گفت و گوی شرق با علی لازیجانی


اكبر منتجبى

يكشنبه ۱۸ بهمن ۱۳۸۳





استراتژى آبادگران براى اداره كشور

تصميم گيرى اصولگرايان •نامزدى رفسنجانى•عملكرد در صدا و سيما • كنفرانس برلين • برنامه هويت و چراغ


على لاريجانى در ۴۷ سالگى جوان ترين نامزد شوراى هماهنگى نيروهاى انقلاب اسلامى در انتخابات آينده رياست جمهورى محسوب مى شود. باهوش است و پاسخگوى رفتارش. در گفت وگو با او تلاش شد زواياى ذهن سياسى اش واكاوى شود. لاريجانى نيز بدون اخم به ما پاسخ داد. برخى اشتباهات را پذيرفت همچون قسمت هايى از برنامه هويت و در بخش ديگرى از مصاحبه پاى حرف و عمل خود ايستاد. لبش برخلاف چهره جدى بسيار خندان بود. او رقيبى جدى براى مخالفانش است.
•••
•آقاى لاريجانى، گفت وگوى ما همزمان شده است با اتفاقاتى كه در شوراى هماهنگى نيروهاى انقلاب در حال وقوع است. دكتر ولايتى فعاليت هاى انتخاباتى خود را با كناره گيرى از شوراى هماهنگى آغاز كرده است، آقاى رضايى از گردش اصولگرايى به راستگرايى گله مند است، محمود احمدى نژاد از ابتدا انصراف خود را از شركت در تجمعات انتخاباتى اعلام كرد، از آقاى توكلى نيز نقل شده كه در صورت حضور هاشمى رفسنجانى در انتخابات وى نيز حاضر خواهد شد و ديگر تبعيتى از شوراى هماهنگى نيروهاى انقلاب ندارد. به نظر شما چرا اين اتفاقات در حال روى دادن است؟
قبول دارم كه بايد اين موضوع را تحليل كرد اما من فكر مى كنم آقاى دكتر ولايتى براساس محاسباتى اين تصميم را گرفته است و در اين باره نبايد زود قضاوت كرد. در صحنه انتخابات ما بايد يك فضاى اخلاقى را حاكم كنيم و از پيش داورى درباره افراد پرهيز كنيم. بايد دقيق تر پروسه را ديد و دلايل آنها را شنيد.
•شما فكر مى كنيد علت اين اتفاق چيست؟ يا اتفاقات مشابه ديگر به چه دليل در حال روى دادن است؟
در حال حاضر يك فرايند دموكراتيك در هر دو جريان آبادگران و دوم خرداد در حال شكل گيرى و نقش بندى است. به نظر مى رسد فرايند به عقلانيت رفتارهاى مدنى كشور كمك مى كند و مفيد هم هست. در اين ميان اين كه چرا افراد اظهارنظرهاى مختلف مى كنند، خيلى مهم نيست، جوهره كار اين است كه همبستگى بين افراد وجود دارد. يعنى مى توان چنين تعبير كرد كه جريان آبادگران، جريانى است كه براساس يك اصولى حركت مى كند. به خاطر همين برخوردارى از انسجام اصول به آنها اصولگرايان مى گويند.
•به نظر شما الان اين همبستگى در جريان اصولگرايان يا همان آبادگران همچنان وجود دارد؟
جريان آبادگران يك تابلويى دارد كه اضلاع آن بر مبناى صداقت و خدمت براى مردم و همچنين نوعى نگاه معرفتى پيرامون گفتمان ايرانيان قرار دارد. در درون جريان آبادگران اينگونه مى انديشند كه گفتمان ايرانيان در واقع به سه عنصر اصلى برمى گردد. شامل: اسلاميت، ايرانيت و پيشرفت يا همان انديشه نوآورى يا نوانديشى. نوانديشى هم در ويژگى اسلاميت است چرا كه اسلامى كه در ايران است اسلام شيعى است كه در بطن آن اجتهاد است و در اجتهاد نوانديشى وجود دارد. همچنين نوانديشى در خصوصيات ايرانيان است. در جوهره و تفكر و فرهنگ سياسى ايرانيان روحيه تحول و ميل به پيشرفت وجود دارد كه مى تواند وضع موجود را تغيير دهد و همين همواره موجب ارتقاى ايران بوده است. در واقع آبادگران با قبول اين گفتمان حركت خود را آغاز كرده است. در درون جريان اصولگرايان طبعاً اين حركت نيز پروسه هايى دارد. اين پروسه يك ظاهرى دارد كه در روزنامه ها ديده مى شود، ولى يك طيفى از متدهاى تصميم گيرى در درون آن نهفته است. در اين طيف يك مختصاتى ثابت است و يك سرى مسائل اقتضايى و متفاوت. ممكن است برخى از دوستان نظراتى داشته باشند. آقاى توكلى هم چنين نگفتند كه نظرات مجموعه آبادگران را مراعات نمى كنند.
•اما به نقل از ايشان در برخى محافل نقل شده است.
من در جلسه شيراز بودم. ايشان گفتند كه در نحوه تصميم گيرى، نظراتى دارند يا آقاى رضايى نيز نفى اين موضوع را نكردند. آقاى دكتر ولايتى هم در پايان سخنان خود گفته اند كه نظرات مجموعه آبادگران را مورد مطالعه قرار مى دهم. به هر حال به نظر مى رسد كه در اصول همچنان وفاق وجود دارد و بايد كمك كرد ديدگاه ها به هم نزديك تر شوند.
•اما آقاى دكتر احتمالاً اعتراضاتى كه وجود دارد شايد به دليل ساختار شوراى هماهنگى نيروهاى انقلاب باشد. به عبارتى به رغم ظاهر دموكراتيك، اما نامزدها يا ديگران احساس مى كنند، كسان ديگرى هستند كه تصميم گيرى مى كنند و اينگونه نيست كه بدنه تصميم بگيرد. شايد به همين دليل نارضايتى ايجاد مى شود و سپس انشعاب به وجود مى آيد. اين تحليل آيا درست است؟
به هر حال همه جريان هاى سياسى متدولوژى خودشان را دارند. اما تا آن جايى كه من اطلاع دارم مدت ها بود احزاب و گروه هاى مختلف نظراتشان را بيان مى كردند و برخى نيز نظرات را در ميان مى گذاشتند و اولويت هاى خود را روشن مى كردند. اين پروسه هنوز البته به كمال نرسيده است. ولى يك مرتبه آن نشست شوراى هماهنگى در مجتمع امام خمينى (ره) در نزد مطبوعاتى ها جلوه كرد در حالى كه فقط يك نشست مشورتى و همگرايى در اين قضيه بود، قرار نبود كه كانديداها در آن شركت كنند اما بعد تصميم عوض شد. بعدها در روزنامه ها اعلام شد كه قرار بود در آنجا راى گيرى شود اما واقعاً چنين چيزى نبود.
•اما خود شوراى هماهنگى و وابستگان به آن اعلام كردند كه قرار است در اين نشست مجتمع امام خمينى كانديداى نهايى اعلام شود. مطبوعات كه نمى توانند تفسير كنند يا از خود بنويسند.
در مورد اين موضوع البته اختلاف نظرهايى هم وجود داشت. يعنى درباره زمان اعلام كانديداى نهايى اختلاف نظر بود و قرار نبود در اين جلسه نامزد نهايى مشخص شود. به همين دليل نيز اختلاف نظر در اين خصوص نبايد مورد نگرانى باشد. آقاى دكتر ولايتى نيز در جلسه حضور داشتند. برخى نگران بودند كه بايد زودتر تصميم گيرى شود و برخى هم مى گفتند كه هنوز تعامل بطنى ما تمام نشده تا به نقطه كانديداى نهايى برسيم. در كل به نظر مى رسد بايد صبورانه تر جلو برويم.
•شما فكر مى كنيد با توجه به اين اتفاقات مى توان يك نظر قطعى داد؟
هميشه نحوه تصميم گيرى ها مى تواند دچار حوادث پيرامونى نيز بشود. اما اين اختلاف نظرها زياد نگران كننده نيست كه بتواند تاثيرى بگذارد.
•فكر نمى كنيد اين اتفاق ناشى از اعلام امضاى ميثاق نامه در شوراى هماهنگى باشد؟ ميثاقى كه حكم مى كند يك نفر رئيس جمهورى بشود و بقيه اعضاى دولت او؟ در واقع اين تقسيم پست، به خصوص آن كه نامزدهاى اصولگرايان نيز در يك رده قرار نمى گيرند مايه نگرانى نيست؟
من تعجب مى كنم از اين بحث تقسيم پست. اصلاً چنين بحثى مطرح نبوده. اصولاً استراتژى آبادگران براى اداره حكومت براساس الگوى اختيارمندى است.
•اما ميثاق نامه از سوى آقاى عسگراولادى يكى از اعضاى شوراى هماهنگى مطرح شد.
براساس الگوى اختيارمندى قرار نيست ما رئيس جمهور كتف بسته انتخاب كنيم. رئيس جمهور بايد قدرت تعامل ساده با بخش هاى مختلف كشور و انتخاب مديران داشته باشد. هيچ وقت قرار نبوده كه ما ميثاقى را امضا كنيم كه در آن اختيار رئيس جمهور را به بخش هاى پيرامونى تفويض كنيم. در اين كه ما در يك اصول مشترك باشيم و حركت كنيم بحث شد. در واقع بحث نيز در خصوص مكانيسم تصميم گيرى بود كه چگونه از قسمت هاى زيرين نظرات و آرا گرفته شود و بعد تجمع پيدا كند و سپس چگونه به آراى عموم رجوع شود تا به يك نظر جامع برسيم.
•اين پروسه اى كه شما مى گوييد بسيار زمان بر است و تا مدت زمان باقى مانده عملياتى نخواهد شد.
اما كيفيت اين كه ما حتماً در آينده رئيس جمهورى انتخاب كنيم كه در همه امور و سياست ها و مسائل انتخاب مديران در واقع يك جريان بر آن حاكم باشد، چنين نبوده و نيست. كما اين كه در برخى از سياست ها اختلاف نظر هم داريم. بنابراين در يك اصولى بنا بود مشترك عمل كنيم.
•اين چيزى كه شما مى گوييد سواى ميثاق نامه است. درسته؟
ميثاق نامه به نظرم چيز عجيب و غريبى است. بعضى از پديده ها در روزنامه بزرگنمايى مى شود.
•اما به هر حال ميثاق نامه از سوى جريان شما عنوان شد.
قرار بر اين بوده كه ما بر اساس يك اصول مشترك حركت كنيم. البته بحثى در ميان اصولگرايان داشتيم كه ميثاق اصلى ما پيمانى است كه با مردم داريم و اين پيمان با مردم بايد مدون باشد. اين بحث اجمالاً مطرح بوده ولى اين كه بين خود افراد، ميثاق نامه باشد، چنين چيزى نيست.
•اين حركت به نظر شما با توجه به اين شرايط جديد تحقق پيدا مى كند؟
تحقق آن احتياج به رايى دارد. آراى مختلف خود كانديداها نيز مطرح است.
•اما تحليل هاى موجود بيانگر آن است كه براساس اين ميثاق نامه، گويى كانديداى نهايى رياست جمهورى اصولگرايان مشخص شده است...
نه اصلاً به اين شكل مطرح نبود و چيز عجيبى است كه من مى شنوم اينكه يكى رئيس جمهور شود و مجبور باشد از افرادى در كابينه استفاده كند، امرى درست نيست.
پس از انتخاب شدن يك رئيس جمهور مى تواند از بقيه كانديداها بهره گيرى كند، يا نكند. اين معقول ترين راه است. چون بنا نيست تقسيم غنايم كنيم. هركس بايد طبق اختيار و برنامه خود افرادى را انتخاب كند. شايد اين با بحثى ديگر خلط شده است.
•خاطرم هست در اولين جلسه شوراى هماهنگى نيروهاى انقلاب شما گفتيد كه هيچ احساس رقابتى با ديگر كانديداهاى اصولگرايان نداريد. آيا اين موضوع ناشى از آن است كه شما كانديداهاى هم جناحتان را همطراز خودتان نمى بينيد؟
اين قرائت از صحبت هاى من نشانه اين است كه در برخى موارد مطبوعات هم مى توانند تفسير كنند و هم از قول خود بنويسند ليكن نه تنها من چنين قصدى نداشتم بلكه مى خواستم بگويم كه براى منتخب شدن تلاش و رقابتى درون جناحى با ديگر عزيزان ندارم. رقابت واقعى وقتى رخ مى دهد كه ما اختلافات اصولى و خيلى جدى با هم داشته باشيم. اين موضوع فضاى كشور را مى تواند داغ بكند. مثلاً اگر يك نفر از دوم خرداد باشد و يك نفر هم از آبادگران، اين مى تواند يك رقابت جدى باشد.
•بنابر گفته شما مى توان نتيجه گرفت نامزدهاى جناح اصولگرا هيچ تفاوتى با يكديگر ندارند و همه با هم همفكر و مشترك هستند. خوب پس چرا پنج نفر را اعلام كرديد؟ يك نفر را معرفى مى كرديد.
نه، من نمى خواهم بگويم كه كانديداهاى آبادگران يكسان هستند. نامزدهاى آبادگران از نظر كارآمدى و برنامه ريزى و تجربه مديريت كلان و استراتژيك و قابليت تيم كارى و نوگرايى و ظرفيت تبديل ايده ها به رفتار و عمل و بالاخره اقبال افكار عمومى تفاوت هايى با هم دارند ولى اشتراكات ما بسيار زيادتر از اختلافات است. در آن جلسه نيز قصد من اين بود كه بگويم اگر مى خواهيم فضاى كشور رقابتى باشد و يك مشاركت حداكثرى رخ بدهد، بايد صحنه رقابت واقعى به وجود بيايد. رقابت ايده ها و برنامه هاى متفاوت و نه رقابت بلاوجه. بايد جريان هاى فكرى متفاوت حضور داشته باشند. اگر ما مى خواهيم فضاى كشور همواره تازه باشد، بايد زمينه مشاركت واقعى را به وجود آوريم. بايد صحنه، صحنه رقابت بنيادين باشد. ما هر چقدر تكثرگرايى سياسى داشته باشيم، معلوم است كه يك رقابت واقعى رخ مى دهد.
•شما بحث اشتراكات و تفاوت ها را بيان كرديد اما سئوالى وجود دارد. زمانى محافظه كاران در قبال رفتار اصلاح طلبان مى گفتند كه اينان آمده اند تا روحانيت را حذف كنند. شعار مى دادند كه مشروطه در حال تكرار است. الان اما همان اتفاق از سوى خودتان در حال رخ دادن است. دوست دارم بدانم چرا شوراى هماهنگى نيروهاى انقلاب به سمت انتخاب كانديداى روحانى نرفت. از ميان پنج كانديداى آنها، يك كانديدا هم روحانى نيست. آيا روحانى قدرتمند براى رياست جمهورى در اصولگرايان وجود ندارد؟ يا رويه اى ديگر قرار است حاكم شود؟ در سه انتخابات شوراى شهر دوم، مجلس هفتم و اكنون رياست جمهورى مى بينيم كه نقش روحانيون بسيار كمرنگ است. حتى رئيس مجلس نيز مكلا انتخاب مى شود. چرا؟
در عالم سياست اين نوع تقسيم بندى ها و اصرار بر آن به عنوان يك مرزبندى به كارآمدى لطمه مى د. بايد ديد در موقعيت فعلى، كشور ما چه شرايطى دارد. شرايط منطقه اى، جهانى چيست و در اين شرايط چه كسى قابليت و كارآمدى دارد. اگر روحانى بود بسم الله، اگر مكلا و غيرروحانى هم بود بسم الله. اين خيلى امر مهمى نيست.
•اما گويا عنايتى ويژه به اين موضوع در جريان اصولگرا وجود دارد. شما قبول نداريد؟
ببينيد اينكه عنايتى ويژه در جريان آبادگران وجود دارد كه روحانيت حذف بشود، گزافى بيش نيست. اين جريان مى گردد تا افرادى را كه به درد كار مى خورند انتخاب كنند. اصرار اصلى بر كارآمدى است، نه روحانى و غيرروحانى بودن. كما اين كه در مورد مجلس هفتم نيز همين بحث بود.
•پس چرا در جريان انتخابات رياست جمهورى اين امر رخ نداد. آيا روحانى كارآمد وجود ندارد؟ يا در مجلس يك روحانى كارآمد براى رياست مجلس وجود نداشت؟
انتخابات يك امرى است كه خود افراد هم بايد علاقه به حضور در عرصه داشته باشند. در شرايط فعلى هنوز شخصيت روحانى كارآمدى نيامده بگويد من حتماً هستم.
•به نظر شما چرا آقاى هاشمى قبول نمى كنند وارد صحنه بشوند. شما فكر مى كنيد علت ترديد آقاى هاشمى رفسنجانى چيست؟
من گمانه ى راجع به نيت هاى افراد را خيلى پسنديده نمى دانم.
•سئوالم راجع به نيت ايشان نيست. بحث ترديد است ايشان نه به صراحت اعلام مى كنند كه حاضر به شركت در صحنه انتخابات هستند و نه كاملاً حضور خود را رد مى كنند. ترديد ايشان كاملاً نمايان است. علت چيست؟
آقاى هاشمى يك عنصر تاثيرگذار هستند. چه قبل از انقلاب و چه بعد از آن هميشه تاثيرگذار بودند. از هوش بسيار خوبى برخوردارند. سابقه كار نيز دارند. اين پتانسيل بايد هميشه در خدمت انقلاب قرار بگيرد. اينكه چه زمانى قرار بگيرد و چگونه، يك محاسباتى دارد كه مقدارى از آن جنبه شخصى دارد و مقدارى نيز جنبه اجتماعى. درباره جنبه شخصى يك بار ايشان اظهار كرده بود كه من سنم بالا رفته و ترجيح مى دهم ديگران در صحنه باشند. البته خوشبختانه ايشان انسان سرحالى است و هميشه زمينه براى كار دارند. ولى من احساس مى كنم شايد نظرشان اين است كه نسل جديدتر جسارت و فرصت حضور و مشاركت بيابند. يك نكته ديگر كه ممكن است ترديد داشته باشند، كه گاه نيز آن را بيان كرده اند، اين است كه من اگر عنصر قوى در صحنه ببينم، نمى آيم و اگر نباشد ممكن است، بيايم. اين نيز ممكن است عامل ترديدى براى ايشان باشد چون مى بينند كه صحنه هنوز شفاف نيست و برخى افراد كارآمد كه مطرح شده اند هنوز در حالت تعليق هستند. يك مورد ديگر نيز ممكن است اينكه ايشان با اين حالت ترديد، انگيزه انتظام بخشى به صحنه انتخابات داشته باشند. اين نكته اى است كه يك قدرت مانور را براى ايشان فراهم مى كند.
•با اين حساب اگر آقاى هاشمى وارد عرصه شوند، شما چه تصميمى خواهيد گرفت؟
چو فردا شود فكر فردا كنيم.
•قدرى شفاف تر باشيد. به هر حال اتفاقى است كه ممكن است رخ دهد.
آقاى هاشمى رفسنجانى كه هنوز اعلام نكرده اند در صحنه حاضر مى شوند.
•بر فرض اگر به صحنه آمدند، شما مى مانيد و رقابت مى كنيد يا انصراف مى دهيد؟
اگر اعلام كنند حتماً در محاسبات همه تاثيرگذار خواهد بود.
•اين تاثيرات چيست؟ مى مانيد؟
اعتقادم براين است كه اين تمرين دموكراسى براى حركت هاى مدنى در كشور، تمرين بسيار خوبى است. من نمى خواهم اين رويه اى كه الان در انتخاب نامزدها در شوراى هماهنگى اتخاذ شده عقيم شود. اين حركت بايد بارور شود و بلوغ پيدا كند. به مصلحت كشور نيست كه اين نوع مكانيسم تصميم گيرى به هم بخورد. هر چند آقاى هاشمى عنصر تاثيرگذارى هستند، اما بگذاريم اين مكانيسم به رغم حضور ايشان نهادينه شود.
•بدين ترتيب تعهد شما به شوراى هماهنگى نيروهاى انقلاب تا كجا خواهد بود؟ آيا تا انتخاب كانديداى نهايى خواهد بود يا خير؟
من به يك نوع حركت دموكراتيك در درون جناح ها و هم بين جناح ها اعتقاد دارم.
•اما اين احتمال وجود دارد كه شوراى هماهنگى، پس از پيروزى نامزد نهايى در صحنه رياست جمهورى، خواهان استقرار تصميمات خود باشد. به عبارتى نظر شورا بيشتر از نظر مشورتى باشد و بخواهد نظر خود را بر رئيس جمهور حاكم كند.
اما الان من بيش از مشورت آنها چيزى نمى بينم.
•اصلاً؟ يعنى تماماً مشورتى است؟
البته در اين مرحله از پروسه، آنها يك اختياراتى براى تصميم گيرى دارند.
•اين اختيار در كجا است؟
اختيار آنها در انتخاب بهترين گزينه است. يعنى بايد انتخاب هاى مجموعه زيرين را در نظر بگيرند، محاسبات را در نظر بگيرند و بعد انتخاب نهايى را انجام دهند. من به اين پايبند هستم كه هر تصميمى گرفته شد، از آن انتخاب حمايت كنم. اين را نيز بارها گفته ام. اين حركت بايد نهادينه بشود زيرا براى آينده كشور مفيد خواهد بود. ببينيد به هر حال ما يك كشور مردم سالار با نحوه انتخاب دموكراتيك هستيم...
•ما در حال تجربه دموكراسى هستيم.
نه. اينگونه مطلق نيست. مردمسالارى مراحلى دارد كه ابعاد گسترده ترى از دموكراتيك بودن نحوه انتخاب دارد. جمهورى اسلامى يك مردمسالارى دينى است. و اين هم جوهره دينى دارد و هم ساختار مردمسالار. نحوه انتخاب رهبرى، مجلس، شوراها، رياست جمهورى اينها همه روند مردمسالارى اند. پس بهتر است كه اين صبغه و اين روش در همه شئون كشور نهادينه شود.
•اين روش و حركتى كه در شوراى هماهنگى تبلور پيدا كرده، آگاهانه صورت گرفته يا نه از سر اجبار به چنين مدلى رسيديد؟
اين حركت از ابتداى انقلاب آغاز شده بود اما الان ملموس تر شده است و علتش نيز تجربه اى است كه به دست آمده. حوادث سال هاى اخير تمرين بود. ظرفيت عقلانى مديران ما نيز بالاتر رفت و باتجربه تر شدند. در نتيجه دولت بعد نيز بايد از تجربيات و دستاورد دولت هاى قبل استفاده كند. اگر اين توان به وجود آمده، در مسير يك روند مردمسالارى در هر جناح قرار بگيرد، آنگاه حرف شما را كه مى گوييد در حال تجربه هستيم مى پذيرم. در اين خصوص همه بايد كمك كنند كه از اشكالات نيشگونى گذر كنيم و به يك فهم فراجناحى برسيم.
•بالاخره راهبرد و انتخابات آينده اعلام شده است كه بايد مشاركت حداكثرى باشد اين قطعاً لوازمى دارد. نقش شوراى نگهبان اينجا كمى پررنگ تر است. گرچه فكر مى كنم بحث رد صلاحيت در جناح اصولگرا وجود ندارد اما در خصوص ساير كانديداها واقعاً نگرانى وجود دارد. الان بحث رد صلاحيت دكتر معين از سوى برخى محافظه كاران مطرح و زمينه سازى آن نيز در حال انجام است به گونه اى كه حتى روزنامه جمهورى اسلامى نسبت به اين رويه هشدار داد. به نظر شما احتمال رد صلاحيت ها چگونه است و چه توصيه اى به شوراى نگهبان داريد تا نارضايتى هايى كه در روند مجلس هفتم به وجود آمد، رخ ندهد؟
چند نكته وجود دارد. اصولاً شوراى نگهبان طبق قانون اختياراتى دارد. تقريباً در انتخابات گذشته نيز اين مسئله را داشتيم. در انتخابات دوره دوم رياست جمهورى آقاى خاتمى، حدود ۸۰۰ نفر كانديدا شدند، اما تنها هشت يا نه نفر ماندند. به هر حال صلاحيت براى اداره كشور به عنوان مدير و مدبر بودن لوازم و ضوابطى دارد. كسى كه مى خواهد سكاندار اجرايى كشور بشود، بايد توانمندى ها و سابقه اى در موضوعات مختلف داشته باشد.
•بحثى در اين خصوص نيست اما نقش شوراى نگهبان و عملكرد آنها در مشاركت مردم تاثيرگذار است.
بله. من فكر مى كنم هر چه رويكرد شوراى نگهبان منبسط تر باشد و بتواند يك فضاى رقابتى ايجاد بكند امرى است مطلوب. همواره عقل و شرع اقتضا مى كند كه شرايط مطلوب در كشور وجود داشته باشد. من از بيرون كه به موضوع نگاه مى كنم، اين شرايط رقابتى براى كشور بسيار مثبت است. شوراى نگهبان مى تواند در اين معادله طورى عمل كند كه قدرت و تنوع انتخاب مردم بالاتر برود، اين حتماً كمك كننده است.
•شما مى گوييد سكان دار كشور بايد توانمندى و سابقه و... داشته باشد. اما قبول كنيد كه الان دورانى است كه رئيس جمهور فقط داراى يك نقش است و احزاب و تشكيلاتى هستند كه وى را هدايت مى كنند. اين به امرى عادى در جهان تبديل شده است. با اين حال آيا حذف كانديداى يك تشكيلات جايز است؟
اين بحث شما در مورد كشور ما مى بايست بر مبناى برنامه محورى و كارآمدى جارى و سارى باشد. چون مرحله ايده پردازى آنها كامل است و اكنون در مرحله عمل مشغول ظرفيت سازى هستند و حتى آن را نيز انجام دادند. ما در شئونات مختلف مثل ايده پردازى و برنامه محورى ضعف داريم علتش اين است كه ما در مديريت و برنامه ريزى استراتژيك كشور سرمايه گذارى كافى نكرده ايم. در كشورهاى توسعه يافته، در درون احزاب دو كار انجام مى شود، اول تئورى پردازى و برنامه ريزى و بعد تربيت مديران استراتژيك. در كشور ما اين حركت آنگونه كه بايد سامان نيافته است و احزاب قوى نيستند. در هر دو جريان دوم خرداد و اصولگرا، احزاب قوى وجود ندارد. نقص ديگر جايگاه هايى است كه مى توانند فراحزبى عمل كنند، و در سطح ملى به توليد فكر و نظريه و تربيت نسل بعدى نخبگان بپردازد. مثلاً مراكز مطالعات استراتژيك زياد نداريم. اين مراكز بايد بتوانند تئورى پردازى كنند اما چنين عملى رخ نمى دهد، مشكل ديگر عدم پرورش مديران استراتژيك در سيستم ديوانى ماست.
اوج وفادارى و جوهره كارآمدى يك مدير ارشد در هر نظام و كشورى اين است كه بتواند نسل بعدى و رهبران جانشين خوب را بپروراند. روش كار بايد به گونه اى باشد كه جانشينان خوب پرورش يابند، تا تلقى نشود كه كشور قحط الرجال است و سيستم بدون يك فرد امكان استمرار ندارد. بايد در كشور دو مسئله ساماندهى شود؛ ۱- توليد فكر و نظريه پردازى ۲- تربيت نخبگان و مديران استراتژيك. براى توسعه و پيشرفت كشور ما قابليت داريم كه از همان موقعيت و خصوصيات ايران و ايرانيان را كه پيش از اين به آن اشاره كردم، بهره ببريم. علاوه بر قابليت، بايد ظرفيت خود را نيز بالا ببريم. افزايش ظرفيت از طريق پرورش نسل بعدى مديران استراتژيك و نخبگان فراهم مى شود. مديران استراتژيك و نخبگان داراى دو دسته توانايى هستند. توانايى هاى اكتسابى و توانايى هاى غير اكتسابى. توانايى هاى اكتسابى شامل دانش و علم و فناورى است و توانايى هاى غيراكتسابى شامل اصالت nobility و جوهره talent و شجاعت و صداقت و بالاخره وفادارىloylity است. بايد مراكزى در سطح ملى فراهم شود كه بتواند اين نسل بعدى را با برخوردارى از هر دو دسته توانايى هاى اكتسابى و غيراكتسابى شناسايى و پرورش دهد. در جهان چنين تجربياتى