ايران و پاکستان: دو جمهوری اسلامی با روابطی غيرعادی


احمد زيدآبادی

چهارشنبه 23 فوريه 2005

شوکت عزيز نخست وزير پاکستان به ايران سفر کرده است تا به گفته خود او "نقطه عطفی در بسط و تحکيم مناسبات دوجانبه" ايجاد کند.

آقای عزيز به طور مشخص به موضوع طرح خط لوله انتقال گاز ايران به هند از طريق پاکستان اشاره کرده و بر اهميت اين موضوع در برنامه سفر خود تأکيد ورزيده است.

در عين حال، سفر شوکت عزيز به تهران و ديدارش با مقام‌های ارشد ايرانی در حالی صورت می‌گيرد که نام پاکستان در خبرهای غير اقتصادی زيادی در رابطه با ايران مطرح می شود.

برای نمونه، از يکی- دو ماه پيش گزارش‌هايی در باره رخنه نيروهای ويژه آمريکا به ايران از خاک پاکستان و نيز حمايت ايران از نيروهای شورشی در بلوچستان پاکستان، در مطبوعات جهان به چاپ رسيده است.

گرچه احراز ميزان صحت و سقم اين گزارش‌های مطبوعاتی بدون دسترسی به منابع موثق اطلاعاتی امکان‌پذير نيست، اما بخشی از رابطه خاصی است که دو کشور با هم دارند: تاريخچه روابط ايران و پاکستان در دوران پس از انقلاب بهمن ۵۷ ايران، حکايت از "غيرعادی" بودن مناسبات فی‌مابين دارد.

روابط تهران – اسلام آباد در ربع قرن اخير در ظاهر امر همواره دوستانه بوده است، اما در پشت اين ظاهر دوستانه، رقابتی پنهان جريان داشته که گاه رنگ خصومت به خود گرفته است. در واقع همين پديده، به روابط ايران و پاکستان حالت غيرعادی داده و تحليل مناسبات دو کشور را برای برخی از ناظران با مشکل روبرو کرده است.

سه عامل تاثيرگذار

آمريکا، افغانستان و نزاع های فرقه‌ای بين تندروهای وهابی و شيعيان پاکستان را می‌توان سه مولفه ای دانست که بر نحوه شکل گيری روابط تهران - اسلام آباد تاثيرگذار بوده و هستند.

پاکستان در دوران جنگ سرد، متحد استراتژيک آمريکا در آسيای جنوب شرقی به شمار می‌رفت و از همين رو، مناسبات خصومت‌آميز ايران و ايالات متحده باعث می‌شد تا انقلابيون به حکومت رسيده در ايران به شدت نسبت به سياست‌های ژنرال ضياء‌الحق رئيس جمهور وقت پاکستان ظنين و بدگمان باشند. اما پيش از آنکه اين بدگمانی به دشمنی تبديل شود، خصلت ضد کمونيستی دو حکومت آنها را به سمت همکاری برای کمک به مجاهدان افغان سوق داد، مجاهدانی که بعضا دست‌پرورده دو کشور و متحد آمريکا بودند و عليه نيروهای ارتش سرخ شوروی که افغانستان را به اشغال خود درآورده بودند، می جنگيدند.

تا هنگامی که اشغال افغانستان ادامه داشت، برغم نارضايتی‌های مربوط به درگيری‌های فرقه ای در پاکستان، دو کشور روابط گرم خود را حفظ کردند، اما خروج ارتش سرخ از افغانستان آغاز رقابت شديد تهران و اسلام آباد برای حمايت از نيروهای متحد خود در اين کشور بود.

پيدايی طالبان، اوجگيری بی‌اعتمادی

سازماندهی گروه طالبان توسط اطلاعات ارتش پاکستان و گسيل آنها به خاک افغانستان که منجر به سقوط دولت برهان‌الدين ربانی و قتل شماری از ديپلمات‌های ايرانی در شهر مزارشريف شد، روابط پاکستان و ايران را به شدت سرد کرد و سبب بروز جنگ لفظی بين دو طرف شد.

البته اين نزاع لفظی در سطح مطبوعات و محافل غير رسمی دو کشور جريان داشت و به مقام‌های دولتی دو کشور سرايت نکرد. حتی در همين دوره نيز مقام های دو کشور از تقويت مناسبات فی‌مابين سخن می‌گفتند و رفت و آمدهای سياسی و ديپلماتيک متقابل ادامه داشت.

بعد از ۱۱ سپتامبر

تا هنگامی که طالبان بر افغانستان حکم می‌راندند، تصور محافل رسمی ايران اين بود که آنها نه فقط توسط ارتش پاکستان بلکه با حمايت موثر و پنهان آمريکا به قدرت رسيده‌اند تا خطوط لوله نفت و گاز آسيای ميانه از طريق خاک افغانستان به پاکستان و از آنجا به بنادر آزاد انتقال يابد و بدين وسيله هدف آمريکا برای تحريم اقتصادی جمهوری اسلامی و جلوگيری از ترانزيت منابع انرژی آسيای ميانه از خاک ايران تحقق يابد. اما عمليات ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ در آمريکا که بوسيله گروه القاعده از افغانستان هدايت شده بود، سبب خشم ايالات متحده عليه طالبان و به مراتبی حامی پاکستانی آنها شد.

در اين ميان، ژنرال پرويز مشرف که با يک کودتای بدون خونريزی قدرت را در پاکستان به دست گرفته بود، از سوی دولت جرج بوش به شدت تحت فشار قرار گرفت تا به ارتش آمريکا برای ساقط کردن رژيم طالبان در افغانستان کمک کند.

در آن دوره بسياری از تحليل‌گران چنين می‌پنداشتند که فرصت نزديکی ايران و آمريکا برای مقابله با طالبان و حامی خارجی آنها فرا رسيده است. هرچند جمهوری اسلامی و ايالات متحده در ماجرای سرنگونی طالبان همکاری داشتند، اما اين همکاری موقت به نزديکی دو کشور منجر نشد و در مقابل، ژنرال مشرف با يک چرخش سياسی حيرت‌انگيز نه فقط پاکستان را از زير فشار آمريکا خارج کرد، بلکه با پيوستن به جبهه جهانی ضد تروريسم، بار ديگر پاکستان را در رديف متحدان استراتژيک آمريکا پس از جنگ سرد قرار داد.

ايران و پاکستان هسته ای

با قرار گرفتن جمهوری اسلامی در "محور شرارت" جرج بوش، متحدان آمريکا به تدريج دريافتند که ايران نيز يکی از اهداف آينده ايالات متحده در جنگ عليه تروريسم است.

اما در اين ميان پاکستان با مشکل بزرگی روبرو شد. مطبوعات غربی و پس از آن مقام های رسمی آمريکا و سازمان ملل، عبدالقديرخان پدر بمب اتم پاکستان را متهم کردند که با ايجاد يک شبکه قاچاق هسته ای اطلاعات و تکنولوژی های حساسی را در اختيار چند کشور از جمله ليبی و ايران قرار داده است که می تواند در جهت دستيابی آنها به بمب اتم بسيار موثر باشد.

دولت پاکستان اين اتهام را پذيرفت، اما تاکيد کرد که دولت هيچگونه اطلاعی از اين شبکه قاچاق نداشته و خان صرفا به دليل منافع مالی شخص خود اقدام به اين کار کرده است.

ظاهرا آمريکا ادعای دولت پاکستان را پذيرفت، اما اين کشور را تحت فشار گذاشت تا ضمن افشای اطلاعات مربوط به ارتباط عبدالقدير خان با پروژه اتمی ايران، امکان بازجويی از شخص خان را هم برای کارشناسان آمريکايی و سازمان ملل فراهم سازد.

دولت مشرف در موضعگيری های علنی خود با بازجويی از خان توسط کارشناسان خارجی مخالفت کرد، ولی در عين حال وعده داد که نتيجه بازجويی متخصصان پاکستانی از وی را در اختيار سازمان ملل قرار دهد.

با اين همه گزارش های مطبوعاتی حاکی از اين است که کارشناسان آمريکا و سازمان ملل متحد به عبدالقدير خان دست يافته اند و او تمام اطلاعات محرمانه خود را در باره پرونده هسته ای ايران در اختيار آنها قرار داده است.

بدين ترتيب، پای دولت پاکستان به موضوعی که از نظر ايالات متحده، "امنيت منطقه و جهان را به خطر انداخته" باز شده و از همين رو جرج بوش از همتای پاکستانی خود می خواهد که به دليل نقش اتباع اين کشور در پيشرفت برنامه اتمی ايران، بيشترين همکاری را برای مقابله با آنچه خطر هسته ای ايران می نامد، با آمريکا به عمل آورد.

پاکستان، دوست ايران شريک آمريکا؟

به نظر می‌رسد که آمريکا برای مقابله با ايران از هر کدام از متحدان خود خواستار ايفای نقشی در اين زمينه است. قاعدتا متحدان آمريکا در منطقه نمی توانند از پذيرش چنين نقشی خودداری کنند، اما طبيعی است که ترجيح می‌دهند در اين باره حداکثر مخفی کاری و احتياط را از خود نشان دهند تا به صورت "سيبل" دو کشور متخاصم در نيايند.

بنابراين، اگر گزارش سيمور هرش مبنی بر همکاری پاکستان با نيروهای ويژه ارتش آمريکا برای تجسس در خاک ايران توسط اسلام آباد، تکذيب می‌شود، لزوما به معنای بی‌اعتبار بودن آن گزارش نيست.

آمريکا اگر به واقع در پی اجرای طرحی برای مقابله جدی با جمهوری اسلامی باشد، ترديد در باره اينکه متحدانش در منطقه بويژه پاکستان از اين طرح بی‌خبرند و يا در جهت موفقيت آن همکاری نمی کنند، چندان روا نيست.

منبع: خبرگزاری بی بی سی