حق صلح و آزادی
مرتضی ملک محمدی
28 مارس 2007
اگر جمهوری اسلامی هدف واقعی این پیام ها را درنیابد و واقع گرایی سیاسی را پیش نگیرد دامنه این تحریم ها و شدت یابی این انزوای سیاسی کار را به استفاده از ابزارهای نظامی می کشاند که چیزی جز یک فاجعه تمام عیاربرای مردم ایران و منطقه خاورمیانه نیست .
دراین روزهای اول سال نو بیشتر خبرها و رویداد ها ی مربوط به ایران دل سرد کننده و نگرانی آور هستند. بدنبال باز داشت ملوانان انگلیسی درآب های خلیج فارس ؛ تصویب قطعنامه سوم شورای امنیت ؛ محدود شدن سطح همکاری ایران با آژانس بین المللی انرژی هسته ای و بلاخره اعلام نظرتحریک کننده احمدی نژاد نسبت به قعطنامه 1747 شورای امنیت همه نشان از آن دارند که بحران موجود در سیاست خارجی رو به شدت نهاده و چشم انداز های بد و نگران کننده ای پیش روی جامعه ایران گشوده می شود.
شدت یابی این بحران که اساسا بخاطر سیاست هایی جمهوری اسلامی بر سر مساله هسته ای است آشکارا به شکل گیری یک اجماع جهانی علیه جمهوری اسلامی منتهی شده است . اکنون دیگرطرف مقابل فقط آمریکا نیست ؛ دیگر نمی توان بحران موجود را با تبلیغات و بازی های آمریکا و فشارهای تحمیل کننده آن بر روی دول دیگر منحرف و مسخ کرد . همه آن محاسباتی که جمهوری اسلامی روی اختلافات میان اروپا و آمریکا و در مرحله دیگر میان شکاف روسیه و چین با آمریکا و مخالفت های کشورهای بی طرف باز کرده بود نقش برآب شده است . هر مرحله ای که از عمر این بحران گذشته است تعداد هر چه بیشتری از کشورها به این باور رسیده اند که هدف های جمهوری اسلامی از این سیاست هسته ای مبهم و غیر قابل دفاع است.
روند سریع تصویب قطعنامه اخیر در مقایسه با قطعنامه شماره 1737این واقعیت را نشان می دهد که نه فقط آمریکا و متحدین این کشور بلکه همه دیگر اعضای شورای امنیت وسازمان ملل متحد به اتفاق به این نتیجه نزدیک می شوند که جمهوری اسلامی خواهان حل مسالمت آمیز این بحران و رفع بی اعتمادی و نگرانی دیگر کشور ها نیست و احیانا در پشت این بی اعتنایی ها و سر پیچی ها هدف های مظنونی پنهان شده است .
با این وجود در پی تصویب هر یک از این قطعنامه ها , این کشورها چه بطور جمعی و چه بتنهایی از جمهوری اسلامی در خواست کرده اند که راه حل مسالمت جویانه را در پیش گیرد و با تعلیق موقتی غنی سازی به روند مزاکرات بپیوندد. معنای این درخواست ها این است که هیچ کشوری از جمله آمریکا که از سوی ایران متهم به بحران افرینی به منظور مداخله بیشتر نظامی در منطقه می شود خواهان حل نظامی این مساله نیستند. علاوه براین محتوا و هدف قطعنامه های مذکورهمه برای پیش گیری از جنگ و ضرورت نیافتن راه حل های نظامی است ؛ بنا براین تردیدی نیست که اگر جمهوری اسلامی هدف واقعی این پیام ها را درنیابد و واقع گرایی سیاسی را پیش نگیرد دامنه این تحریم ها و شدت یابی این انزوای سیاسی کار را به استفاده از ابزارهای نظامی می کشاند که چیزی جز یک فاجعه تمام عیاربرای مردم ایران و منطقه خاورمیانه نیست .
نگرانی نسبت به یک چنین رخ دادی در همه جا رو به افزایش است . افکار عمومی مردم کشورهای پیش رفته ؛ نیروهای صلح دوست در جهان ؛ و جناح های سیاسی در داخل امریکا و حتا بخشا در حاکمیت جمهوری اسلامی ازنزدیک شدن یک چنین دورنمایی بیم ناکند . اپوزسیون دموکراتیک و جمهوری خواه ایران در داخل و خارج از کشور جمهوری اسلامی را از ادامه این سیاست ماجراجویانه بر حذر داشته اند . اما صدای این اپوزسیون بقدر کافی در داخل ایران و در میان مردم بگوش نمی رسد . با وجود شکسته شدن سکوت گذشته هنوز مردم در سطحی وسیع از آنچه واقعا در حال وقوع است بی خبرند. جمهوری اسلامی عمدا مردم را نسبت به ابعاد این بحران و خطرهای آن بی اطلاع نگاه داشته است . نتیجه این محدودیت ها این است که خواست صلح و جنبش ضد جنگ در کشور بسیار ضعیف است و این دقیقا آن عاملی است که دست حکومت را برای پیش برد سیاست کنونی اش باز گذاشته است. در این شرایط فقط یک حرکت اجتماعی ضد جنگ که از جمهوری اسلامی بخواهد که سیاست هسته ای خود را تغییر دهد و با جهان از راه صلح و مزاکره در بیاید می تواند حرکت کنونی جمهوری اسلامی را متوقف کند . جامعه ایران باید نسبت به این مساله آگاهی یابد که سیاست هسته ای ایران می تواند موجودیت کشور را در معرض خطر قرار دهد . آگاهی یابد که در دنیا همه کشور ها نسبت به هدف های جمهوری اسلامی مظنون اند و باید برای رفع این بدگمانی ها جمهوری اسلامی دست از غنی سازی اورانیوم بردارد . آگاهی یابد که حق زندگی صلح آمیز و آزاد بالا تر از هر حقی است.