به‌دنبال كانديدا


مهران فرجی

17.03.2009

از تارنمای یکدفعه
ابتدا اين را بگويم كه كناره‌گيري تلويحي خاتمي از انتخابات برايم به هيچ وجه خوشايند نبود، اما پاسخي كه خاتمي به حاميانش داد، همان پاسخي بود كه حاميان او به طرفداران ديگر كانديداها داده بودند: «حساسيت بر آقاي ميرحسين كمتر از من است.» حاميان خاتمي كه برخيشان حاضر به شنيدن انتقادات وارد به خاتمي نبودند و امروز خود، وقتي عقب‌نشيني خاتمي را به‌چشم ديدند، آن انتقادات را تا حدودي پذيرفته‌اند، پاسخي را شنديدند كه به ديگران مي‌گفتند. آنها از هزينه كمتر حضور خاتمي در عرصه انتخابات سخن مي‌گفتند.


او بار ديگر نشان داد، كسي نيست كه بشود به شجاعتش اطمينان كرد و بتوان به ايستادگيش اميد داشت. آري؛ سيد محمد خاتمي عقب نشست و حالا نمي‌دانم حاميان خاتمي كه نقد دوره هشت‌ساله اصلاحات را در شرايط فعلي نمي‌پذيرفتند و استراتژي حمايت صددرصدي را در پيش گرفته بودند، آيا بهانه‌اي براي حمايت از كانديدايي شجاع‌تر ندارند؟

در شرايطي كه ميرحسين موسوي حتي حاضر نيست لفظ اصلاح‌طلبي را به‌زبان بياورد و سعي مي‌كند از پتانسيل هر دو طرف استفاده كند، حاميان خاتمي نيز بايد به‌خوبي بدانند كه در صورت انتخاب او، جايي براي آنها نخواهد بود. ميرحسين موسوي هرگز سعي نكرد خود را اصلاح‌طلب بداند و از طرفي حمايت برخي چهره‌هاي اصولگرا از او نيز جاي سئوال دارد.

از سوي ديگر، كروبي هم كه از سخنانش اصلاحات بنيادين كه حتي موردنظر حاميان بعضا كندروي خاتمي هم باشد برنمي‌آيد، تا امروز به‌دليل همراه نشدن با خاتمي و كناره‌گيري نكردن از عرصه انتخابات، مورد حمله اصلاح‌طلبان قرار مي‌گرفت، و حال حاميان خاتمي چطور مي توانند پشت كروبي قرار گيرند؟!اين موضوع به‌نظر بسيار بعيد مي‌رسد.

كناره گيري خاتمي براي من هم كه منتقدش هستم تلخ بود چرا كه اين كناره‌گيري در خود شايد رازها دارد كه تاريخ شايد روشنش كند. اما حال كه او اصرار به كناره‌گيري مي‌كند، ميرحسين نيز هرگز راي حداقل نسل سومي‌ها را ندارد، و كروبي هم مقبوليت فردي همچون خاتمي را ندارد و مسائلي هم كه مطرح مي‌كند كاملا در چارچوب است و اصلاحات چنداني جز تغيير رييس دولت در سر ندارد، در اين شرايط چه خوب است كه فضاي مطالبه از فردي ديگر و از كانديداهايي ديگر فراهم شود.

به‌جاي مطرح شدن افراد و التماس از آنها براي حضور بدون شرط، مطالبات قشرهاي مختلف جامعه مطرح شود و پس از آن، كانديدايي كه توانست خود را متعهد به پذيرش و برآورده كردن بخش عمده‌اي از آن خواسته‌ها كند، اعلام كند. پيشنيه و سابقه ايستادگي اين فرد، مي‌تواند در حمايت جامعه از او تاثير بگذارد. در چنين شرايطي و با ايجاد موجي اجتماعي در حمايت از اين فرد، ردصلاحيت او نيز بسيار سخت و براي نظام پرهزينه خواهد شد. رد صلاحيت او در آن زمان در واقع اعلام رسمي قرار گرفتن در مقابل مردم است.