دغدغه دموكراسى و شركت در انتخابات
حميدرضا جلايى پور
سه شنبه ۶ بهمن ۱۳۸۳
چرا جبهه مشاركت از كانديداتورى معين حمايت مى كند؟
در ادامه سلسله جلسات «انتخابات رياست جمهورى، مسائل و چشم انداز ها» كه هر هفته از سوى ستاد دائمى انتخابات جبهه مشاركت در دفتر مركزى اين حزب برگزار مى شود، يكشنبه شب «حميد رضا جلايى پور» عضو شوراى مركزى جبهه مشاركت سخنرانى داشت. مقاله پيش رو، متن ويراسته نكات اصلى سخنرانى جلايى پور است. وى در سخنان خود دلايل حضور در انتخابات و نيز دفاع اصلاح طلبان از جمله جبهه مشاركت از كانديدا تورى «مصطفى معين» را برشمرده است.
•••
از نظر نگارنده سياست اصلاح طلبان در انتخابات (مبنى بر حضور فعال و مشروط در آن) به پيشبرد دموكراسى در ايران كمك مى كند و دلايل كسانى كه در انتخابات نهمين دوره رياست جمهورى به دنبال مشاركت موثر نيستند، قانع كننده نيست. مخالفان شركت فعال در انتخابات مى گويند اولاً مشاركت ميليون ها نفر از ايرانيان در دو انتخابات قبلى رياست جمهورى بى فايده بود و منجر به قانونى شدن شعار ها و برنامه هاى توسعه سياسى خاتمى نشد. ثانياً انتخابات در صورتى انتخاباتى دموكراتيك است كه امكان شركت در آن براى همه نيرو هاى سياسى آزاد باشد. در صورتى كه در ايران آزادى در انتخابات بيشتر نصيب محافظه كاران مى شود (به عنوان نمونه كانديدا هاى آنان به راحتى تاييد صلاحيت مى شوند، روزنامه و رسانه در اختيار دارند، حق تشكيل اجتماع دارند و امكانات مادى و معنوى هم تحت نفوذ آنها است) ثالثاً در شرايطى كه اكثر مراكز قدرت سياسى تحت نفوذ و تاثير ديگران است، اگر قوه اجرايى هم به زير نفوذ آنها برود اتفاق مهمى نيفتاده است! لذا شركت در انتخابات آتى صحيح نيست و فقط كاركردش مشروعيت دادن به ديگران است. حرف اين نوشته اين است كه حتى اگر دلايل مذكور كاملاً صحيح باشد، بنا به ۹ توضيح زير، در شرايط فعلى توصيه به عدم شركت در انتخابات توصيه قابل دفاعى نيست.
يكم- شركت در انتخابات براى مردم«آگاهى ساز» است و اين به نفع دموكراسى است. دفاع مجدد از برنامه هاى اصلاحى و كانديداى اصلاح طلبان (مثل دفاع از دكتر معين) و تشويق مردم به شركت در انتخابات به گسترش ادبيات و آگاهى هاى اصلاحى و دموكراتيك كمك مى كند و نكته ظريف اينكه مخالفان در هيچ صورتى نمى توانند در برابر اين موج آگاهى سازى بايستند. اگر دكتر معين را ردصلاحيت نكنند يا پيروز مى شود (كه خيلى محتمل است) و جامعه ايران از اينكه قوه اجرايى كشور را در اختيار شخصيت اصلاح طلبى (مثل دوران خاتمى) قرار داده سود خواهد برد، يا معين در انتخابات شكست مى خورد باز اين انتخابات پايگاه واقعى اصلاح طلبان را در ميان نشان خواهد داد و همين شكست زمينه تقويت مجدد فعاليت آنها را در انتخابات بعدى فراهم خواهد كرد. اما اگر معين را ردصلاحيت كنند، در اين صورت نيز اصلاح طلبان در اجراى مسئوليت مدنى خود و در برابر شهروندان ايرانى مسئول نيستند و همه مسئوليت ها متوجه ديگران است. در صورت حذف شخصيت هاى ريشه دارى همچون معين چهره واقعى انحصار طلبى به مردم نشان داده مى شود و اين آگاهى نيز براى روند دموكراسى خواهى ايران مفيد است.
دوم- «شعار سياسى» وقتى شعار مناسبى است كه وقتى مردم آن را شنيدند به طور خودكار و بدون احساس نگرانى و خطر آن را مطلوب تشخيص دهند. شعار هاى سياسى كه معمولاً به مردم تحميل مى شود، در عمل ناكام مى ماند. شعار شركت فعال و مشروط اصلاح طلبان (در دفاع از دكتر معين) از گونه شعار هاى عملى و ساده است (با توجه به توضيحات بند يك). در مقابل مخالفان انتخابات در شرايط فعلى قادر به طرح شعارى عملى و در عين حال موثر براى كمك به روند دموكراسى در ايران نيستند.
سوم- شركت فعال اصلاح طلبان نقشه محافظه كاران را در انتخابات خنثى مى كند. شرايط داخلى و خارجى ايران به گونه اى است كه به نمايش يك انتخابات آزاد (البته كنترل شده) نياز است. بدين معنا كه در انتخابات به دنبال صحنه اى هستند كه در يك طرف آن يك كانديداى ضعيف اصلاح طلب (از حيث راى آورى و حمايت نيرو هاى موثر جامعه) باشد و در طرف ديگر صحنه انتخابات يكى از كانديدا هاى مورد نظر آنان قرار گيرد تا با برگزارى اين انتخابات به همه دنيا بگويند هم انتخابات آزاد و رقابتى برگزار كرديم، هم مردم ايران ما را دوست داشتند و به ما راى دادند! در صورتى كه دفاع از كانديداتورى معين اين طرح را خنثى مى كند و اگر چنانچه هاشمى رفسنجانى هم مآلاً وارد صحنه انتخابات بشود طرح اقتدار گرايان بهتر خنثى مى شود. در آن صورت رقابت اصلى بين معين و هاشمى خواهد بود كه اين صحنه رقابت با صحنه رقابت مورد نظر اقتدار گرايان از اساس متفاوت است. زيرا هر طرف در اين صحنه پيروز شود، به ضرر اقتدا رگرايان است.
چهارم- بيشتر كسانى كه از موضع «دموكراسى» با شركت در انتخابات آتى مخالف اند، تصور روشنى از روند دموكراسى خواهى ندارند. گويا آنان مهم ترين شرط رسيدن به دموكراسى را در تحقيق «حوادث تعيين كننده اى» مثل تغيير قانون اساسى و يا تغيير نظم سياسى مى دانند و براى وقايعى مثل شركت در انتخابات رياست جمهورى ارزشى قائل نيستند. در صورتى كه مطالعات اخير روند دموكراسى خواهى، نشان مى دهدكه گذار به دموكراسى لزوماً مشروط به رخ دادن «حوادث تعيين كننده» نيست. به عنوان نمونه در دو دهه اخير اغلب كشور هاى آمريكاى لاتين (غير از كوبا) بدون حوادث تعيين كننده اى مثل تغيير حاكميت از مرحله تمهيد و گذار دموكراسى عبور كرده وارد مرحله تحكيم دموكراسى شده اند.
پنجم- شركت فعال در انتخابات امكان شكل گيرى و يكدست شدن قدرت در حكومت ايران را تضعيف مى كند. يكدستى در حاكميت اگر مفيد باشد براى حكومت هايى است كه مرحله گذار و تحكيم دموكراسى را گذرانده اند در صورتى كه جامعه سياسى ايران هنوز مرحله گذار به دموكراسى را طى نكرده است و يكدستى قدرت به ضرر روند دموكراسى خواهى ايرانيان و تحقق آرمان هاى آزاديخواهانه انقلاب اسلامى است.
ششم- تصور مخالفان شركت در انتخابات اين است كه راه حل دموكراسى در ايران ايجاد يك جنبش فراخوان تغيير قانون اساسى است تا پس از آن امكان انجام يك انتخابات آزاد فراهم شود. به نظر مى رسد مخالفان شركت در انتخابات به دو دليل تصور روشنى از چگونگى وقوع جنبش هاى اجتماعى و ربط آن با دموكراسى ندارند. اول، ظاهراً فكر مى كنند جنبش اجتماعى در يك جامعه با چند تا سوت و فراخوان به راه مى افتد. در صورتى كه اغلب جوامع موجود دنيا مستعد وقوع جنبش اند ولى جنبشى هم در آنها اتفاق نمى افتد. يكى از عوامل مهم وقوع جنبش ها وقوع فرصت هاى سياسى است و وقوع اين فرصت ها فرمول دقيقى ندارد و معمولاً در فضا هاى انتخاباتى است. دليل دوم، ظاهراً فكر مى كنند با وقوع جنبش هاى به اصطلاح مستقل حتماً دموكراسى را مى توان در آغوش كشيد. اين هم پيش فرض غلطى است. اتفاقاً يكى از مهم ترين عللى كه بعضى از كشور هاى جهان سوم (مثل آمريكاى لاتين) گذار دموكراسى را طى كرده اند، صرف وقوع جنبش اجتماعى نبوده، بلكه حضور نخبگان سياسى دلسوز و مدبر در ميان مقامات حكومتى و قواى نظامى و امنيتى بوده است. خوشبختانه اصلاح طلبان تصور سطحى از جنبش اجتماعى ندارند لذا در استفاده از فرصت هاى انتخاباتى به نفع آرمان هاى آزاديخواهانه انقلاب اسلامى غفلت نمى كنند.
هفتم- در انتخابات آتى چه اصلاح طلبان پيروز شوند چه نشوند، شخصيت هاى موثرى مثل دكتر معين به مردم معرفى مى شوند. حضور اين شخصيت ها به همراه شخصيت هايى مثل محمد خاتمى در سطوح بالاى جامعه سياسى ايران به نفع روند دموكراسى خواهى در ايران است.
هشتم- حضور فعال اصلاح طلبان در انتخابات نه فقط طرح مخالفان را خنثى مى كند، بلكه دفاع از امنيت و تماميت ارضى ايران نيز هست. زيرا در شرايط فعلى خاورميانه (و كشور ما) از جنگ طلبى آمريكا (و گرفتار تحميل دموكراسى با تانك) تهديد مى شود. در صورتى كه تقويت روند دموكراسى روندى درونى و نيازمند امنيت است و دموكراسى كه قرار است با تانك برقرار شود، چيزى بهتر از وضعيت كنونى عراق نخواهد شد _ فقط تاكنون صدها هزار نفر از مردم عراق زخمى شده اند.
نهم- فعالان دانشجويى نبايد به دنبال شعار هاى سياسى با هزينه هاى سنگين بروند. نبايد از ارزيابى تجربه سه سال گذشته بخشى از فعالان دانشجويى غافل شد. آنها در سه سال گذشته به جاى تاكيد بر شعار موثر و كم هزينه «دفاع از عرصه عمومى نقد و بررسى» در محيط هاى دانشگاهى به دنبال شعار هاى راديكال سياسى رفتند و در عمل كارى براى پيشبرد دموكراسى انجام ندادند و عرصه عمومى نقد و بررسى را هم كم رونق كردند. به نظر من، دفاع از معين دفاع از شخصيتى است كه به آزادى و امنيت عرصه عمومى نقد و بررسى اعتقاد دارد و دفاع از آزادى «عرصه عمومى» ركن ركين دموكراسى است.
منبع: روزنامه شرق