دو نوع شعار انتخاباتي
از آینده
حتماً خيلي شنيدهايد كه از نامزدان انتخاباتي خواسته ميشود كه شعارهايي را بدهند كه اجرايي شدن آن قطعي است، و به همين دليل اگر شعاري داده شود كه از نظر مخاطب احتمال تحقق آن ضعيف باشد، اين كار سوءاستفاده تلقي ميشود. اين يادداشت درصدد است كه درباره درستي يا نادرستي اين تصور بحث كند.
شعارهاي مفيد انتخاباتي را ميتوان در دو مقوله كلي تقسيم كرد. شعارهاي مشخص و كاملاً اجرايي در مقابل شعارهايي كه صرفا جنبه گرايشي دارند. البته در عالم واقع بیشتر شعارها تركيبي از هر دو جنبه را دارند. براي درك بهتر از مسأله، برخي شعارها مثال زده ميشود. فرض كنيم یک نامزد رياست جمهوري اعلان كند كه در صورت پيروزي در انتخابات، بوميگزيني در دانشگاهها يا سهميه جنسيتي را حذف خواهد كرد. اين شعار كاملاً مشخص است و تقريباً درك مشتركي از مفهوم آن نزد همه افراد وجود دارد و اختيارات اجراي آن نيز با دولت است. بنابراين نامزد مورد نظر در صورت پيروزي بايد دستورالعملي را شخصاً يا از طريق هيأت دولت يا وزارت علوم براي تحقق اين شعار صادر كند. اما فرض كنيد كه نامزد ديگري شعار آزادی شبكههاي خصوصي راديويي و تلويزيوني را بدهد. تحقق اين شعار در ایران نه در اختيار رييس جمهور است و نه حتي بدون مقاومت ميتوان در اين زمينه كاري كرد، اما آيا به كسي كه چنين شعاري داده است بايد اعتراض كرد كه مثلاً چرا شعاري داده است كه نميتواند اجرا كند يا انجامش در اختيار او نيست؟ به نظر ميرسد كه اين اعتراض وارد نيست، زیرا لزومي هم ندارد كه رييس منتخب حتماً و به هر قيمتي بايد این شعار را اجرا كند، بلكه نفس طرح اين شعار به عنوان يك ايده و مطالبه اهميت زيادي دارد، بويژه هنگامي كه از زبان نامزد انتخابات و از آن مهمتر نامزد پيروز مطرح شده باشد، طرح و جا افتادن و عمومي شدن چنين شعاري اهميت زيادي دارد.
همان طور كه گفته شد بخش مهمي از شعارها تركيبي از اين دو هستند. مثلاً اگر شعار نامزد معيني، رفع تبعيض مديريتي و آموزشي از اقليتهاي مختلف باشد، طبيعي است پس از جلوس بر صندلي قدرت ميتواند اقداماتي را در جهت رفع اين تبعيض انجام دهد، اما اين اقدامات ذاتا مستمر بوده و ممكن است در مراحل اول، فقط بخش اندكي از تبعيض را زايل كند. اما ذات طرح اين شعار مفيد و مهم است، زيرا طرح علني آن به عنوان يك خواست، ساير امور را تحت شعاع قرار ميدهد ضمن این که بطور ضمنی اقرار به وجود تبعیض هم هست.
برخيها نسبت به اظهارنظر مهندس موسوي درباره برچيدن گشتهاي ارشاد در صورت رييس جمهور شدن خرده گرفتند كه وقتي فرماندهي نيروي انتظامي به رييس جمهور سابق هم تفويض نشد، ايشان چگونه ميخواهند مانع اقدامات اين نيرو شوند؟ به نظر ميرسد كه اين ايراد وارد نيست، زيرا گرچه جملات به گونهاي ادا شد، كه گويي چنين قدرتي در اختيار رييس جمهور است، اما در واقع اين شعار معرف گرايش و نگاه رييس جمهور به اين مسأله است و اين نگاه اگر تایید آن با رأي هم همراه شود، به قدرت تأثيرگذاري در جلوگيري از اين گشت ها خواهد انجاميد، حتي اگر انجام آن جزو اختيارات رييس جمهور نباشد.
البته در اين ميان قرار نيست بيان هر شعاري و از سوي هر كسي توجيه شود. هر شعار بايد روشن باشد و مخاطب بفهمد كه جزو كدام دسته از شعارهاست. اگر قابليت اجرايي دارد، درباره انجام آن ملاحظات مختلف رعايت شود، اما اگر شعار صرفاً جنبه بازدارنده و گرايشي دارد، الزامی به اجرايي بودن آن نيست، اما در هر حال بايد انطباق معقولي با گرايشها و سلايق و گذشته نامزد اعلانكننده اين شعار داشته باشد.
با اين توضيح معتقدم كه در ميان شعارهاي هر دو نامزد و به طور مشخص آقاي كروبي از هر دو نوع وجود دارد. من شخصاً به شعارهايي كه معرف جهتگيري و گرايش های نامزدها هستند اهميت بیشتری ميدهم. براي اين مسأله نيز دلايل جامعهشناختي دارم. برخلاف جوامع پيشرفته، در جامعه ما بيان آزادانه گرايشها و مطالبات مسأله و مشكلي مهم است، و صرفاً پس از اين بيان آزاد آنها است كه ميتوان به اجرايي شدن آن مطالبات فكر كرد و اگر نامزدها این کار را انجام دهند قدم موثری در این راه برداشته اند. از سوي ديگر جامعه ما عملاً در وضعيتي قرار گرفته است كه به نوعي با امتناع برنامهريزي مواجه شدهايم، از اين رو طرح شعارهاي مشخص و اجرايي و پروژهوار معمولاً در زمان اجرا با محدوديت مواجه ميشود، اما شعارهاي فرآيندي و جهتگيرانه ميتواند به افزايش تحرك و نشاط سياسي و اصلاح نگرش مردم و حكومت درباره موضوعات مختلف كمك كند.
بر اين اساس نتيجه ميگيرم كه كسي نبايد بيان اين شعارها را به دليل آنكه اجراي آنها را كم احتمال یا خارج از اختیارات رییس جمهور ميداند، ناچيز و كم اهميت تلقي كند، ترديدي نيست كه برخي مطالبات و خواستها آنچنان مهم هستند كه بيان اوليه آنها بيش از اجرايي شدن شعارهاي ديگر داراي اثرات مثبت اجتماعي است.