پایان ائتلاف!


علی‌رضا علوی‌تبار

سیزدهم ژوئیه 2008

پایان ائتلاف!
علی‌رضا علوی‌تبار
نقل از روزنامه كارگزاران
ائتلافی كه با هدف مقابله با اصلاحات مردم‌سالارانه در چارچوب جمهوری اسلامی ایران شكل گرفته بود به پایان خویش رسیده است. هنگامی كه از سال 76 به بعد جریان سیاسی كه خواهان غلبه وجه مردم‌سالار جمهوری اسلامی بر وجوه دیگر آن بود نهادهای انتخابی در جمهوری اسلامی (ریاست‌جمهوری، مجلس شورا و شوراهای شهر و روستا) را در اختیار گرفت، محافظه‌كاران حاضر در حاكمیت به این نتیجه رسیدند كه برای مقابله با اصلاح‌طلبان بخشی از نیروهای تحت امر خود را به سطح شریك سیاسی خویش در قدرت ارتقا دهند. غافل از آنكه این جریان بنابر ماهیت خویش به سهیم شدن در قدرت بسنده نخواهد كرد و خیلی زود تمام آن را طلب خواهد كرد! از همان آغاز نیز می‌شد به ناپایداری این ائتلاف آگاه شد. دو جریان با دیدگاه‌های متفاوت، خاستگاه‌های اجتماعی ناهمخوان و منافع ناهمسو به بهانه دشمن مشترك گردهم آمده بودند. در یكسو این ائتلاف جریانی قرار داشت كه در عرصه سیاسی از حاكمیت یك گروه اندك اجتماعی حمایت می‌كرد و از نظر خاستگاه اجتماعی متكی به ائتلاف تاریخی روحانیت ـ بازار بود و منافع خویش را در رونق تجارت و كسب و كار به شیوه‌های سنتی جست‌وجو می‌كرد. در سوی دیگر ائتلاف گروهی قرار داشت كه از یكه‌سالاری و فردی‌شدن حكومت (و نه اندك‌سالاری) دفاع می‌كرد و بیشتر خاستگاهی نظامی ـ امنیتی داشت و منافعش با تنش سیاسی و نظامی و كسب و كار زیرزمینی گره خورده بود. تنها وجه مشترك این دو جریان نگرانی آنها از غلبه وجه مردم‌سالارانه نظام بر وجوه دیگر آن بود. هر دو جریان می‌دانستند كه بیش از وزن اجتماعی خود از قدرت برخوردارند و در شرایط دموكراتیك باید به اندازه‌ای متناسب با وزن اجتماعی خود خواهان قدرت سیاسی باشند.
از دید یك جریان طرفدار «توسعه مردم‌سالار» در ایران هیچ‌یك از این دو جریان نمی‌توانند سكاندار موفقی برای هدایت كشتی سیاسی در دریای پرتلاطم امروز باشند، اما این به معنای یكسان بودن پیامدهای ناشی از حاكمیت هر یك از این دو جریان نیست. ظرفیت جریان راست رادیكال برای اعمال خشونت‌های سیاسی و اجتماعی بسیار بیشتر از جریان راست محافظه‌كار است. افشاگری‌های یكطرف و بی‌نیاز از مدرك و دلیل! محكوم كردن بی‌محاكمه! بخشش بی‌پایان از منابع عمومی به تحت‌الحمایگان! تنش‌آفرینی با جهان تا آستانه جنگ! از پیامدهای كوتاه‌مدت غلبه جریان راست رادیكال بر عرصه سیاسی كشور است. جریان راست رادیكال به دلیل فقدان تكیه‌گاه مشخص اجتماعی این ظرفیت را دارد كه در كوتاه‌ترین مدت 180 درجه تغییر جهت و مسیر دهد. برای كشوری كه بی‌ثباتی و عدم تداوم در آن ریشه اصلی بسیاری از مشكلات است، هیچ‌چیز فاجعه‌بارتر از غلبه جریانی كه به طور سیستماتیك از ثبات و تداوم گریزان است، نمی‌باشد. جریان راست محافظه‌كار اصولی دارد كه كم و بیش به آنها پایبند است. از این‌رو نوعی قابلیت پیش‌بینی‌پذیری در آنها وجود دارد. به علاوه به دلیل ویژگی‌های تاجرمآبانه راست محافظه‌كار از تنش استقبال نمی‌كند و همین امر می‌تواند به دفع خطر از امنیت ملی یاری رساند.
در مجموع از اینكه راست محافظه‌كار دیگر نمی‌خواهد دنباله‌رو راست رادیكال باشد و می‌كوشد تا آنها را به عنوان یك شریك و نه یك سرور بپذیرد، ناخواسته به امكان گذار به مردم‌سالاری كمك خواهد كرد. ممكن است از دل این كشمكش بر سر قدرت نوعی قاعده‌مند شدن سیاست‌ورزی و رقابت سیاسی بیرون آید. اگر چنین شود گام بزرگی به سوی مردم‌سالاری برداشته شده است. محافظه‌كاران باید دریابند كه به جای متحد شدن با جریانی غیرقابل پیش‌بینی و ماجراجو بهتر است به سهمی متناسب با وزن اجتماعی خود از قدرت بسنده كنند و به عنوان جریانی كه به ثبات و تداوم یاری می‌رساند عمل نمایند. این كار هم به مصلحت خود آنهاست و هم به طور غیرمستقیم به مصالح ملی یاری می‌رساند.