افكار عمومي؛بررسي جامعهشناسانه افكار عمومي"تخمينناپذير همچون نسيم
داوود نادمي
شنبه 8 مرداد ماه 1384
هزاره سوم دوران پرشتاب فناوريهاي ارتباطي و اطلاعاتي است كه چهره دگي، شيوه انديشيدن، توليد و باز توليد، مصرف، تجارت، مديريت و جنگ و صلح را در جهان دگرگون كرده است. اين دو عامل نيرومند فناوريهاي ارتباطي و اطلاعاتي در آشنايي مردم با رويدادها و حوادث اجتماعيفرهنگي، سياسي، اقتصادي در سراسر گيتي درك نويني از خردورزي، حقوق و آزاديهاي مدني و نقش قدرتهاي سياسي و چگونگي استقرار آن پديد آوردهاند.
در گير و دار چنين وضعيتي شناخت افكار عمومي كه از ويژگيهاي جوامع مردمسالار و پشتوانه قدرت و حاكميت سياسي است از جايگاه والايي برخوردار است. در حكومتهايي كه به مقوله اصل حاكميت مردمي پايبند هستند، آراي شهروندان از وجهه خاصي برخوردار است. «برك» در اين زمينه ميگويد: در كشورهاي آزاد، دانش و فراست واقعيتري در بين مردم به چشم ميخورد تا در كابينه شاهزاده كشورهايي كه هيچكس تا زماني كه سران مملكت از آنها توضيحي نخواهند جرات اظهار نظر ندارد.
از اين رو افكار عمومي، ضمير باطني يك ملت است. اين قدرت گمنام غالبا يك نيروي سياسي است كه بقا يا زوال حكومتها به آن بستگي دارد. افكار عمومي عنصري است كه چند و چون آن در هيچ قانون اساسي پيشبيني نشده است. به قول ژرژ گالوپ، قضاوت تودهها در اصل، اساسيتر و غالبا بهتر از قضاوت قانونگذاران است. وي در سال 1964 ميلادي ميگويد: اگر مردم حقايق را بدانند عاقلانهتر قضاوت ميكنند. اهميت داوريهاي مردم نسبت به عملكرد حكومتها و شناخت مطالبات آنها با گسترش مردمسالاري چنان آميخته است كه آبراهام لينكلن، رييس جمهور سابق امريكا ميگفت: آنچه قصد دارم انجام دهم در واقع خواستهها و اميالي است كه مردم قصد انجام آن را دارند و پرسشي كه براي من مطرح است چگونگي كشف اين خواستهها و نيات است.
اما آشنايي با افكار عمومي به شناخت روشهاي علمي سنجش افكار نياز دارد. امروزه نظر سنجيها در تمامي زمينههاي دگي مورد استفاده قرار ميگيرند. روزنامهنگاران و سياستگذاران با انگيزههاي گوناگون براي شناخت خط مشيهاي كلي اجتماع، عوامل تعيينكننده در تصميمات اجتماعي و شناخت تاؤيرات تبليغات بويژه در انتخابات و افت و خيزهاي محبوبيت و مشروعيت نظامهاي سياسي از روشهاي نظرسنجي استفاده ميكنند. سازمانها و يگانهاي توليدي براساس نظرسنجيها اطلاعات گرانبهايي در زمينه شناخت بازار و فروش محصولات به دست ميآورند كه آنها را در درك داوريهاي مردمي، انگيزشها و نگرشهاييكه در وراي آنها وجود دارد ياري ميرسانند. جامعهشناسان اغلب از آراي عمومي بهره ميگيرند و از اين طريق پديدههايي را به عنوان تعصبات مذهبي و اخلاقي مورد ارزيابي قرار ميدهند. دانشمندان و صاحبنظران علوم سياسي از طريق نظرسنجيها به ساختار ائتلافات ميان احزاب و تشكلهاي سياسي و تنشهاي ميان آنها و حاكمان پي ميبرند. اقتصاددانان با هدف شناخت كردارهاي اقتصادي جامعه از نتايج نظرسنجي در حوزههاي اقتصاد بهره ميجويند. هر قدر ميزان ارتباط ميان دستگاههاي اجرايي و مرد
م بيشتر باشد زمينههاي انجام نظرسنجي بيشتر خواهد بود. در جوامعي كه حق انتخاب مقامهاي اجرايي با مردم است، گرايش به نظرسنجيها گستردهتر است. در مقابل جوامعي كه در آنها ميان راي تودههاي مردم و انتخاب حاكمان فاصلههاي فرسنگي وجود دارد، نظرسنجيها بيشتر جنبه صوري و تزييني دارد و از جايگاه ويژهيي برخوردار نيست و از اين رو ميان آزادي و موضوع نظرسنجي رابطهيي پايدار وجود دارد، هرچه جامعه گشودهتر و مردمسالارانهتر باشد، نظرسنجي در آن كارايي بيشتري خواهد داشت.
مفهوم و ماهيت افكار عمومي
اصطلاح افكار عمومي قكغقغكك طغفضمچ به معناي امروزي نخستينبار توسط «ژاك نكه»، وزير دارايي لويي شانزدهم در آغاز انقلاب فرانسه مطرح شده است. افكار عمومي براي او «روح جامعه» و ميوه ارتباط گسستناپذير بين انسانها به حساب ميآيد. مفهوم افكار عمومي در گذر زمان دستخوش دگرگونيهاي عظيمي شده و بر حسب نيازها و شرايط ويژه تعبير و تفسير خاصي از آن به عمل آمده است. افكار عمومي پديدهيي است كه در قرن بيستم بر اؤر تحولات شگفتانگيز فناوريهاي ارتباطي و اطلاعاتي به اوج شكوفايي خود ميرسد.
«مونتني»، فيلسوف و پژوهشگر فرانسوي در قرن 16 ميلادي، افكار عمومي را يك جمع نيرومند، جسور و تخمينناپذير ميدانست. «برايس» آن را چنين توصيف كرده است: يك نيروي حقيقي، ناملموس همچون نسيم كه همه در پي كشف و شناخت آن هستند و تقريبا همه از آن پيروي ميكنند.
آرتور كورن هازر ميگويد: افكار عمومي همانند نقطهنظرها و احساساتي است كه در يك جامعه خاص در يك زمان ويژه و با توجه به يك موضوع مورد علاقه آن جمعيت پديد ميآيد. فيليپزديوس در مقالهيي در مورد ماهيت روند افكار عمومي ميگويد: افكار عمومي عصاره عقايد فردي نيست بلكه آن چيزي است كه از علايق مشترك يك گروه درباره يك موضوع واحد و واكنش حاصله به عنوان ؤمره آن علايق ناشي ميشود.
ماهيت اين فرآيند از حصول آگاهي و ارتباط درون گروهي تا مستحيل شدن در افكار عمومي را در بر ميگيرد. چارلز هورتن كولي از نظريهپردازان كلبت شيكاگو درباره ماهيت افكار عمومي ميگويد: افكار عمومي حاصل جمع قضاوتهاي فردي اكثريت نيست بلكه قضاوت تبلوريافته همه اشخاص مستقل جدا از تعلق آنها به اكثريت يا اقليت است يعني حاصل جمع ساده نظر افراد جدا از هم نيست بلكه يك سازمان، محصول همكاري مبتني بر ارتباط تاؤير متقابل است.
در اوايل قرن 20 فرديناند تونيس افكار عمومي را مظهر اخلاقيات جامعه ميدانست و آنرا در سطحي عاليتر از دولت قرار ميداد. او معتقد بود كه تمدن شهري فعلي با شرايط و اوضاع و احوال خاص، «جامعهيي» خود در برابر تحركي كه افكار عمومي روشنگرانه از طريق وسايل ارتباط جمعي پديد آوردهاند بيهوده در تلاش اصلاح خويش است و بدون ترديد تا زماني كه اين تمدن در راه فرد گرايي حاكم بر جوامع كنوني بسر ميبرد به چنين تحولي دست نخواهد يافت. زيرا سعادت و خوشبختي از دست رفته در صورتي به اين جوامع باز خواهد گشت كه به سرچشمههاي دگي اجتماعي گروههاي كوچك به نوآفريني و دوباره سازي جوامع بپرداد. به نظر گابريل تارد انديشمند فرانسوي، افكار عمومي مجموعهيي از داوريهاي مردم درباره مسائل روز است كه مورد پذيرش بيشتر افراد جامعه است يا لاورنس لوول در اوايل قرن 20 در بحث از ماهيت افكار عمومي بر اين امر تاكيد دارد كه افكار عمومي بايد عموميت داشته باشد.هدف او از اين سخن آن است كه گرچه افكار عمومي مستلزم بحث و مناقشه است اما با رضايت و قبول اقليت نيز ملازمه دارد يعني با تمايل اقليتها به تمكين از عقيده مسلط، بدون اين تمايل نه چيزي به نام افكار عمومي وجود دارد و نه دموكراسي. بنا به تعريف «ويلند» شاعر آلماني، افكار عمومي عبارت است از عقايدي كه بيسر و صدا و بيآنكه كسي متوجه آن شود اكثر ذهنها را اشغال ميكند و حتي در مواقعي كه حرمت اظهارنظر وجود ندارد از زمزمه گنگي كه بتدريج اوج ميگيرد ميتوان به وجود آن پي برد. در اين صورت فقط بهانه و دستاويز كوچكي لازم است كه تا به آن مجال تجلي دهد و چنين است كه قدم به عرصه ظهور ميگذارد.
افكار عمومي ميتواند دگرگون كننده ملتها و مقاصد سياستمداران باشد و چهره جديدي به همه قسمتهاي جهان بدهد. افكار عمومي مسائل روز را با حرارت مورد توجه قرار ميدهد و مسائلي كه از افق دور شدهاند را خيلي زود به دست مورخان ميسپارد.
افكار عمومي در شكلهاي مختلف در رسانههاي همگاني نظير روزنامهها و مجلات ادواري خود را نشان ميدهد تا بدان جا كه نشانگر احساسات دروني و پنهاني يك جامعه است.
گاه صدايي بسيار سطحي و كم عمق دارد كه آن را صداي مردم كوچه و بازار ميخوانند. افكار عمومي بيانگر ذهنيت زيركترين و باهوشترين مردم جامعه است، از اين رو سرچشمه واقعي قدرت و توانايي است كه دولتمردان پيوسته در طلب آن ميكوشند و گاه فاقد هرگونه معناي سياسي است.
افكار عمومي گاه جرياني منظم و منطقي و قابل درك و شناخت و گاه وحشي و بيؤبات، از هم گسيخته و بازتاب دهنده گرايشهاي مختلف اجتماعياست كه اگر سازماندهي و هدايت نشود ميتواند انسجام اجتماعي را به هم بريزد و از كنترل مسوولان خارج كند.
افكار عمومي در بسياري از موارد تعيين كننده و پركشش است و از آنچنان جاذبهيي برخوردار است كه صاحبان قدرت را مجذوب خود مي كند. آرتور كورنهارز ميگويد: بهتر است افكار عمومي براي اهداف موجود به عنوان نظريات و عقايد شايع در يك جمعيت معين در يك زمان خاص با توجه به هر موضوعي كه منافع ملي را در بر دارد در نظر گرفته شود.
براي تبيين افكار عمومي بايد آن را با چهار عامل پيوسته زيردرنظر گرفت: 1 اينكه افكار عمومي بايد در برگيرنده مشكل همگاني باشد يا نباشد?
2 اينكه آرا و نظريات مردم براي تبديل شدن به افكار عمومي بايد آشكار بيان شود يا پنهاني?
3 توافق بر سر اينكه شما و افراد هم عقيده چه تعدادي باشند تا بتوان از آن به عنوان افكار عمومي ياد كرد?
4 اينكه اصطلاح راي، عقيده و نظر يا باورها و ارزشها مترادف است يا نه?
بنابراين ميتوان گفت كه افكار عمومي پديدهيي رواني و جمعي است با خصلتي اجتماعي. افكار عمومي نتيجه كنش متقابل گروهي و فردي در يك بافت فرهنگي و اجتماعي و اقتصادي خاص است و در مجموع ميتوان آن را نوعي توليد اجتماعي ناميد كه تعيين كننده و سرنوشت ساز هم است. افكار عمومي نوعي آگاهي اجتماعي است كه به صورت آگاهي غيررسمي در ميان عامه خاص كه داراي منافع مشترك هستند بروز ميكند و جنبه عاطفي و ادراكي دارد و البته از تعصب نيز بركنار نيست. افكار عمومي اگر بشدت تعميم يابد و ماندگار باشد به صورت اجماع و وفاق عمومي و ملي درميآيد. افكار عمومي با ارزشگذاري همراه است و در واقع نوعي داوري درباره حوادث و اتفاقات روز يا حوادث و رخدادهايي است كه در آينده روي خواهد داد.
فرآيند شكلگيري افكار عمومي
اساس افكار عمومي بر نگرشها استوار است. نگرش پايه و زمينههاي پايدار افكار عمومي است و افكاري كه فرد آن را مطرح ميسازد و محصول عوامل فرهنگي و اجتماعي يا روان شناختي است. اين افكار زماني كه حادؤهيي رخ ميدهد يا موضوعي در جامعه برجسته ميشود و بهگونهيي پنهان و آشكار نمود مييابد تا منزلگاههاي دور پرواز ميكند. بدين گونه ديدگاههاي فردي تحريك و به صورت خام در محيط پيراموني مطرح ميشوند و از طريق گفت و شنودها به نگرش ها و ارزشها تغيير مي كنند يا قوت ميگيرند. در چنين وضعيت خاصي افكار عمومي به صورت يك توليد اجتماعي حاصل ميشود.
در فرآيند شكل گيري افكار عمومي سه عامل اصلي وجود دارند كه عبارت هستند از: 1 كانالهاي ارتباطي كه از تركيب نظرات رسانههاي جمعي و ميان فردي تشكيل شدهاند. 2 ارايه مسائل و موضوعات مهمي كه بر اؤر حوادث و اتفاقات در محيط پيراموني رخ ميدهند و از طريق رسانههاي جمعي بازتاب مييابند 3 عموم مردم كه ديدگاه هاي گوناگوني دارند و به صورت نوشتاري، ديداري و شنيداري به داوري و ابراز عقيده ميپرداد.
يكي از مسائل بسيار مهم در افكار عمومي نقش رهبران فكري جامعه است. مقوله رهبري از پديدارهاي بسيار مهم رفتارهاي جمعي است. رهبري افكار، عبارت است از ميزان توانايي فرد در تاؤيرگذاري بر تفكر يا رفتار افراد ديگر در جهت دلخواه بطور غيررسمي و با توانايي نسبي. مطالعات نشان ميدهد كه عقايد و افكار غالبا از طريق رسانههاي جمعي ابتدا به رهبران فكري ميرسند و از طريق آنها به گروههاي ديگر جامعه نشر پيدا ميكنند. همچنين نتايج بررسيها نشان ميدهد كه رهبران فكري، اطلاعات خود را از رسانهها دريافت ميكنند و آنها را به همگنان خود منتقل ميساد. رهبران فكري كسانياند كه از موضوعهاي مختلف آگاهند و ديدگاههاي آنها جدي گرفته ميشود. رهبران فكري در همه گروه ها وجود دارند: صنفي، اجتماعي، سياسي و... آنان اغلب از لحاظ اجتماعي بسيار فعالند و در درون جامعه خود از ارتباطات بسيار قوي برخوردارند. رهبران فكري به لحاظ موقعيت اجتماعي و تحصيلي، اندكي بالاتر از افراد تحت نفوذشان قرار دارند و از لحاظ طبقه اجتماعي با آنها در يك سطح هستند. رهبران فكري، گروه مرجع مخاطبان خود هستند. رهبري افكار به دو دسته وسيع تقسيم ميشود: 1 رهبران فكري چند موضو
عي كه بيانگر ميزان رهبري فرد در موضوعات گوناگون يك نظام است.
2 رهبري افكار تك موضوعي كه از تمايل فرد و مهارت او فقط در يك موضع خاص حكايت دارد. زماني كه هنجارهاي يك نظام اجتماعي، نوينتر باشد و از پويايي بيشتري برخوردار شود در چنين شرايطي رهبران افكار بيشتر تك موضوعي هستند. دو تن از پژوهشگراني كه درباره افكار عمومي دست به پژوهش زدهاند )بهنامهاي «لين» و «سيرز»( براي افكار عمومي چهار ويژگي برشمردهاند كه عبارتند از: «جهت، شدت، برجستگي و همسازي». جهت به اين معنا است كه افكار عمومي درباره هر مساله يا عقيدهيي به جهت خاصي سوق داده ميشود. اين جهت يا ساده است يا غير آن يا مثبت است يا منفي، يا پيشرونده و تاؤيرگذار يا برعكس آن.
شدت به اين معنا است كه بعضي از افراد شديدتر از ديگران داراي عقايد خاصياند كه براساس آن دست به عمل ميند.
برجستگي هم مشابه شدت استأ از اين نظر كه برجستگي شدت عقايد را اندازهگيري ميكند، اما به اهميت نسبي عقايدي كه يك فرد يا گروهي از افراد دارند مربوط ميشود و سرانجام ويژگي چهارم همسازي است كه به رابطه بين عقايد ميپردازد. اما بر ميزاني كه داشتن يك عقيده با داشتن عقيدهيي ديگر همساز است متمركز شود. همسازي را در طول زمان هم ميتوان در نظر گرفت يعني اينكه آيا افراد همان عقايد يا نگرشها را در دورههاي زماني كوتاهتر يا طولانيتري دارند يا نه?
افكار عمومي را ميتوان به دو بخش نمادي و بنيادي تقسيم كرد. وجه بنيادي آن در واقع تمام علل و عواملي را دربرميگيرد كه بنيانهاي دگي جمعي را تشكيل ميدهند و كمتر دستخوش تغيير قرار ميگيرند و بخش نمادي افكار عمومي تظاهرات و تجلي افكار عمومي به مناسبت يك رويداد يا در واكنش به يك امر خاص است. قسمت بنيادي افكار عمومي بايد در سياستگذاريهاي عمومي مورد توجه تمام برنامهريزان اجتماعي و دولتمردان سياسي قرار بگيرد و تمام بازيگران سياسي و اجتماعي، اقتصادي نيز بايد آنرا بهعنوان يك عنصر دايمي در كنشهاي خودشان لحاظ كنند. قسمت نمادي افكار عمومي مانند يك بازيگر عمل ميكند و هم مانند يك گروه فشار ممكن است كه مورد سوءاستفاده يا استفاده قرار گيرد.
پديده افكار عمومي را از زوايا و ابعاد گوناگون ميتوان مورد بررسي قرار داد. اين پديده به تمام وجوه دگي اجتماعي از زبان، روانشناسي اجتماعي، فرهنگ و مذهب و تاريخ گرفته تا ساختار اجتماعي و طبقاتي و اقتصادي گره خورده است.
بررسي افكار عمومي مستلزم شناخت فضايي است كه در آن فكرها و انديشهها و نظرها شكل ميگيرند. شناخت ارزشهاي مردمي از يكسو و پديدههاي اجتماعي از سوي ديگر مشاهدهگر را دقيقا با زبان مشترك مردم يا بيان عمومي آشنا ميسازد.
افكار عمومي چيزي جز صداي مردم نيست. اين پديده بخشي از تاريخ ملتها است.
در جهان امروز مطالعه و تحقيق در زمينه افكار عمومي با ابعاد مختلف آن در حال گسترش است. اين امر افكار عمومي را به صورت بازيگري كه در مسائل مهم ملي، منطقهيي و بينالمللي به ايفاي نقش ميپردازد، درآورده است. اين پديدهها در ساخت نظامهاي سياسي مردمسالار اهميت روز افزوني يافته است.
اعتراض، اعتصاب، تظاهرات و آشوبهاي خياباني از اشكال مشاهده شده افكار عمومي در باب مسائل و پديدههاي گوناگون اجتماعي، سياسي و اقتصادي هستند.
منبع:روزنامه اعتماد