از جهان وبلاگ
احمدی نژاد مشروعيت ندارد؛ کارآمدی دارد؟
حاکميت در ايران يکدست می شود. اين پايان بسيار چيزهاست. قرار بود ملت اصلاح طلب حاکميت را با روش های مردمی که منشا قدرت اش بود به نفع اصلاحات يکدست کند. نتوانست. حاکميت سلطانی دولت را با روش های امنيتی که منبع قدرت اوست با حاکميت يکی کرد….
sibestan
شکست در کدام چارچوب ؟
آقاي محمد قوچاني مطلبي نوشته براي وبلاگ علي معظمي که به نظرم مطلب خوبي است. و درواقع يکي از مهمترين حرفهاي مکرر بخشي از اصلاح طلبان را مطرح ميکند.به همين دليل به نظرم رسيد که نبايد اين نوشته را بي پاسخ گذاشت . مهمترين محور حرف او هم اين است که ما بايد بپذيريم که شکست خورده ايم:« من معتقدم بزرگترين جرات و جسارت اذعان به شكست است نه حاشا كردن واقعيت.»
اما نفهميدم که منظور او از اين پذيرش شکست چيست. من هم فکر ميکنم شکست خورديم اما ظاهرا در اينکه از چه چيز شکست خورديم و در کدام چارچوب توافقي نيست.
heydary
نامهاي از محمد قوچاني
دوست عزيز، علي آقاي معظمي
ميداني كه هنوز اينقدر مدرن نشدهام كه وبلاگ داشته باشم بنابراين اگر اجازه بدهي از فضاي مجازي تو در دبش استفاده كنم و به يكي – دو نظري كه درباره مقاله پس از سوم تير من نوشته شده پاسخ بدهم: من معتقدم بزرگترين جرات و جسارت اذعان به شكست است نه حاشا كردن واقعيت. ترس نشانه عقل است اما عقل در ادامه ترس ميتواند به هوشياري و پيروزي منتهي شود به شرط آن كه واقعيت را با خيال ادغام نكنيم.
moazzami
شکست در کدام چارچوب ؟
sibestaan
در باره اخلاق شکست
در نگاه به ماجرای تقلبات انتخاباتی، بيشتر، سوی متقلبان ديده و بررسی شده است. اما فهم اين ماجرا بدون بررسی سوی ديگر ناقص است. در واقع تحليل اين سوی ديگر برای شناخت ما جماعت ايرانی بسيار اساسی است. می کوشم نکاتی را قلم انداز بياورم اما آنچه می آورم لزوما فهرست همه مسائل قابل طرح نيست. شما هم می توانيد اگر دوست داشتيد نکات ديگر را بر آن بيفزاييد. چه به هر حال اين شناخت همه ماست و همه ما بايد در آن شريک شويم تا استنباطی روشن تر از خود پيدا کنيم. پايه راهنمای من همان است که چندبار پيش از اين به آن اشاره کرده ام: اگر از رنجهايی که می بريم سودی و شناختی همپايه توانی که از ما سوخته به دست نياوريم از چه چيز ديگر به دست خواهيم آورد؟
sibestaan
احمدینژاد گروگانگیر؟
سال ۸۰ وقتی با عبدی و بعدش هم با اصغرزاده مصاحبه میکردم، میگفتند یکی از دانشجویان آنقدر تندخو بود و بیمنطق که میگفت برویم سفارت شوروی را هم اشغال کنیم. طرف بعد از مدتی قهر میکند و میرود.
nikahang
انتخابات و آسيب شناسی تجدد ايرانی
رييس جمهوری منتخب ايران، محمود احمدینژاد، ظاهراً علاقهای به آموزهها و ارزشهای تجدد ندارد و بيشتر با عنوان "محافظهکار" يا "بنيادگرا" شناخته میشود. با اين فرض، شايد بتوان گفت بار ديگر تجدد در ايران با گذرگاهی تنگ روبهرو شده است.
از ورود آرمانها و ايدههای تجدد در ايران حدود يکصدسال میگذرد، اما هيچگاه، انديشه و عمل مدرن راهی هموار نپوييده و به گسستها و شکافهای ژرف برخورده است. بدين رو، وجدان تجددخواهان ايرانی در سده اخير، در افت و خيز و اميد و يأس سرگردان بوده است.
naqd
یک کمی شتاب زدگی
اندک اندک که از انتخابات فاصله می گیریم محتمل بودم چنین پدیده ای در جامعه ایرانی بیشتر از پیش نمایان می شود. دوستان از برج عاج های بیرون می آیند و خود همه پنداری عمومی جایش را به تامل می دهد. برخی از دوستان خبر از ورود به جامعه مدنی می دهند که اساسا خیلی خوب است اگرچه از ادبیات جامعه سیاسی استفاده می کنند و به گونه ای صحبت می کنند که با ورودشان جامعه مدنی تازه قرار است شکل بگیرد در حالی است که سالهاست افراد بسیاری در حوزه های مختلف در آن مشغول به فعالیت هستند ودستاوردهای درخشانی هم در حد وحدود جامعه مدنی کم خون ایرانی دارند.
memarian
به هزار و یک دلیل
نظراتی که از خوانندگان در رووشت دیروز داشتم، بسیار متنوع و آموده بود. آنچه که امروز میخواهم به آن اشاره کنم در رابطه با دوستانی است که معتقد بودند به دلیل تفاوت هفت میلیونی آرای نفر اول و دوم نمیتوان قایل به تخلف و تقلب بود. در پاسخ به این جمع باید گفت:
maktoub
درسهايى از انتخابات
مهم نيست که بارها نوشتم آزادى براى شکم گرسنه نون و آب نمىشود. مهم نيست که از ماهها قبل نوشتم چرا بودجهى شهردارى صرف تبليغات انتخابات مىشود.مهم نيست که نوشتم معين رأى نمىآورد. مهم نيست که نوشتم دموکراسى رأى اکثريت نيست، چرا که پيش مىآيد اکثريت به فاشيسم رأى دهند. نازىها هم با تکيه بر فقر مردم و با رأى اکثريت به حکومت رسيدند؛ مهم اين است که ما به مبارزه دموکراتيک خود ادامه دهيم.
fanusian
آرام راه برويد ، اينجا ايران است.
وقتی پس از انتخابات در اينجا نوشتم که «گرامی باد پيروزی جهل بر ظلم»، شمار زيادی ايميل دريافت کردم که غالبا مرا نواخته بودند، اندکی به مهر و بسياری به عتاب. در اين ميان ايميلی گرفتم که به مقالهای میمانست. نويسندهاش را نمیشناسم. از انتشار قبلیاش هم بیخبرم. متنش را با کمی ويرايش و نه حذف و اضافه در اينجا میآورم تا شما هم با دقت و حوصله بخوانيدش.
khabgard
نامههايی به رييس جمهور منتخب : شماره يک
chaay
نامههايی به رييس جمهور منتخب : بخش دوم، رانتخواری
chaay
نامههايی به رييس جمهور منتخب : بخش سوم، نرخ بهره
chaay
چند نكته
اول/ اين انتخابات مرزبنديهاي نويني را در درون حكومت ايجاد كرد. اليگارشي نظامي در برابر اليگارشي روحاني ايستاد و پيروز شد. ناطق نوري، كروبي و هاشمي كه هر سه از شخصيتهاي مهم نظام بودند، به بازي گرفته و عملا از صحنهي قدرت كنار زده شدند. اكنون با هماهنگي بين رييس جمهور، مجلس و شوراي نگهبان، مجمع تشخيص مصلحت و شخص هاشمي نيز كارهاي نخواهد بود. از نظر نظاميان، عمر سياسي هاشمي به پايان رسيده است. آيا هاشمي ميتواند نقش تاريخي سياسياش را ايفا
bluefuture