چینش جناح های سیاسی در ایران بعد از انقلاب


سيد ابراهيم ابوترابي

يکشنبه 4 دی 1383

هفته نامه جامع لغو امتياز شد


هفته نامه جامع به مدير مسئولي محمود کياني و سردبيري حسن زارع زاده اردشير توسط وزارت ارشاد لغو امتياز شد.

به گزارش يک منبع مطلع در وزارت ارشاد که نخواست نامش فاش شود، لغو امتياز هفته نامه جامع به دليل حضوربرخي چهره هاي مخالف رژيم در اين نشريه و تلاش براي اطلاع رساني از وضعيت حقوق بشر در ايران صورت گرفته است.
اين نشريه تنها يک شماره منتشر شد. اما به دنبال يک وقفه کوتاه ، وزارت ارشاد از مدير مسئول اين نشريه خواست تا بهانه هايي براي عدم انتشار آن در مقابل هيئت تحريريه و سردبيري قرار دهد تا با يک وقفه بلند مدت وزارت ارشاد بدو.ن سرو صدا جلوي انتشار آن را بگيرد.
گفتني است که اولين شماره هفته نامه جامع شهريور ماه امسال منتشر شد که صفحه دوم آن به اخبار حقوق بشر اختصاص و رويکردي انتقادي نسبت به وضعيت سياسي اجتماعي جامعه داشت.
اختلاف بين مدير مسئول و سردبير بهانه" خوبي" براي جلوگيري از روند انتشار نشريات مستقل در ايران است.
محتويات اين نشريه در سايت www.jaame.com موجود است.

مقدمه :

در ميان مسئولان حكومتي و فعالان عرصه سياسي جامعه اختلاف نظر هايي در مورد مسائل سياسي ، اقتصادي و اجتماعي وجود دارد . كه در طول زمان باعث مي شود تا ديدگاه هاي نزديك به هم حول يك محور كلي گرد آمده و يك جناح را تشكيل دهند . مهمترين تقسيم بندي در مورد جناح ها ، متمايز ساختن دو جناح چپ و راست از يكديگر مي باشد كه خاستگاه آن به مجمع ملي فرانسه كه پس از انقلاب كبير 1789 شكل گرفت بر مي گردد . در آن زمان نمايندگان انقلابي و تندرو در طرف چپ و محافظه كاران در طرف راست مي نشستند . و اين سنّت بعد ها در پارلمان هاي اروپايي ادامه يافت . و از آن زمان بود كه اصطلاح چپ و راست وارد ادبيات سياسي گرديد . اما با پيچيده تر شدن مناسبات اجتماعي ، برخي از رئوس تبيين شده اين جناح ها از طرف نوگرايان به چالش كشيده شد و ديدگاه هاي جديد به جاي آنها نشست . آنها اعتقاد داشتند كه برخي از ديدگاه ها به مرور زمان كاركرد خود را از دست داده اند . و بدين ترتيب جناح هاي چپ مدرن و راست مدرن ( نو ) نيز متولد شده و خود را از جناح ها ي سنّتي جدا ساختند .

در ارتباط با جناح هاي سياسي در جمهوري اسلامي بايد گفت كه در اين زمينه ديدگاه هاي مختلفي در ميان صاحب نظران داخلي و خارجي وجود دارد و هر يك بر مبناي نظريات خود اقدام به تقسيم بندي جناح هاي موجود در ايران نموده اند .

پس از شكل گيري نظام جمهوري اسلامي و تا پيش از بركناري ابولحسن بني صدر از رياست جمهوري در اول تير1360 جناح هاي سياسي موجود در نظام را به دو جناح عمده اسلامي و ملي تقسيم مي كردند . پس از عزل وي جناح هاي جديد مشهور به چپ و راست در درون نظام شكل گرفت و از اويل سال 1361 اين جناح ها به دولت و سپس مجلس نيز تسري يافت . و در آستانه انتخابات سومين دوره مجلس شوراي اسلامي در سال 1367 ، هنگاميكه مجمع روحانيون مبارز با تاييد آيت الله خميني از جامعه روحانيت مبارز جدا شد شكل علني به خود گرفت . و بعدها ـ در ادامه به آن خواهيم پرداخت ـ راست مدرن و چپ مدرن نيز وارد معادلات سياسي كشور گرديدند .

علاوه بر چهار جناح ياد شده ، جناحي ديگر موسوم به جناح ليبرال نيز در ايران پس از انقلاب وارد عرصه سياسي كشور گرديد . به دليل تسري دين اسلام در سياست و حكومت ايران ، تمام جناح هاي ياد شده بر نقش حكومتي اسلام و تفكيك ناپذير بودن دين از سياست تاكيد دارند . اما ديدگاهي بعد از انقلاب شكل گرفت كه بر تفكيك اين دو حوزه از يكديگر و همچنين تاكيد بر ملي گرايي گرايش داشت كه به جناح ليبرال موسوم شد . و توانست در اوايل انقلاب قدرت را در دست گيرد . به دليل عدم حضور اين جناح در عرصه حكومتي ـ بجز اوايل انقلاب ـ و عدم تاثير گذاري قوي آن بر مناسبات سياسي و همچنين نداشتن تشكل رسمي و ارائه مواضع شفاف ، اين جناح در وضعيت نه چندان مناسبي بسر مي برد و مي توان گفت از گردونه رقابت جهت دستيابي به مناصب سياسي بازمانده است .

حال با اين مقدمه وارد مبحث چينش جناح هاي سياسي در ايران بعد از انقلاب شده و حضور هر يك از جناح هاي مهم كشور را در مقاطع تاريخي مختلف مورد ارزيابي قرار مي دهيم .

جناح ليبرال ( 1357 تا 1360 )

ذات انقلاب ها تغيير و دگرگوني بنيادي مي باشد . در تعريف انقلاب آمده است كه انقلاب دگرگوني بنيادي در همه زمينه هاي اجتماعي ،اخلاقي ، اقتصادي ، حقوقي و به ويژه سياسي است نسبت به آنچه پيش از انقلاب استوار و پابرجا بوده است . و اين دگرگوني ها هميشه با سرنگوني نظام سياسي حاكم پيش مي آيد و كمتر با آرامش بوده و اغلب با روش هاي خشونت آميز ، ويرانگري و خون ريزي ها همگام است[1] .

بر اساس اين تعريف ، كاملاً واضح است كه انقلاب محصول تفكرات گروه هاي چپ گرا مي باشد و تمامي انقلاب هاي مهم در دنيا توسط گروه هاي چپ شكل گرفته است . در ايران نيز وضع به همين منوال بود . و گروه هاي چپ و انقلابي دست به تغيير بنيادي در عرصه اجتماعي و سياسي زده و نسبت به تغيير وضع موجود و جايگزيني نظامي نو اقدام كردند . اما پس از شكل گيري نظام جديد ، اين گروه هاي چپ نبودند كه مناصب سياسي و حكومتي را در دست گرفتند ، بلكه جناح ليبرال به بازيگري در اين عرصه پرداخت .

كرين برينتون استاد دانشگاه هاروارد در كتابي تحت عنوان كالبد شكافي چهار انقلاب نظريه اي را ارائه كرده است كه بر طبق آن تمام انقلاب ها از مراحل مشابهي عبور مي كنند . او معتقد بود پس از سرنگوني نظام به دست انقلابيون ، در ابتدا ميانه روهاقدرت را در دست مي گيرند و مي كوشند تا از رفتار و كردار گروه حاكم چندان دوري نگزينند . بنابر نظريه برينتون ميانه روها اصلاحات ميانه روي را شروع كرده و به فكر تاسيس و گسترش جامعه مدني هستند . جامعه اي متنوع و كثرت گرا مي خواهند كه همه افكار و احزاب و گروه ها فرصت فعاليت در آن داشته باشند . و اصلاحات تدريجي را به جاي تحولات بنيادي و راه حل هاي راديكال ، مبناي كار خود قرار مي دهند .[2]

در انقلاب ايران نيز در ابتداي كار ميانه روها و يا جناح ليبرال كه فاصله زيادي با تفكرات راديكالي داشتندقدرت را در دست گرفتند . اين جناح به رهبري مهندس مهدي بازرگان اولين دولت پس از انقلاب را به آيت الله خميني تشكيل دادند. دولتي كه تنها 9 ماه بر سر كار بود و بر اثر اختلاف با نيروهاي تندروي انقلابي و به دنبال اشغال سفارت آمريكا در تهران استعفا كرد . هر چند پس از آن نيز تا مدتّي اين جناح در ايران حضوري فعال داشت اماّ بر كناري و عزل ابوالحسن بني صدر از پست رياست جمهوري در اوّل تير 1360 را بايد زمان حذف جناح ليبرال از عرصه حكومتي كشور دانست . پس از سال 1360 جناح ليبرال در عرصه سياسي كشور به صورت منفعل درآمد . تا اينكه با پايان جنگ و شكل گيري فضاي سياسي جديد ، فعاليت سياسي و مطبوعاتي خود را مجدداً آغاز نموده و از سال 1372 همزمان با انتخابات ششمين دوره رياست جمهوري وارد عرصه انتخابات شدند كه البته موفّقيتي كسب نكردند . و اين روند در انتخابات بعد از آن نيز تكرار شد . و اين جناح در هيچ كدام از قواي سه گانه كشور نتوانست جايي بيابد .
نهضت آزادي ايران مهمترين تشكل سياسي اين جناح مي باشد كه مهندس مهدي بازرگان تا هنگام فوت دبير كلي آن را بر عهده داشت . و پس از وي نيز ابراهيم يزدي اين سمت را در اختيار گرفت .

جناح چپ سنّتي (1360 تا 1368 )

چنانكه كرين برينتون هم پيش بيني كرده بود ، ميانه روها به شدت از طرف انقلابيون تندرو مورد انتقاد قرار گرفته و از صحنه سياسي كشور دور شدند . برينتون معتقد بود خواه نا خواه ميانه روها كه مي كوشند ميان گذشته و حال سازش برقرار ساد ، با گروهي خشن كه بنيادگرايند و مي خواهند در همه زمينه ها دگرگوني ژرف پديد آورند درگيري پيدا مي كنند . و تاريخ نيز نشان داده است كه گروه هايي كه خود را نماينده انبوه مردم انقلابي مي دانند ، ميانه روها را به كنار زده و خود به قدرت مي رسند . زيرا توده مردم با برنامه ها و شعارها و سخناني كه به آنان نويد برابري مي دهد همدلي بيشتري دارند و در موقعيت هاي انقلابي ، گروه هاي تندرو را در به قدرت رساندن ياري مي دهند . اين نكته درباره همه گروه هاي انقلابي راست است . [3]

پس از كنار رفتن جناح ليبرال ، جناح موسوم به حزب الله قدرت را در دست گرفت . كه در واقع همان جناح چپ سنّتي بود . اين جناح اگر چه از اوايل انقلاب و در زمان دولت موقّت مهندس بازرگان و سپس بني صدر در نهادهاي انقلابي نظير كميته انقلاب اسلامي و دادگاه انقلاب حضور داشتند اما با عزل بني صدر و روي كار آمدن دولت شهيد رجايي ، وارد معادلات سياسي شدند .

پس از ترور رجايي و باهنر ، ميرحسين موسوي كه نماد بارز تفكّر چپ سنّتي بود از سوي آيت الله خامنه اي رئيس جمهور وقت مأمور تشكيل كابينه شد . از اين زمان بود كه اختلاف نظرهايي در بين نيروهاي موسوم به حزب الله شكل گرفت . و در نهايت منجر به انشعاب در بين اين نيروها گرديد . و جناح راست شكل گرفت . در اين زمان شكاف هايي در سطح عالي كشور در قبال مسائل اقتصادي و بين المللي بوجود آمد . در يك طرف افرادي نظير رفسنجاني و يزدي و .. بودند كه مخالف نفوذ همه جانبه دولت در اقتصاد بودند . و در طرف ديگر افرادي مثل خلخالي ، بهزاد نبوي ، محتشمي و … به رهبري مير حسين موسوي ، كه تندرو و اصول گرا بودند . كه در نهايت برتري خود را حفظ كرده و تا سال 1368 قدرت را در دست داشتند .

اما در اين اختلاف نظرها نطفه دو جناح جديد بسته شد . آن گروه كه در مورد مسائل اقتصادي با حزب الله اختلاف نظر داشتند جناحي را تشكيل دادند كه بعدها به جناح راست معروف شد . و آن گروهي كه در مورد مسائل بين المللي با حزب الله اختلاف نظر داشتند جناحي را پايه گذاشتند كه بعدها به نام جناح مصلحت انديش يا عمل گرا يا پراگماتيك[4] معروف شد . اين جناح درآن دوره با سياست هاي راديكال در سطح بين المللي مخالفت مي كرد و آن را مغاير مصلحت استراتژي جنگ عليه عراق مي دانست .[5]

اين اختلاف نظرها باعث شكل گيري جناح راست و تفكيك مواضع آن از جناح چپ شد . جناح راست بعدها به صورت رقيبي قدرتمند در برابر جناح چپ قرار گرفته و آنها را از صحنه سياسي كشور دور كردند .

طيف چپ سنتّي در مجلس اوّل ، دوّم و سوم اكثريت را داشت و تا سال 1368 قوه قضائيه و قوه مجريه نيز در دست اين جناح بود . شكست اين جناح در انتخابات مجلس چهارم ، به طرد آنها از حاكميت منجر شد . ازآن زمان به بعد بخش هاي مهمي از اعضاي آن ، سياست سكوت ، صبر و انتظار را در پيش گرفتند . و طيف وسيعي هم وارد عرصه مطبوعات و دانشگاه ها شدند كه ورود آنها به اين حوزه ها منشاء تحول در عرصه سياسي كشور گرديد .

مهمترين تشكل جناح چپ سنتي ، مجمع روحانيون مبارز است كه سمت دبير كلي آن بر عهده مهدي كروبي مي باشد . مجمع روحانيون مبارز در سال 1367 و در آستانه انتخابات مجلس سوم شوراي اسلامي از انشعاب جامعه روحانيت مبارز شكل گرفت .

اين تشكل در ابتداي سال 1371 پس از عدم موفّقيت در انتخابات مجلس چهارم و پيروزي جناح راست ، فعاليت خود را براي مدت چند سال متوقف كرد تا اينكه در 24 مهر 1374 چند ماه قبل از برگزاري انتخابات مجلس پنجم با صدور اعلاميه اي مجدداً فعاليت خود را از سر گرفت . هر چند موفقيت چنداني در اين انتخابات بدست نياورد .

چپ سنّتي با تعديل در مواضع راديكال خود و نزديكي بيشتر به جناح چپ مدرن كه در واقع زماني در يك جناح قرار داشتند ، رفته رفته جايگاه بهتري در مناسبات سياسي كشور بدست آورد . در انتخابات هفتمين دوره رياست جمهوري در سال 1376 ، جناح چپ سنّتي دست به ائتلاف با جناح چپ مدرن زده و با حمايت از كانديداتوري سيد محمد خاتمي توانستند بر رقيب قدرتمند خود ( راست سنّتي ) فائق آيند . همين نزديكي با جناح چپ مدرن در انتخابات مجلس ششم در سال 1378 باعث شد تا اين جناح بتواند كرسي هاي مناسبي را به خود اختصاص دهد .

جناح راست مدرن و راست سنّتي ( 1368 تا 1376 )

پايان جنگ تحميلي و در گذشت آيت الله خميني از مهمترين عوامل افول جناح چپ سنّتي در سال هاي 1367 و 1368 بود .

طيف چپ در ساماندهي توليد و فائق آمدن بر نابساماني اقتصادي كه به دليل از هم گسيختگي روابط حقوقي ـ سياسي بعد از انقلاب ايجاد شده بود ناتوان نشان داد . كاهش فعاليت هاي توليدي ، جز گسترش فقر و فساد در جامعه نتيجه اي به بار نياورد . و به دليل مصادره ها و ملّي كردن ها ، سرمايه هاي خصوصي از بخش توليدي روي گرداندند و حتي اقتصاد دولتي نيز رشد نكرد . جيره بندي و كوپن به تقسيم فقر منجر شد و ترويج دلالي و فساد اداري را به دنبال داشت .[6]

در زمان جنگ تحميلي به دليل شرايط خاصي كه بر كشور حاكم بود و مهمترين آن وجود يك دشمن مشترك بود ، باعث گرديد تا مردم علي رغم مشكلات فراوان به خصوص در زمينه مسائل اقتصادي ، وفاق ملّي خود را حفظ كنند . با پايان جنگ و فروكش كردن شور انقلابي ، گرايش مردم به سوي مسائل اقتصادي بيشتر شد . شعارهاي انقلابي نظير صدور انقلاب ، آزادي قدس ، فتح كربلا ، محو اسرائيل ، از بين بردن استكبار جهاني و … كه از سوي جناح چپ مطرح مي شد از رونق افتاده بود و مسائل اقتصادي جاي آنها را گرفت . به خصوي كه خسارت ناشي از جنگ نيز اين امر را شدت مي بخشيد . ذهن خسته و دردمند ايران را تنها يك آرامش اقتصادي و اجتماعي مي توانست التيام دهد . شعارهاي نسبتاً عقلاني مثل خصوصي سازي ، اصلاح ساختار اقتصادي ، ايجاد سرمايه گذاري خارجي و مناطق آزاد تجاري ، گسترش مطبوعات و ساير مسائل ديگر مثل شعارهاي فرد كمتر ، دگي بهتر ، جلو بردن ساعت رسمي كشور و … دست به دست هم داد تا كه جناح راست جلوه خوبي در ذهن مردم ايجاد كند .[7]

رهبري آيت الله خميني و تعلّق خاطر ايشان به جناح چپ كه در حمايت وي از نخست وزيري مير حسين موسوي ، انتخاب سيد محمد موسوي خوئيني ها به سمت رئيس قوه قضائيه ، حمايت از شكل گيري مجمع روحانيون مبارز و … تبلور يافته بود ، با فوت ايشان در سال 1368 به يكي ديگر از دلايل افول جناح چپ مبدل شد. در اين زمان جامعه ايران شاهد ظهور يك طبقه جديد با گفتمان جديد بود . با روي كار آمدن دولت هاشمي رفسنجاني در سال 1368 ما شاهد پايان گفتمان چپ و شكل گيري گفتمان جديد با گرايش راست مدرن هستيم كه البته هنوز شكل رسمي به خود نگرفته و از جناح راست سنّتي منفك نشده بود . جناح راست مدرن در يك ائتلاف استراتژيك با جدي ترين رقيب جناح چپ يعني راست سنّتي توانستند جناح چپ را از قدرت كنار بگذارند . حلقه اتصال اين دو جناح نيز هاشمي رفسنجاني بود .

جناح راست در انتخابات مجلس چهارم كه در سال 1371 برگزار شد به پيروزي دست يافت . در واقع جناح راست سنّتي اكثريت را در مجلس و جناح راست مدرن اكثريت را در دولت به دست داشتند .

گرايش مدرن تا سال 1374 داراي نهاد سياسي مشخصي نبود و تا قبل از برگزاري مجلس پنجم عملاً انشعابي در جناح راست صورت نگرفته بود . به خصوص زمانيكه دو جناح ، رقيب مشتركي به نام چپ سنّتي داشتند . با خارج شدن جناح چپ سنّتي از مناسبات سياسي كشور اختلافاتي در جناح راست شكل گرفت . طيف راست مدرن كه اغلب تكنوكرات بودند و به رهبري هاشمي رفسنجاني قوه مجريه را اداره مي كردند با اعمال سياست هاي جديداقتصادي و اجتماعي سعي در بهبود اوضاع كشور نمودند . كه اين سياست ها به خصوص در حوزه اقتصادي با مخالفت جناح راست سنّتي مواجه شد . جناح راست سنّتي به علّت خصلت محافظه كارانه اش با تغيير و تحول در شبكه سنّتي توليد و توزيع به شدت مخالف بود . اين طيف كه مناسبات اقتصادي را در روابط سنّتي بازار مي ديد ، با اقدامات راست مدرن مبني بر ايجاد شبكه مدرن توزيع كالا و خدمات ( فروشگاه هاي جيره اي ) و مناطق آزاد تجاري مخافت كرد. و اين مخافت ها رفته رفته بيشتر شد.

جناح راست سنّتي احساس مي كرد با حذف جناح چپ از صحنه سياسي و اقتصادي كشور زمان براي حمله تدريجي به دولت تحت كنترل جناح راست مدرن در جهت قبضه كردن امور فرارسيده است . به همين جهت سياست هاي فرهنگي و اقتصادي دولت از سوي اكثريت مجلس مورد انتقادهاي شديد قرار گرفت . نتيجه اين حملات حذف برخي از چهره هاي برجسته كارگزاران و ورود تعداد بيشتري از چهره هاي راست سنّتي به درون دولت بود . عيسي آل اسحاق عضو برجسته جمعيت موتلفه وزارت بازرگاني را بر عهده گرفت . ميرسليم ديگر عضو برجسته موتلفه عهده دار وزارت ارشاد شد . محمد هاشمي پس از سال ها رياست بر صدا و سيما تحت فشار هاي اين جناح مجبور به كناره گيري از اين سمت شد . محمد حسين عادلي رياست بانك مركزي نيز كنار گذاشته شد . و مهمتر از همه ، عبد الله نوري وزير كشور وقت جاي خود را به علي محمد بشارتي كانديداي مورد حمايت مجلس براي تصدي اين پست داد .[8]

اختلافات دو جناح زماني به اوج خود رسيد كه جناح راست سنّتي از وارد كردن اسامي 5 نفر از افراد منتسب به جناح راست مدرن در ليست خود براي انتخابات مجلس پنجم امتناع ورزيد . در اين زمان بود كه كارگزاران سادگي به عنوان نماينده رسمي جناح راست مدرن با انتشار بيانيه اي در 27 ديماه سال 1374 رسماً اعلام موجوديت كرد .

كارگزاران سادگي با شعار مقابله با انحصارگرايي ، در برابر جناح راست سنّتي در انتخابات مجلس پنجم صف آرايي كردند ولي علي رغم موفقيت نسبي در كسب آرا ، اكثريت مجلس باز هم به جناح راست سنّتي تعلق يافت . اما اين موفقيت در دوره بعدي تكرار نشد و پس از اينكه در سال 1376 جناح چپ سكان اداره قوه مجريه را در دست گرفت ، در سال 1378 نيز توانست اكثريت مجلس ششم را به خود اختصاص دهد .

مدت نسبتاً كوتاه دور ماندن جناح راست از قدرت فرصت مناسبي را در اختيار آنان قرار داد تا با يك تجديد قوا و سازماندهي منسجم بار ديگر خود را براي حضوري قوي در عرصه سياسي كشور آماده ساد . اين امر زمانيكه آنها توانستند تحت لواي تشكل ناشناسي به نام آبادگران پيروز انتخابات شوراهاي شهر شوند بر همگان عيان گشت . و اين پيروزي سرآغاز پيروزي در انتخابات مجلس هفتم شد . جناح راست سنّتي با بكارگيري تمامي ابزارهايي كه در اختيار داشت و در حاليكه توسط رقيب خود در بسياري از موارد ـ به خصوص در مورد رد صلاحيت گسترده نامزدهاي انتخابات توسط شوراي نگهبان ـ مورد نكوهش قرار گرفت ، فاتح يكي از جنجالي ترين انتخابات دهه هاي اخير شد و بار ديگر ضمن قدرت نمايي در برابر رقيب ( جناح چپ ) اداره خانه ملت را در دست گرفت .

قوه قضا ئيه نيز از سال 1368 به بعد توسط منتسبان به جناح راست سنّتي ( محمد يزدي و هاشمي شاهرودي ) اداره مي شود .

مهمترين تشكل جناح راست سنّتي ، جامعه روحانيت مبارز است كه در آستانه پيروزي انقلاب اسلامي تشكيل شد . دبير كل آن مهدوي كني بود كه در پي اعتراض ايشان در آستانه مجلس پنجم ، استعفا داد . از آن زمان به بعد جامعه روحانيت به صورت شورايي اداره مي شود . همچنين جمعيت موتلفه اسلامي كه دبير كلي آن بر عهده حبيب الله عسگر اولادي مي باشد و در سال 1342 تشكيل شده است ، يكي ديگر از تشكل هاي مربوط به اين جناح مي باشد . به دليل وابستگي اعضاء جناح راست سنّتي به بازار ، اين جناح داراي بنيه قوي اقتصادي بوده كه همين امر در توفيق آنها نقش موثري داشته است . اين جناح سالهاست كه در عرصه سياسي كشور حضوري تاثيرگذار داشته و با استفاده از امكانات و ابزارهايي كه در اختيار دارد جايگاه مهمي در عرصه مديريتي و تصميم گيريهاي كلان سياسي _ اقتصادي به خود اختصاص داده است .

كارگزاران سادگي كه غلامحسين كرباسچي دبير كل آن مي باشد ، مهمترين تشكل جناح راست مدرن به حساب مي آيد .

جناح چپ مدرن ( 1376 به بعد )

جناح چپ مدرن جوان ترين جناح سياسي ايران به شمار مي آيد كه اكثراً از اعضاء سابق جناح چپ سنّتي شكل گرفته است . جناح چپ سنّتي بعد از سال 1368 و با توجه به دور ماندن از قدرت ، به سياست سكوت ، صبر و انتظار روي آورد . عده اي از افراد منتسب به اين جناح وارد عرصه مطبوعاتي و دانشگاه شدند . اين طيف كه داراي مواضع راديكال بودند ، رفته رفته در مواضع خود تعديل ايجاد نموده و با حضور در مراكز علمي و دانشگاهي و فرا گرفتن ادبيات نوين سياسي و اقتصادي و اجتماعي ، جناح چپ مدرن را ايجاد كردند .

اين جناح اساساً حاصل يك تجديد نظر در گرايش حزب الله بايد محسوب شود . تجديد نظري كه به تغييرات اساسي انجاميد و موجب شكل گيري يك جناح اصولاً مشخص و مستقل شد .

جناح چپ مدرن در ائتلاف با جناح چپ سنتي و به كمك و همياري جناح راست مدرن توانست رقيب قدرتمند خود يعني راست سنّتي را از پيش روي بردارد و با موفقيت چشمگيري كه در انتخابات هفتمين دوره رياست جمهوري در 2 خرداد سال 1376 بدست آورد وارد عرصه سياسي كشور شد . اين جناح با اتكاء به شعارهايي نظير توسعه سياسي ، ايجاد فضاي باز فرهنگي ، توجه به امور جوانان و بانوان ، شكل گيري جامعه اي تكثرگرا و … توانست نظر مردم و بويژه جوانان را جلب كرده و ضمن خارج كردن آنها از وضعيت انفعال ، از حمايت آنان به خصوص در مبارزات انتخاباتي برخوردار شود . اين جناح در انتخابات مجلس ششم كه در 29 اسفند سال 1378 برگزار شد توانست اكثريت نامزدهاي خود را روانه مجلس كند . ودر 18 خرداد سال 1380 بار ديگر اداره قوه مجريه را براي 4 سال ديگر بر عهده گيرد.

به ابتكار و همت جناح چپ مدرن ، انتخابات شوراها كه از اصول فراموش شده قانون اساسي به شمار مي رفت به مرحله اجرا درآمد و در اولين دوره آن در 17 اسفند 1377 اين جناح توانست بر رقيب خود فائق شود .

جناح چپ مدرن هنوز نتوانسته است خود را از جناح چپ سنّتي مستقل كند و به دليل وابستگي هايي كه به اين جناح دارد در بسياري از موارد به خصوص در انتخابات با جناح چپ سنّتي همكاري داشته و بعضاً تصميمات مشتركي اتخاذ مي نمايند كه همين امر باعث انتقاد عده اي از طرفداران اين جناح شده است . وجود رقيبي قدرتمند با عنوان جناح راست سنّتي كه از توانايي هاي فراواني برخوردار و در بعد اقتصادي داراي قدرت مي باشد ، جناح چپ مدرن را در اجراي سياست هاي مورد نظرش دچار مشكل كرده است و اين امر - و البته مسائل ديگري همچون عدم توفيق در بسيج هواداران - در تزلزل هواداران اين جناح نقش موثري داشته است . و نمود عيني آن ، انتخابات دومين دوره شوراها در اسفند 1381 بود كه با عدم استقبال طرفداران اين جناح و در نهايت به سود رقيب ( راست سنّتي ) به پايان رسيد .

مهمترين تشكل جناح چپ مدرن ، جبهه مشاركت ايران اسلامي است كه در 14/9/1377 اعلام موجوديت كرد و دبير كل آن محمد رضا خاتمي مي باشد .
منبع: هفته نامه جامع
--------------------------------------------------------------------------------

[1] عبد الحميد ابوالحمد ، مباني علم سياست ، ( جلد نخست ، چاپ چهارم ، انتشارات توس ، 1368 ) .

[2] كرين برينتون ، كالبد شكافي چهار انقلاب ، مترجم محسن ثلاثي ، ( چاپ اول ، نشر نو ، 1362 ) .

[3] كرين برينتون ، همان .

[4] منظور جناح راست مدرن است .

[5] سعيد برزين ، جناح بندي سياسي در ايران ، ( چاپ