تندروها به صحنه می آیند
مهدی محسنی
جمعه 19 اسفند1384
بنظر می رسد پرونده ی ایران در مسیر بی بازگشتی قرار گرفته و بر سرعت منزوی شدن ایران افزوده است و هیچکدام از مقامات نیز حاضر نیستند «جام زهر مصالحه و تمکین نسبت به خواسته های جهانی» را سر بکشند. شاید اگر به این موضوع جنبه ی حیثیتی داده نمی شد رسیدن به یک راه حل میانه ساده تر بود. با توجه به دسته بندیهای موجود در ایران و اختلافاتی که در جریان انتخابات بروز کرد باید در روزهای آینده منتظر عمیق شدن شکافهای درون حاکمیت بود. شاید حضور پررنگتر حسن روحانی و هاشمی رفسنجانی به عنوان منتقد سیاستهای جاری در این مسئله نشان از درک موقعیت خطیر ایران باشد. موقعیت که مطمئنن هواداران احمدی نژاد نیز به آن پی برده اند اما نشانی از تعدیل سیاست در آنها دیده نمی شود.
در حالی که تنها یک روز از ارجاع پرونده هسته ای ایران به شورای امنیت گذشته،واکنش مقامات ایرانی به تکرار سخنان پیشین محدود شده است و نشانی از یک تغییر بنیادی در رفتار حکومت دیده نمی شود. البته باید زمان بیشتری سپری گردد تا مشخص شود ایران چه استراتژی را در پیش خواهد گرفت.
مطمئنن ارسال پرونده ایران به شورای امنیت با توجه به فضاسازیهای رسانه ای درون کشور برای اکثریت جامعه جای تعجب داشت. لذا می توان انتظار داشت بی اعتمادی و کاهش حمایت عمومی از دولت سرعت بیشتری بیابد و اثر خود را بر مسائل اجتماعی و اقتصادی نشان بدهد.
اگرچه ایران در بهترین شرایط از نظر درآمدهای نفتی، مالیاتی و صادرات غیر نفتی پس از انقلاب قرار دارد ولی به همان میزان درصد امید به زندگی افزایش نیافته است. فضای عمومی جامعه از جنگی ناخواسته هراسان است و سعی دارد نسبت به حفظ داشته های مادی خود بکوشد. امری که هم اکنون به شکل فرار سرمایه خود را بروز می دهد. همچنین موارد تشدید کننده ی دیگر همچون ناتوانی مدیران و مجریان دولتی در تحقق شعارهای انتخاباتی را می توان اضافه نمود.
بنظر می رسد پرونده ی ایران در مسیر بی بازگشتی قرار گرفته و بر سرعت منزوی شدن ایران افزوده است و هیچکدام از مقامات نیز حاضر نیستند «جام زهر مصالحه و تمکین نسبت به خواسته های جهانی» را سر بکشند. شاید اگر به این موضوع جنبه ی حیثیتی داده نمی شد رسیدن به یک راه حل میانه ساده تر بود.
با توجه به دسته بندیهای موجود در ایران و اختلافاتی که در جریان انتخابات بروز کرد باید در روزهای آینده منتظر عمیق شدن شکافهای درون حاکمیت بود. شاید حضور پررنگتر حسن روحانی و هاشمی رفسنجانی به عنوان منتقد سیاستهای جاری در این مسئله نشان از درک موقعیت خطیر ایران باشد. موقعیت که مطمئنن هواداران احمدی نژاد نیز به آن پی برده اند اما نشانی از تعدیل سیاست در آنها دیده نمی شود.
اگرچه برخی خروج احمدی نژاد از کانون توجهات رسانه ای و حضور او در دیگر استانها راهی برای کاهش فضای رادیکال حاکم بر سیاست خارجی ایران می دانند اما این مسئله به تنهایی کافی نخواهد بود.
در همین حال که نیروهای نزدیک به دولت سعی دارند با تحقیر و کوچک نمودن مسئله ی ارسال پرونده ایران به شورای امنیت و همچنین تکرار سخنان اروپاییها در مورد حق ایران از بهره وری از انرژی هسته ای فضا را آرام نمایند.
آمریکا قدم به قدم ایران را به سمت تنگنا و انزوایی می برد که مدتها برای مهیا کردن آن تلاش کرده بود. گرچه دولت خاتمی با ظرافت توانست از رو در رو شدن با این مصائب بپرهیزد و وارد این بازی خطرناک نشود اما احمدی نژاد و هوادارانش ضمن تن دادن به بازی که شرایط آن توسط آمریکایی ها تعیین می گردد، از بحرانی کردن فضا استقبال نموده اند. عملکردی که مطمئنن هزینه های آن از جیب مردم ایران پرداخت خواهد شد.
منبع: وبلاگ جمهور
http://jomhour.blogfa.com/