آوردن نظاميان به عرصه سياست، آزاد كردن غول از شيشه است
عليرضا علويتبار
14 مرداد 1385
دخالت نظاميان در سياست در چهار سطح قابل بررسي است؛ در سطح اول نظاميان به صورت يك گروه بينفوذ در عرصه سياست فعاليت ميكنند. معمولا در كشورهاي دموكراتيك نقشآفريني نظاميان به اين صورت است. در سطح دوم نظاميان به اعمال تهديد و فشار بر حكومتها اقدام ميكنند. در سطح سوم نظاميان در سياست دخالت مستقيم دارند و در عزل و نصبهاي سياسي دخالت ميكنند. در سطح ديگر عرصه سياسي را تصرف ميكنند.
گزارش زير خلاصه سخنرانی علوی تبار در همايش «ايران، يكصد سال پس ازانقلاب مشروطه، تجارب گذشته و چشمانداز آينده» است.
----------------
عليرضا علويتبار گفت: از مشروطيت تا كنون از نظاميان چهرههاي مختلفي ديده شده است اما معمولا اوج دخالت نظاميان در سياست توام با كودتا بوده است كه اميدواريم در آينده ايران با تدبير كساني كه قدرت را در اختيار دارند، از تكرار چنين وقايعي جلوگيري شود.
وی كه در همايش «ايران، يكصد سال پس ازانقلاب مشروطه، تجارب گذشته و چشمانداز آينده» تحت عنوان «نظاميان و سياست در ايران بعد از مشروطيت» سخن ميگفت، دو نوع نظاميگري را در متون جامعهشناسي سياسي قابل تفكيك دانست و گفت: يك نوع نظاميگري به شيوه زندگي و فرهنگ نظامي در زندگي سياسي - اجتماعي مربوط ميشود، پديدهاي كه در قالب تقديس نظاميگري، نظم نظاميان و قدرت و قاطعيت آنها خود را نشان ميدهد.
وي افزود: شيوه دوم مبتني بر ابعاد سياسي است و نقش نظاميان و دخالت نظاميان در سياست را مورد تاكيد قرار ميدهد.
علويتبار دخالت نظاميان در سياست را در چهار سطح قابل بررسي دانست و گفت: در سطح اول نظاميان به صورت يك گروه بينفوذ در عرصه سياست فعاليت ميكنند. معمولا در كشورهاي دموكراتيك نقشآفريني نظاميان به اين صورت است. در سطح دوم نظاميان به اعمال تهديد و فشار بر حكومتها اقدام ميكنند. در سطح سوم نظاميان در سياست دخالت مستقيم دارند و در عزل و نصبهاي سياسي دخالت ميكنند. در سطح ديگر عرصه سياسي را تصرف ميكنند.
اين استاد دانشگاه با بيان اينكه تا پيش از پيروزي انقلاب اسلامي معمولا نقش نظاميان در مقاطعي پررنگ ميشد كه رژيم به سوي سلطانيزم و استبداد فردي پيش ميرفت، تصريح كرد: در اين صورت شخص حاكم براي پيشبرد مقاصد خود از نظاميان استفاده ميكرد. با وقوع انقلاب در ايران انقلاب و سازمان نظامي در تقابل قرار گرفته است چون انقلاب در بطن خود گرايشهاي برابرطلبانه داشت اما سازمان ارتش سلسله مراتبي متمركز و داراي ايدئولوژي بود كه ملقمهاي بود از سلطانيزم و ناسيوناليسم رمانتيك.
وي تصريح كرد: فشار سياسي - اجتماعي در اوايل انقلاب چنان بود كه اگر رهبر انقلاب در مقابل فشارهاي ايستادگي نميكرد، حتي فشارها تا حد انحلال ارتش پيش ميرفت. پس از انقلاب در ايران نيروهاي نظامي به دو بخش تقسيم شدند: سپاه و ارتش.
علويتبار با بيان اينكه در قانون اساسي زمينههايي وجود دارد كه ميتوان آن را به گونهاي تفسير كرد كه نيروي نظامي و سپاه را در خدمت اهداف سياسي قرار دهد، تصريح كرد: اگر از ارتش صرف نظر كنيم، نقش نظاميان در عرصه سياست به نقش سپاه وابسته ميشود
بنابراين آنچه اهميت دارد درك عواملي است كه جايگاه آتي سپاه را در عرصه سياسي كشور تعيين ميكند.
وي علايق، دلبستگي و منافع نظاميان, ويژگيها و ماموريتهاي نيروهاي نظامي و نقش سپاه در تصميمگيريهاي عمومي را به عنوان عامل اثرگذار در جايگاه آينده سپاه در عرصه سياسي نام برد و گفت: نقشي كه براي سپاه در نظر گرفته شده است، اين امكان را دارد كه نقشي داخلي تفسير شود. اين تعريف ماموريت در قانون اساسي ميتواند به گسترش دخالت نظاميان در سياست منجر شود.
وي افزود: سپاه در يك دوران گذار به سر ميبرد و جايگاهش وابسته به اين است كه اين دوران را به خوبي طي كند. سپاه هنگام تشكيل بيشتر يك سازمان ايدئولوژيكي نظامي بود، مهم اين است كه آيا ميتواند از چنين سازماني به ارتش حرفهاي تبديل شود؟
علويتبار تصريح كرد: ماموريت تعريفشده سپاه در قانون اساسي به علاوه ويژگي در حال گذار بودن سپاه، نقش مهمي در تعيين جايگاه آينده سپاه دارد. عامل سوم تصميمگيري هسته نسبتا ثابت قدرت در ايران است. اين مولفه ميتواند تعيين كند كه سپاه چه موقعيتي داشته باشد.
اين استاد دانشگاه با بيان اينكه هميشه استفاده از نظاميان در پيشبرد اهداف سياسي وسوسهانگيز بوده است، گفت: تجربه نشان داده است آوردن نظاميان به عرصه سياست، آزاد كردن غولي است از شيشه كه معلوم نيست آزادكننده آن بتواند هميشه از آن بهرهمند بشود بنابراين بايد از اين امر جلوگيري كرد.
وي افزود: آنچه اميدواركننده است، پايگاه مردمي اين نيروهاست كه عليرغم تلاشهايي كه شده است، نتوانسته بين اين نيروهاي سياسي با مردم خطي بكشد.
منبع: ايلنا