سال 83 و جنبش زنان در یک نگاه


وبلاگ امشاسپندان

شنبه 13 فروردین 1384

خوب! پرونده سال 83 هم بسته شد. سالی که شادی داشت، غم فراوان داشت و بالا و پایین های رایج. جدا از اینکه این سال از منظر شخصی چگونه سالی بود، شاید بد نباشد به بررسی اجمالی و کوتاه این سال برای جنبش زنان هم بپردازیم.
جرقه اعتراضات جنبش از همان نوروز آغاز شد. از همان هنگام که صدا و سیمای ایران، پخش سریال مبتذل و بی ارزش بانویی دیگر را آغاز کرد. سریالی که این بار، رسمن جنبش زنان و زنان روزنامه نگار و فعال در مسایل زنان را نشانه گرفته بود. سریالی که به نحوی چندش آور، مثلث عشقی مضحکی را توصیف می کرد که در آن باز مرد آقا و سرور بود و دو ضلع دیگر مثلث، که هر دو انی روزنامه نگار و فعال در مسایل زنان بودند، برای رضایت خاطر این سرور دست به سنتی ترین کارها از جمله پختن غذایی خوشمزه تر و چشم هم چشمی های تهوع آور می زدند. این توهین، دیگر جای هیچ گونه سازش و بی توجهی ر ا باقی نمی گذاشت. جمعی از زنان فعال در مسائل زنان فراخوانی را انتشار دادند و در محل انجمن صنفی روزنامه نگاران تجمعی اعتراضی را علیه برنامه های ستیزانه صدا و سیما ترتیب دادند. تجمعیی که با استقبال خوبی روبرو شد و جمعیت قابل توجهی در آن شرکت کردند. تجمع سخنرانانی همچون دکتر فیروزه مهاجر، فریبا داوودی مهاجر، مرضیه مرتاضی لنگرودی، لیلی فرهاد پور و دکتر نیره توکلی داشت و در پایان مراسم نیز قطعنامه ای قرائت و خواسته های زنان از صدا و سیما مطرح شد. البته در پابان این مراسم دو سه نفری از جمله خورشید خانوم خودمان هم دستگیر و برای ساعاتی بازجویی شدند. حاصل این اولین اعتراض مدنی به صدا و سیما، پخش برنامه ای در نکوهش چند همسری از سوی صدا و سیمای ستیز بود.
در سال 83، مجلس هفتم که تاریخی ترین مجلس هاست آغاز به کار کرد. زنان نماینده مجلس هفتم به هیچ وجه نماینده زنان و خواسته های بر حق انان نیستند و این موضوعی است که دیگر بر هیچ کس پوشیده نیست. در همان روزهای نخست، فاطمه آلیا با صحبت درباره چند همسری و اینکه چند همسری در نهایت به نفع زنان است و مرد همچون سفره ای است که چند نفر می توانند سر آن غذا بخورند! جنجالی را موجب شد. اعتراض های بسیاری از سوی اقشار مختلف به آلیا شد و وی بعد سعی در تعدیل و اصلاح سخنش نمود و طبق رویه رایج این مجلس، خبرنگاران را متهم کرد که صحبت وی را به نحو بدی منعکس کرده اند. عشرت شایق، دیگر نماینده این مجلس هم از همان روزهای نخست جنجالی ظاهر شد و با ارائه نظریه "اگر 10 تا خیابانی کشته شوند دیگر خیابانی نخواهیم داشت" موج وسیعی از اعتراض ها به این نظر غیر کارشناسی و ساده انگارانه را موجب شد. وی بعد تر نیز با نوشتن نامه به رئیس جمهور و اعتراض شدید به جشن ملی جوان، که برای اولین بار در روز جوان از سوی سازمان ملی جوانان برگزار شده بود در صدر اخبار قرار گرفت. از دیگر اعتراض های بهت آور زنان این مجلس، اظهارات نیره اخوان بیطرف مبنی بر ارائه طرحی از سوی دولت برای جدا سازی دختران و پسران در دانشگاه ها بود! و دست آخر طرح لباس ملی که مجلس و کمیسیون فرهنگی هنوز هم درگیر آن است و شاید اظهارات صریح شیرین عبادی در این باره بهترین پاسخ باشد، شیرین عبادی می گوید: حتی اگر چنین قانونی تصویب شود، از زمره قوانینی خواهد بود که تنها در کتاب های حقوقی باقی خواهد ماند و این تصور باطلی است که فکر کنیم چون روسری را به زور بر سر زنان کردیم می توانیم دوباره و چند باره لباس آنان را با زور تحمیل کنیم. کارنامه مجلس هفتم تا به امروز نشان داده است که زنان نماینده فرسنگ ها از خواسته ها و مطالبات زنان امروز جامعه دور هستند.
چند سالی هست که یا انی متهم به قتل، در صدر اخبار قرار می گیرند. انی همچون کبری رحمانپور یا افسانه نوروزی که عمدتن قربانی فقر و مرد سالاری جامعه هستند. شهلا جاهد نیز یکی از همین انی است که در صدر اخبار و حوادث قرار گرفت. وی که متهم به قتل لاله سحر خیزان همسر ناصر محمد خانی است، پس از یک سال سکوت سرانجام قتل لاله را به این دلیل که ناصر بیش از این خودش راعذاب ندهد و خودکشی نکند گردن گرفت. محاکمه وی از جنجالی ترین مجاکمه های سال های اخیر بود. بنا به گفته وکیل شهلا، ابهامات پرونده این قتل آنقدر زیاد است که می توان با استناد به انها شهلا را تبرئه نمود. اما حکم اعدام شهلا نیز در دیوان عالی کشور تایید شده است. زنان فعال در برابر این موضوع مواضعی متفاوت را اتخاذ کردند. در یک سو انی بودند که همچون ماجرای کبری و افسانه، موضعی روشن در دفاع از شهلا که قربانی هوس بازی های یک مرد بود اتخاذ نمودند و به انعکاس اخبار مربوط به وی دست زدند. اما دسته دیگر انی بودند که رابطه پنهانی شهلا با محمدخانی و اینکه وی همسر دوم بوده است را مواردی برای تخریب چهره وی در جامعه می دانستند و دفاع علنی از وی را موجب جبهه گرفتن مردم جامعه علیه جنبش زنان می دانستند و یا به سکوت از کنار این موضوع گذشتند و یا در لفافه به موضوع پرداختند.
صحبت از زنان متهم به قتل شد. در آخرین روزهای سال، افسانه نوروزی سرانجام پس از هفت سال بازداشت آزاد شد. اما سرنوشت دفاع مشروع هنوز مبهم است چرا که افسانه با رضایت خانواده مقتول و پرداخت دیه آزاد شد و دادگاه باز دفاع مشروع را نپذیرفت و این ابهام قانونی همچنان جای سوال و مناقشه است.
امسال، کنفرانس ((پکن+10)) را نیز داشتیم. این کنفرانس از جهتی دیگر هم بسیار مهم بود چرا که برای اولین بار تنها زنان دولتی راهی این کنفرانس نشدند و عده ای از زنان فعال در جنبش که نماینده حقیقی جنبش زنان بودند به طور مستقل راهی این سمینار مهم شدند. انی همچون دکتر فیروزه مهاجر( از مرکز فرهنگی ان)، دکتر محبوبه عباسقلی زاده( رئیس مرکز کارورزی های سازمان های غیر دولتی ان)، جلوه جواهری( از کانون هستیا اندیش)، فائزه طباطبایی و لیلا موری( از سایت زنان ایران) ، منیژه حکمت( فیلمساز) فریبا داوودی مهاجر( روزنامه نگار و از اعضای هیئت مدیره انجمن روزنامه نگاران جوان) و...پس از بازگشت از کنفرانس بود که عده ای از شرکت کنندگان مورد بازجویی قرار گرفتند و روزنامه جمهوری اسلامی در مقاله ای به حضور این گروه اعتراض و وضعیت گروه ایرانی را بسیار زشت و نا پسند توصیف کرد. این مقاله هدف سازمان های غیر دولتی را مقابله با نظام جمهوری اسلامی دانست و این اظهارات واکنش های تند گروه ایرانی را به همراه داشت.
از تلخ ترین روزهاس سال 83، موج دستگیری های روزنامه نگاران و فعالین اجتماعی در پرونده موسوم به وبلاگ نویسان بود. این موج سهمگین جنبش زنان را هم بی نصیب نگذاشت. ابتدا فرشته قاضی، خبرنگار روزنامه اعتماد و تنها چند روز بعد محبوبه عباسقلی زاده دستگیر شدند. فرشته قاضی از داشتن وکیل هم محروم بود اما شادی صدر وکالت عباسقلی زاده را عهده دار شد. روزهای بسیار دشوار و هراس انگیزی برای جنبش زنان فرا رسیده بود. سر انجام عباسقلی زاده بعد از 29 روز بازداشت و قاضی پس از تحمل 49 روز بازداشت آزاد شدند. فرشته قاضی به دلیل وخامت اوضاع جسمی و روحی سریعن به بیمارستان منتقل شد ، وی سپس از بازجوی خویش به دادستان تهران شکایت کرد و شکنجه هایی را که تحمل کرده بود را ذکر نمود. دادگاه این دو فعال امور زنان هنوز برگزار نشده است.
از دیگر اخبار مهم این سال، سفر یاکین ارتورک گزارشگر امور زنان سازمان ملل به ایران بود. وی در طی سفر سه هفته ای خویش با بسیاری از فعالین امور در ایران گفت و گو کرد، سفری به ایلام که خودسوزی زنان در این منطقه بیداد می کند نمود و با بازداشت شده گان پرونده وبلاگ نویسان نیز دیدار و گفت و گو کرد. این سفر، رخدادی با اهمیت است و ارتورک مشروح کامل گزارش سفرخویش را در مجمع سال آینده سازمان ملل ارائه خواهد نمود.
از دیگر رخدادهای تلخ این سال اعدام عاطفه 16 ساله در نکا مادارن و تایید حکم اعدام لیلا مافی 18 ساله بود. عاطفه دخترک 16 ساله نکایی را به جرم اشاعه فحشا در ملا عام به دار محازات آویختند و سن وی را نیز 22 سال ذکر کردند. اهالی شهرستان نکا گواهی داده اند که وی از سلامت عقلی کامل بهره مند نبوده است، در کودکی مادرخویش را از دست داده است و پدرش نیز که فروشنده ای دوره گرد است همیشه در سفر است. عاطفه نزد مادر برزگ و پدر بزرگ پیر خود زندگی می کرده است.بعد از اعدام وی، ماجرا انعکاس بین المللی وسیعی یافت روشن شد که بسیارانی با وی ارتباط جنسی نا مشروع داشته اند، بسیارانی که صاحب منصب و مقام بودند و به گفته خودمانی این دختر باید اعدام می شد!! وکالت این پرونده را شادی صدر عهده دار شده است. و اما لیلا مافی. لیلا دخترک 18 ساله است که عقب مانده ذهنی می باشد. مادرش از 8 سالگی وی را وادار به فحشا می کرده است. لیلا را در 12 سالگی به مرد افعانی می فروشند که وی را صیغه کرده و مجبور به تن فروشی می کرده است. لیلا مادر سه فرد است که هرگز فردانش را ندیده است. وی را در باند فحشایی دستگیر کردند که رئیس باند، که مردی مسن است، در ازای 5 هزار تومان لیلا را به مردان متقاضی می فروخته است و عجبا که این مرد به پنج سال حبس و لیلا به اعدام محکوم شده است!! قاضی پرونده می گوید حکم اعدام به این دلیل است مه وی اعتراف کرده است که برادرانش از کودکی به و زنی تجاوز میکرده اند. برادران وی آزاد مشغول گشت و گذارند و لیلا منتظر اعدام!!
هیشه در آخرین روزهای سال، شاهد فرا رسیدن 8 مارس، روز جهانی ، که مهم ترین رو تقویم سال برای جنبش زنان هست می باشم. پس از سال هاتلاش و سختی، زنان توانسته بودند 8 مارس را از چهار دیواری خانه هایشان به اماکن عمومی و پارک ها بکشانند. اما امسال سال عقب گرد بود و جنبش زنان زیر فشار و زور ناچارن 8مارس را باز به چهار دیواری های تنگ برد. چند روز پیش از 8 مارس، دفتر انتشارات روشنگران و مطالعات زنان که بیشتر به کار چاپ آثار زنان و مطالعات زنان مشغول است در حادثه آنش سوزی عمدی سوخت. شهلا لاهیچی، مدیر این انتشاراتی، این رخداد را مرتیط با 8 مارس دانست. تمامی اسناد، مجوزهای کتاب و پرونده های این انتشاراتی هم اینک از بین رفته اند.اما از اتفاقات فرخنده این 8 مارس، افتتاح کتابخانه مرکز فرهنگی زنان بود که اولین کتابخانه تخصصی غیر دولتی مطالعات زنان بود. این مهم بدون کمک زنان آزاده و مردان همراه میسر نمی شد و افتتاحش را به فال نیک می گیریم. از دیگر مراسم خوب این 8 مارس، برنامه همبستگی دانشگاه صنعتی شریف بود که زنان طیف های مختلف جنبش زنان در زنان شرکت کرده و اعلام همبستگی نمودند. در روز 8 مارس نیز، عده ای از زنان راهی پارک لاله شدند تا در تجمعی آرام در سکوت بنشینند و کتاب بخوانند، اما نیروهای انتظامی این اندک را هم تاب نیاورده و زنان را متفرق کردند. موضوع مهم دیگری که امسال جنبش زنان را هم متاثر کرد، ارائه طرح رفراندوم بود که امسال اساس صحبت های زنان به مناسبت 8 مارس گردید. نوشین احمدی خراسانی در صحبتهای خویش در دانشگاه های تهران و امیر کبیر اظهار کرد که جنبش دانشجویی این طرح راوامدار جنبش زنان است چرا که جنبش زنان از ابتدای حیات، جنبشی ضد جنگ و خواستار تغییر در قوانین بوده است و اصلن زنان بودند که برای اولین بار اصلاح در قوانین را خواستار شدند. احمدی خراسانی خواهان تشکیل کمیته ای از زنان فعال برای نوشتن قانون اساسی بر مبنای برابری بشر و ارائه زنان در 8 مارس سال آینده شد که با استقبال زنان بسیاری مواجه شد.
از دیگر وقایع این سال هم می توان به ارائه نتیجه تحقیق مرکز امور مشارکت زنان در باب خشونت علیه ان، برگزاری سمینار بین منطقه ای زنان کشور های جنوب، دریافت نشان یونسکو پری صابری، نامه شیرین عبادی به رئیس جمهوری، انتخاب دکتر الهه کو لایی به عنوان سخنگوی دولت احتمالی معین، برگزاری اولین دوره بازی های المپیک زنان کشورهای اسلامی-آسیایی و ... اشاره کرد.
در کل، سال 83 سال چندان پر باری برای جنبش زنان نبود. جنبش در این سال، مجبور به عقب گرد هایی شد که ابدن مطلوب نیست. باشد که سال 84، با یاری و همبستگی هرچه بیشترمان، سالی پر بار و نوید بخش باشد. ایدون باد!