آمریکای لاتین درراه بلیواریسم
مرتضی ملک محمدی
13.1.2006
چرخش بزرگ غیر قابل مقاومتی دراین قاره از سیاست های نیو لیبرالی به سوی نوعی سیاست های سوسیال دموکراتیک و چپ در جریان است که با ژرفش آنها و احیانا تکوین بدیل های سیاسی مدرن و الگوهای اقتصادی کارا تاثیر آن ها ازمرزهای این قاره درخواهد گذشت.
آمریکای لاتین دومین قاره فقیرجهان ما است که ربع قرن میدان آزمون سیاست های نیو لیبرالی بوده است. حاصل نهایی این آزمون امروزه به صورت یک رشته دگرگشت های ساختاری و جنبش های عدالت خواهانه ضد سرمایه داری نیولیبرال که بعضا نام انقلاب بخود گرفته اند, در بسیاری از کشورهای این قاره جلوه گر شده است. این "انقلابات "و دگرگونی های ساختاری با پیشگامی احزاب بزرگ چپ و دموکراتیک و با پشتیبانی جنبش های نوین اجتماعی از جمله جنبش های بومیان این قاره به ظهور رسیده اند. چرخش بزرگ غیر قابل مقاومتی دراین قاره از سیاست های نیو لیبرالی به سوی نوعی سیاست های سوسیال دموکراتیک و چپ در جریان است که با ژرفش آنها و احیانا تکوین بدیل های سیاسی مدرن و الگوهای اقتصادی کارا تاثیر آن ها ازمرزهای این قاره درخواهد گذشت. درپیامد همین تحولات است که امانویل والرشتاین در سال 2004 نوشت " روزگارجهانی سازی نیولیبرالیسم دراین قاره سپری شده است ".
گروهی از مهم ترین کشورهای این قاره مانند برزیل, آرژانتین , اروگویه , ونزویلا , آکوادور, بولیوی در چنین جبهه ضد نیولیبرالی قرار دارند. و براساس نتایج انتخاباتی تاکنونی کشورهای چون شیلی و نیکاراگویه بزودی به این مجموعه خواهند پیوست.
در کانون این جبهه بزرگ کشور ونزوئلا قرار گرفته است که علاوه بر مقابله اشکار با نیولیبرالیسم و آمپریالسیم مدعی ارایه یک الگوی جدید اقتصادی و سیاسی برای تمام کشورهای قاره است. الگوی " بلیواریسم" که اشاره و الهامی است به نام و آرمان های قهرمان پر آوازه این قاره سیمون بلیوار که درقرن 19 در مبارزه با استعمار اسپانیا به ازادی و اتحاد نیمی از کشورهای آمریکای جنوبی دست یافت. اما آیا "انقلاب بلیواری" ونزوئلا الهام بخش این قاره خواهد شد و ظرفیت سیاسی و اقتصادی آن را خواهد داشت که به این فرایند انسجام بخشد .
هوگو چاوز درانتخابات دسامبر سال 1998 با کسب 56 در صد آرا به ریاست جمهوری ونزویلا انتخاب شد. او طبق برنامه از پیش اعلام شده اش به مردم ونزوئلا فول داده بود که برای تعییر قانون اساسی کشور و به هدف دموکراتیک کردن ساختارهای سیاسی کشور دست به یک رفراندم سراسری خواهد زد. دولت چاوز پس از به تصویب رسیدن قانون اساسی چدید در همه پرسی سال 1999 و تغییر نام کشور به "جمهوری بلیوار ونزوئلا" تغییرات گسترده ای درساختار دولت و دموکراتیک کردن نهاد های آن وهمچنین یک رشته اصلاحات اقتصادی اجتماعی به منظور باز توزیع درآمد ها به سود اقشار پایین و اجرای برنامه های وسیع تامین بهداشت عمومی، آموزش رایگان، تامین مسکن ارزان،بالا بردن سطح زندگی دست زد.
چاوز تنها رهبر سیاسی سوسیالیست از نوع جدید است که رودرروی قدرت آمریکا با صراحت از قصد ونزوئلا برای پیشروی به سوی یک مدل جدید سوسیالیسم، " سوسیالیسم دموکراتیک"، سخن می گوید. چاوز بخصوص پس از برملا شدن دست آمریکا در تحریک مخالفین و انجام دو کودتا علیه دولت چاوز درسال 2002 حمله به امپریالیسم را به عنوان دشمن خلق های آمریکای لاتین جانشین نیولیبرالیسم کرده است. او می گوید " طرح مجدد مساله آمپریالیسم برای ونزویلایی ها ضروری است. زیرا این امپریالیسم متعفن و فرتوت بخاطر بزک کردن چهره خود سالهاست که ازعرصه ادبیات سیاسی ما خارج شده بود و اکنون که چهره واقعی نیولیبرالیسم افشا می شود، او بار دیگر ماهیت خود را بما می نمایاند."
روش عمل چاوز و جنبش او ولی اساسا اصلاح گرایانه و تدریجی است و بیشتر به الگوی سنتی سوسیال دموکراسی اروپا نزدیک است تا مدل " سوسیالیسم دولتی". هوگو چاوز و حزب او محتوای این سوسیالیسم دموکراتیک را در قالب یک برنامه بومی وآشنا با فرهنگ مردم آمریکای لاتین تحت عنوان ALBA( آلترناتیو بلیوارین آمریکای لاتین) تدوین کرده است. به اعتقاد این حزب هسته مرکزی این برنامه سوسیالیستی عبارت است از دموکراسی مشارکتی و عدالت اجتماعی.
. طرح ALBA برای صورت بخشیدن به این دموکراسی مشارکتی، سازماندهی انجمن های شهروندی و پایه ریزی گسترده شبکه سازمانهای تعاونی در همه حوزه های اقتصادی را دردستور کارخود گداشته است. مدل تولید تعاونی اکنون به مهمترین بخش استراتژی اقتصاد ونزویلا تبدیل شده است. درونزویلا هنگام به قدرت رسیدن چاوز در سال 1998 تنها762 تعاونی در سراسر کشور وجود داشت، اما طبق گزارش " اداره عالی تعاونیهای ملی " در اگوست سال 2005 این رقم به 83769 تعاونی رسیده است. براساس همین گزارش تنها درسال 2004، 4000 تعاونی جدید در سراسرکشور تشکیل شده است. و درنیمه اول سال 2005 3000تعاونی دیکر به این رقم افزوده شده است. در نتیجه این اصلاحات و افزایش درآمد های دولت از محل فروش نفت، طبق گزارش موسسه ملی آمار کشور در سال 2004 رشد اقتصادی کشوررقم بی سابقه 17.5 درصد را پشت سر گذاشت. و طی سالهای پس از 2000 نرخ متوسط رشد 9.5 درصد را نشان می دهد. در همین دوره نرخ بیکاری از 14.5 درصد به 11 در صد کاهش یافته است.
پایه دموکراسی مشارکتی جمهوری بولیوار بر شالوده انجمن های شهروندی استوار شده است . مواد 166 و 192 قانون اساسی جدید روی نقش و اهمیت این انجمن ها به مثابه پروسه توانا کردن مردم برای مشارکت فعال در پروسه تصمیم گیری ها و سیاست سازی ها و سازمان دهی اراده شهروندان تاکید می کند .ALBA ادعا می کند که روح دولت دموکراتیک، یعنی تامین واقعی اراده مردم اساسا از طریق چنین سازمان های که مستقیمان با توده های مردم در تماس هستند ممکن می شود. طبق آمار درسال 2003 این انجمن های شهروندی دو میلیون نفر عضو فعال داشته است .
جنبش بلیواریسم بر این عقیده است که پیشرفت این دموکراسی مشارکتی و عدالت اجتماعی در گرو ایجاد یک اتحادیه اقتصادی با روح همبستگی و همکاری متقابل میان کشور های منطقه ودر مقابل الگوی رقابت جویانه و داروینیسم اجتماعی است که نیولیبرالیسم در قالب طرح FTAA مطرح می کند. اخیرا ونزویلا به همراه برزیل،آرژانتین،پاراگویه،اروگویه، به "اتحادیه تجاری کشورهای جنوب" Mercosoorپیوسته اند.
آمریکای لاتین تاریخ سیاسی تازه ای را آغاز کرده است . جنبش های عدالت خواهانه مردمی این قاره با شور و نشاط تازه ای به میدان آمده اند و برای یک زندگی آزاد و انسانی پیکار می کنند. پیکار برای یک زندگی جدید بدون آرمان و آرزوهای بزرگ، بدون امید به چشم اندازهای تازه ممکن نیست. این چشم انداز تازه و رهای بخش را مردم این قاره امروز در سیمای "بلیواریسم" جستجو می کنند. " بلیواریسم" که دریکصد سال گذشته همواره الهام بخش مبارزات استقلال طلبانه مردم این قاره بوده است اکنون به مکتب سیاسی تبدیل می شود که این استقلال را با سوسیالیسم دموکراتیک درهم میامیزد. مهم این نیست که واقعا دراندیشه های سیمون بولیوار چقدر از مایه های سوسیالیستی یا دموکراتیک بتوان یافت مهم نیاز حیاتی این جنبش ها برای نیرومند سازی خود و گشودن راه شان به سوی یک زندگی بهتر و انسانی تراست.