تحليلي‌ بر نقش‌ مطبوعات‌ به‌ عنوان‌ «شريك‌ منصف‌» در يك‌ الگوي‌ سه‌قطبي‌"مطبوعات‌، جامعه‌ و قدرت‌


جلال‌ خوش‌چهره‌

پنجشنبه 13 اسفند 1383

تعريف‌ رابطه‌ مطبوعات‌ و سياستمداران‌ مفهومي‌ چالش‌زاست‌. ابهام‌ها در اين‌ تعريف‌ شامل‌ كشورهاي‌ در حال‌ توسعه‌ )جنوب‌( نيست‌، بلكه‌ شمالي‌ها نيز همچنان‌ درگير اين‌ معادله‌ چندمجهولي‌اند.
افزايش‌ تب‌ رقابت‌هاي‌ انتخاباتي‌ بويژه‌ پيچيدگي‌ رابطه‌ مطبوعات‌ و نخبگان‌ رسمي‌ را به‌ عنوان‌ نمايندگان‌ نهاد قدرت‌ برجسته‌ مي‌كند، چه‌ مطبوعات‌ از يكسو با مطالبات‌ سياستمداران‌ روبرويند، از سوي‌ ديگر بايد به‌ مردم‌ به‌ عنوان‌ اصلي‌ترين‌ مخاطبان‌ خود توجه‌ كنند و در اين‌ حال‌ پاسدار جايگاه‌ كاركردي‌ و ساختاري‌ خود باشند.
در اينجا بحث‌ بر سر نقش‌ مطبوعات‌ است‌: آنها چه‌ تاؤيري‌ بر كيفيت‌ دموكراسي‌ دارند? نقش‌ آنها به‌ عنوان‌ «ناظران‌ معتبر» در اجراي‌ دموكراسي‌ و همچنين‌ تبليغات‌ موؤر در پوشش‌ مراحل‌ سياسي‌ چگونه‌ است‌? ترجيحات‌ مطبوعات‌ در جوامعي‌ كه‌ قرار است‌ مولفه‌هاي‌ دموكراسي‌ را به‌ اجرا درآورند چيست‌? رابطه‌ آنها با مردم‌ جوامع‌شان‌ و نهادهاي‌ قدرت‌ چه‌ معادله‌يي‌ را در بر مي‌گيرد? آيا نقشي‌ كه‌ مطبوعات‌ در جوامع‌ به‌ عهده‌ دارند تنها در حد «ماشين‌ اطلاعات‌» دولتي‌ يا جناح‌هاي‌ انتخاباتي‌ محدود است‌? اگر يك‌ الگوي‌ سه‌قطبي‌ مردم‌، رسانه‌ها و نهاد قدرت‌ را در تصميم‌گيري‌هاي‌ سياسي‌ دخيل‌ بدانيم‌، آنگاه‌ سهم‌ هر يك‌ از اين‌ سه‌ در مطالبه‌ از كاركرد مطبوعات‌ چه‌ ميزان‌ است‌?
«پراتزل‌» مي‌گويد: «رسانه‌هاي‌ گروهي‌ در نظام‌ مردمسالار، الزاماص واسطه‌ بين‌ جامعه‌ مدني‌ و سياسي‌ نيستند و نمي‌توانند موجب‌ اتفاق‌نظر و حمايت‌ عمومي‌ از نظام‌ سياسي‌ شوند، بلكه‌ توانايي‌ نهادهاي‌ اجتماعي‌ و سياسي‌ در حفظ‌ نظم‌ و تامين‌ امنيت‌ و نيازهاي‌ مردم‌ از يكسو و دورنماي‌ پيشرفت‌ جامعه‌ يا حداقل‌ امكان‌ حفظ‌ بقاي‌ آن‌ از سوي‌ ديگر بايد در جامعه‌ برقرار باشد تا رسانه‌هاي‌ گروهي‌ بتوانند به‌ اين‌ كاركرد دست‌ يابند.»
بنابراين‌ مطبوعات‌ حد ميانه‌يي‌ را ميان‌ مردم‌ و نخبگان‌ سياسي‌ قايلند و براي‌ نقش‌ كاركردي‌ خود مجبور به‌ ارايه‌ فرمولي‌ هستند كه‌ در آن‌ ضمن‌ تعامل‌ با هر دو سو به‌ لحاظ‌ ساختاري‌ همچنان‌ در هيات‌ يك‌ رسانه‌ تاؤيرگذار بر عموم‌ عمل‌ مي‌كنند. در اينجا شناسايي‌ رابطه‌ تعاملي‌ مطبوعات‌ با مردم‌ و نهاد قدرت‌ به‌ بررسي‌ سه‌گانه‌يي‌ محتاج‌ است‌: نخست‌، تعريفي‌ از كاركرد و ساختار مطبوعات‌ در جوامعي‌ كه‌ مردمسالاري‌ را تجربه‌ مي‌كند. به‌ عبارت‌ ديگر ارزيابي‌ قدرت‌ مطبوعات‌ در فضاي‌ كنوني‌. دوم‌، كيفيت‌ رابطه‌ مطبوعات‌ و نهاد قدرت‌. سوم‌، رابطه‌ مطبوعات‌ و مردم‌.
هر سه‌ تعريف‌ بالا قادر است‌ وضع‌ چالش‌زاي‌ كنوني‌ را براي‌ مطبوعات‌ در ماهها و روزهاي‌ پيش‌ از برگزاري‌ نهمين‌ دوره‌ انتخابات‌ رياست‌ جمهوري‌ و فضاي‌ سياسي‌ اجتماعي‌ ايران‌ معلوم‌ كند.
قدرت‌ مطبوعات‌ )رسانه‌(
قدرت‌ رسانه‌ها را نمي‌توان‌ تنها در تاؤيرگذاري‌ آنها بر ذهن‌ مخاطبان‌ محدود كرد، بلكه‌ اين‌ قدرت‌ را بايد در سطح‌ وسيعتر ساختارهاي‌ قدرت‌ اجتماعي‌، فرهنگي‌، سياسي‌ و اقتصادي‌ جوامع‌ تحليل‌ كرد.
«برتون‌» سه‌ رويكرد نظري‌ را براي‌ كاركرد رسانه‌ها به‌ لحاظ‌ واكنش‌ مخاطبان‌ مورد توجه‌ قرار داده‌ است‌: 1 سازماندهي‌ فضاي‌ داخلي‌ 2 نزديكي‌ به‌ منبع‌ خبر 3 بافت‌ رواني‌ اجتماعي‌ جامعه‌ مخاطبان‌.
در واقع‌ هر يك‌ از رويكردهاي‌ بالا قادر است‌ قدرت‌ تاؤيرگذاري‌ رسانه‌ها را به‌ محك‌ گذارد. اما چگونه‌? پاسخ‌ به‌ اين‌ سوال‌ را رفتار مطبوعات‌ تعيين‌ مي‌كندأ اينكه‌ ترجيحات‌ آنها براي‌ ارايه‌ كاركرد رسانه‌يي‌ كدام‌ است‌? به‌ عبارت‌ ديگر مطبوعات‌ چه‌ سوژه‌هايي‌ را براي‌ ترغيب‌ مردم‌ و نگرش‌ آنان‌ به‌ مشاركت‌ در دگي‌ عمومي‌ انتخاب‌ مي‌كنند. نگراني‌ آنها )مطبوعات‌( در چه‌ سطحي‌ است‌? آيا ترجيح‌ اين‌ است‌ كه‌ موضوعات‌ شاخا در مورد اصول‌ و انجام‌ سياست‌ را گزارش‌ كنند? يا اهم‌ تلاش‌ خود را در اجراي‌ مسووليت‌هاي‌ مطبوعاتي‌ قرار مي‌دهند، مثل‌ اينكه‌ برخي‌ تحليلگران‌ رفتار مطبوعاتي‌ از آن‌ به‌ عنوان‌ ماشين‌ اطلاعات‌ دولتي‌ ياد مي‌كنند? آيا براي‌ مثال‌ گزارش‌ صرف‌ رقابت‌ها ميان‌ جناح‌هاي‌ انتخاباتي‌ در محدوده‌ تعيين‌ شده‌ وظايف‌ مطبوعات‌ است‌ يا اين‌ پوشش‌ مي‌تواند منبع‌ با ارزشي‌ در ارزيابي‌ سياست‌ باشد?
نوع‌ رفتار مطبوعات‌ به‌ حضور اجتماعي‌ آنها معنا مي‌دهد: اينكه‌ ابزار قدرت‌ باشندأ در هيات‌ قدرت‌ جلوه‌ كنندأ يا براساس‌ رسالتي‌ كه‌ براي‌ خود قايلند بكوشند ابزار دموكراسي‌ ميانجيگرانه‌ جلوه‌ كنند و به‌ اين‌ ترتيب‌ قدرت‌ خود را به‌ رخ‌ بكشند.
ايفاي‌ نقش‌ ميانجيگرانه‌ براي‌ تقويت‌ دموكراسي‌ محتاج‌ توانمندي‌ مردم‌ در مشاركت‌جويي‌ است‌. به‌ عبارت‌ ديگر هدف‌ مطبوعات‌ گزارش‌ انحصاري‌ دگي‌ عمومي‌ نيست‌، بلكه‌ هدف‌ پيشرفت‌ و در واقع‌ توسعه‌ است‌. اما ايفاي‌ نقش‌ ابزار دموكراسي‌ ميانجيگرانه‌ از آن‌ روست‌ كه‌ مطبوعات‌ خود را از شر جايگاه‌ ابزار تبليغي‌ صرف‌ براي‌ نهادهاي‌ قدرت‌ خلاص‌ كنند و به‌ اين‌ ترتيب‌ نزد مخاطبان‌ صاحب‌ آبرو و اعتبار شوند. در اين‌ حال‌ تاؤيرگذاري‌ مثبتي‌ در تشويق‌ دموكراسي‌ داشته‌ باشند. در اينجا مطبوعات‌ )رسانه‌ها( در فضاي‌ تعامل‌ سه‌ قطبي‌ مردم‌، قدرت‌ و رسانه‌ نه‌ مي‌توانند يكي‌ از مدعيان‌ سهم‌خواهي‌ باشند و نه‌ ابزار بي‌اختيار در رقابت‌ قدرت‌ و مردم‌. هر يك‌ از دو وضع‌ بالا مطبوعات‌ را درگير آسيب‌هاي‌ جدي‌ مي‌كند. آنچه‌ به‌ مطبوعات‌ در اين‌ وضع‌ جايگاه‌ برجسته‌ و تاؤيرگذار مي‌دهدأ ارايه‌ نقش‌ «شريك‌ منصف‌» است‌.
صاحبنظران‌ رسانه‌يي‌ اين‌ نقش‌ را به‌ مثابه‌ ميانجي‌ معتبري‌ محسوب‌ مي‌كنند كه‌ با فراهم‌ آوردن‌ زمينه‌ بحث‌ ميان‌ ديگر شركا، خود نيز در آن‌ شركت‌ مي‌كند.
«رو‌»« شريك‌ منصف‌» را در بي‌طرفي‌ روزنامه‌نگار معناكرده‌ و اين‌ نقش‌ را در درام‌ دگي‌ عمومي‌ به‌ مثال‌هايي‌ ربط‌ مي‌دهد مثل‌ بي‌طرفي‌ داور در زمين‌ بازي‌ كه‌ به‌ او مشروعيت‌ قضاوت‌ مي‌دهدأيا بي‌طرفي‌ منتقد در قضاوت‌ در مورد صحنه‌ از يك‌ فاصله‌ بي‌طرفي‌ و يك‌ مصلح‌ اجتماعي‌ كه‌ مردم‌ را جهت‌ مشاركت‌ تحريك‌ مي‌كند.بنابراين‌ روزنامه‌نگاران‌ در ايفاي‌ چنين‌ نقشي‌ و داشتن‌ جايگاه‌ معتبر نزد مردم‌ و نهادهاي‌ قدرت‌)بويژه‌ هنگام‌ رقابت‌هاي‌ انتخاباتي‌( وظيفه‌ متعادل‌ كردن‌ ادعاها و مطالباتي‌ را دارند كه‌ از يكسو به‌ سمت‌ واقعي‌ شدن‌ ميل‌ كند و از سوي‌ ديگر شاخصه‌ بحث‌ سياسي‌ منطقي‌ را فراهم‌ سازد.بنابراين‌ روزنامه‌نگاران‌ در برخورد با موقعيت‌هاي‌ چالش‌زا مثل‌ رقابت‌هاي‌ انتخاباتي‌ و ضرورت‌ آگاهي‌دهي‌ به‌ راي‌ دهندگان‌ موظف‌ به‌ پاسداري‌ از دموكراسي‌ و اعتبار شغل‌ خود هستند.
مطبوعات‌ و مردم‌
مطبوعات‌ در خدمت‌ به‌ روزنامه‌ نگاري‌ آزاد متعهدند تمهيدات‌ لازم‌ را براي‌ دسترسي‌ به‌ عموم‌ اطلاعات‌، تحليل‌ و بحث‌ پيرامون‌ حوزه‌هاي‌ عمومي‌ تعيين‌ شده‌ براي‌ شهروندان‌ در دستور كار خود قراردهند.در اين‌ حال‌ بايد توجه‌ داشت‌ كه‌ نمي‌توان‌ دموكراسي‌ و مشاركت‌ را به‌ زور به‌ مردم‌ القا كردأ حتي‌ در دوره‌ افزايش‌ پرسش‌ مطبوعات‌ و دسترسي‌ گسترده‌ مردم‌ به‌ اطلاعات‌ سياسي‌، ممكن‌ است‌ به‌ جاي‌ تحريك‌ مردم‌ براي‌ مثال‌ به‌ راي‌ دادن‌، سبب‌ دلسردي‌ آنها از اين‌ كار شد.
آنچه‌ از مطبوعات‌ انتظار مي‌رود دستيابي‌ به‌ فرمول‌ مشاركت‌ جو كردن‌ مردم‌ است‌.اين‌ انتظار در عصر ارتباطات‌ كنوني‌ كه‌ عموم‌ مردم‌ دسترسي‌ آساني‌ به‌ انبوه‌ اطلاعات‌ دارند نه‌ از راه‌ القا و نه‌ اقناع‌ ممكن‌ است‌، بلكه‌ تنها راه‌ ترغيب‌ آنها در سه‌ وجه‌ بحث‌، گفت‌وگو و تمرين‌ ممكن‌ است‌.اين‌ فرمول‌ به‌ نظريه‌ «تجديد برخي‌ نقش‌ ها براي‌ شهروندان‌ در مراحل‌ انتخاباتي‌» مي‌انجامد كه‌ در آن‌ به‌ درك‌ مخاطبان‌ مطبوعات‌ از مسائل‌ كليدي‌ مبارزات‌ و افزايش‌ تعداد راي‌ دهندگان‌ براي‌ انتخابات‌ بحث‌ مي‌شود.
«برايان‌ مك‌ نير» روزنامه‌نگاري‌ موؤر را در خدمت‌ به‌ مشاركت‌جو كردن‌ مردم‌ و ارايه‌ فرمول‌ بحث‌، گفت‌وگو و تمرين‌ بويژه‌ در هنگامه‌ رقابت‌هاي‌ انتخاباتي‌ چنين‌ شرح‌ مي‌دهد:كانديداها مثل‌ مجريان‌، گزارشگران‌ مثل‌ منتقدان‌ تئاتر و مخاطبان‌ مثل‌ تماشاچيان‌ هستند. در اين‌ استراتژي‌ از راي‌دهندگان‌ دعوت‌ نمي‌ شود كه‌ سوال‌هايي‌ نظير چه‌ كسي‌ براي‌ رياست‌جمهوري‌ بهتر است‌? چه‌ كسي‌ برنده‌ مي‌شود? را پاسخ‌ دهند، بلكه‌ هدف‌ گزارشگران‌ برنده‌شدن‌ آراي‌ راي‌دهندگان‌ است‌. آراي‌ تعيين‌كننده‌ اين‌ است‌ كه‌ كدام‌ نامزد اولين‌ دونده‌ است‌ يا آخرين‌ دونده‌، آيا نامزد انتخاباتي‌ در حال‌ انجام‌ «اهداف‌» خود است‌ يا مي‌كوشد آنها را محقق‌ سازد. همچنين‌ چگونگي‌ فعاليت‌هاي‌ نمايشي‌ و غير نمايشي‌ تفسير مي‌شود. در اين‌ طرح‌ نامزدها راه‌حل‌ مشكلات‌ را مطرح‌ نمي‌كنند، اما با كمك‌ «استراتژي‌ها» آنها را صادر مي‌كنند.زبان‌ طراح‌ استراتژي‌ زبان‌ ورزش‌ وجنگ‌ است‌. دامنه‌ لغات‌ به‌ گزارشگران‌،نامزدها وعموم‌ مردم‌ اجازه‌ مي‌دهد كه‌ بپرسند: چه‌ كسي‌ برنده‌ مي‌شود و چطور?
بنابراين‌ روزنامه‌نگاري‌ موؤر و معتبر نزد آحاد مخاطبان‌ )اعم‌ از مردم‌ و نخبگان‌ سياسي‌( در رقابت‌ هاي‌ سياسي‌ )بويژه‌ انتخابات‌( مبارزه‌ براي‌ كسب‌ «قضاوت‌ عموم‌» است‌ واين‌ سوال‌ بزرگ‌ را با خود همراه‌ دارد كه‌ آيا جامعه‌ در اين‌ مبارزات‌ انتخاباتي‌ پيروز
مي‌ شود? هدف‌ روزنامه‌نگاري‌ در اين‌ عصر افزايش‌ آگاهي‌ است‌ نه‌ هجي‌كردن‌ آمرانه‌ مفاهيم‌ و باورها به‌ مردم‌. اعتبار مطبوعات‌ در عرصه‌ رقابت‌هايي‌ مثل‌ انتخابات‌ ارايه‌ تعهد در پيروزي‌ آراي‌ راي‌دهندگان‌ است‌. مطبوعات‌ موظف‌ به‌ اشاعه‌ و هدايت‌ ترغيبي‌ دموكراسي‌ مشاوره‌يي‌ هستند و ضامن‌ اعتبار آنها نيز نزد مخاطبان‌ همين‌ است‌أ يعني‌ تلاش‌ در تاسيس‌ حوزه‌ عمومي‌ سالم‌ كه‌ شهروندان‌ در آنجا مي‌توانند به‌ تبادل‌ آرا، كسب‌ دانش‌ و اطلاعلات‌، مواجهه‌ با مشكلات‌ عمومي‌، تمرين‌ مسووليت‌پذيري‌، بحث‌ پيرامون‌ انتخابات‌ سياسي‌، درگيري‌ با قدرت‌ بدون‌ ترس‌ و ... اقدام‌ كنند.
بديهي‌ است‌ روزنامه‌نگاران‌ در ارايه‌ نقش‌ «شريك‌ منصف‌» ميان‌ دو سوي‌ معامله‌ )مردم‌ و نخبگان‌ سياسي‌( مرزهايي‌ دارند كه‌ اصولا آنها را از آن‌ دو متمايز مي‌كند: مطبوعات‌ به‌ دليل‌ توانايي‌ در تاؤيرگذاري‌ ذهني‌، دسترسي‌ و نفوذ به‌ نهادهاي‌ قدرت‌ و امكان‌ هرگونه‌ استفاده‌ هنجار و يا ناهنجار از موقعيت‌ ويژه‌ خود از مردم‌ متمايد،اما اين‌ به‌ معني‌ آن‌ نيست‌ كه‌ قدرت‌ مطبوعات‌ بدون‌ آسيب‌است‌،براي‌ مثال‌ اين‌ يك‌ حقيقت‌ آشكار است‌أ الگوي‌ انتخاباتي‌ در روش‌ كار مطبوعات‌ تابع‌ اين‌ متغير اصلي‌ است‌ كه‌ مردم‌ هفته‌ ها و ماه‌ها قبل‌ از برگزاري‌ انتخابات‌ تصميم‌ خود را درباره‌ رقيبان‌ انتخاباتي‌ گرفته‌اند و مطبوعات‌ تنها مي‌توانند آنان‌ )مردم‌( را در قبول‌ تصميم‌ خود ياري‌ دهند. مردم‌
مي‌ دانند كه‌ چرا و به‌ چه‌ حزب‌ وجرياني‌ راي‌ دهند، بنابراين‌ خردمندانه‌ترين‌ روش‌ مطبوعاتي‌ ارايه‌ چهره‌ شريك‌ منصف‌ نزد مردم‌ است‌.
موفقيت‌ مطبوعات‌ دموكراسي‌ هنگامي‌ است‌ كه‌ توان‌ سياسي‌ جامعه‌ را تقويت‌ كنند تا خودش‌ را بشناسد خوب‌ تغيير كند و امكان‌ انتخاب‌ را فراهم‌ آورد.
مرز رفتار مطبوعات‌ با سياستمداران‌ نيز مي‌تواند در يك‌ نكته‌ ظريف‌ خودنمايي‌ كندأ مطبوعات‌ بايد بكوشند تا آنچه‌ را سياستمداران‌ مي‌خواهند درتاريكي‌ بماند، براي‌ همگان‌ واضح‌ و روشن‌ كنند. پس‌ بايد ابزارهاي‌ فوق‌العاده‌يي‌ رابه‌ كار گيرند يا برايشان‌ فراهم‌ شود تا سياستمداران‌ را به‌ افرادي‌ مسوول‌ و پاسخگو تبديل‌ كنند. ارايه‌ چنين‌ نقشي‌ از مطبوعات‌ جايگاهي‌ معتبر نزد مرد و موؤر نزد نخبگان‌ پديد مي‌آورد. اما سوال‌ مهم‌ اين‌ است‌ آيا نخبگان‌ امكان‌ ايجاد چنين‌ موقعيتي‌ را براي‌ مطبوعات‌ فراهم‌ مي‌كنند?
سياستمداران‌ از ارزش‌ مبارزات‌ بي‌اختيار خود با مطبوعات‌ ده‌ و پويا آگاهند. دراين‌ روزنامه‌نگاري‌ نوين‌ در پي‌ بهم‌زدن‌ روال‌ آمرانه‌ دستور كار عمومي‌ از بالا به‌ پايين‌ است‌.اين‌ روزنامه‌نگاري‌ توزيع‌ مشاركت‌ در همه‌ سطوح‌ جامعه‌ را تشويق‌ مي‌كند و بر اين‌ اساس‌ رابطه‌اش‌ را با شريكانش‌ يعني‌ مردم‌ و نخبگان‌ تعيين‌ مي‌كند.
منبع: روزنامه اعتماد