مرورى بر فيلم هاى بخش مسابقه بيست و سومين جشنواره فيلم فجر
صدا ، دوربين ، حركت
دربخش اول اين مطلب به مرورى بر تعـدادى از فيلم هاى بخش مسـابقه جشنواره پرداختيم. بخش دوم آن را مى خوانيد.
•••
•ديشب باباتو ديدم آيدا (رسول صدرعاملى)
آخرين فيلم از سه گانه رسول صدرعاملى با موضوع آسيب شناسى و بررسى مسائل دختران نوجوان در ارتباط با جامعه و خانواده بسيار با دقت و وسواس توليد شده. براى صدرعاملى به عنوان فيلمسازى كه ژانر مورد علاقه اش ملودرام بوده، دورى جستن آگاهانه از قواعد اين ژانر و رسيدن به حال و هوايى كه در اولين فيلم اين سه گانه (دخترى با كفش هاى كتانى) شاهد بوديم جهشى چشمگير و قابل توجه به حساب مى آمد، اما فيلم بعدى او «من ترانه پانزده سال دارم» يك موفقيت كم نظير در تمام زمينه ها بودونشان مى داد ساخت دخترى با كفش هاى كتانى صرفاً از سر اتفاق نبوده بلكه حالا با فيلمساز هوشمند و با تجربه اى روبه رو هستيم كه نه به شيوه كشف و شهودى بلكه با محاسبات دقيق حرفه اى فيلم مى سازد و نتيجه هم مى گيرد. خوشبختانه خود صدرعاملى بهتر از هر كسى فهميد كه نبايد مغرور اين موفقيت ها شود و براى تكرار آنها در مقياسى گسترده تر به تلاش و ممارست بيشترى نياز است. به همين خاطر حدود دو سال را فقط صرف نگارش فيلمنامه اى كرد كه از روى داستانى نوشته مرجان شيرمحمدى اقتباس شده بود و به طور همزمان حدود همين زمان را هم به دنبال چهره هايى تازه براى بازى در نقش هاى اصلى فيلم بود. داستان فيلم درباره دخترى است كه متوجه ارتباط مشكوك پدرش با ى ديگر مى شود و به همراه دوست همكلاسى اش به دنبال كشف جزئيات اين ارتباط و حفظ كانون خانواده اش تلاش مى كند. ديشت باباتو ديدم آيدا نه فقط يكى از فيلم هاى مطرح جشنواره امسال خواهد بود بلكه پيش بينى مى شود در نمايش عمومى سال آينده نيز يكى از چند فيلم بالاى جدول پرفروش ها باشد حالا ديگر صدرعاملى يكى از سينماگران مطرح و ارده سينماى ايران است كه كارنامه فيلمسازى اش مسيرى رو به رشد و قانع كننده داشته و خوشبختانه مرور زمان نه تنها باعث عقب ماندن و درجا زدن او نشده بلكه برعكس تازه در ميانه مسيرى است كه به قله ها ختم مى شود. اين نكته در سينماى ايران كه اغلب فيلمسازانش بعد از يك دوره موفقيت به دليل عدم ممارست و ناتوانى در سازگارشدن با تحولات سريع و چشمگير جامعه شروع به درجا زدن مى كنند اتفاق مهم و ارزشمندى است.
•رازها (محمدرضا اعلامى)
محمدرضا اعلامى يكى از استعدادهاى هدررفته سينماى بعد از انقلاب همواره تلاشى وصف ناپذير داشته تا در لابه لاى دشوارى هاى فيلمسازى اين مملكت اعم از موانع نظارتى و سانسور تا جذب سرمايه و ساخت آثار پرفروش موقعيت خود را حفظ كند و فيلمساز باقى بماند، متاسفانه بعد از يك شروع اميدواركننده كارنامه پر افت و خيز او فاقد آثارى قابل اعتنا است تا او را به عنوان سينماگرى متفاوت در حافظه تاريخى مخاطب حفظ كند. هرچند او ساده اولين فيلم جدى و قابل توجه سينماى بعد از انقلاب (نقطه ضعف) و يكى از پرفروش هاى اين سال ها (افعى) باشد. مشكل در اين است كه اعلامى تكليفش را با خود و تلقى و توقعش از سينما نمى تواند روشن كند و همواره با بدبيارى هاى غريبى در مسير كارش رو به رو شده. حالا بعد از يك سكوت چند ساله «رازها» كه يك كمدى رازآلود با مايه هايى از تعليق و دلهره است قرار است بازگشت مجددى براى او و نقطه رضايت بخشى در كارنامه اش باشد.فيلم با سرمايه خود اعلامى و دوستان و آشنايان نزديكش ساخته شده تا دشوارى هاى حضور تهيه كننده و سرمايه گذار حرفه اى مانعى براى رسيدن او در به تصوير كشيدن ايده آل هايش نباشد و ظاهراً خود او از حاصل كارش در رازها به شدت احساس رضايت مى كند.
• زيادى (تهمينه ميلانى)
«سيما جوانى است كه به همراه شوهر و دختر پنج ساله اش براى رساندن جوان و بيوه اى به نام صبا كه همسرش را به تازگى از دست داده است، راهى سفر مى شوند. در طول اين سفر سيما به رابطه صبا با شوهرش مشكوك مى شود.»هشتمين فيلم بلند تهمينه ميلانى همچون ديگر آثار او مضمونى جسورانه و موضوعى لازم را طرح مى كند. اين ويژگى مثبت ميلانى است كه در تمام دوران فعاليتش هيچ گاه بيهوده فيلم نساخته و همواره از سينما به عنوان ابزارى براى ارتقاى سطح فرهنگى مخاطب، در عين حفظ جنبه جذابيت آن استفاده كرده و فيلم هايش به دليل موضوعات قابل توجه و صراحت فيلمساز در موشكافى و تحليل دقيق اين موضوعات همواره موج ايجاد كرده اند و بحث برانگيز بوده اند چه با ديدگاه ها و عقايد ميلانى موافق باشيم و چه مخالف در هر دو صورت نمى توانيم ضرورت پرداختن به موضوعاتى كه او بر اساسشان فيلم مى سازد را كتمان كنيم.
زيادى نيز چنين مضمونى دارد و به معضلى فراگير و در عين حال ناديده گرفته شده از سوى مجامع رسمى مى پردازد و تلاش مى كند تا ريشه ها و دلايل سست شدن بنيان دگى زوج هاى جوان بر اثر بى وفايى يكى از طرفين را تحليل كند. حضور سه بازيگر مطرح سينماى ايران، امين حيايى، پارسا پيروزفر و مريلا زارعى در نقش هاى اصلى از نكات جذاب فيلم براى مخاطب عام به شمار مى آيند و شنيده شده كه زيادى كه توليد دشوار و پر زحمتى داشته يكى از فيلم هاى مطرح جشنواره امسال و از پرفروش هاى سال آينده خواهد بود.
• رستگارى در هشت و بيست دقيقه (سيروس الوند)
هرچند فيلم هاى سيروس الوند به رغم ارزش هايشان عموماً توسط داوران دوره هاى مختلف جشنواره با بى مهرى رو به رو شده اند اما نكته اينجاست كه الوند بى توجه به تاييد و تشويق هاى رسمى همچنان وفادار به سينماى مورد اعتقادش تمام انرژى اش را صرف فيلم خوب ساختن مى كند و با آن كه از آن دسته فيلمسازان هم نيست كه از آثارش در مرحله توليد حمايت چندانى صورت گيرد اما خودش را به دغدغه هاى وسوسه كننده يكسره براى بازار فيلم ساختن نفروخته. او به عنوان يكى از حرفه اى ترين فيلمسازان سينماى ايران در تمام آثارش با ديدى ظريف و جسور به لايه هاى گوناگون جامعه سرك مى كشد و هر فيلم او منعكس كننده برشى از دگى معاصر مردم و زد و بندها و گرفت و گيرهاى ناشى از شرايط اجتماعى سال هاى اخير است. حالا او با رستگارى در هشت و بيست دقيقه به حيطه اى ملتهب و حساس گام گذاشته و طى يك توليد پرزحمت و سرشار از دردسر فيلمنامه اى را به تصوير كشيده كه پيش از اين و به دليل همين جسورانه بودن مضمون، هيچ تهيه كننده و كارگردانى شهامت ساخت آن را نداشت.خود الوند در مقام تهيه كننده توليد فيلم را سامان داده و در اين سمت از هيچ چيز كه به بهترشدن فيلم كمك كند فروگذار نكرده و نتيجه فيلمى شده كه يكى از بهترين آثار كارنامه او است. سال گذشته برگ برنده الوند كانديد اى دريافت جايزه بهترين كارگردانى بود اما به رغم استحقاق و شايستگى دريافت اين جايزه در رقابت با آثار پرهياهو و حمايت شده اى كه در جشنواره حضور داشتند شانس دريافت جايزه را از دست نداد بايد ديد امسال آيا رستگارى در هشت و بيست دقيقه كه شنيده شده در بسيارى از رشته هاى اصلى مستحق دريافت جايزه است مورد قضاوتى منصفانه قرار مى گيرد؟ به هرحال شايد زمان آن رسيده باشد كه فيلمسازانى مثل او كه ساليان دراز پايبند به سينماى بهتر بوده اند و براى ارتقاى سينماى ايران خون دل خورده اند مورد تاييد و تشويق رسمى نيز قرار بگيرند.
•شكوفه هاى سنگى (عزيزالله حميدنژاد)
يك اثر شاعرانه درباره آموزگار هنرمندى كه تلاش مى كند تا شرايط نابهنجار دگى و شغل يكى از دانش آموزان خود را تغيير دهد. عزيزالله حميدنژاد همواره در آثارش توجه و تمركز خاصى بر فضاسازى و انتقال حس و حال صرفاً با تكيه بر تصاوير داشته و شكوفه هاى سنگى در اين زمينه با حذف خط داستانى پررنگ و تلاش براى فضاسازى تاثيرگذار براى او تجربه كاملى به شمار مى آيد. لوكيشن فيلم مناطق مختلفى از خطه كردستان است كه به لحاظ بصرى زيبايى خاصى دارند و اين مسئله به انتقال حس و حال اثر از طريق قاب هاى چشم انداز و تصاوير دل انگيز كمك فراوانى كرده.سال گذشته «اشك سرما» ديگر ساخته حميدنژاد در جشنواره حضورى موفق داشت و بسيار مورد توجه قرار گرفت، همين نكته ضمن بالا بردن توقع ها كنجكاوى بيشترى را در مورد شكوفه هاى سنگى ايجاد مى كند. فيلم پيش از اين در جشنواره كودك و نوجوان امسال نمايش داده شد و چندان كه بايد مورد توجه قرار نگرفت.
•غروب شد بيا (انسيه شاه حسينى)
انسيه شاه حسينى يكى از فيلمنامه نويسان مطرح سينماى ايران و نويسنده فيلمنامه فيلم هاى دل نمك (امير قويدل) آب را گل نكنيم (شهريار بحرانى) در اولين ساخته بلند سينمايى خود به سراغ مضمونى عاشقانه در خطه جنوب كشور رفته. خلاصه داستان فيلم كه در اختيار مطبوعات قرار گرفته هر چند گوياى داستان فيلم نيست اما به خوبى حال و هواى شاعرانه اثر را بازتاب مى دهد: «ساحل نشينانى كه به سادگى در زير بار مشكلات روزگار شانه تسليم خم نمى كنند، در بازار دادوستدشان سكه تمام عيار رفاقت همچنان رونق ديرينه دارد، تا آنجا كه در آن مبارك دم حادثه، در مصاف نابرابر مهر و كين، با توجه به شرايط غيرت جناب عشق، شير، بلاگردان آهو مى شود و...»خب راستش با اين خلاصه داستان هر كسى كنجكاو مى شود تا حاصل اولين تجربه خانم شاه حسينى را ببيند.
•ما همه خوبيم (بيژن ميرباقرى)
«جمشيد پسر خانواده عباس سخايى كه مدتى است خارج از كشور دگى مى كند براى خانواده اش پيغامى مى فرستد كه به موجب آن خانواده تصميم مى گيرند از خودشان فيلمى تهيه كنند و براى او بفرستند.»
بيژن ميرباقرى ساده جوان ما همه خوبيم فارغ التحصيل رشته فيلمبردارى از دانشگاه هنر است و پيش از اين يك مجموعه تلويزيونى به نام نوعروس را براى شبكه ۵ سيما ساخته، اما او عمده شهرت خود را مديون فيلم هاى كوتاهى است كه ساخته. آثار كوتاه او از جمله آفتاب مى شود، دو خواهر، نامه نانوشته، خاموشى و... در جشنواره ها و مجامع بين المللى و داخلى به شدت مورد توجه قرار گرفته اند. ما همه خوبيم اولين فيلم بلند سينمايى اوست كه علاوه بر بخش مسابقه سينماى ايران در بخش مسابقه فيلم هاى اول و دوم نيز شركت دارد و در اين بخش دوم براى بردن جايزه اصلى شانس بيشترى دارد.
•ماهى ها عاشق مى شوند (على رفيعى)
ماهى ها عاشق مى شوند كه پيش از اين بهار خزر نام داشت، اولين فيلم سينمايى دكتر على رفيعى كارگردان سرشناس عرصه تئاتر است. رفيعى متولد ۱۳۱۷ در اصفهان در رشته جامعه شناسى مدرك كارشناسى و در رشته تئاتر مدرك دكترا را از دانشگاه سوربن پاريس گرفته. از دانشگاه بين المللى تئاتر فرانسه در رشته كارگردانى و از مدرسه شارل دوگل فرانسه در رشته بازيگرى مدرك ديپلم عالى دارد. او سال ها به عنوان كارگردان تئاتر براى خود اعتبار و جايگاه ويژه اى را حفظ كرده و در اولين تجربه فيلمسازى با استفاده از جمعى از عوامل سرشناس و بازيگران مطرح سينماى ايران داستان مردى را روايت مى كند كه پس از گذشت بيست و پنج سال براى تملك و فروش باقى مانده املاك خود به زادگاهش در شمال بازمى گردد، اما اين بازگشت باعث مى شود تا رابطه اى ديرين و عشقى كهنه و از دست رفته ميان او و ى كه مى شناخته دوباره احيا و پايدار شود.
•خيلى دور، خيلى نزديك (رضا ميركريمى)
نزديك به هفت ماه فيلمبردارى پروسواس و با زحمت كه سه ماه آن در اوج گرما و در منطقه كويرى يزد صورت گرفته و از اين زمان نزديك به يك ماه آن به دليل مشكلات مالى ناشى از افزايش مدت فيلمبردارى و بالا رفتن هزينه ها به توقف توليد و فيلمبردارى منتهى شده، خيلى ها را وسوسه كرده تا بدانند حاصل سومين تجربه رضا ميركريمى چگونه فيلمى است. مضاف بر اينكه فيلم قبلى ميركريمى« اين جا چراغى روشن است» به رغم رعايت تمام مسائل لازم و وسواس هاى خاص در مرحله توليد نتوانست موفقيت چندانى كسب كند، در واقع سواى «كودك و سرباز» فيلم اول ميركريمى كه اثر دلنشينى بود اين كارگردان جوان عمده شهرت خود را مديون دومين فيلمش «زير نور ماه» است كه به رغم مضمون حساسش كه به نقد رابطه روحانيت و جامعه مى پرداخت، اثرى صادقانه و جذاب از كار درآمده بود و يكى از مطرح ترين فيلم هاى جشنواره دو سال قبل بود. حالا ميركريمى داستان متفاوتى را براى فيلم سوم خود انتخاب كرده و به دگى دكتر موفقى مى پردازد كه پس از سال ها دگى در غربت براى ارتباط با تنها فردش سامان ناگزير از سفرى در دل كوير مى شود. ظاهراً خود ميركريمى از حاصل كار به شدت رضايت دارد و حتى در گفت وگو هاى غيررسمى خيلى دور، خيلى نزديك را به عنوان بهترين اثر خود و برآيند تمام تجربيات ناشى از سه فيلم قبلى معرفى كرده. اين فيلم هم از مدعيان اصلى كسب جوايز جشنواره به حساب مى آيد و به احتمال زياد فيلمبردارى چشم نواز آن كه توسط حميد خضوعى ا بيانه انجام شده به نسبت ساير رشته ها شانس بيشترى براى كسب جايزه دارد. نكته قابل ذكر بروز اختلاف مالى ميان ميركريمى به عنوان تهيه كننده و حوزه هنرى به عنوان سرمايه گذار در ميانه فيلمبردارى بود كه همان طور كه اشاره كرديم به توقف يك ماهه فيلمبردارى انجاميد.
•يك تكه نان (كمال تبريزى)
پس از فيلم جنجالى مارمولك، كمال تبريزى ترجيح داده كه بى سروصدا و به دور از هياهو فيلمى سالم و تربيتى بسازد. حاصل يك نكته نان كه پيش از اين سلوك نام داشته است كه در تلويزيون و با سرمايه شبكه دوم سيما توليد شده داستان فيلم درباره رقابت گروهى جوان است كه براى استخدام در اداره محيط بانى بايد در مسابقه اى شركت كنند و مسيرى سخت و دشوار را طى كنند و فيلم شرح حوادثى است كه طى يك روز در طول مسير اين مسابقه پيش مى آيد.يك تكه نان در سكوت خبرى ساخته شد و ظاهراً فيلمى است كه تبريزى ساخته تا صرفاً او را به عنوان ساده آثار جنجال برانگيز و كمدى هاى جسورانه طبقه بندى نكنند. رضا كيانيان و رويا نونهالى در فيلم حضورى كوتاه مدت دارند و نقش هاى اصلى فيلم را بازيگرانى جوان و كمتر شناخته شده و كسان ديگرى مثل اسماعيل خلج و احمد آقالو كه در عرصه تئاتر افراد نام آورى هستند، بازى كرده اند.با توجه به شناختى كه از تبريزى داريم، مى توان اميدوار بود كه يك تكه نان هر چند دور از هياهو ساخته شده ولى نمايش آن در جشنواره فجر با استقبال روبه رو شود و فيلم يكى از فيلم هاى مطرح جشنواره باشد. به هر حال تبريزى فيلمسازى است كه با شناخت كافى از كارش ممكن است بى سروصدا فيلم بسازد اما هيچ گاه فيلم بى خاصيت نمى سازد.
•سالاد فصل (فريدون جيرانى)
با به پايان رسيدن سه گانه اول فريدون جيرانى او به عنوان يكى از فيلمسازان موفق سينماى ايران خودش را تثبيت كرد. قرمز، آب و آتش و شام آخر سه فيلمى بودند كه با محور قرار دادن شخصيت هايى خاص و در مواردى نامتعادل و روان پريش و روايت داستان هايى جذاب از روابط غيرمعمول ميان اين شخصيت ها نقبى به روحانيت و خصلت هاى عاطفى طبقه متوسط و مرفه جامعه مى زدند. هر سه اين آثار به لحاظ تجارى موفقيت قابل توجهى يافتند و مورد استقبال نسبى منتقدان هم قرار گرفتند، اما جيرانى كه به دنبال تجربه فضاها و داستان هاى تازه تر بود، صورتى را به عنوان پنجمين فيلمش با مايه هاى متفاوت از فيلم هاى قبلى و در حال و هواى طنز و كمدى ساخت كه به لحاظ كارگردانى و اجرا بهترين اثر او به شمار مى رود، هر چند در ارتباط با مخاطب نتوانست موفقيت آثار گذشته او را تكرار كند. سالاد فصل تازه ترين كار او از يك جهت با ديگر فيلم هايش متفاوت است، اين بار جيرانى به روابط و دغدغه هاى آدم هاى طبقه فرودست اجتماع پرداخته و دوربين خود را به جنوب شهر تهران برده تا در عرصه مورد علاقه اش كه همان روابط غيرمعمول آدم هاى نامتعادل جامعه هستند، درامى پيچيده و تكان دهنده را تصوير كند. فيلم شرح آشنايى دخترى جنوب شهرى با مرد متمولى به نام حميد دوستدار است كه اين آشنايى مسير دگى دختر را در معرض تغيير قرار مى دهد غافل از اينكه عشق جنون آميز عادل مشرقى به دختر حوادث را به سرانجامى تراژيك مى كشاند.جيرانى در اين فيلم تازه تلاش كرده تا با فاصله گرفتن از اغراق هاى داستانى و گره هاى غلوآميز روايت و نزديك شدن به دغدغه هاى درونى اش فيلمى بسازد كه در عين جذابيت نسبتى هم با سينماى خوب داشته باشد.
•... و فيلم هاى ديگر
به جز فيلم هاى فوق كه اسامى آنها به طور رسمى و از سوى دفتر جشنواره اعلام شده، صحبت هايى هم مبنى بر حضور چند فيلم ديگر در بخش مسابقه شده. بر اساس آيين نامه جشنواره، دبير جشنواره اين اختيار را دارد كه فيلم هايى را به تشخيص شخصى خود به فهرست هيات انتخاب اضافه كند، اين تبصره معمولاً شامل حال فيلمسازان و فيلم هاى مطرحى مى شود كه تا پايان مهلت رسمى آماده ارائه نبوده اند و در طول مدت جشنواره، آماده نمايش مى شوند. در اين ميان احتمال رسيدن و نمايش سه فيلم بيش از بقيه مطرح است.كافه ترانزيت (كامبوزيا پرتوى)، گيلانه (رخشان بنى اعتماد) و يك بوس كوچولو (بهمن فرمان آرا) فيلم هايى هستند كه در صورت اتمام مراحل فنى و آماده نمايش شدن به فهرست فيلم ها اضافه مى شوند، البته فرمان آرا مدتى پيش اعلام كرد كه از حضور در بخش مسابقه و رقابتى جشنواره معذور است و به احترام و براى بازگذاشتن ميدان براى فيلمسازان جوان فيلمش را در صورت آماده شدن در بخش ميهمان نمايش مى دهد.بخش ميهمان جشنواره معمولاً پذيراى آثارى است كه هر چند قابليت هايى داشته اند اما از ديد هيات انتخاب و با توجه به محدوديت تعداد فيلم هاى بخش مسابقه از دايره رقابت بيرون رفته اند، هرچند گاه در بخش ميهمان دوره هاى مختلف جشنواره فيلم هايى حضور داشته اند كه به مراتب از فيلم هاى بخش مسابقه كيفيت بهترى داشته اند، به هر حال به جز بيست و دو فيلم بخش مسابقه، يازده فيلم نيز در بخش ميهمان به نمايش درخواهند آمد كه فهرست فيلم هاى اين بخش به شرح زير است: آلبوم (رضا حيدرنژاد)، پيك نيك در ميدان جنگ (سيد رحيم حسينى)، جنگ كودكانه (ابوالقاسم طالبى)، خواب تلخ (محمدرضا يوسفى)، صحنه هاى خارجى (عليرضا رسولى نژاد)، طبل بزرگ زير پاى چپ (كاظم معصومى)، كوچه هاى باريك (على زمانى عصمتى)، گل يخ (كيومرث پوراحمد)، مرزى براى دگى (رضا اعظميان)، من بن لادن نيستم (احمد طالبى نژاد).
منبع: روزنامه شرق