فقر دروازه ورود به ابتلای ایدز
دکتر نیره توکلی
May 18, 2006
تنها دادن آگاهي درباره لزوم پيشگيري از بيماريهاي آميزشي و پرهيز از اعمال خطرزاي جنسي كافي نيست. توانمند كردن زنان، انديشيدن راه حلهايي براي خنثي كردن تأثير مخرب بدسرپرستي براي خانوادهها كه منشأ دختران فراري، فروش دختران يا واداشتن آنان به روسپيگري، اعتياد، خشونتهاي خانوادگي و تداوم بخشيدن به چرخه فقر است ،حياتي است
مطالعات اخير نشان ميدهد كه در كشورهاي در حال توسعه يا فقير زنان بيشترين قربانيان ايدزند. زماني بيشترين قربانيان ايدز را معتادان تشكيل ميدادند، اما امروز طيف قربانيان بيشتر بر اساس الگوي روابط جنسي تعريف و تفسير ميشود. در نتيجه، جوانان و زنان آسيبپذيرترين قشرها را در برابر اين بيماري تشكيل ميدهند. بارها گفتهاند و ميگويند كه براي مبارزه با ايدز دادن آگاهيهاي بهداشتي، به ويژه بهداشت جنسيتبي، ضروري است. در درستي لزوم چنين آموزشهايي شكي وجود ندارد. اما آيا آموزش بهتنهايي براي مبارزه با گسترش اين بيماري مرگبار كافي است؟
پاسخ منفي است. هشدارهاي بهداشتي بايد در زندگي اقتصادي و اجتماعي جوانان و زنان كاربرد داشته باشد. در جوامع و در ميان قشرهايي كه چنان فقيرند و چنان ناتوان و تحت سلطه ديگران كه نخستين انديشه به دست آوردن لقمه ناني است براي نمردن از گرسنگي توصيههاي بهداشتي چندان كارساز نيست. بنا براين، در بهداشت و پزشكي، جامعهشناسي و فرهنگشناسي را بايد در نظر داشت. شناخت جامعه و طبقات و اقشار آن بزرگترين كمك را به شناخت افراد آسيبپذير و ناقلدهنده احتمالي بيماريها ميكند. چيزي كه اگر امروز در مورد آن كوتاهي شود، فردا خيلي دير است.
ايالت كوازولو-ناتال افريقاي جنوبي، هم، بالاترين ميزان ايدز را دارد و، هم، بالاترين ميزان فقر و محروميت و نابرابريهاي اجتماعي را .در تحقيقي كه در همين ايالت انجام شده محروميت اقتصادي و اجتماعي در افزايش احتمال مبادرت به انواع رفتارها و تجربههاي ناسالم جنسي تأثير معنيدار داشته است. با آنكه فقر و محروميت اجتماعي و اقتصادي هم براي زنان پيامدهاي زيانبار دارد و هم براي مردان، زنان را به مراتب آسيبپذيرتر از مردان ميكند.
برخي دلايل اين آسيبپذيري را ميتوان به صورت زير فهرست كرد:
1. بر احتمال فروش تن در مقابل پول ميافزايد. فقر همواره يكي از علتهاي روسپيگري بوده است و بر احتمال فروش تن در مقابل پول ميافزايد. در همين كشور ما يك كارگر افغاني ميتواند با وعده پرداخت مبلغي پول 5 زن خياباني را بفریبد و پس از رسيدن به مقصود خود آنها را به قتل برساند.
چه چيز باعث ميشود كه 5زن جوان و ميانسال، كه طبيعتاً از ايجاد رابطه جنسي با كارگري افغاني احساس خطر ميكنند، در شرايطي ناامن به تن فروشي مبادرت ورزند؟
2.فقر بر احتمال واداشتن زن به برقراري روابط جنسي ميافزايد. زناني كه از دستيابي به سلسلهمراتب قدرت و مديريت و منابع اقتصادي محرومند، با قرار گرفتن در مراتب پايين اجتماعي و تصدي مشاغلي كه زيردستي آنان را به همراه دارد، همواره در معرض تهديد به از دست دادن شغل در صورت امتناع از ايجاد رابطه جنسی با مافوق خود هستند.
به ويژه در جامعهاي كه قرباني تجاوز و آزار جنسي گناهكار به شمار ميآيد.
3. فقر سن شروع و ايجاد رابطه جنسي را پايين ميآورد. خانوادههاي فقير ممكن است، در نخستين فرصت ممكن دختران خود را با استدلال “كم كردن نان خور اضافي” در سنين پايين وادار به ازدواج كنند. روشن است كه كمتجربگي زن و داشتن همسر نامناسب، در واقع به معناي فروختن يا دستكم سپردن طفلي معصوم و نادان به كساني است كه، با در نظر گرفتن مجموعه شرايط اجتماعي و حقوقي، اختيار تصميمگيري را از اين طفل بيپناه و بيتجربه سلب خواهند كرد. در سابقه اغلب روسپيان ازدواج در سنين پايين و ازدواج اجباري ثبت شده است.
4.فقر بر احتمال حاملگيهاي ناخواسته و بدون آمادگي براي زنان ميافزايد. پيامدهاي اين نوع حاملگي بسيار زيانبار است و ممكن است به سقط جنين هاي غيربهداشتي و مرگآور يا بيماري زا، يا تولد فرزندان بيگناهي كه كسي نميخواهد يا نميتواند مسئوليت پرورش و نگهداري از آنان را بپذيرد بينجامد؛ تولد كودكاني كه وارد چرخة فقر ميشوند و فقر را تصاعدي ميكنند.
5. فقرباعث ميشود مرداني كه حتي صلاحيت نگهداري از همسر اول خود و فرزندان حاصل از ازدواج اول را نداشتهاند، ازدواجهاي مكرر كنند. سرپرست بسياري از خانوادههاي بدسرپرست بهراحتي آب خوردن، با ارائه پول ناچيزي در عوض شيربها، همسران كمسالتري را اختيار ميكنند و به ازدواجهاي مكرر يا همزمان دست ميزنند، بيآنكه مرجعي از آنها بازخواست كند كه آيا صلاحيت يا استطاعت تجديد فراش را دارند يا نه.
اين نيز از طريق افزودن بر تعداد زنان مطلقه و كودكان بدسرپرست به چرخه فقر نداوم ميبخشد.فقر و نابرابري اجتماعي به تداوم ناآگاهي و محروميت زنان فقير از دسترسي به رسانهها و منابع اطلاعاتي كمك ميكند و برنامههاي آگاهيدهنده را به شكست ميكشاند.
نتيجه آنكه تنها دادن آگاهي درباره لزوم پيشگيري از بيماريهاي آميزشي و پرهيز از اعمال خطرزاي جنسي كافي نيست. توانمند كردن زنان، انديشيدن راه حلهايي براي خنثي كردن تأثير مخرب بدسرپرستي براي خانوادهها كه منشأ دختران فراري، فروش دختران يا واداشتن آنان به روسپيگري، اعتياد، خشونتهاي خانوادگي و تداوم بخشيدن به چرخه فقر است ،حياتي است.
تأييد اجتماعي و قانوني ايجاد روابط متعدد جنسي براي مردان و واداشتن زنان به تمكين از چنين شوهراني هر گونه برنامهريري بهداشتي را براي مبارزه با بيماريهاي آميزشي و، از آن جمله، ابتلا به ويروس ايدز خنثي ميكند.
توانمندسازي زنان، ايجاد موقعيت هاي شغلي و تحصيلي مناسب براي آنان و شركت دادن آنها در مقامهاي مديريتي و تصميمگيري هاي مربوط به سرنوشت خود بهترين راه مبارزه با فقر و فحشا و پيشگيري از ايدز است.
استاد مطالعات زنان دانشگاه رودهن
منبع :هستیااندیش