زبان و هويت قومى-بخش آخر

قوميت ها از منظرى ديگر در گفت وگو با دكتر ناصر فكوهى


سيدافشين اميرشاهى

دوشنبه ۱۰ مرداد ۱۳۸۴




•منظورتان از پتانسيل بالا چيست؟
منظور اين است كه مى توانيم در چهار سطح جغرافيايى گفته شده هم توليد كنيم و هم مصرف كننده داشته باشيم. به عبارت ديگر بر فرض در گردشگرى مى توانيم يك بازار محلى (استانى) يك بازار منطقه اى، يك بازار ملى و يك بازار جهانى داشته باشيم. وقتى شما يك نقطه جذاب براى مثال غار عليصدر را داريد، اين مكان مى تواند هم توريست محلى را جذب كند، هم توريست منطقه اى و ملى و جهانى را. ولى بايد به اندازه كافى ظرفيت سازى شود. جذب توريست جهانى نياز به ظرفيت هاى زيرساختى دارد. مثلاً فرودگاه، سيستم پذيرش و سيستم امنيتى بايد وجود داشته باشد تا توريست جذب شود. بنابراين پتانسيل جذب در چهار سطح در زمينه گردشگرى وجود دارد.
در زمينه رسانه ها نيز چنين ظرفيتى بالقوه وجود دارد و داراى مصرف كننده كالاى حوزه رسانه در چهار سطح هستيم. قوميت هايى داريم مثل قوم عرب، بلوچ، آذرى و كرد كه همه آنها تداوم هاى فرامرزى دارند. يعنى علاوه بر اينكه در كشور ما وجود دارند در كشورهاى ديگر نيز وجود دارند. اگر ما كالايى به فرض به زبان عربى توليد كنيم، هم مصرف كننده داخلى را پوشش مى دهيم و هم مى توانيم بازار خارجى را داشته باشيم. بنابراين با توليد اين كالاها امكان فروششان به يك جماعت بزرگ فراهم مى شود. اگر بتوانيم روزنامه اى به زبان غربى توليد كنيم كه اين روزنامه نه تنها در ايران بلكه در تمام كشورهاى عربى نيز به فروش برسد، منفعت اقتصادى آن به خودمان برمى گردد. ضمن اينكه يك منفعت فرهنگى نيز به همراه دارد. روزنامه اى كه توسط ايرانى ها تهيه شود، باعث گسترش فرهنگ ايرانى و افزايش نفوذ آنها نيز خواهد شد. در عين حال از يك خطر نيز جلوگيرى مى كنيم و خطر مورد اشاره نيز اين است كه ما مصرف كننده ديگران باشيم. امروزه با نگاهى به نتايج طرح هاى ملى وزارت ارشاد درمى يابيم كه به عنوان مثال در منطقه خليج فارس ما به شدت مصرف كننده برنامه تلويزيون ها و راديوهاى عربى هستيم. در منطقه كردستان هم مصرف كننده برنامه هاى توليد شده در عراق و تركيه هستيم.
علت اين است كه ما به اندازه كافى برنامه توليد نمى كنيم. اگر ما توليد كنيم حتى اگر باز هم مصرف كننده باشيم، باز با ضرر كمترى مواجه مى شويم تا اينكه اصلاً توليد نكنيم.
•به هر حال اين مسئله مى تواند متاثر از سياست هاى حكومت مركزى باشد. خب وقتى شرايط براى دست زدن به اين توليدات فراهم نباشد و سياستگزارى ها به نحوى باشد كه قوميت ها نتوانند با دست باز توليد كنند، طبيعى است كه نمى توانند در سطح منطقه تاثيرگذار باشند، بنابراين ناگزير به سوى مصرف توليدات ديگران مى روند.
به نظر من اين شرايط به صورتى نيست كه ما را از هويت ملى جدا كند. چيزى كه بايد دانست اين است كه هويت ملى ما با هويت هاى قومى در تضاد نيست. هر اندازه ما بتوانيم امكانات بيشترى براى رشد سالم هويت هاى محلى فراهم كنيم، هويت ملى نيز تقويت مى شود.پيشتر نگاه خودپرستى و ضديت با ديگران وجود داشت كه اين نگاه خود را به فرهنگ ايران باستان و سلطنت متكى مى كرد. لذا تصور اين بود كه دولت هاى ملى در ايران را بايد براساس همان الگويى ساخت كه در كشورهاى اروپايى به كار رفته بود. يعنى از بين بردن هويت قومى و از بين بردن زبان ها و سنت هاى محلى. در حالى كه مى توان گفت اين الگو با شكست كامل روبه رو شد بعد از انقلاب نيز برخى سعى كردند به الگوهاى سلطنتى برگردند و مى گفتند بايد هويت هاى محلى را از بين برد. اين يك گرايش منفى بود و الان اين گرايش تا اندازه اى كنار زده شده است. گرايش ديگر اين است كه هويت ايرانى را نمى توان صرفاً براساس هويت زبان فارسى و ايران باستان تعريف كنيم. درست است كه بخش بزرگى از هويت ايرانى در آن واحد مبتنى بر زبان فارسى و بخش ديگرى در ميراث ايران باستان است. ولى بخش بزرگى از آن نيز مبتنى بر ايران اسلامى است. يعنى هزار و پانصد سالى كه ما به عنوان كشور اسلامى مطرح بوده ايم و در شكل گيرى تاريخ اسلام سهم داشته ايم. در حقيقت ايران محور اصلى شيعه در جهان است. پس مى بينيم كه اين هويت در بين مردم ما بسيار قدرتمند است. مردم ما بين هويت خود به عنوان مسلمان شيعه و هويت ملى خود تقريباً تفكيك قائل نيستند. اين دو را كاملاً منطبق بر هم مى دانند، حتى سنى ها نيز در ايران با سنى هاى ديگر متفاوت هستند. آنها سنى هاى ايرانى هستند كه البته خودشان را مسلمان ايرانى مى دانند. اين نيز يك پايه است. پايه ديگر فرهنگ هاى قومى و محلى است. امروز گفتمانى در حال شكل گيرى است كه اين سه پايه را مبناى تعريف هويت و ملت ايران قرار داده است. يعنى هويت ايران فارسى و ايران باستان، هويت دينى - اسلامى و هويت محلى و قومى.از مجموع اين سه مى توان هويتى را تعريف كرد كه اين هويت يك هويت متكثر فرهنگى است و هويتى بسيار ديناميك و متنوع و غنى به شمار مى رود. طبيعى است كه مديريت چنين هويتى بسيار دشوار خواهد بود و نسبت به اينكه يك هويت خالص و زبان واحد و دين يكسان وجود داشته باشد، سخت تر است. حتى اقليت هاى دينى را داريم كه جزء هويت ايرانى محسوب مى شوند و ما نمى توانيم اين اقليت ها را از هويت ايرانى جدا كنيم. اين هويت متكثر را بايد مديريت كرد و يكى از راه هاى مديريت اين هويت متكثر اين است كه تشخيص دهيم اين هويت ها نياز به مصرف فرهنگى و مصرف هويتى دارند. اگر اين مصرف هويتى را مديريت و تامين كنيم، مديريت هويت ها در داخل كشور نيز بهتر انجام مى شود. در غير اين صورت هم از لحاظ اقتصادى به دليل عدم استفاده از پتانسيل ها ضرر مى كنيم و هم از لحاظ فرهنگى متضرر خواهيم شد. چون خود را در معرض خطر نفوذ بيگانه و نفوذ بيرونى قرار مى دهيم.
•در سطوحى كه مشخص كرده ايد در بين اين چهار تعلق، كدام يك در سطوح مشخص شده بهتر عمل كرده اند. مثلاً كدام يك در حفظ زبان محلى بهتر بودند، كدام يك در حوزه گردشگرى بهتر بودند؟
به طور كلى نمى توانيم به اين شكل طبقه بندى كنيم.
•درباره هويت قومى مى توانيد بگوييد كه كدام يك ضعيف تر شده اند و كدام يك تقويت شده اند؟ البته در زمينه هايى كه بررسى كرده ايد.
ما مى توانيم بگوييم اينها كاملاً با هم متفاوت هستند. از اين لحاظ كه هر كدام از آنها محاسنى داشته اند سعى مى كنم بيشتر روى نكات مثبت باقى بمانم. به هر حال كردها در عين حال كه تعلق قومى بسيار قدرتمند داشته اند ولى هيچ موقع اجازه نداده اند كه در مجموعه خودشان و در سطوح عمومى خودپرستى هاى قومى به آنها حاكم شود. در واقع تعلق ايرانى خود را حفظ كردند. گفتمانى كه بين كردها بسيار ديده مى شود، اين است كه خود را يكى از اصيل ترين گروه هاى ايرانى تلقى مى كنند. اين مسئله يك پتانسيل مثبت است. در عين حال كردها به فرهنگ خودشان بسيار توجه نشان مى دهند و اين فرهنگ را توسعه داده اند. در بين اقوام ايرانى شايد تنها قومى كه به زبان قومى خودشان سواد دارند كردها باشند. يعنى مى توانند به زبان كردى به راحتى بخوانند.
اين مسئله در مورد ساير اقوام وجود ندارد. يعنى سيستم نوشتارى دقيق كه شكل تدوين يافته داشته باشد در ساير قوميت ها نمى بينيم. اين نشان دهنده اين است كه احساس كرده اند براى حفظ زبان خود بايد براى آن زبان سيستم نوشتارى دقيق و تعميم يافته وجود داشته باشد. هر زبانى كه سيستم نوشتارى دقيق نداشته باشد تخريب مى شود. زيرا اختلاف لهجه ها ظاهر مى شود و ممكن است اين اختلاف لهجه ها به حدى زياد شود كه امكان فهم حرف هاى يكديگر را از دست بدهند. از اين لحاظ كاركردها خوب بوده است البته جنبه منفى نيز در اين زمينه وجود داشته و آن است كه كردستان تا اندازه زيادى بازيچه دست بازى هاى سياسى شده است. اين مسئله باعث شده كه مسئله كردستان هميشه به عنوان يك مسئله سياسى باقى بماند. اين موضوع نيز بيشتر از هر كس به خود كردها ضربه زده است. البته صحبت كردها نيز اين است كه به اندازه كافى به آنها توجه نشده و كسى به محروميت هاى آنها توجه نكرده است.
تصور مى كنم كه طى سال هاى اخير اين مسئله تا حد زيادى رفع شده است و تجربه خوبى در كردستان از لحاظ سپردن كارها به نيروهاى محلى داشته ايم و مى بينيم كه از طريق استفاده از نيروهاى محلى هيچ اتفاق خاصى در اين منطقه رخ نداده است. تعلق ملى نه تنها كاهش پيدا نكرد بلكه افزايش هم يافته است. در مورد آذرى ها مسئله كاملاً متفاوت است. آذرى ها جزء قوميت هايى هستند كه بيشترين احساس تعلق ملى در آنها مشاهده مى شود و تقريباً تفكيكى بين هويت ملى و هويت قومى در بين آذرى ها وجود ندارد. لذا اين دو را يكى مى دانند كه كاملاً به هم متصل هستند. هر چند گرايش منفى بين برخى نخبگان آذربايجان ظاهر شده كه گرايش هايى اقليتى هستند اما در مجموع مى توان گفت كه آذرى هاى ايران بسيار خوب جا افتاده اند و در تمام ايران حضور دارند. در عين حال اين كه يك حسن بزرگ درباره آذرى ها اين است كه از زبان و فرهنگ خودشان به خوبى حمايت مى كنند. البته يك نكته منفى درباره حمايت آذرى ها وجود دارد كه آذرى ها به صورت گسترده و در چارچوب نوشتارى از زبان خود حمايت نمى كنند و اين باعث شده است كه ما شاهد ايجاد لهجه هاى مختلف در آذربايجان باشيم، در نتيجه مى بينيم كه زبان آذرى تا اندازه اى تخريب شده است. فكر مى كنم ديگر شاهد ظهور نسل جديدى كه بتواند مثل مرحوم شهريار به زبان آذرى شعر بگويد و قصه بنويسد نباشيم. يعنى در واقع تعداد شعرا و نويسندگان آذرى زبان از آن چيزى كه الان هست بايد به مراتب بيشتر باشد. اما مى بينيم ادبيات آذرى به اندازه كافى گسترده نيست. در مورد دو هويت ديگر يعنى عرب هاى خليج فارس و خوزستان و بلوچ ها بايد بسيار بيشتر از الان كار كنيم. در اين مناطق رابطه خوبى بين افراد بومى و غيربومى وجود ندارد. در حالى كه اين رابطه بايد خيلى بهتر شود. بايد اعتماد ايجاد شود.
در اين مناطق يك نوع گسست قومى وجود دارد. يك نوع بى اعتمادى وجود دارد كه اين بى اعتمادى در اصل بى دليل است. بايد اين احساس به صورت قومى در جمعيت هاى بومى مردم اين مناطق به وجود بيايد كه جزء مردم ايران هستند به خصوص در مناطق جنوب ايران. چون منافع اقتصادى كه در جنوب ايران به وجود آمده يعنى دو حوزه اقتصادى بزرگ نفت و گاز و انرژى و ديگر مناطق آزاد تجارى مثل قشم و كيش، بايد هر چه بيشتر بر دگى مردم بومى اين منطقه تاثير بگذارد. بايد مردم بومى را جدى گرفت. بايد در درجه اول از مردم بومى استفاده شود و در عين حال حركت هاى مهاجرتى نيز كنترل شود. جذب جمعيت هاى بزرگ مهاجرتى به اين مناطق بدون برنامه ريزى اجتماعى خطرات بسيار جدى دارد. از جمله اينكه خود اين جمعيت ها دچار نابسامانى مى شوند. همچنين اين جمعيت ها با جمعيت هاى بومى دچار تضاد مى شوند. اين موارد جزء مسائلى است كه در آنجا وجود دارد.
در شرق ايران نيز يك نوع گسست وجود دارد. بايد توجه بيشترى به سيستان و بلوچستان داشت. اين منطقه جزء مناطق محروم است و بايد ظرفيت سازى زيادى در اين منطقه صورت پذيرد. اين منطقه بايد توسعه يابد. در غير اين صورت به عنوان يك حوزه بيمار كه در آن با انحرافات اجتماعى زيادى به شكل قاچاق و اعتياد روبه رو هستيم سروكار خواهيم داشت كه البته حاصل آن فقر و توسعه نيافتگى خواهد بود. به نظر من بايد منابع زيادى در اين منطقه متمركز شود چون اين منطقه داراى پتانسيل هاى زيادى است.
• به نظر شما سياست هاى مسئولان ما در قبال قوميت ها چگونه بوده و چه نواقصى در اين زمينه وجود داشته است. سياستگزارى ها و برنامه ريزى هاى حوزه قوميت ها را چگونه تحليل مى كنيد؟
سياستگزارى در خط مشى هاى عمومى مشكل خاصى ندارند. اما در سطح اجرايى شدن با مشكل مواجه هستيم. يعنى مديريت درستى در اين زمينه نشده است. مثلاً فرض كنيد با وجود پتانسيل هايى كه در حوزه عمومى داريم مديريت سازمان يافته اى براى اين كه بتوانيم توليد كالاهاى هويتى كنيم صورت نگرفته است. در بسيارى از موارد خود مردم و بخش خصوصى ابتكارهايى به خرج داده اند. مثلاً تنقلات و محصولات غذايى مثل لواشك و غذاهاى سنتى بازسازى شده اند و تركيب آنها تا حدودى تغيير كرده است و در حال حاضر در زمينه غذا، مردم برخى از مناطق در سطح ملى و حتى در سطح جهانى بازارهايى را به خود اختصاص داده اند. اما سازمان يافتگى به شكل عميق در اين خصوص صورت نگرفته است. در بخش صنايع دستى نيز تا حدودى سازمان يافتگى انجام شده است. اما ظرفيت ها مى تواند بسيار بيشتر از سطح كنونى باشد. در حال حاضر از صنايع دستى و مهارت هاى قومى ما در خيلى از جاها كه مى تواند مورد استفاده قرار گيرد استفاده نمى شود.اين سئوال براى من نيز مطرح است كه چرا در هتل ها به خصوص هتل هاى لوكس از صنايع دستى استفاده نمى شود. يا چرا در طراحى لباس ها از هنر صنايع دستى استفاده نمى شود. در حالى كه اينها پتانسيل هاى بالايى براى تبديل شدن به كالاهاى هويتى دارند. بنابراين اشكال عمده اين است كه در مورد اين قضيه فكر به اندازه كافى نشده است. الان ما در مرحله اى هستيم كه اين مباحث مى تواند سريع اجرايى شود. يعنى با صنايع مختلف مذاكره كنيم و به طراحى كالاهاى هويتى بپردازيم. از اين طريق نيز مى توانيم بازارهاى جهانى را به دست آوريم.
• وضعيت هويت فرهنگى را در ميان قوميت ها چگونه ارزيابى مى كنيد. آيا از اين نظر بحرانى وجود دارد؟
من اين مسئله را بحرانى نمى بينم. هر چند ممكن است تنش هايى وجود داشته باشد اما اين تنش ها بيشتر ناشى از مشكلاتى است كه در كل كشور وجود دارد و لزوماً ربطى به خود قوميت ها ندارد. ولى به هر حال بالقوه يك خطر وجود دارد. آن خطر هم اين است كه وقتى ما با واقعيتى مواجه هستيم و گروه هاى اجتماعى وجود دارند كه هويت خاص خودشان را دارند و اين هويت را دوست دارند. اگر به اين مسئله توجه نكنيم، با بحران مواجه مى شويم. البته اين موضوع صرفاً در مورد قوميت ها وجود ندارد بلكه در مورد جوانان نيز مطرح است. ما بايد نيازها را بسنجيم و به موقع به اين نيازها پاسخ بدهيم. اگر اين نيازها جواب خود را نگيرند به اشكال مختلف به بحران و انفعال اجتماعى تبديل مى شوند كه همه اينها مضر هستند.
• در پايان اگر نكته خاصى وجود دارد بفرماييد.
تا جايى كه ممكن است بايد در حوزه هاى هويت ملى و محلى سياستگزارى هاى دقيق تر و پوياترى شود. بايد نشان داده شود كه ما به تفكرى عميق در مورد قوميت ها نيازمنديم و بايد راه حل هاى فرهنگى، اجتماعى و اقتصادى در مورد قوميت ها پيدا كنيم. صرفاً نبايد با نگاه سياسى به مسائل قوميت ها و فرهنگ آنها نگاه كنيم. هر چند مى پذيريم كه اين مناطق داراى حساسيت سياسى هستند و مسائل مختلف نظامى و انتظامى در موردشان مطرح است ولى بايد اجازه داد فرهنگ شناسان نيز درباره اين مباحث اظهارنظر كنند و راه حل هاى اجرايى ارائه نمايند.
منبع: شرق


برای خواندن بخش اول مقاله لطفا این جا را کلیک کنید