فمينیسم همان عدالت اجتماعی است
بیتا صالحی بختیاری
پنجشنبه 12 خرداد
گفت و گو با دکتر گلی رضایی استاد دانشگاه کانادا
"گلی رضایی" 30 سال پیش از ایران رفت تا در رشته جامعه شناسی تعلیم و تربیت به ادامه تحصیل بپردازد.او در حال حاضر فارغ التحصیل دکترا در این رشته است. وی در یک دوره آموزشی بلند مدت در خصوص عدالت اجتماعی تحقیق کرده و در حال حاضر در دانشگاهی در غرب کانادا تدریس می کند.
رضایی بیشتر در خصوص مسائل زنان ، رابطه نژاد، آموزش و جنسیت و وضعیت دختران مسلمان در کانادا فعالیت کرده است. وی معتقد است که زنان ایرانی هنوز به دفاع از حقوق خود توجه کافی ندارند و نقش آموزش در این خصوص بسیار حائز اهمیت است.
::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
-بعد از 30 سال زندگی در کانادا چه شد که به ایران آمدید؟
*از حدود 2 سال پیش فکر کردم اوضاع ایران به گونه ای تغییر کرده که می توانم در خصوص مسائل زنان در ایران تحقیق کنم. من قبلا کار کوچکی با موضوع " و سینا" انجام دادم و با چند کارگردان سینما که بودند، مصاحبه کردم.برای من خیلی جالب بود که ها را در عرصه سینمای ایران به این شکل ببینم . موقعی که در ایران بودم به این صورت در عرصه اجتماع حضور نداشت.حضور زنی مثل شما و من غیر ممکن بود و تعداد انی که دکترا داشتند و در دانشگاه درس می دادند، خیلی کم بود.
البته هنوز نمی دانم روی چه موضوعی برای تحقیق در ایران می توانم تمرکز کنم ولی چون کشورم را خیلی دوست دارم می خواهم کار مثبتی انجام دهم و از اینکه در مورد ایران تحقیق می کنم، بسیار خرسندم.
-برخی جامعه شناسان معتقدند علت عقب ماندگی یا عقب نگه داشته شدن ها در ایران این است که آموزش درست ندیده اند، با توجه به اینکه شما جامعه شناسی تعلیم و تربیت تدریس می کنید نقش آموزش را در افزایش مشارکت و جامعه پذیری زنان تا چه اندازه مهم می دانید؟
*به نظر من آموزش می تواند نقش خیلی مهمی داشته باشد .بدون آموزش، پیشرفت زنان غیر ممکن است. فکر می کنم های ایران با تشکیل سازمانی، وضع بهتری خواهند داشت. بدون سازمان نمی توان کارهای آموزشی انجام داد. کار آموزشی باید یا از طریق وزارت آموزش و پرورش و یا سازمان های دیگری که نقش زنان در آنجا خیلی آشکارتر است، انجام شود. من فکر می کنم هر دو این مراکز می توانند کارهای مهمی در این خصوص انجام دهند.
به عنوان مثال وقتی به یک مدرسه دخترانه در تهران رفتم و با دخترها صحبت کردم آنها سخنانی در خصوص هویت و ازدواج مطرح کردند ، برای من خیلی جالب بود که بفهمم نظرشان در مورد ازدواج چیست. تعداد زیادی از دخترها می گفتند می خواهند شوهر پولدار بکنند و پولشان را خرج کارهایی کنند که دوست دارند. برای من جالب بود که چرا آنها هیچ وقت فکر نکرده بودند، خودشان پولدار شوند. وقتی من از آنها این سوال را پرسیدم جو کلاس تغییر کرد و دچار شوک شد. بعد خود بچه ها این سوال را پیش آوردند که اگر شوهر پولدار، پولش را از دست داد یا ناتوان شد و توانست کار کند، چه اتفاقی برایشان می افتد.
دختران محصل باید معلمی داشته باشند که این سوال ها را مطرح کرده و آنها را وادار به فکر کردن کند. آنها در خانواده یاد گرفته اند که فقط دنبال پول باشند و مسایل اقتصادی ایران هم به گونه ای است که شاید چنین مسائلی برای آنها قابل قبول باشد. ولی چرا نباید فکر کنند که خودشان می توانند همه کاره خودشان باشند. چرا فکر نمی کنند خودشان می توانند از شوهرشان پول بیشتری در بیاورند.
با اینکه زنان ایرانی نسبت به سالهای قبل آموزش های زیادی دیده اند و طبق آمار 61 درصد دانشجویان کشور را دختران تشکیل می دهند و آموزش به هر صورتی مثبت است ولی آموزشی که از حق و حقوقش دفاع کند یا به عبارتی آگاهی فمینیستی هنوز در کشور ایجاد نشده است. البته من نمی خواهم آن تعریف فمینیستی را به صورتی که در جامعه هست ، پیش بکشم. چون ما یک نوع فمینیسم نداریم و من خودم با فمینیست های غربی از خیلی نظرها مخالفم و در کانادا انتقاد زیادی از این گروهها کرده ام.زیرا معتقدم مساله جنسیت نمی تواند خارج از مسائل مذهبی و نژادی مطرح شود. حالا وقت آن رسیده به انی که در عرصه آموزش فعالیت می کنند، آگاهی داد تا بدانند می توانند در جامعه قدرت داشته باشند.
ـ آیا صرفا به وسیله آموزش و ایجاد سازمان های انه، زنان می توانند علاوه بر آشنایی با حقوق خود، مشارکت بیشتری هم در جامعه داشته باشند؟
* به نظر من آگاهی مردها هم خیلی مهم است. این کاری است که فمینیست های آمریکا و اروپا و کانادا سالها به آن پرداخته اند. آنها فهمیده اند که فقط آگاهی ان، جامعه را پیش نمی برد و اگر مردها همراه زنان نباشند آنها نمی توانند با سرعت خوبی جلو روند. بنابر این در برخی مدارس کانادا به پسرها هم یاد می دهند که چگونه می توانند یک پدر خوب و مهربان باشند و در خانواده نقش های دیگری هم بازی کنند.
مساله این نیست که و مرد مخالف یکدیگر باشند. بلکه آن دو باید ببینند چه راه حلی برای هر دو آنها بهتر است. من فکر می کنم آموزش برای افزایش آگاهی مردان باید همزمان با آموزش زنان به وجود بیاید. در مورد مسایل دینی زیاد نمی توانم اظهار نظر کنم چون 30 سال در ایران حضور نداشته ام .شاید سال دیگر که به ایران می آیم بهتر بتوانم در این خصوص صحبت کنم. اما می توانم بگویم سیاست و مذهب ،رابطه تنگاتنگی با یکدیگر دارند .جرج بوش از مذهب به نفع خود استفاده می کند و برعکس برخی افراد مذهبی انسانهای بزرگواری هستند. بنابر این نمی توان به طور کلی نتیجه گیری کرد.
به نظر من در 8 سال گذشته آزادی بیان در ایران بیشتر شده و تعداد روزنامه ها افزایش یافته است و مردم نیز آگاه تر شده اند. تصور می کنم آقای خاتمی اثر خیلی مثبتی در دانشگاه ها و در عرصه های آموزشی برای زنان داشته است.در کاری که در مورد فیلم انجام دادم کارگردانان می گفتند که چقدر حضور خاتمی برای آنها مهم بوده است. البته باید تاریخ نشان دهد که کار وی تا چه حد مثبت بوده است. اما تا اینجا فکر می کنم ها کمی جلو آمده اند و مردها هم آگاه تر شده اند. این مسایل را نمی توان یک دفعه حل کرد بلکه مشکلات جنسیتی باید به تدریج و با آموزش حل شود. ایران سابقه استبداد 2500 ساله داشته و یکدفعه نمی توان روشهای دموکراتیک را پیاده کرد. مردم باید کم کم به سیستم جدید عادت کنند. ها هم باید حق خودشان را بخواهند،در حال حاضر صدای زنان بیشتر می شود.
-شما به عنوان یک استاد دانشگاه ،به نظر می رسد بیشتر بر روی کارهای مطالعاتی در حوزه زنان تمایل نشان می دهید.
* کسانی هستند که کارهای پژوهشی را خوب انجام می دهند و عده ای هم هستند که کارهای عملیاتی را خوب انجام می دهد .آنها از تئوری های گروه اول استفاده می کنند و به نظر من این دو گروه باید در کنار هم وجود داشته باشند تا بتوانند بین تحلیل و عمل پل بند. اگر غیر از این باشد موفق نخواهند شد زیرا در طول در تاریخ زمانی که این دو گروه با هم حرکت کرده اند، موفق تر بوده اند.
-گفتید در طول سالهایی که در کانادا فعالیت می کرده اید نسبت به فمینیسم های غربی انتقاداتی داشته اید.شما از چه منظری آنها را نقد می کردید؟
*فمینیستی که در سال های 1960 و در جنبش دوم زنان اتفاق افتاد، فقط به نفع برخی زنان روی داد؛ سفید پوست طبقه متوسطی که در خانه نشسته بود و حوصله اش سر می رفت، بچه داری و خانه داری می کرد و هیچ کس برایش ارزش قائل نبود. من از آن فمینیسم انتقاد می کنم چون به نظر من همه ها مثل آن ها نبودند. های طبقه کارگر یا ستم کشیده ،ان سیاه و اقلیت مشکلات دیگری داشتند که زنان سفید پوست اصلا به آنها توجه نکردند. طرز نگاه کردن آنها به زنان جهان سوم به صورتی بود که می گفتند ما آزاد شده هستیم و همه چیز را می دانیم اما شما احمق هستید و چیزی بلد نیستید و اگر می خواهید آزاد شوید باید تمام راههای ما را دنبال کرده و فرهنگ ما را بپذیرید.
به نظر من این طرز تفکر درست نیست.یک مجبور نیست که غربی شود تا آزاد شود .ما هر کدام باید بر اساس فرهنگ خودمان و در قالب آن ،حرفهای فمینیستی بیم که جامعه خودمان در یک مقطع زمانی مشخص لازم دارد. به نظر من اینکه کسی بگوید همه باید یک جور باشند حرف درستی نیست. من در خانه خودم آشپزی می کنم ،دوست دارم این کار را بکنم، از پسرم خوب مواظبت می کنم و فکر می کنم مادر خوبی هستم در ضمن شاید استاد و محقق خوبی هم باشم .همه اینها شاید برای یک خیلی مشکل باشد، ولی فکر نمی کنم اگر کسی آشپزی کند، فمینیست نیست. معتقدم در همه جوامع حتی در غرب تعبیر و تفسیر غلطی از فمینیسم وجود دارد ؛ یا غلط است یا می خواهند آن را بدین صورت نشان دهند ،چون می خواهند نقش فمینیسم را در جوامع کم رنگ کنند و نمی خواهند جوانها به آن فکر کنند .اما اگر ما به صورت عادلانه در خصوص فمینیسم مطالعه کنیم در می یابیم که فمینیسم چیزی نیست که کسی با آن مخالف باشد.
ـ شما فمینیسم را چگونه معنی می کنید؟
*برای من فمینیسم موضوعی است که به قدرت بیان می دهد و به او اجازه می دهد کارهایی را که همه انسان ها می توانند انجام دهند ، انجام دهد. به نظر من اگر رشته هایی در دانشگاهها برای مطالعه و تدریس زنان ممنوع است، اشتباه است و باید عوض شود. اگر قانون به گونه ای است که در آن نقش کم رنگی دارد، باید عوض شود. من موافق آزادی و مرد هستم.برخی از کلیشه هایی که در جامعه ما وجود دارد برای مرد هم بد است. مرد همیشه فکر می کند باید برای خانواده پول و زندگی فراهم کند و اگر نتواند این کار را انجام دهد ، در یک موقعیت اجتماعی خیلی بدی قرار می گیرد.به نظر من فمینیسم هم به نفع و هم به نفع مرد است. ولی سال ها طول می کشد تا مسایل فرهنگی تغییر کند. برای من فمینیسم با عدالت اجتماعی یکی است .فکر نمی کنم که و مرد یکی هستند ، آنها متفاوتند ولی حق و حقوق اجتماعی شان برابر است.
ـ آیا وضعیت عدالت جنسیتی که در مورد آن صحبت می کنید در کانادا برقرار است؟
*نه ،هنوز نه. به نظر من اتفاقاتی که خواسته یا ناخواسته در ایران افتاده از یک نظرهایی به نفع زنان شده است. چون از نظر تقسیم کار در غرب عده هایی که در دبیرستان ریاضیات و علوم و در دانشگاهها ، مهندسی درس می دهند ، خیلی کم هستند اما در ایران این درصد بالاتر است. حق و حقوق شخصی در کانادا خیلی مهم است و های کانادا نسبت به زنان جوامع دیگر حقوق شخصی بیشتری دارند. ولی مسائل فرهنگی هنوز حل نشده است . ها خودشان فکر می کند شاید خوب نباشد در رشته های فنی تحصیل کنند. تحقیقاتی که در کانادا انجام شده نشان می دهد دخترهایی که در ریاضیات نمره های بالایی گرفته اند، کمتر در این رشته ادامه تحصیل کرده اند، اما پسر هایی که نمره های کمتری در ریاضی داشته اند به تحصیل در این رشته ادامه داده اند. این امر نشان می دهد که مسائل فرهنگی چقدر پیچیده است و باید به تدریج حل شود. زنان به تدریج می فهمند، چه باید بکنند. من به عنوان یک استاد دانشگاه همیشه از دانجشویانم می پرسم چند تا مثل من در طول سال هایی که در دانشگاه بوده اند، دیده اید و هیچ وقت کسی جواب مثبت به فعالیت زنان اقلیت در عرصه دانشگاهی نداده است.
-به نظر شما چرا خیلی از ازدواج های ایرانی در خارج از کشور شکست می خورد؟
*چون ها در غرب از حق و حقوق بسیار بالایی برخوردارند و دولت خیلی از آنها حمایت می کند ، اما مردهای ایرانی نمی توانند این مسئله را قبول کنند. شکست این ازدواج ها به این دلیل نیست که ها ، مادران بدی می شوند. آنجا آزادی بیشتر است و آنها احساس می کنند می توانند روی پای خود بایستند و به تنهایی به زندگی ادامه دهند. شما خانواده هایی را می بینید که بعد از 20 یا 25 سال به جدایی کشیده شده اند. هیچ وقت برای هیچ رابطه ای ضمانتی وجود ندارد و در خصوص ازدواج نیز این مساله صدق می کند.ولی اگر آگاهی در جامعه باشد و مردها زورگویی نکنند، هیچ مشکلی با انی که می خواهند استقلال داشته باشند ، نخواهند داشت .اما اگر مردی انتظار داشته باشد زنی هم کار بیرون و هم کار خانه بکند، نمی شود. هایی هم که خانه دار هستند و خدمتکار دارند ، انتظار دارند شوهرانشان از سر کار بیایند و کار خانه بکنند ، این هم زورگویی است.و تساوی نیست.
-در این چند هفته وضعیت کلی جنبش زنان ایران را چگونه دیدید؟
*البته من به خودم اجازه نمی دهم از انی که در عرصه اجتماعی ایران فعالیت می کنند ، انتقاد کنم. چون من اینجا نبوه ام و هیچ کار مهمی نکرده ام. فکر می کنم هر قدمی که آنها بر می دارند ، مثبت است .بر اساس مشاهدات عینی خود تصور می کنم یک حالت افراطی در ایران وجود داشته باشد که شاید به خاطر برخی محدودیت ها است ، مثلا طرز آرایش دختران جوان ایران در کانادا وجود ندارد. و این باعث تاسف است. من نمی دانم چه بگویم،چون نمی دانم دلیل کار آنها چیست و چه تصوری از غرب دارند. غرب همه مسائلش منفی نیست و چیزهای خیلی مثبتی دارد که ما می توانیم یاد بگیریم. متاسفانه ما جنبه های تبلیغاتی و تظاهری غرب را قبول می کنیم و به چیزهای عمیق آن توجه نمی کنیم. فکر می کنم جامعه به سمت افراطی گرایی می رود که برای دختران و پسران جوان نگران کننده است.
منبع: خبرگزاری سینا