مروري بر حوادث 16 آذر 1332
پروفسور مهتدی
یکشنبه 20 آذر 1384
پروفسور مهتدی با اشاره به اینکه دانشجویان در آن زمان از گروههای سیاسی بودند افزود: دانشجویانی که عضو گروههای خاص بودند اگر توسط مامورین گرفته میشدند سیاسی محسوب شده و برایشان خیلی گران تمام میشد بنابراین دانشجویان دختر که کمتر ممکن بود به دام مامورین بیفتند قرار گذاشتند تا پسرها را تا محل دانشگاه تهران همراهی کنند تا بتوانند فرار کنند.
خاطرات پروفسور مهتدی از 16 آذر 1332
پروفسور مهتدی متولد شهر تبریز است که در زمان جنگ جهانی دوم عازم تهران شد.
پروفسور مهتدی در شهر تبریز در خانوادهای اهل علم تحصیلکرده و منضبط متولد شد و در زمان جنگ جهانی دوم عازم شهر تهران شدند. وی در چهل و هشت سال پیش با پروفسور ایرج پورباقر ازدواج کرد که ثمره این ازدواج دو پسر به نامهای بابک و رامین بودند.
بابک باقرپور دکترای الکترونیک دارد و رامین پورباقر اکنون شهردار شهر آنیل فرانسه.
خبر گزاري " ايسكا نيوز" به مناسبت واقعه 16 آذر و بزرگداشت روز دانشجو در جلسهای پروفسور نادره مهتدی، سایکو فیزیولوژیست، بیولوژیست و زیست شناس برجسته بینالمللی مصاحبه اي را انجام داده است كه در پي مي خوانيد .
در آن زمان من سال دوم مقطع لیسانس بیولوژی را میگذراندم و در آن سال در روز 16 آذر گروهی از دانشجویان با هم در طبقه چهارم ساختمان دانشکده علوم که اولین سال استفاده از آن ساختمان بود قرار گذاشته بودند و همگی با هم در آن مکان با صدای بلند و با دادن شعارهایی علیه رژیم و شاه پرداختند.
مهتدی افزود: با ادامه شعارهای دانشجویان عدهای از مامورین رژیم به داخل دانشکده وارد شدند و همه را رو به سمت دیوار به صف کردند و با سر و صدا و تهدید دانشجویان را ساکت کردند و بعد از نفر اول شروع به شمردن کرده و نفر نهم را بیرون میکشیدند و او را بالای پلهها به پایین پرت میکردند تا از این طریق ترس و وحشت را در دل سایرین بیشتر ایجاد کنند و در این میان از آنجا همه دانشجویان هم سن و سال نبودند و افرادی بزرگتر نیز در دانشگاه حضور داشتند، پدر یکی از دانشجویان که خود او نیز در همان دانشگاه مشغول به تحصیل بود جزء نفرات نهم شمرده شده توسط مامورین بود که به وسیله آنها از پلهها به سمت پایین پرت شد و وی دقیقا بعد از من قرار داشت و این امر باعث شد که همه ما متاثر شدیم و بعد از این واقعه مامورین رفتند و محل را در حالی که وحشت زیادی را ایجاد کرده بودند ترک کردند.
پروفسور مهتدی با اشاره به اینکه دانشجویان در آن زمان از گروههای سیاسی بودند افزود: دانشجویانی که عضو گروههای خاص بودند اگر توسط مامورین گرفته میشدند سیاسی محسوب شده و برایشان خیلی گران تمام میشد بنابراین دانشجویان دختر که کمتر ممکن بود به دام مامورین بیفتند قرار گذاشتند تا پسرها را تا محل دانشگاه تهران همراهی کنند تا بتوانند فرار کنند.
و این امر باعث شد که تمام دانشگاه تهران همراه با ماجرای دانشکده علوم شروع به شعار دادن کند و در این زمان بود که جریان آن سه دانشجوی مبارز دانشکده فنی پیش آمد که من هم آن جا بودم.
پروفسور این سه دانشجو را از دانشجویان بسیار فعال دانست که هموار در جریانات دانشجویی با صدای بلند شعار میدادند و در ادامه گفت: این سه دانشجو وقتی متوجه مامورین شدند از آنجا که بسیار زرنگ و باهوش بودند، توانستند فرارکنند و وارد کلاس درس شدند و در بین دانشجویان خود را مخفی کردند ولی مامورین بلافاصله وارد کلاس شدند و توانستند آنها را شناسایی کنند بنابراین هر سه نفر آنها را روی نیمکت کلاس و در حضور استاد و دانشجویان با اسلحه کشتند و به شهادت رساندند.
پرفسور مهتدی در ادامه با اشاره به کارتهایی که پس از شهادت آنها برایشان صادر شد اظهار داشت: من تا مدتی این کارتها را به همراه داشتم اما چند سال پس از آن واقعه به نحوی خاص از بین رفت. در این موقع مصدق به مجلس آمده بود و آن روزها نیز مجلس شلوغ بود و مردم و به ویژه دانشجویان نیز در آن جا جمع شده بودند و مصدق تاکید میکرد که مجلس در بیرون از صحن است (یعنی جایی که مردم حضور دارند)، نه داخل ساختمان.
وی افزود: آن روز من هم در محل ساختمان مجلس بودم و چون میدانستم با تاریک شدن هوا نگران من خواهند شد بنابراین به خانه برگشتم با بازگشت من به خانه، پدرم که ایشان نیز از اساتید برجسته و از پایه گذاران دانشکده علوم در ایران بودند نگران و پریشان به منزل بازگشتند زیرا ایشان برای یافتن من به مجلس رفته بودند و مرا پیدا نکرده بودند در نتیجه فکر میکردند مرا هم گرفتهاند.
پرفسور مهتدی در حالی که گاهی در میان صحبتهایش میگریست خاطراتی را در آن زمان بیان میکرد که نشان دهنده این است که سخن محکم و راست در هر زمان موفقیت و رسیدن به هدف را برای انسان به ارمغان میآورد.
ايران ما