در روزگار كنونى «خشونت» و «قداست» پيوندى وثيق يافته اند
مصطفي ملكيان
6 اسفند 1384
آنچه در روزگار كنونى در كشورهاى اسلامى و از جمله ايران ديده مى شود، دو پديده است كه با هم پيوستگى هايى دارند: «پديده توسل به خشونت براى دفاع از مقدسات» و «پديده توسل به مقدسات براى دفاع از خشونت».
توضيح: اين مطلب يک سخنرانی است که در مراسم «پاسداشت حريم پيامبر رحمت و آزادي» بيان شده است.
------------
قرآن كريم از مسلمانان خواسته است به آرمانها و مطلوبات ديگران حتي كفار دشنام نگويند، تا مبادا آنها به خداوند متعال ناسزا بگويند، خوب بود همهي مسلمانان جهان، هم قبل از واقعهي توهين به پيامبر و هم بعد از آن، اين آيه را رعايت ميكردند.
آنچه در روزگار كنونى در كشورهاى اسلامى و از جمله ايران ديده مى شود، دو پديده است كه با هم پيوستگى هايى دارند: «پديده توسل به خشونت براى دفاع از مقدسات» و «پديده توسل به مقدسات براى دفاع از خشونت».
من دو مدعا درباب قضيه كاريكاتورها و واكنش هاي به آن دارم. «نخست آنكه، توهين به پيامبر اسلام به لحاظ اخلاقى بسيار غلط، زشت و غير قابل دفاع است و فرقى نمى كند مبناى اخلاقى ما در اينجا كدام تئورى اخلاقى باشد.» «دوم آنكه، واكنش مسلمانان به توهين ها در آنجا كه خشونت به آن راه يافته، قابل دفاع نيست و نه مورد تائيد اخلاق عقلانى است و نه مورد تائيد اخلاق نقلى-اسلامى.»
هيچ مفهومى چون «قداست» نمى تواند بيانگر و معرف مسئله «دين» باشد. چرا كه بسيارى از اديان (چه اديان ابتدايى در استراليا و آفريقا و آمريكاى لاتين و چه اديان مدرنى چون بودا) هستند كه در آنها مفهوم خدا وجود ندارد، اما دينى را نمى توان يافت كه در آن مفهوم قداست وجود نداشته باشد.
ويژگيهاي قداست شامل دستناپذيري، اقتدار، خوبي، شكوه و زيبايي، حاكميت بر امور غير مقدس، ثبات، تغيرناپذيري، برخورداري از حقانيت، و الگو بودن است و دو نوع تقدس در جهاننگري هاى دينى است: دسته اول، «قداست درون دينى» است كه از دينى به دين ديگر، از مذهبى به مذهب ديگر و از فرقه اى به فرقه ديگر تفاوت دارد و به اشخاص، مكان ها، زمان ها و چيزهاى خاصى تعلق مى گيرد. دسته دوم، «قداست بيرون دينى» است كه نه به اشخاص و مكان ها و زمان ها كه به آرمان هايى تعلق مى گيرد كه در نفس خود داراى قداست هستند. همچون عدالت، آزادى، حقيقت، و عشق.
«وقتى به يك امر مقدس توهين مى شود، چه رخ داده است و مكانيسم اين توهين چيست؟» «پيامبر اسلام الان كجاست كه به او توهين شده است؟»
«پيامبر اكنون در جهانى زندگى مى كند كه در آنجا از تاثيرات اين جهانى مصون است و از توهين ها آزار نمى بيند و شكي نيست كه ايشان از اين سخنان آسيبي نميبيند. پيامبر در مقام منيع خود قرار دارد، اما بيش از يك ميليارد انسان براي ايشان ارزش قائلند و شخص ايشان برايشان مقدس است. حال چه مجوز اخلاقي وجود دارد كه با رفتار خود به اين يك ميليارد انسان درد و رنج وارد كنيم؟
بر مبناى اين پرسش، پس از چه روست كه ما به توهين كنندگان واكنش نشان مى دهيم؟ «ما از آن رو چنين مى كنيم كه يك ميليارد انسان از اين توهين رنج ديده اند و هيچ مجوز اخلاقى هم وجود ندارد كه به هيچ انسانى درد و رنج غيرضرور برسانيم. به تعبير ديگر، ما مى دانيم كه پيامبر از توهين ها آزارى نمى بيند، اما از درد و رنج بى دليل انسان ها ناراضى هستيم.»
۱ - درد و رنج غيرضرور به هر انسانى قبيح است و نه كميت انسان هايى كه درد و رنج مى بينند و نه كيفيت كسانى كه اين درد و رنج نصيبشان مى شود، اهميتى ندارد و مهم نيست فردى كه به او توهين شده روحانى و روشنفكر است يا يك فرد عامى.
۲ - هر وقت از مقدسات درون دينى دفاع مى شود، بايد دفاع به نوعى باشد كه به مقدسات فرادينى (بيرون ديني) اهانت نشود. مثلاً من در دفاع از پيامبر نمى توانم به گونه اى عمل كنم كه عدالت يا عشق به انسان ها را زير پا بگذارم. در حالى كه متاسفانه زمانى چنان افراد در قالب هاى دينى پيش مى روند كه مقدسات جهانى را زير پا مى گذارند.
۳ - تاريخ و روانشناسى اجتماعى نشان داده كه خشونت با خشونت قابل توقف نيست. چرا كه اگر در برابر خشونت دست به خشونت بزنيم، خشونت را افزوده ايم.
۴ - پيامبر به عنوان يكى از مقدسات مسلمانان بايد الگوى آنان باشد. از اين خاطر بايد پرسيد كه آيا در واكنش ها به توهين اخير، از اين الگو تبعيت شده است؟
۵ - بهترين راه براى اثبات آنكه پيامبر اسلام اهل خشونت نيست، آن است كه خودمان به عنوان مسلمان اهل خشونت نباشيم. به عبارت ديگر، خشونت علاوه بر آنكه «حق» نيست، «مصلحت» هم نيست. در واقع، نكته قابل تامل آن است كه مخالف من ادعايى كند و من با رفتار خود، ادعاى او را اثبات كنم.
۶ - مردم كشورهاى اسلامى بايد توجه داشته باشند كه دولت ها كه به نمايندگي از آنها و به نام آنها عمل ميكنند چه كرده اند كه اينگونه به پيامبرشان توهين روا داشته مى شود و زمينهي اين نوع خشونتها فراهم ميشود.