قطع
نامه در باره سياست
خارجی
برای
ارایه به
دومين همآیش
سراسری اتحاد
جمهوريخواهان
1. اتحاد
جمهوريخواهان
ايران سياست
خارجی و داخلی
را در ارتباط
ارگانيک با هم
دانسته و
معتقد است که
بدون
دموکراسی و
حکومت برآمده
از انتخابات
آزاد کنترل دموکراتيک
جامعه بر
اعمال حکومت
در زمينه های
داخلی و خارجی
به يکسان
ناممکن شده و منافع
ملی ايرانيان
دستخوش
الزامات حفظ
قدرت نامشروع
خواهد شد.
پايه و اساس
سياست خارجی
دفاع از حق
حاکمیت و
منافع ملی،
تسریع توسعه
اقتصادي و حفظ
صلح و امنیت
بین المللی است.
تحقق این
سياست، که به
مهم ترین
مساله روز
جامعه ما بدل
شده، مشروط
است بر همکاری
با نهاد های
بین المللی،
بسط مناسبات،
همکاری و
دوستی با
کشورها و
داشتن جايگاه
شایسته در
ميان خانواده
بين المللي
است.
2. ما
ايران را بخشی
از جامعه به
هم پيوسته
جهانی دانسته
و بر آنیم است
که اعتلای
فرهنگی، سياسی
واقتصادی در
گرو بهره گيری
از دست آوردهای
بشريت در
تمامی
کشورهای جهان
است. بر اين
روال ما حفظ
هويت و اعتلای
فرهنگ ملی خود
در گرو گفتگوی
سازنده و عاری
از پيش داوری
نسبت به همه
فرهنگ ها و
ملت ها دانسته
و آموختن از
سنت ها و
فرهنگ های روشننگرانه
ديگر جوامع را
برای پیشرفت
کشور خود مفید
ميدانيم.
3. در
جهان كنوني –
که به لحاظ
نظامی یک قطبی
شده - چالش مهم
در پایه گذاری
سیاست خارجی
برای ما
ایرانیان، یافتن
راههای همزیستی
با قدرت های
مسلط بر جهان
و توفيق در همکاری
با آنان بوده
است. سیاست
خارجی جمهوری
اسلامی ایران
مغایر این اصل
است. حاکمیت
جمهوری
اسلامی ایران
در دوران پس
از جنگ سرد
نيزعملا
سیاست مقابله
با ایالات متحده
امریکا و یا
نادیده گرفتن
آن را ادامه داده
است. این
سیاست ایران
را به شریک
درجه دوم
شرکای
اقتصادی
امریکا بدل کرده،
کشور را از فن
آوری پیشرفته
و دسترسی به
بازارها
محروم ساخته و
به مواضع کشور
در عرصه مسایل
استراتژیک
منطقه ای، از
جمله در بهره
گیری از ظرفیت
های حوزه خلیج
فارس و دریای
خزر، بشدت زیان
زده است.
4. ما
برقراری
دموکراسی و
صلح پايدار در
کشورهای خاور
میانه را در
گرو رشد
نيروهای آزاديخواه
و بنيان گذاری
نظام
دموکراتيک ميدانيم
و در اين سو
برای همگامی
نيروهای دموکرات
و آزاديخواه
منطقه اولويت
ويژه قائليم.
آزادی و
دموکراسی با
راه حل های مداخله
گرايانه
نظامی به دست
نمی آيند، و
اگر هم به دست
آيند بدون
وجود و
فرادستی نيروهای
دموکرات و
حافظ
دموکراسی
دوام نخواهند
داشت.
نیرومندترین
عامل برای دور
کردن خطر جنگ
و حمله نظامی
گشایش فضای
سیاسی و
دموکراتیزاسیون
حیات سیاسی،
اجتماعی و
اقتصادی کشور
است.
5. علیرغم
ادامه خون
ریزی در عراق
و انباشت نفرت
در بسیاری
کشورهای
منطقه تحولات
مثبت نیز در
حال گسترش
است. برگزاری
نخستین
انتخابات در
عراق و تحقق
آرزوی دیرین
مردم کردستان
برای حاکمیت
بر سرنوشت خویش
و تامین حقوق
مساوی برای
شیعیان، که هر
دو با
ایرانیان پیوندهای
دیرین دارند،
و گزینش یک
کرد به ریاست کشور،
برقراری آتش
بس میان
فلسطین و
اسرائیل،
پیشرفت ترکیه در
زمینه رعایت
حقوق بشر و
کاربست معیارهای
اروپایی و
پذیرش حق رای
زنان در کویت
از آن جمله
روندهای مثبت
در منطقه خاورمیانه
اند. با این
همه، به علت
فساد و بی پایگاهی
بسیاری دولت
ها و به علت
رشد و قدرت
تمایلات
بنیادگرایانه
در اکثر کشورهای
منطقه، و به
علت اهمیت نفت
و گاز در اقتصاد
جهان، مسایل
خاورمیانه که
مخزن بزرگ انرژی
دنیاست، هم
چنان از بغرنج
ترین و بحران
ساز ترین
مسایل دنیای
امروز باقی
خواهد ماند.
6. در
شرايط حاضر
صلح و امنيت
خاور ميانه در
گرو صلح ميان
اسرائيل و
فلسطين، شکل
گيری رسمی و
حقوقی دولت
فلسطين و
برقراری
امنيت در عراق
و افغانستان
است. کشاکش
اعراب و اسرائیل
مطالبات
دموکراسی
خواهانه در
منطقه را تحت
الشعاع قرار
داده و به
تعویق افکنده
و تعویق تحول دموکراتیک
زمینه درگیری
های خشونت بار
را گسترده
است. ما خواهان
حمایت ایران
از گفتگوهای
فلسطین و اسرائیل
هستیم و
اميدواریم با
رسميت يافتن دولت
فلسطين ميان
ايران و
اسرائيل نيز
روابط عادی و
سازنده
ديپلماتيک
برقرار شود.
7. ما
سازمان ملل
متحد را مهم
ترین نهاد
مشروع موجود
برای حل
مشکلات بين
المللی، جنگ
های داخلی و
درگيری های
بين المللی
ميدانيم و برای
هيچيک از قدرت
های بزرگ
جهانی حقی يک جانبه
برای استقلال
شکنی و حل
اينگونه
مسائل قائل
نيستيم. در
عين حال
معتقديم که تلاش
نيروهای
طرفدار حقوق
بشر، آزادی و
دمکراسی در
جهان و فشار
افکار عمومی
می تواند در
مهار و منزوی
ساختن تهديد
ها و سياست
های
بنيادگرايانه
و جنگ
افروزانه محافل
افراطی نقش
برجسته ای
ايفا کند.
8. مبارزه
با تروريسم و
ايجاد صلح و
ثبات در خاورميانه،
بيش از پيش
نيازمند يک
رهيافت منطقه
ای و فرامنطقه
ای است.
طرفداران
بنياد گرائی و
خشونت به
نيروئی بين المللی
تبديل شده
اند، بدون
اينکه
طرفداران آزادی
و دمکراسی و
حفظ حقوق و
عدالت و کرامت
انسانی امکان
برآمد متحد و
دفاع از خود را
داشته باشند.
نيروهای
دمکراتيک در اکثر
کشورهای
منطقه تنها با
ديکتاتورها و
بنيادگرايان
ميهن خود
روبرو
نيستند، بلکه خطر
درگيری با
تروريست ها و
بنيادگرايان
فرامنطقه ای
نيز تهديدشان
می کند. فکر ايجاد
یک جنبش
فرامنطقه ای
برای صلح،
آزادی و علیه
جنگ و
تروریسم، هم
اکنون در تمامی
کشورهای
خاورميانه به
عنوان بديل
استراتژيک
سياست های
موجود در حال
رشد است. اتحاد
جمهوری
خواهان ايران
تمام کوشش خود
را به کار می
می برد تا این جنبش
بسط یافته و
مورد حمایت
بین المللی
قرار گیرد
9. بحران
26 ساله در
روابط ايران و
آمريکا
تاکنون زيان
های بزرگ
سياسی و اقتصادی
را متوجه ميهن
ما کرده است.
به خاطر اسلامگرایان
در منطقه
رهبری جمهوری اسلامی
امریکا ستیزی
را تبلیغ می
کند. ما، همصدا
با اکثریت
قریب به اتفاق
مردم ایران،
ادامه تنش و
بحران و فضای
خصومت در روابط
دو کشور را به
زيان هر دو
ملت ايران و
آمريکا می
دانيم. منافع
ملی دو کشور، نه
در خصومت و
رویارویی، که
در گسترش همکاری
متقابل نهفته
است. از بحران
طولانی در مناسبات
دو کشور
همواره دولت
ها و قدرت های
سياسی و
اقتصادی و نيز
شرکت ها و باندهای
تجاری ثالثی
سود برده اند
که مصالح و
منافع خورا در
تداوم اين
بحران جستجو می
کنند. اکنون
با توجه به
رويدادها و تحولات
بزرگی که در
همسايگی و
پيرامون
ايران بويژه
در افغانستان
و عراق در
جريان است،
زندگی منطقه
ای و بين
المللی ما به
طور فزاينده
ای تحت تاثير
و در ارتباط
با مناسبات با
آمريکا قرار
گرفته است. بر
همين اساس ما
خواهان تنش
زدائی هرچه
سريع تر مابين
ايران و
ايالات متحده آمريکا
و آغاز
گفتگوهای
مستقیم و شفاف
برای برقراری
روابط ديپلماتيک
و عادی سازی
مناسبات ميان
دوکشور هستيم.
10. تصميم
گيری در مورد
بهره برداری
از فن آوری هسته
ای حق گذشت
ناپذير هر
کشور و از
جمله ايران
است. حقی که
تاکنون با هيچ
ميثاق بين
المللی از هيچ
کشوری سلب
نشده است. در
عين حال ما
برآنيم که صلح
جهانی و امنيت
ملی کشورها نه
از راه
برقراری
توازن سلاح و
وحشت بلکه با اتکا
بر دوستی ملت
ها و دولت ها و
حل اختلافات و
تضادها بر
مبنای همکاری
و حفظ منافع
متقابل امکان
پذير است. از
همين روی ما
خواهان عاری
شدن جهان و
بويژه منطقه
خاورميانه از
هرگونه سلاح
نابودی جمعی هستيم.
به دليل
نزديکی پروسه
استفاده صلح
آميز از فن
آوری هسته ای
و ايجاد چرخه کامل
سوخت اتمی با
پروسه ساخت
سلاح های هسته
ای، جامعه بين
المللی بدون
اعتماد لازم به
دولت ها، فرصت
چنين بهره
برداری را به
آنها نخواهد
داد. تا زمانی
که جمهوری اسلامی
هم در اصول
ارزشی و
قوانين و هم
در رفتار
سياسی خود،
سوء ظن جامعه
جهانی را بر
طرف ننموده و
بخصوص ايالات
متحده آمريکا
را بزرگترين
دشمن خود
معرفی می کند،
کشورهای مهم
غرب متحدا
خواهند کوشيد
تا به هر شکل
ممکن از دست
يابی ايران به
اين فن آوری جلوگيری
کنند. در وضع
کنونی تلاش
جمهوری اسلامی
برای دست يابی
به فن آوری
هسته ای قبل
از جلب اعتماد
جهانی و تامين
نظارت کامل
آژانس بين
المللی انرژی
اتمی به بهائی
سنگين و اعمال
مجازات های
سخت بين المللی
عليه کشور ما
خواهد
انجاميد.
علیرغم این
حقایق جمهوری
اسلامی
همچنان سياست
مانور بين
آژانس و اروپا
و آمريکا را
دنبال می کند.
ما اين سياست
را خطرناک و
بازی با سرنوشت
کشور می دانيم
و از حاکميت
جمهوری اسلامی
ميخواهيم که
با شفاف سازی
کامل پروژه هسته
ای و خودداری
از غنی سازی و دستيابی
به چرخه کامل
سوخت اتمی
موجب صدمات بيشتر
به ايران و
ايرانيان
نشود. ما حاکميت
جمهوری
اسلامی ايران
را مسئول
عواقب ادامه
مانورها و
سياست های
ماجراجويانه آن
می دانيم.
مصوب
کمیسیون
سیاست خارجی
سوم ژوئن 2005