايى، عباس محسنى، طهماسبى و حسين ايرانى نگاه منتقدانه خود به اصلاحات را در نشريه تحليلى _ سياسى «پرتو» و برخى از كتاب هاى سياسى _ ژورنالى به تصوير كشيده اند.
آنان با وجود قرابت فكرى با برخى از اعضاى جامعه مدرسين از نظر تشكيلات آموزشى قدرتمندتر و از ديد نگرش سياسى راديكال تر جلوه گر مى شوند. اين محفل فكرى _ سياسى با پتانسيل هاى خود توانسته است رابطه عميقى ميان مراكز علمى و فقهى خويش با هيات هاى مذهبى به وجود آورد، به گونه اى كه در اكثر گردهمايى هاى اعتراضى نسبت به فعاليت هاى اصلاح طلبان همچون اعتراض به عبدالله نورى (وزير كشور وقت)، عطاءالله مهاجرانى (وزير فرهنگ و ارشاد اسلامى وقت)، تحصن به دليل كاريكاتور نيك آهنگ كوثر در مسجد اعظم قم، اعتراض به تحصن نمايندگان مجلس ششم در فيضيه قم و... اعضاى اين محفل به عنوان سخنران انتخاب شده بودند.همچنين دفتر تبليغات اسلامى با تغييرات عمده در دهه ۷۰ سازمانى نزديك به اين نگرش شناخته مى شود. به گونه اى كه پارسانيا و ايزدپناه از اين محفل در هيات مديره دفتر تبليغات حضور دارند و اين دفتر، مركزى جهت نظارت بر اعزام مبلغان مذهبى به سراسر كشور در مراسم مذهبى و ماه هاى محرم، صفر و رمضان است.
هيات محبين اهل بيت
هيات هاى مذهبى كه در تكايا و مساجد شكل مى گيرد از ديرباز به عنوان كانون مذهبى هاى سياسى شناخته مى شد. از قبل انقلاب ۵۷ در مبارزات با رژيم پهلوى تا برخورد با منافقين و تروريست هاى دهه ۶۰ و نيز اعزام نيرو به جبهه هاى جنگ و سپس طرح انتقاداتى نسبت به دولت سادگى هاشمى رفسنجانى به اتهام «زير پا گذاشتن ارزش هاى دفاع مقدس»، هيات هاى مذهبى نقشى چشمگير داشتند.يكى از هيات هاى مذهبى كه همواره در مقاطع مختلف دولت خاتمى در مقام مخالفت با اصلاح طلبان حاضر شد و اكثر اعضاى آن را طلبه هاى جوان تشكيل مى داد، هيات «محبين اهل بيت» به رياست عليرضا و مديريت احمد پناهيان است كه البته برخى از هيات هاى مذهبى اقمارى نيز همچون «فاطميون» و «ثارالله» در كنار آن قد برافراشته اند. اعضاى اين هيات در اعتراضات عليه اصلاح طلبان با ديگر محافل همفكر همراه مى شدند و حتى سخنران اصلى شان «عليرضا پناهيان» در شهرهاى ديگر كشور به ابراز عقايد و تفكرات خويش مى پردازد.تفكرات آنان در كليت همگام با هواداران انديشه آيت الله مصباح يزدى است و از ديدگاه سياسى از تشكل جامعه مدرسين حوزه علميه قم حمايت مى كنند. پيوند سخنرانان اين هيات ها با موسسه آموزشى و پژوهشى امام خمينى باعث شده است كه با دعوت بسيج دانشجويى و جامعه اسلامى دانشجويان اين جريان به سوى دانشگاه ها هم گسيل پيدا كند.
مجمع مدرسين و محققين حوزه علميه قم
با پيروزى محمد خاتمى در انتخابات رياست جمهورى تحليل ها بر اين فرض حاكم بود كه بدنه حوزه علميه قم به سمت نيروهاى اصلاح طلب خواهد رفت و هوادارى از اين انديشه شيوع مى يابد، ولى فقط از اين پيروزى تشكيل مجموعه اى سياسى _ فرهنگى به نام «مجمع مدرسين و محققين حوزه علميه قم» به ارمغان آمد.اساتيد اصلاح طلب حوزه علميه قم همچون مرحوم محمد عبايى خراسانى، سيدحسين موسوى تبريزى، اسدالله بيات، ابوالفضل موسويان، فاضل ميبدى، الله بداشتى، ايازى و كاملان مجوز فعاليت خود را از كميسيون ماده ۱۰ احزاب گرفتند تا به نوعى قانونمندى خويش را به اصول قانونى جمهورى اسلامى ايران نشان دهند.اين تشكل با وجود تاثيرگذارى در ميان اصلاح طلبان نتوانست به خوبى در ميان حوزويان هوادارانى متشكل جذب كند و البته بيشتر نگاه خويش را به ميان جامعه دانشگاهى و روشنفكران دينى معطوف كرد و شايد تشكيل حلقه اى به نام «دانشگاه مفيد» كه موسس آن دانشگاه «آيت الله موسوى اردبيلى» است، مطابق با همين تحليل باشد. اكثر اساتيد اين دانشگاه به نوعى همفكر با اين جريان سياسى و برخى نيز عضو آن هستند. با وجود تشابه اسمى ميان جامعه مدرسين و مجمع مدرسين و محققين ولى هژمونى جامعه مدرسين در مديريت و بدنه حوزه علميه قم خود را بسيار قدرتمند نشان مى دهد. به هر حال نگاه سياسى مجمع مدرسين و محققين با عضويت در جبهه اصلاح طلبان به روشنى هويدا است. آنها همچنان از همراهى با ديگر تشكل هاى جبهه اصلاح طلبان سخن مى گويند و حتى از ارائه كانديداى حزبى جهت كانديداتورى رياست جمهورى اكراه دارند.مجمع روحانيون مبارز در ابتدا به دليل حضور مجمع مدرسين و محققين حوزه علميه قم در بافت حوزه علميه و احساس نزديكى سياسى به تشكل خويش از فعاليت در بدنه حوزه علميه قم پرهيز مى كرد اما به دليل وجود قرابت سياسى ميان مجمع مدرسين و محققين و جبهه مشاركت و سازمان مجاهدين انقلاب، مجمع روحانيون مبارز به تازگى اقدام به راه اندازى شعبه اى در شهر قم كرد. تصميم گيرى در رابطه با انتخابات رياست جمهورى اين تشكل روحانى منوط به تصميم گروه هاى ۱۸گانه اصلاح طلب است و بايد نحوه حضور آنان را در آرايش سياسى نيروهاى كشورى تحليل كرد و نه در حوزه علميه قم.
مجمع طلاب خط امام
در كنار پيشكسوتان روحانى اصلاح طلب برخى روحانيون جوان نوگرا نيز در آرايش سياسى حوزه علميه قم قرار دارند. مجمع طلاب خط امام كه دبيركلى آن برعهده روحانى روزنامه نگار جوان «محمدجواد اكبرين» است، در برهه اى مختلف اقدام به جمع آورى امضا و حمايت از افرادى همچون سيدمحمد خاتمى و به تازگى در حمايت از ميرحسين موسوى كرده است. اين تشكل به دليل عدم يك دست بودن شوراى مركزى خود به نوعى نمى تواند دست به هر اقدام سياسى بد. آنان به وضعيت ناپديد شدن امام موسى صدر اعتراض كرده اند، به انصارى راد لوح تقدير دادند، از هاشم آقاجرى حمايت كردند، در تحصن نمايندگان شركت كردند و با اين حال از قدرت جدى در بدنه حوزه علميه قم برخوردار نيستند و حتى دفتر آنها در شهر تهران است. محمدجواد اكبرين به همراه ديگر اعضاى اين تشكل همچون مجيد محمدى، محمدرضا عبديانى، غلامحسين ولايى و على آل بويه اميد به حضور در آينده حوزه علميه قم دارند و نگاه سياسى خود را در آستانه انتخابات رياست جمهورى آتى همگام و همراه با جبهه اصلاح طلبان توصيف مى كنند.
منبع: روزنامه شرق