پتانسیل های ایران در مذاکره با اروپا


گفت وگو از اسماعيل آزادى

سه شنبه 29 دی 1383


گفت و گو با دكتر «احمد نقيب زاده»

ايران طى شش ماه آينده مى تواند از بستر و فضاى انتخاباتى كه ايجاد شده است، استفاده كند و خود را به اردوگاه كشورهاى اتمى برساند، اما اگر چنين اتفاقى نيفتد، ايران بايد بتواند از پتانسيل هاى موجود در جهت در اختيار داشتن توليد سوخت هسته اى استفاده كند و از سوى ديگر، با استفاده از حساسيت هايى كه اروپا نسبت به گسترش قدرت آمريكا در خاورميانه دارد، مى تواند با انجام مذاكرات هوشمندانه، امتيازات صنعتى از اروپا بگيرد كه بتواند ايران را وارد يك دوره جديدى از توانايى هاى تكنولوژيك كند.
به هر حال، اگر ايران طى اين مدت نتواند به اردوگاه كشورهاى هسته اى وارد شود و از سوى ديگر، نتواند با اروپا در زمينه ادامه فرآيند هسته اى به توافق رسد، اجماع اروپا و آمريكا عليه ايران قطعى خواهد بود.
در واقع، سياست هاى واشنگتن در مورد ايران اجرايى خواهد شد.
مفاهيم فوق، فضاى بحث ما با دكتر «احمد نقيب زاده» متخصص مسائل اروپا است كه از نظر خوانندگان گرامى مى گذرد.

* آقاى دكتر! براى ورود به بحث بفرماييد مهم ترين مباحث ايران و اروپا را در قالب توافق نامه سه جانبه با آلمان، فرانسه و انگليس درباره انرژى هسته اى در چه حوزه هايى ارزيابى مى كنيد؟
- ببينيد! ما بايد ابتدا به دو نكته توجه كنيم كه از سال ۱۹۹۰ به اين سو و به طور مشخص از ۱۱ سپتامبر به بعد، شكاف منافع آمريكا و اروپا افزايش يافته و هنوز هم در حال افزايش است. اما به نظر نمى آيد بر سر مسائلى مانند انرژى اتمى ايران اختلاف نظرى ميان آنها وجود داشته باشد يا وضع به گونه اى باشد كه ايران بتواند از آن استفاده كند. دوم اينكه، براساس همين تعارض منافع، اروپا يى ها مايل نيستند در گيرى ديگرى در خاورميانه به وجود بيايد و سلطه آمريكا در منطقه در آينده تحقق بيشترى پيدا كند.
* يعنى اروپايى ها اين ضرورت را احساس كرده اند كه بايد در اين روند با آمريكا همكارى كنند؟
- بله. بدين معنا كه ترجيح مى دهند چنان وضعيتى پيش نيايد. اتفاقاً نكته دقيق و ظريف همين جاست كه منافع اروپا و آمريكا تعارض دارد و اين تعارض در حال افزايش است. بنابراين اروپايى ها ترجيح مى دهند درگيرى مجددى در خاورميانه پيش نيايد.
* درگيرى بين چه كسانى؟
- كلاً هر درگيرى، بحران و ياد آشوب، زيرا ممكن است در اين بحران ها، برنده اصلاً معلوم نباشد، ولى اين موضوع مشخص است كه اروپايى ها صددرصد باده خواهند بود چرا كه پايشان از منطقه كوتاهتر مى شود و آشوب هاى منطقه اى آنها را از منافعى كه در تجارت دو طرفه دارند، دور مى كند. لذا به همين دليل بر سر مسأله اتمى ايران، مايل هستند كه كار به آنجا نكشد كه آمريكا بهانه اى براى دخالت پيدا كند. بنا براين اروپايى ها مذاكراتشان را با ايران ادامه مى دهند، ولى اگر ايران واقعاً بر سر مسأله اتمى پافشارى كند، به نظر مى رسد كه اروپايى ها با آمريكا همسو خواهند شد. نمونه اين موضوع، مقاله اى است كه عده اى از دانشمندان آمريكايى در «لوموند» نوشته اند. اين مقاله ترجمه نشده و دقيقاً همين مسأله را گوشزد كرده است كه اگر اروپا و آمريكا اتحاد آتلانتيكى گذاشته خود را در اين مورد حفظ نكنند، هر دو باده، خواهند بود و منطقه خاورميانه هم به آشوب كشيده خواهد شد. بنابراين مسأله براى اروپايى ها بسيار روشن است كه تا كجا با ايرانى ها همراهى مى كنند. بنابراين نظر من اين است كه ايران مى تواند به بهانه نزديك شدن انتخابات رياست جمهورى و سنگينى وضع در تصميم گيرى، حد اكثر تا خرداد يا تابستان آينده، كارهاى خود را به پيش ببرد. اين گذران وقت ممكن است شدنى باشد. ولى اگر چنين چيزى نيست، بهتر است براى هميشه دور اين مسأله را خط بكشد، چون يك ائتلاف جهانى عليه ايران را تشديد خواهد كرد.
* اروپايى ها در اين بحث تا چه حد متأثر از آمريكا هستند و آمريكا در اين جريان تا چه اندازه خط دهى مى كند؟
- هيچ. به نظر من ، آمريكايى ها و اروپايى ها به ميزان زيادى از هم دور شده اند و در بسيارى از مسائل جهان توافق و اتفاق نظر ندارند. كما اينكه در مسأله عراق هم اين موضوع روشن شد. در وضعيت ايران نيز اين همسويى به طور جداگانه صورت مى گيرد، يعنى بدون توافق با يكديگر، علتش نيز اين است كه اروپايى ها خاورميانه را منطقه همسايه خود تلقى مى كنند و داشتن سلاح هاى اتمى در اين منطقه را بسيار خطرناك مى دانند و خود را در تيررس چنين سلاح هايى احساس مى كنند اين علت اصلى است. علت ثانوى هم اين است كه آنها اساساً منطقه خاورميانه را بسيار بحران زا مى بينند و معتقدند حتى ممكن است از همين منطقه جنگ جهانى سوم نيز شروع شود. اروپايى ها دو جنگ جهانى را پشت سر گذاشته اند و به هيچ وجه مايل به تجربه سومى نيستند.
* يعنى خود را خط مقدم اين فرآيند مى دانند؟
- بله.
* آيا اروپا خصوصاً سه كشورى كه با ايران مذاكره كردند، مطالبات يا اهداف خاص فردى را فارغ از آمريكا و بحث امنيتى قضيه نيز دنبال مى كنند؟
- خير. در اين موضوع، اين سه كشور چيز خاصى را دنبال نمى كنند، جز همين مسأله كه بيان شد. يعنى آنها به دنبال اين هستند كه آمريكا بهانه اى براى درگيرى مجدد نداشته باشد و وضع خاورميانه نيز از اين كه هست، آشفته تر نشود. اگر مصالحه يا ديدگاهى باشد. روى مسائل ديگر دور خواهد زد.
* اروپا بحث هسته اى ايران را تا چه حد و مرزى پذيرفته است كه فراتر از آن را خط قرمز تلقى مى كند؟
- ببينيد! اروپايى ها خيلى راحت مى توانستند فعاليت كنونى ايران را بپذيرند. به اين معنى كه ايران غنى سازى اورانيوم را نيز انجام دهد، ولى در عين حال، نظارت بين المللى را نيز بپذيرد. ولى آنها نگران هستند زيرا تصور مى كنند كه كشورهاى جهان سوم، ثبات خيلى عميقى ندارند و هر آن ممكن است يك رژيم يا گروه افراطى و راديكال به هر طريقى در اين كشورها روى كار بيايد. بنا بر اين اگر سلاح هاى اتمى و حتى دانش اتمى وجود داشته باشد، ممكن است از آن استفاده كنند. نگرانى اصلى اروپايى ها، اين است. آنها هم مى دانند كه ايران اكنون سلاح اتمى ندارد، ولى چنين چيزى را براى آينده خطرناك مى بينند، نه براى حال.
* در فرآيند مذاكراتى كه بين ايران و اروپا صورت گرفت، ايران شرط هايى گذاشته است. فكر مى كنيد اروپا تا چه اندازه اين شرايط را مى پذيرد و بعد از پذيرش تا چه حد به آن پايبند خواهند بود؟
- اينجا بايد نكته اى را مدنظر داشته كه اروپايى ها توان پذيرش بسيارى از مسائلى را كه ايران مطرح كرد،ندارند.
براى مثال، ورود ايران به سازمان تجارت جهانى، فقط دست اروپا نيست و در اينجا، اتفاق نظر در مورد ايران بين آمريكا واروپا وجود ندارد. بنابراين آمريكايى ها مايلند كه قضيه ايران راديكال شود و يك بار براى هميشه، به هر وسيله اى كه ممكن است، تمام شود.
* واقعاً آمريكايى ها به دنبال چنين فرآيندى هستند؟
به طور جدى دنبال چنين فرآيندى هستند كه مسأله ايران به شوراى امنيت برود و مسأله اتمى ايران را بيش از حد بزرگ كنند و بهانه اى براى فيصله يافتن هميشگى اين قضيه بيابند. اما اروپايى ها اين را نمى خواهند. بنابراين در چنين مواردى كه ايران شرايط خاص را مطرح مى كند، اروپايى ها حاضر به قبول آن هستند، ولى با معارضه و مخالفت آمريكا روبرو مى شوند. اين است كه كار اروپا تا حد زيادى سخت مى شود. نكته ديگرى كه بايد به اين موضوع اضافه شود، آسيب پذيرى اروپايى هاست كه در دهه ۹۰ به اثبات رسيد. يعنى هر وقت خواستند با آمريكايى ها مخالفتى كنند، فشارهاى شديدى را تحمل كردند.
* آمريكا تا چه اندازه مى تواند با فرآيند مخالفت اروپا با راديكال شدن اين فرآيند مقابله كند؟ يعنى آيا اروپايى ها مى توانند خواست خود را پيش ببرند؟
- اين به ميزان زيادى به عكس العمل ايران مربوط مى شود. اگر ايران با اروپايى ها همكارى كند، طبعاً آمريكا مجبور به پذيرش برخى از شرايط خواهد شد.
* اگر ايران بخواهد بر مواردى كه از اروپا در خواست كرده است، پافشارى كند، روى كدام مسائل بايد باشد و در كدام مسائل مى تواند كوتاه بيايد؟
- تمام مسائلى كه مطرح كرده، براى اروپايى ها قابل پذيرش است، جز يك نكته كه همان غنى سازى اورانيوم است. اروپايى ها مايلند كه ايران براى هميشه آن را كنار بگذارد و ايران نيز حاضر نيست. علت را هم عرض كردم كه اروپايى ها از شكل گيرى دانش اتمى در آينده بيمناك هستند.
اساساً خاورميانه براى كل كشورهاى شمال منطقه حساسى است براى مثل در آفريقا جنگ هاى داخلى و بحث كشتار و ترور و ... وجود دارد، ولى جريان هاى سياسى راديكال و ياترورهايى كه انجام مى شود، در آفريقا باقى مى ماند و به ساير نقاط جهان تسرى پيدا نمى كند. اما وقتى در خاورميانه، يك جريان خطرناك پيش مى آيد، فوراً در سراسر جهان اثر مى گذارد و دوم، مسأله نفت است كه كشورهاى جهان به آن وابسته هستند. اينها حساسيت هايى است كه اروپايى ها دارند.
* در مورد عدم اعتمادى كه در مورد برخى فعاليت هاى هسته اى ايران وجود دارد، چه مواضعى بايد اتخاذ كرد؟
- ايران در جواب اروپايى ها كه تأكيد دارند ايران قبلاً مواردى را در مورد غنى سازى اورانيوم انجام داده و نگفته است، مى تواند روى رفتار گذشته اروپايى ها تأكيد كند و عدم اعتماد ايران نسبت به كشورهاى استعمارى مانند انگلستان را گوشزد نمايد كه در گذشته با آنها چگونه رفتار كردند و بالاخره، به آنها اطمينان لازم را بدهد. وگرنه اگر اروپايى ها با آمريكا همسو شوند، خيلى خطرناك خواهد بود.
* شما از حساسيت منطقه خاورميانه صحبت كرديد. آيا اين حساسيت به خاطر وجود نفت است و يا به علت ژئوپولتيك منطقه؟
- هر دو. نفت، يك مسأله حياتى است كه تا سال هاى آينده براى كشورهاى غربى اهميت خواهد داشت. دوم اينكه، حوادث خاورميانه فوراً در ساير نقاط جهان انعكاس پيدا مى كند، مانند بحث عراق. كشورهاى اروپايى به طور جدى درگير اين مسأله هستند. حتى كشورى مانند فرانسه هم كه خود را دور نگه داشته است، روزنامه نگارانش به گروگان گرفته مى شوند. اسپانيا درگير اين مسأله است و چند انفجار خطرناك در كشورش صورت گرفت. هلند نيز به نحوى با مسأله تروريسم و عراق و نفت درگيرى دارد. بنابراين مسأله خاورميانه، يك مسأله جهانى است و مثل آفريقا و حتى آمريكاى لاتين هم نيست. در آمريكاى لاتين هم ممكن است قضايا منحصر به همان قاره بماند، اما در خاورميانه چنين نيست.
* در واقع، به همين دليل است كه آمريكا بحث خاورميانه بزرگ و مسائل فرهنگى را نيز مطرح كرده است؟
- بله، در اين بحث مى گويند اكنون كه خاورميانه چنين شرايطى دارد، ما نمى توانيم اين وضع را ناديده بگيريم. لذا بايد مسأله خاورميانه را براى هميشه فيصله دهيم. آن هم از طريق ايجاد دموكراسى هايى كه قابل انعطاف باشند و اگر روزى مسأله اى پيش آمد، در دموكراسى ها راحت تر مى شود رژيم ها را تغيير داد و يا متعادل كرد.
ولى نظام بسته اى مانند صدام حسين را به سختى مى توانيد ساقط كنيد يا تغيير دهيد.
* مذاكرات اقتصادى ايران و اروپا تا چه حد متأثر از پذيرش يا عدم پذيرش بندهايى است كه اروپا به دنبال آن است؟
- هم ايران و هم اروپايى ها مايلند كه از مسائل اقتصادى ايران، بهره بردارى سياسى كنند. مسأله در اينجا با تهديد آمريكا گره مى خورد. صحبت سياست باتوم و هويج، يك ضرب المثل اروپايى است، يعنى از يك دست تهديد كنيم و از طرف ديگر نوازش كنيم. اين سياست در مورد اقتصاد تا حدى صدق مى كند. يعنى آمريكايى ها تهديد مى كنند كه ايران را تحريم خواهند كرد، اروپايى ها تشويق مى كنند كه ما امتيازاتى به ايران خواهيم داد. اين قضيه نبايد ايران را فريب دهد. زيرا اروپايى ها و دولت هاى اروپايى در مسائل اقتصادى نمى توانند تضمين هاى زيادى بدهند. درحقيقت، خود ايران است كه تعيين مى كند تا چه حد شركت هاى اروپايى در اينجا فعال باشند و تا چه حد درهاى اروپا به روى اقتصاد ايران باز باشد. بنابراين اگر ايران در مذاكرات اتمى بتواند امتيازات پايدارى بگيرد كه تعهد دولت ها پشت آن باشد، كار نسبتاً مفيدى انجام گرفته است وگرنه حرف و وعده و وعيد نمى تواند كارى از پيش ببرد.
* آيا ايران واقعاً مى تواند امتيازى بگيرد؟
- بله. مى تواند. طبعاً وقتى وارد چانه ى مى شويد، آنها هم دست پيش مى گيرند كه پس نخورند. بنابراين آنها هم سر مسائلى كه نسبت به آن حساس هستند، پافشارى خواهند كرد. تمام اينها مربوط مى شود به مذاكرات، نحوه مذاكرات و هيأت مذاكره كننده كه تا چه حد توانايى داشته باشد تضمين هاى لازم را از طرف ديگر بگيرد. ولى در كل، اين كار شدنى است.
* ايران با تأكيد بر چه بخش ها و بندهايى مى تواند امتياز بيشترى بگيرد؟
- مسأله انرژى اتمى همه بحث ها را ايجاد كرده است. ايران بايد روى مساعدت هاى زيربنايى صنعتى تأكيد كند، وگرنه اگر بخواهد روى كالاهاى مصرفى تأكيد نمايد، طبعاً به اروپايى ها امتياز داده است. ايران بايد در پاره اى از صنايع مثل صنايع هواپيماسازى يا صنايع مادر، امتيازات لازم را از دولت هاى اروپايى بگيرد و آنها هم پاى آن را به طور جدى امضا كنند. اين تنها امتيازى است كه اگر ايران بگيرد، صرف مى كند كه حتى مسائل اتمى خود را كنار بگذارد.
* كل قضيه را كنار بگذارد؟
- خير. بحث غنى كردن اورانيوم را. زيرا آنها سر همين مسأله حساس هستند در عوض، مى تواند در ساير صنايع، تضمين هاى لازم را از اروپايى ها بگيرد. يعنى چيزى را كه ايران پس از گذشت ۲۵ سال از انقلاب هنوز ندارد، يعنى مايه هاى اوليه صنعت و گسترش صنايع.
* شما فكر مى كنيد اروپايى ها واقعاً چنين امتيازاتى بدهند؟
- طبعاً مسأله همين جاست كه ما بايد اين امتيازات را در چنين شرايطى از آنها بگيريم. ببينيد، غرب حتى به شاه هم كه متحد او بود، اين امتيازات را نداد. ما بايد به ياد داشته باشيم كه شاه، كارخانه ذوب آهن را از روس ها گرفت، نه از غربى ها. بنابراين غربى ها در اين زمينه ها بسيار ممسك هستند.
بخصوص انگليسى ها كه به هيچ وجه خواهان گسترش صنعت در كشورهاى جهان سوم نيستند، ولى اينجا بستگى به توانايى ديپلماتيك ايران دارد كه بتواند اين امتيازات را بگيرد يا نه. اگر بگيرد، يك مرحله تاريخى ايران را به جلو برده است.
* اروپا تا چه حد و سقفى برنامه هسته اى ايران را مى پذيرد؟
- فقط اينكه ايران از انرژى هسته اى براى مصالح صلح آميز استفاده كند، كاملاً زير نظارت باشد و از دانش اتمى هم تا حدى كه قابل كنترل و نظارت برايشان باشد، استفاده كند.
* عضويت ايران در چرخه سوخت چه امتيازاتى براى ايران به دنبال مى آورد؟
- يعنى اين كه ايران روى مواضع خودش پافشارى كند.
* اين كه ايران را به عنوان عضو چرخه سوخت بپذيرند، به چه معناست؟
- بدين معنى كه اورانيوم غنى شده در اختيارش مى گذارند و زباله هاى اتمى را هم از ايران مى گيرند.
* يعنى اين فرآيند به استمرار توليد انرژى صلح آميز هسته اى در ايران خواهد انجاميد؟
- بله. يعنى اينكه ايران از انرژى اتمى براى برق و مصالح صلح آميز استفاده كند. ولى در واقع، اگر ايران بتواند اين نكته را به كشورهاى اروپايى بقبولاند كه مخارج سنگينى تحمل كرده است تا روى پاى خود بايستد ولى درهاى اين مراكز را به روى مركز بين المللى باز مى كند، اين هم يك امتياز مفيدى است كه ايران اگر خوب عمل كند، مى تواند بگيرد وگرنه اين مخارج از دستش مى رود.
* شما فكر مى كنيد اروپا بپذيرد كه درهاى نيروگاه هاى ايران به روى بازرسان بين المللى باز و قابل نظارت باشد و ايران به توليد سوخت اتمى اش ادامه دهد؟
- اين را ممكن است تا حدى بپذيرند. بستگى به نحوه برخورد ايران دارد. ولى طبعاً ترجيح مى دهند كه چنين چيزى نباشد، ولى فكر مى كنم ايران قادر است چنين نكته اى را به آنها بقبولاند.
* احساس مى شود اروپايى ها ممكن است امتيازاتى بدهند، ولى آمريكايى ها براى بهبود روابط هيچ وقت امتيازاتى نمى دهند، چرا؟
-زيرا آمريكايى ها با ايران رابطه سياسى ندارند. طبعاً تمام اشكال تراشى هاى خود را مطرح مى كنند و حتى خواهان تغيير نظام در ايران هستند.
بنابراين مسأله آنها به كلى جدا است. همين جا هم هست كه بحث اروپا و آمريكا مطرح مى شود. زيرا اروپايى ها خواهان چنين تغييراتى نيستند. زيرا كمى حكيمانه تر عمل مى كنند. اروپا مركز انديشه هاى فلسفى، تاريخى و چيزهايى از اين قبيل بوده است و بيشتر با تأنى و تأمل عمل مى كند. ولى آمريكايى ها قدرت نظامى دارندو مى خواهند از آن در هر جاى دنيا استفاده كنند، كما اينكه از اين قدرت در برابر خود اروپايى ها نيز استفاده مى كنند. اين است كه اروپايى ها اين خاصيت را دارند كه خواهان تغيير نظام نيستند. از مسير گفت وگو وارد مى شوند تا رژيم ها را تعديل كنند، ولى آمريكايى ها وارد جنگ مى شوند.
* اين سؤال بسيار مهم است و آن اين كه مذاكره با آمريكايى ها مى تواند در افزايش امتيازاتى كه ايران بخواهد از اروپا بگيرد، مؤثر باشد؟
-اگر ايران چنين سياستى را در پيش بگيرد، طبعاً همه چيز عوض مى شود. معنى اش اين است كه استراتژى و ديپلماسى ايران كاملاً عوض شده است و دارد با آمريكا به توافق مى رسد. در چنين شرايطى، نيازش به اروپا خيلى كمتر مى شود. ولى اين كار بسيار مشكلى است. زيرا معلوم نيست ايران خواست هايى را كه آمريكايى ها مطرح مى كنند، بپذيرد و معلوم نيست آمريكا خواست هاى ايران را بپذيرد. ما در شرايطى صحبت مى كنيم كه رابطه ايران و آمريكا قطع است. اگر اين كار صورت بگيرد، به معنى يك تغيير كلى در سياست ايران است.
* آيا اين روابط در مورد ايران و آمريكا به شكل يك بازى دومينو خواهد بود و آيا آمريكا همچنان مطالبات حداكثرى خود را در مذاكره با ايران مطرح خواهد كرد؟
-در كشورهايى مانند آمريكا و اروپا تا حدى هيأتى كه روى كار مى آيند، بسيار مؤثر هستند من فكر مى كنم با اكيپى كه اكنون در آمريكا روى كار است حداكثر را مطرح كنند، ولى در شرايط بحران عراق ممكن است كمى صبر پيشه كنند. اما در نهايت، جو كلى در آمريكا اين است كه با اين نظام و رويكردى كه در ايران وجود دارد، هيچگاه به توافق و نتيجه نمى رسند.
* در بحث هايى كه در مورد ايران و اروپاوجود دارد، بحث هايى نظير حقوق بشر، اعراب و اسرائيل و ... نيز مطرح است. اين بحث ها را در ارتباط با اين مذاكرات چگونه مى بينيد؟
-مسأله حقوق بشر در مذاكره با اروپا خيلى جدى نيست، چون حقوق بشر در ايران در مقايسه با كشورهايى مثل عربستان سعودى، دبى، قطر، سوريه و مصر خيلى خيلى بهتر است. خود آنها به اين نكته واقف هستند. البته انجمن ها و گروه هايى هستند كه كار خود را دنبال مى كنند و مسأله حقوق بشر را تا جايى كه بتوانند، پيش مى برند. ولى ببينيد! مسأله حقوق بشر بيشتر مسأله خود ايران است، نه مسأله اروپايى ها. بدين معنى كه وقتى روزنامه نگارى دستگير مى شود و يا روزنامه اى بسته مى شود چهره ايران مخدوش مى شود. تعارض ها بايد به حداقل برسند من به خصوص راجع به روزنامه ها و روشنفكران سؤل دارم كه چرا بايد وضعيتى پيش بيايد كه روزنامه نگاران دستگير شوند و يا روزنامه اى تعطيل شود؟ زيرا اين در كل جهان تأثير منفى مى گذارد و چهره ايران را خراب مى كند. همين طور بايد بدانيد كه گروه هاى طرفدار حقوق بشر و سازمان هاى غيردولتى در اروپا فعال هستند. بنابراين آنها سر و صدا ايجاد مى كنند كه طبعاً به ضرر ايران تمام مى شود. ولى دولت هاى اروپايى چندان در بند اين مسأله نيستند.
* آيا مى توانند در مورد كوتاه آمدن در بحث حقوق بشر به افكار عمومى خود نيز پاسخ بدهند؟
-ببينيد اينها همگى بازى ها ى سياسى است كه نمى شود جواب ثابتى به آن داد. براى مثال، اگر در اروپا سر و صداى زيادى راجع به هر مسأله اى پيش بيايد، طبعاً دست و پاى دولت ها بسته مى شود. زيرا اين دولت ها مى خواهند رأى بياورند، در انتخابات پيروز شوند و اگر اين سازمان هاى غيردولتى و لابى هايى كه وجود دارند، از نظام ايران، يك رژيم بسته بساد و به دست دهند، آنگاه دست و پاى دولت ها هم بسته خواهد شد. براى مثال، اروپايى هايى كه تاكنون به ايران نيامده اند، تصاوير بسيار وحشتناكى از ايران دارند. ايران بايد كار تبليغاتى بيشترى بكند.
* ما در آستانه انتخابات رياست جمهورى هستيم. شما فكر مى كنيد مواضع اروپا نسبت به برگزارى انتخابات در ايران جزو اين شروط مورد مذاكره قرار مى گيرد؟
-من فكر مى كنم در اين مورد اروپايى ها اشاراتى كنند و هشدارهايى بدهند كه انتخابات آينده بايد دموكراتيك باشد. ولى طبعاً دست آنها بسته است و خيلى دخالت نمى كنند. احساس آنها اين است كه اگر محافظه كاران تمام دستگاه هاى دولتى از جمله مقننه، مجريه و قضاييه را در دست بگيرند، فضا به ميزان زيادى بسته خواهد شد. ولى بستگى دارد كه مردم ايران چگونه به اين فضاى بسته واكنش نشان دهند آيا آن را تحمل بكنند يا نه و بعد در كنار اين موضوع پيشرفت هاى اقتصادى صورت بگيرد يا نگيرد. تمام اينها مسائلى است كه در آينده روشن خواهد شد. ولى در حال حاضر، آنها يقيناً به ضرورت دموكراتيك بودن اين انتخابات اشاره خواهند كرد.
* آيا اين خواست مى تواند در معرفى نامزدها از گروه هاى مختلف و مشاركت مردم مؤثر باشد؟
-ببينيد! وقتى مى گويم دموكراتيك باشد، يعنى تمام جوانب بايد مورد توجه قرار بگيرد. مواردى از قبيل اين كه يك نامزد واحد وجود نداشته باشد.
كسانى حذف نشوند مثل انتخابات مجلس و ... نباشد، همه از نظر آنها جزو پيش نيازهاى دموكراسى است.
* بحث اعراب و اسرائيل نيز جزو بحث هايى است كه اروپايى ها روى آن حساس هستند. آن را چطور مى بينيد؟
-در مورد اعراب و اسرائيل بايد گفت كه بسيارى از دولت هاى اروپايى، مواضع كريتيك و نقادانه اى نسبت به اسرائيل دارند. همه كشورها الآن روى تشكيل يك دولت فلسطينى تأكيد دارند. تا اين حد شايد با ايران همراه باشند، اما اين كه بخواهند اسرائيل را از ميان بردارند به هيچ وجه براى اروپايى ها قابل پذيرش نيست.
* به جز بحث هاى سه گانه يعنى سوخت اتمى، حقوق بشر و اعراب و اسرائيل بحث هاى ديگرى هم بين ايران و اروپا وجود دارد؟
-بحث هاى عمده همين سه مطلب است. طبعاً مسائل ريز و كوچكى هم هست كه قابل ذكر نيست. گاهى در مسأله ويزا و نوع رفتار ديپلمات هاى ايران و ... مشكلاتى پيش مى آيد. گاهى مسائل گذشته ده مى شوند، مثل مسأله «ميكونوس» . اين مسائل تا حدى قابل رفع و رجوع هستند و اروپايى ها زياد روى آنها پافشارى نمى كنند. ولى ما بايد به يك نكته واقف باشيم كه رابطه ايران و اروپا دشمنان خيلى جدى دارد. يكى از