خروج 15 میلیارد دلار از کشور برای غیرضرور‌ها

 شش ماه التهاب ارزی و سیاست‌های قفل و آزادسازی دلار نتیجه‌اش در بخش تجارت 22 میلیارد و 182 میلیون دلار واردات شد. میزان ارز تخصیصی به واردات 12 درصد کمتر از شش ماه مشابه در سال قبل است اما تفاوتش سهم‌گیری اقلام غیرضروری از سبد ارزی 4200تومانی در حدود چهار ماهی است که سیاست تک نرخی‌سازی ارز اجرا شد و ارز ارزان به همه کالاها تعلق گرفت.
در شش ماه نخست امسال (که چهار ماه از آن) ارز 4200تومانی به‌عنوان ارز رسمی شناخته می‌شد و سایر قیمت‌ها قاچاق بود، هفت میلیارد و 42 میلیون و 660 هزار دلار کالای اساسی و کالای دارای اولویت ارزی وارد کشور شد. اما در همین مدت کالاهای غیرضروری و غیراساسی هم از سبد ارز 4200تومانی بی‌نصیب نبوده و بخشی از واردات 15 میلیارد و 139 میلیون دلاری این اقلام در مدت مورداشاره با ارز ارزان صورت گرفته است.

تکرار تجربه پرخطای گذشته
بیستم فروردین 97 شب‌هنگام پس از هیاهوی دلار 6200 تومانی صبح، ستاد اقتصادی دولت در جلسه فوق‌العاده تشخیص داد که برای مهار قیمت باید نرخ دلار را به‌صورت دستوری پایین بیاورد و هر نرخ دیگری را قاچاق اعلام کند. از دل جلسه بعدها منابع مطلع خبر دادند که بر سر قیمت پایه دلار بحث بسیار بود. برخی مخالف سیاست ارز دستوری بودند و برخی موافق اما سرانجام با همه مخالفت‌ها تک‌نرخی‌شدن دلار تصویب و ابلاغ شد. قیمت پیشنهادی اولیه حول محور 3800 تومان می‌چرخید اما با اصرار برخی مقامات اقتصادی، نرخ اندکی و تا سطح
4200 تومان بالا رفت. جهانگیری در کسوت معاون‌اول رئیس‌جمهور مأمور ابلاغ این مصوبه شد و همین ابلاغیه بعدها او را در سیبل قرار داد و به طنز دلار 4200تومانی به نام او خوانده شد.
با اعلام این سیاست، تحلیلگران و کارشناسان حوزه اقتصاد با نوشتار و گفت‌و‌گوهای خود با رسانه‌ها هر یک به گوشه‌ای از تبعات این تصمیم اشاره کردند و از تجربیات درس‌نشده اجرای چنین سیاستی گفتند؛ اما تا دولت بپذیرد که سیاست اتخاذشده‌اش اشتباه است، چهار ماه گذشت و در این چهار ماه بخشی از ذخایر ارزی کشور به ثمن بخس برای انجام واردات از کشور خارج شد.
اگر نخواهیم خیلی دور برویم، در دولت دهم اتفاقی نظیر این افتاد. دلار چندنرخی شد و دولت برای واردات کالاهای اساسی ارز مرجع اختصاص می‌داد. به فاصله چند ماه از اجرای این سیاست خلأ‌های قانون تخصیص مشخص شد و در گفت‌وگویی که وزیر بهداشت وقت با رسانه ملی داشت، از واردات لوازم آرایشی با ارز دارو و خودرو با ارز کالاهای اساسی پرده‌ برداشت.
با داشتن چنین تجربیات نزدیکی، از دولت انتظار نمی‌رفت سیاست پرخطای آزموده‌شده را امتحان کند اما این اتفاق افتاد و نهایتا مبالغی از خزانه بابت تخصیص‌های ارزان به واردات انجام شد.


7 میلیارد دلار برای کالاهای اساسی و دارای اولویت ارزی
نگاهی به آمار واردات شش ماه پرسروصدای ابتدای سال نشان می‌دهد واردات کالاهای اساسی و کالاهای دارای اولویت ارزی به‌جز کالاهای غیراساسی با سهم بیش از 24درصدی از کل واردات کشور به رقم هفت میلیارد و 42 میلیون دلار رسیده است که 0.78 درصد بیشتر از واردات مدت مشابه سال گذشته است. بر اساس محاسبات وزارت اقتصاد، تفکیک دو گروه کالای اساسی از کالای دارای اولویت ارزی نیز بیانگر آن است که پنج میلیارد و 355 میلیون دلار کالای اساسی واردشده که رشد 1.72 درصدی داشته است و کالای دارای اولویت ارزی نیز یک میلیارد و 687 میلیون دلار وارد شده که این واردات نیز 0.25 درصد رشد را نشان می‌دهد.
واردات غلات به‌عنوان مهم‌ترین بخش از کالاهای اساسی وارداتی کشور با سهم قابل‌ملاحظه‌ 9.7درصدی از کل ارزش واردات کشور در شش ماه نخست سال جاری در مقایسه با مدت مشابه سال گذشته با رشد 11درصدی از لحاظ وزنی و رشد 9درصدی از لحاظ ارزشی مواجه بوده است.
واردات دانه‌های روغنی نیز با سهم 3.37درصدی از کل ارزش واردات کشور در شش‌ماهه نخست سال جاری در مقایسه با مدت مشابه سال گذشته با رشد 48درصدی از لحاظ وزنی و 44درصدی از لحاظ ارزشی برخوردار بوده است.
واردات انواع کودهای مشمول کالاهای اساسی با سهم حدود سه‌درصدی از کل ارزش واردات کشور در شش‌ماهه نخست سال جاری در مقایسه با مدت مشابه سال گذشته با رشد 12.2درصدی از لحاظ وزنی و رشد 19.9درصدی از لحاظ ارزشی مواجه بوده است.
اینها گوشه‌ای از واردات کالاهای اساسی کشور است که با ارز 4200تومانی وارد شد. این اقلام در کنار تمام اقلامی در فهرست دریافت‌کنندگان ارز 4200تومانی جای گرفت که ارتباطی به نیازهای ضروری مردم نداشتند.

بازخوانی 4 دهه سیاست‌ ارزی
بررسی سیاست‌های ارزی کشور از ابتدای انقلاب تاکنون نشان می‌دهد که سهمیه‌بندی‌ها و نرخ‌های چندگانه همواره در سیاست‌ها جاری و ساری بوده است. پس از پیروزی انقلاب، نظام ارزی ایران بر پایه تثبیت شدید نرخ ارز استوار بود و همراه این تثبیت قیمت، سهمیه‌بندی ارزی در تعیین اولویت‌ها برای مصارف ارزی نیز رعایت می‌شد. با شروع جنگ تحمیلی و درگیر‌شدن کشور با فضای جدیدی از تنگناها، سیاست‌های ارزی دچار تغییراتی شد و نرخ‌های ترجیحی در قالب سه نرخ ارز رسمی برای واردات کالاهای اساسی، نرخ ارز رقابتی برای واردات كالاهاي واسطه‌ای و سرمایه‌ای و نهايتا نرخ ارز شناور برای مابقی معاملات استفاده شد. این نظام ارزی از ابتدای دهه 70 با چالش‌های فراوانی که رانت ارزی نامیده می‌شد، مواجه شد. به‌همین‌دلیل دولت وقت تصمیم گرفت نرخ ارز را واحد کند و این نرخ را به صورت نظام ارزی شناور مدیریت‌شده تحت نظر بگیرد. در سال 1372 نرخ ارز رسمی هفت تومان بود و با اجرای سیاست یکسان‌سازی نرخ ارز، قیمت دلار به 140 تومان افزایش یافت؛ اما نرخ دلار در این قیمت باقی نماند و تا سطح 175 تومان نیز بالا رفت؛ اما پس از چند ماه روی این نرخ تثبیت شد. به‌این‌ترتیب قیمت دلار در ابتدای دهه 70 بیش از 20 برابر شد.
با وجود آنکه سیاست دولت وقت یکسان‌سازی نرخ ارز بود و بهای سنگین رشد 20‌برابری نرخ را نیز پرداخت کرده بود؛ اما نظام ارز تک‌نرخی چندان دوامی پیدا نکرد و چند ماه بعد قیمت دلار دو‌نرخی شد و دولت برای کالاهای اساسی ارز 175 تومانی تخصیص می‌داد و باقی واردات به بازار آزاد سپرده شد. به‌این‌ترتیب سیاست یکسان‌سازی نرخ ارز با وجود پرداخت هزینه گزافی شکست خورد.
کمتر از یک دهه بعد یعنی ابتدای دهه 80 دولت وقت با رسیدن به درآمد ارزی مطلوب و دستیابی به ثبات اقتصادی مجددا تصمیم به اجرای سیاست یکسان‌سازی نرخ ارز گرفت. این‌بار دولت موفق شد نوسانات نرخ ارز را به حداقل برساند. این‌بار يكسان‌سازي نرخ ارز سبب شد نرخ ارز از 175 تومان به 800 تومان برسد؛ يعني چهار برابر كه وقتي آن را با 20 برابر سال 1372 مقايسه مي‌كنيم، مي‌توانيم طرح اجرا‌شده در سال 1381 را موفقيت‌آميز بناميم. یکسان‌سازی نرخ ارز همراه با نظام شناور مدیریت‌شده نرخ ارز را در این محدوده تا پایان دولت وقت نگه داشت.
نرخ ارز در دولت نهم اگرچه تا محدوده هزارو 200 تومان بالا رفت؛ اما این نرخ به صورت تثبیت‌شده نگه داشته شد. از ابتدای مهر 1390 بنا به دلايلي مانند تشدید تحریم‌های خارجی و بروز محدودیت‌های ارزی، به اولویت‌بندی منابع ارزی کشور اقدام شد؛  بنابراين نظام ارز چندنرخي با تمام حاشيه‌هاي رانتي و فسادآفرينش دوباره حاكم شد.

فرزانه طهرانی

شرق ۱۴ آبان

اين قسمت در حال حاضر بسته است.