شجاعت وعطوفت اجباری
اگر جمهوری اسلامی درد و دغدقه افکار عمومی جهانی را دارد و برایش مهم است که جهان امروز در باره رفتار و جایگاه سیاسی اش به نیکی داوری کند و از آن نه چهرهای عبوس و عصبی بلکه سیمای مهربان و متناسب با "عطوفت و صلح جویی اسلامی" داشته باشد؛ چرا در مساله هسته ای همین "رفتار نیکو" را از خود نشان نمی دهد تا جهانی را از وهم و التهاب بدر آورد . آیا این ماجرا هم باید تا پای یک التیماتوم جدی کشیده شود تا رافت اسلامی بیدار شود.
یقینن رهبران جمهوری اسلامی ازسرانجام "بحران ملوانان" بریتانیایی بسیار خرسندند. زیرا آنها توانستند درپایان این ماجرا در نمایشی غیر منتظره ترکیب دلخواهی از آنچه خود "اقتدار و عزت" یا "قدرت و شفقت اسلامی" می نامند به جهان غرب نمایش دهند. آنها موفق شدند بارسنگین کابوس تازه ای را که خود آفریده بودند به آرامی زمین بگذارند و بخاطرانجام آن بخود مدال شجاعت و شفقت عطا کنند . آقای ر ئیس جمهوردرجشنی براستی تبلیغاتی مدال شجاعت را میان سرداران سپاه تقسیم کرد.وخود با لبخندی فروتنانه نشان شفقت اسلامی را بر سینه آویخت. این شفقت و عطوفت اسلامی رئیس جمهوری در این میان چنان گل کردکه از سر قیاس به نفس و آنچه با مخالفین سیاسی خود می کنند از آقای بلر تقاضا کرد که ملوانان ازاد شده را بخاطراظهارات شان در تلویزیون اسلامی مورد اذیت و آزار قرارندهد.
البته ما هم ازآرام گرفتن این تلاطم خوشحالیم و گمان می کنیم که مردم ایران نیزاز پایان یافتن این ماجرا خرسندند زیرا آنها می دانند که دروضعیت بحرانیی که درمنطقه خاورمیانه وجود دارد هرحادثه کوچکی میتواند همچون آتش زنه ای در بشکه باروت کشور ما را هم در کام آتش خود فروبرد. دراین میان ؛ خانواده ملوانان بازداشتی؛ مردم بریتانیا و محتملا تمام دنیای غرب در مجموع نفسی به راحتی کشیدند .
اما درورای این نمایشات شادی بخش واقعیات دردناکی هم ازپرده بیرون افتاد که نباید نایده گرفته شوند . دراین بحران معلوم شد که موقعیت دفاع سیاسی و امنیت ملی کشورما در صحنه بین المللی تا چه اندازه عریان و آسیب پذیر است . معلوم شد که سیاست های خارجی جمهوری اسلامی کشور ما را چنان در عرصه جهانی مطرود و منزوی کرده است که نه تنها هیج کشوری حاضر نشد به منظورشناخت حق و حقوق ایران پا در میانی کند ؛یا جرئت دفاع ازآن را بخود بدهد ؛ بلکه خود جمهوری اسلامی هم به صرافت آن نیفتاد که بخاطرآنچه او تجاوز به حریم دریایی و نقض حاکمیت خود می خواند ؛ به مراجعه قانونی و شناخته شده بین المللی رو بیاورد. جالب است که این انگلستان بود که به شورای امنیت شکایت برد و نه جمهوری اسلامی که مدعی بود مرزهایش مورد تجاوز قرارگرفته است .
بواقع جمهوری اسلامی چگونه و با چه توجیهی می توانست به این نهادها ی بین المللی شکایت برد ؛ وقتی که همه آنها را ابزار های دست آمریکا و متحدان گول خورده آن می پندارد. وقتی مصوبات آن را کاغذ پاره های بی ارزش می انگارد . ایا شکایت ایران به این مراجعه به معنای پذیرش قانونیت آنها و مشروعیت تصمیمات آن و ازآن جمله قطعنامه هایی نیست که همین مراجع در مورد مسایل هسته ای ایران صادر کرده اند. بدیهی است که جمهوری اسلامی در صورت ادامه همین سیاست مجبور است دایما از ساختارها و سامانه های امروزی و پذیرفته شده بین المللی فاصله بگیرد و به سوی رفتارها و الگوی سیاسی نامتعارفی روکند که برای جهان امروز نامفهوم و غیر قابل هضم است ؛رفتاری مخلوط شده از قدرت نمایی پرخاش جویانه و شفقت و بخشش بظاهر فروتنانه . بظاهر فروتنانه ؛ زیرا بدیهی است که آن هنگام که این پرخاش جویی ها و به ذلت کشانده شخصیت آدم ها در تلویزیون و مقابل چشم مردم با التیماتومی جدی از سوی طرف مقابل بخطر می افتد چاره ای بجز تسلیم و سرفرود آوردن که نام بخشش و شفعت بخود گرفته است برای جمهوری اسلامی بافی نمی ماند . ؛ اگر واقعا این سربازان به مرزهای ایران تجاوز کرده اند؛ چطور ممکن است بجای محاکمه آنها ؛ آنها را بخشید . این تصمیم با کدام قانون و عرف بین المللی و منافع ملی ایران خوانایی دارد . این رفتار سیاسی شاید در حد عقل و فهم و احساس توده هواخواهان حزب الله معنایی داشته باشد و چیزیکی را عاید جمهوری اسلامی بکند ولی از نگاه مردم آگاه ایران و جهان پنهان نیست که آنچه جمهوری اسلامی درپایان این قائله انجام داد هر چه که بود از سر شفقت و رافت اسلامی نبود ؛ بلکه به احتمال بسیار یا به این علت بود که دست اندکاران این ماجرا می دانستند که دستشان تهی است و برجای محکمی ناستاده اند یا از ان .بیم داشتند که در این فضای بی اعتمادی و سوئ ظن چگونه و با کدام پشتیبانی خواهند توانست در عرصه بین المللی طلب حق کنند .
پرسیدنی است اگر جمهوری اسلامی درد و دغدقه افکار عمومی جهانی را دارد و برایش مهم است که جهان امروز در باره رفتار و جایگاه سیاسی اش به نیکی داوری کند و از آن نه چهرهای عبوس و عصبی بلکه سیمای مهربان و متناسب با "عطوفت و صلح جویی اسلامی" داشته باشد؛ چرا در مساله هسته ای همین "رفتار نیکو" را از خود نشان نمی دهد تا جهانی را از وهم و التهاب بدر آورد . آیا این ماجرا هم باید تا پای یک التیماتوم جدی کشیده شود تا رافت اسلامی بیدار شود.