موج سرکوب
موج سرکوب، نشاندهنده این است که سران رژیم تصمیم نهایی خود را برای اجرا نکردن قطعنامه های شورای امنیت سازمان ملل گرفته اند. آنها گرچه احتمال حمله نظامی آمریکا به ایران را خیلی کم می دانند، اما در مورد شدیدتر شدن تحریم اقتصادی شکی ندارند.
دستگیری فعالان جنبش زنان، اعضای دفتر تحکیم وحدت، دستگیریهای وسیع دانشجویان، پاکسازی استادان دانشگاه برکنار کردن مدیران غیر خودی، افزایش فشار بر نهادهای مدنی برای در اختیار گرفتن کنترل آنها، بستن وبلاگها و تعقیب و آزار نویسندگان آنها، تعطیل روزنامه هایی که مورد پسند دستگاه امنیتی نیستند، دستگیری فعالان کارگری و سندیکایی بستن خبرگزاری ایلنا، فشار بر نویسندگان و هنرمندان و بالاخره شاهکار جدید آنها، دستگیری محققانی که به ایران سفر کرده اند و تلاش برای تواب سازی دستگیر شدگان و پخش شوی تلویزیونی از آنها، همگی نشاندهنده تغییر سیاست رژیم در برخورد به مخالفان سیاسی است.
در دوران ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی تصور عمومی در میان رهبران رژیم جمهوری اسلامی این بود که باز شدن کوچکترین روزنه ای به سوی آزادیهای فردی و اجتماعی، به سرعت شکافی بوجود می آورد که در آن جنبشهای غیر قابل مهار اجتماعی رشد کرده و موجب سقوط آنها خواهد شد. قتل نویسندگان و مترجمان و دستگیریها و زندانی کردن مخالفان سیاسی، وحشت آفرینی های خیابانی برای مهار مردم بر اساس همین تصور بود.
بهمین دلیل ریاست جمهوری خاتمی و آزادیهای سیاسی که بوجود آورد موجب وحشت خامنه ای و بازوهای اجرایی اش مانند سپاه، و دستگاه های امنیتی تحت کنترل او شد. قتل های زنجیره ای، ترور ناموفق حجاریان، و برنامه ریزی برای قتل عبدالله نوری، تلاش برای سرنگون کردن دولت خاتمی از راه بحران آفرینی های پی در پی، و تهدیدهای بریدن سر و زبان از سوی سران سپاه و فعال شدن دادگاه های انقلاب و روحانیت، همه نشاندهنده دستپاچگی در مقابل شرایط جدید بود. اما بتدریج با تقویت سپاه و بسیج و سازماندادن دو باره نیروهای طرفدار خود و پیروزی در انتخابات شوراها و مجلس، به نوعی اعتماد به نفس دست یافتند. آنها به این نتیجه رسیدند که وجود آزادیهای محدود نمی تواند قدرت آنها را به چالش بکشد. در نتیجه وقتی با انتخاب احمدی نژاد رژیم یکپارچه شد، دولت جدید، بعد از شروع کارش برخلاف انتظار بسیاری، فضای سیاسی کشور را محدود نکرد. آنها دیگر احتیاجی نداشتند که بار دیگر به شرایط دوران رفسنجانی بازگردند. حتی احمدی نژاد از این صحبت کرد که حجاب زنان مسئله مهم مملکتی نیست، و تلاشی کرد تا زنان بتوانند برای تماشای مسابقه های فوتبال به استادیومهای ورزشی وارد شوند.
اگر دو سال قبل و بلافاصله بعد از آغاز بکار دولت احمدی نژاد سرکوب در ابعاد کنونی شروع می شد، همه آنرا اقتضای طبیعی این جناح ارزیابی می کردند، و چه بسا پیش بینی چنین وضعی را از قبل هم کرده بودند. اما ایجاد این شرایط دوسال پس از یک دست شدن رژیم، این سئوال را مطرح می کند که، علت این پدیده چیست؟ آیا سازشی با آمریکا و غرب در پیش است؟ آیا پیش درآمدی برای انتخابات مجلس است؟ ویا آمادگی برای بحرانهایی است که خود آنها در اثر ادامه و تشدید تحریمها و حمله احتمالی آمریکا در انتظار آن هستند؟
برای پیش بینی اینکه سازشی در پیش خواهد بود یا نه، علاوه بر ارزیابی دقیق از وضعیت نیروهای درگیر، قدرت و امکانات هر یک ، باید دید خود این نیروها و یا بازیگران اصلی چه تصور و ارزیابی از قدرت خودشان دارند. در اکثر موارد این تصور بازیگران از قدرت خود و نه قدرت واقعی آنها است که به عاملی تعیین کننده در پیش برد این یا آن سیاست مبدل می شود. سران جمهوری اسلامی خود را رهبر تمام شیعیان دنیا می دانند، و در تلاش برای بدست آوردن رهبری تمام مسلمانان جهان هستند. آنها بارها گفته اند که سازش با آمریکا و دست برداشتن از سیاست تهاجمی، مسلمانان جهان را، که ظاهرا به مبارزات ایران با اسرائیل و آمریکا چشم دوخته اند، مایوس خواهد کرد. آنها اعتقاد دارند که آمریکا در شرایط کنونی قدرت حمله به ایران را ندارد. براساس همین ارزیابی است که آیت الله خامنه ای چندی پیش گفت، ما باید به سیاست تهاجمی خود ادامه دهیم. سران جمهوری اسلامی همانطور که خودشان بارها گفته اند استراتژیهای چند لایه و موازی را به پیش می برند. سازش با آمریکا هم می تواند یکی از این راهبردها باشد. آنها حتما به راه های عقب نشینی هم فکر می کنند، اما در شرایط کنونی از نظر آنان تنها سازشی قابل قبول است که در خدمت برنامه های حداکثر آنها باشد. چندی پیش شایع شد که آنها به آمریکا پیشنهاد کرده اند که حاضرند، دست از حمایت حماس و جهاد اسلامی در فلسطین و حزب الله لبنان، بردارند و به برقراری آرامش در عراق کمک کنند به شرط اینکه در مقابل اجازه داشته باشند بطور قانونی و علنی به غنی سازی اورانیوم بپردازند. در پس این پیشنهاد این ایده وجود دارد که آنها می توانند بعد از دستیابی به تکنولوژی هسته ای دخالت در امور فلسطین، لبنان و عراق را بار دیگر و با اطمینان بیشتری از سر گیرند. سازش به مفهوم نوشیدن جام زهر را سران رژیم زمانی انجام خواهند داد که خطر سقوط و یا حمله نظامی را در یک قدمی خود ببینند. از نظر آنها اکنون چنین خطری وجود ندارد. گذشته از این، فشارهای کنونی دستگاه امنیتی برروی کسانی است که مخالف سیاستهای ماجراجویانه دولت ایران در عرصه بین المللی، و طرفدار تنش زدایی با غرب و آمریکا هستند. اگر سازشی در پیش باشد، این گروه منطقا باید جز پشتیبانان این سیاست بشمار آیند. مشکل رژیم برای سازش، بیشتر با آن دسته از هواداران افراطی خودش خواهد بود، که چنین سیاستی را خیانت به مردم مسلمان جهان می دانند.
پیروزی قاطع در انتخابات آینده مجلس مسلما از برنامه های دولت هست. آنها بهیچ وجه حاضر نیستند بار دیگر، مانند دوران مجلس ششم اکثریت را از دست بدهند. اقدامهای امنیتی اخیر دولت، بهر حال به این مسئله هم کمک می کند، اما آنها برای اینکار به سرکوبی در این ابعاد احتیاجی ندارند. در انتخابات مجلس هفتم با وجود اینکه اجرای انتخابات به عهده دولت خاتمی بود، خامنه ای و یارانش توانستند با حذف نمایندگان اصلاح طلب از طریق نظارت استصوابی و بستن یکی دو روزنامه، انتخابات را بسود خودشان تمام کنند. انتخابات مجلس هشتم را دولت احمدی نژاد برگزار می کند. این بارعلاوه بر نظارت استصوابی شمارش آراء هم در دست خودشان است. آنها هم مجری انتخابات هستند و هم ناظر آن. در این شرایط آنها خیلی آسانتر از بار قبل می توانند. نتیجه را به سود خودشان تغییر دهند. خود اصلاح طلبان هم می دانند در شرایط کنونی شانسی برای بدست آوردن اکثریت مجلس ندارند، تمام تلاش آنها برای این است که در مجلس آینده موقعیت خود را بعنوان اقلیت حفظ کنند و در صورت امکان آنرا کمی بهبود بخشند.
موج سرکوب بیشتر به خاطر بحران اقتصادی اجتماعی است که دولت با آن روبرو است. و پیش بینی اینکه با گسترش تحریمهای اقتصادی و تنگ تر شدن محاصره نظامی ایران، این بحران رو به گسترش است. بحرانی که فشار اصلی آن بر اقشار متوسط و پایین جامعه وارد می شود. رژیم می خواهد رابطه میان روشنفکران و توده مردم را قطع کند و با ایجاد هراس، امکان هرگونه مقاومتی را از میان بردارد.
دولت احمدی نژاد مسئول مستقیم بخشی از بحران اقتصادی است، سیاستهای او حتی بدون تحریم هم می توانست فاجعه بار باشد. وارد کردن حجم بزرگ نقدینگی در مدار گردش اقتصادی، کاهش بهره بانکها تورمی بوجود آورد که ارزیابی رسمی آن 17 درصد است. تغییر بسیاری از مدیران متخصص و برگماری افرادی بی کفایت از اطرافیان خود، و یا از اعضاء گروههای مذهبی افراطی، خرابی وضع اقتصادی را تشدید کرده است. خطر وسیع تر شدن تحریم اقتصادی و حالت نه جنگ و نه صلح، موجب فرار سرمایه ها شده است. مجلس نمایندگان آمریکا طرح اعمال تحریم علیه شرکتهای خارجی که در بخش انرژی ایران سرمایه گذاری کنند را تصویت کرد. تصویت این قانون اقدامی است برای فشار آوردن به شرکتهایی مانند توتال فرانسه و یا رویال داچ شل هلندی که هنوز در صنعت نفت ایران سرمایه گذاری می کنند. توان تولید صنعت فرسوده نفت ایران درحال کاهش است. در آینده ای نه چندان دور کاهش صادرات درحدی خواهد بود که افزایش بهای نفت هم نمی تواند کمبود درآمد ارزی دولت را جبران کند.
پس از تصویت قطعنامه قبلی شورای امنیت علیه ایران، اداره خزانه داری آمریکا نام بانکهای سپه و صادرات را در لیست سیاه خود قرار داد. بانگ سپه اکنون با 4 میلیارد دلار بدهی در آستانه ورشکستگی قرار دارد. بانکهای بزرگ آلمانی،دویچه بانک، کومرس بانک و درسدنر بانک از سپتامبر آینده، معاملات بانکی خود را با شرکتهای ایرانی بطور کامل قطع خواهند کرد. در ماه سپتامبر احتمالا شورای امنیت سازمان ملل قطعنامه جدیدی با گسترش تحریمها علیه ایران تصویب خواهد کرد. و در کنار آن آمریکا هم می تواند با تکیه بر این قطعنامه همراه با متحدانش تحریمهای مستقل و وسیعتری را اعمال کند.
دخالتهای دولت ایران در امور فلسطین، لبنان و عراق و تهدید کشورهای حوزه خلیج فارس، اتحاد ضد ایرانی کشورهای معتدل خاور میانه را محکمتر کرده است. بحث اصلی در کنفرانس اخیر شش کشور عضو مجلس تعاون خلیج فارس بعلاوه مصر، اردن و آمریکا در شرم الشیخ، مقابله با خطر روز افزون ایران بود. در بحث اولیه آمریکا موافقت کرد به عربستان و شش کشور عضو مجلس تعاون، 20 میلیارد دلار اسلحه پیشرفته از جمله موشکهایی که با ماهواره هدایت می شوند بفروشد. مسابقه تسلیحاتی که از قبل، همه هشدار آنرا می دادند، شروع شده است. دولت ایران مجبور است در این مسابقه شرکت کند، و این امر فشار بزرگی بر اقتصاد از هم اکنون بیمارکشور وارد خواهد کرد.
چنین دورنمایی سران جمهوری اسلامی را به وحشت انداخته است. آنها اگر بتوانند با هر معجزه ای خطر حمله نظامی را برطرف کنند، و چند بمب اتمی هم برای خود بسازند. باز نمی توانند بر این بحران غلبه کنند. مگر اتحاد شوروی با بزرگترین زرادخانه اتمی و موشکی جهان توانست از سرنوشتی که در انتظارش بود فرار کند؟
حبیب پرزین
31 ژوئیه 2007