تحریم ملی انتخابات ؛آزمون حیثیتی ملیون

نفس حضور در انتخابات حتی نیمه دموکراتیک بد نیست. اما در انتخابات جمهوری اسلامی و حتی بدون نظارت استصوابی اگر تمام نیروهای ملی-مترقی را هم تایید صلاحیت نمایند، در شرایط پس از جنبش آبان ماه، هیچ یک از آن ها تعداد رای لازم برای ورود به مجلس را کسب نمی کنند.

اما چرا؟
گفتمان جامعه به سرعت در حال تغییر بوده و روش و راهکار اصلاحات به پایان کامل خودش رسیده است. از سویی شرکت در انتخابات از طرف مردم به عنوان عمله ظلم تلقی خواهد شد. نیروی های مدعی، مردمی و ملی برای شرکت در انتخابات باید استراتژی مناسبی داشته باشند و فرض کنند که تمام اعضاء و عناصر نیروی خودشان هم رای بیاروند تا در مجلس یک فراکسیون تشکیل دهند. با این اوصاف بازهیچ اتفاقی نخواهد افتاد. زیرا هیچ مجلسی از مجلس ششم که قوی تر نخواهند شد. قوانینی که تصویب کنند، شورای نگهبان رد می کند، مجمع تشخیص هم در دست نهاد مرکزی قدرت است و نظر شورای نگهبان را تایید می کند. از سویی دیگر، حکم حکومتی همواره بالای سر مصوبات مجلس است.

خود فریبی برخی نیروهای ملی!
با نگاهی خوشبینانه، این نیرو ها فکر می کنند با مشارکت در انتخابات فرمایشی می توانند خودشان را زیر چتر نظام برای روز مبادا نگهدارند! و هیچ تحلیل کلانی پشت این نگاه رفورمیسم مبتذل وجود ندارد. یک نیروی ملی زمانی می گوید ما مجلس را بگیریم و قانون را تغییر بدهیم یا افشا گری کنیم و… . اما امروز این ها هیچ کدام محلی از اعراب ندارند و به یمن وجود فضای مجازی، با جامعه ایی شهروند خبرنگار مواجه هستیم. به همین دلیل اخبار و اطلاعات پنهان نمی مانند. مقایسه این دوره با زمان پس از شهریور ۱۳۲۰ که ملیون با همین نیت وارد مجلس می شدند، کاملا یک گرته برداری استاتیک از امر سیالی چون سیاست ورزی است و به نیت افشاگری و داشتن تریبون کاملا بلا موضوع شده است.
نیروهای ملی که با کش و قوس و زحمت برای انتخابات پیش روی مجلس پیش می روند و در نهایت اعلام می کنند چون ما رد صلاحیت شدیم، پس لیست نداریم! ولی مردم می توانند از میان افراد تایید صلاحیت شده به افراد خوشنام رای دهند، در اصل به تاراج دادن میراث تاریخی خود در بازار مکاره انتخاباتی حاکمیت را برگزیده اند.
اساسا و با شرایط موجود حاکم بر احزاب و جریانات، تمام جریاناتی که در انقلاب اسلامی و تاسیس این حاکمیت دست داشته اند، تا زمانی که دست به نقد شفاف و صادقانه خود در برابر اذهان عمومی نزده اند، خود را باید جریان مرده تلقی نمایند! زیرا هر جریانی که در انقلاب اسلامی و در ساختن جمهوری اسلامی نقش داشته مورد اتهام است. حال اگر تعدادی از این چهره ها به زندان جمهوری اسلامی دچار شده و به این دلیل محبوبیت و مظلومیتی به دست آورده اند، اثراتش کوتاه مدت است! و به دلیل گاف بزرگی مثل افتادن پشت سر اصلاح طلبان استمرار طلب، وزن نسبی اجتماعی خود را شدیدا مستهلک می کنند و با رد صلاحیت آن ها در شورای نگهبان به سرعت فراموش می شوند. ولی فایده اش این است که حکومت خواهد گفت این افراد بچه های خوبی هستند!
و دیگر اینکه اصلا گفتمان سیاسی کاملا در حال تغییر است. جامعه زمانی به اصلاحات امید داشت، امیدش را از دست داده و برای کسب خواست ها و مطالبات خود کف خیابان ها را برگزیده است. کشته می شوند اما دیگر به صندوق های رای باز نخواهند گشت. نگارنده در صدد این نیست که بگوید این عمل در جامعه ابدی است. اما فعلا شرایط به اینگونه است! یعنی در این دوره رای دادن از نگاه مردمی که خشمگین از عدم برآورده شدن مطالباتشان می باشند، خیانت محسوب می شود. از نگاه آن ها هر کس رای بدهد به خون شهدا خیانت کرده است.

اینجا قصد داریم، از یک واقعیت بی رحم صحبت کنیم که ایده ی عدم حضور پای صندوق های رای و انتخابات مجلس پیش رو قوت گرفته و در حالی عمل می کند که شرایط عادی نیست و افراد بسیاری رای نخواهند داد. جز عده ی اندکی که دلایل خاص خود را دارند.
جناح راست و اصولگرا ها کم تعداد می روند و شرکت می کنند و تمام آن ها هم رای می آورند. قطعا جناح راست قدرت را قبضه می کند و دیگر اساسا مساله دیگر انتخابات نیست. جناح راست همواره یا قدرت داشته یا تعیین کننده بوده، به عبارتی دیگر، اگر راستی ها قدرت را بگیرند وضع از این شرایط بدتر نمی شود، یعنی جامعه حکومت را رها کرده، دارد فاصله می گیرد و دارد باحکومت مقابله می کند و برخی نیروهای ملی دل نگران انتخابات هستند!
این نیروهای ملی شبه اپوزیسیون از موافقان تحریم می پرسند اگر در انتخابات شرکت نکنیم، پس راه کار شما چیست؟ باید گفت ما در مرحله تولد استراتژی نوین که معطوف به جنبش های اجتماعی است، قرار داریم. از آن جا که چنین استراتژی هایی در نسبت با جامعه تعیین می شود، جامعه آرایش جدید می گیرد. جنبش اعتراضی در شکل مدنی و غیر سیاسی ادامه خواهدداشت ولی تعیین کننده نیست. اما امید را زنده نگه می دارد اما درعرصه سیاست به بن بست رسیده است. جنبش آبان ماه یک سر فصل جدید بود و گفتمان را عوض کرد، اگر حاکمیت دست به عقب نشینی تاریخی در برابر مطالبات ملی مردم نزند، درگیری های بعدی خونین تر خواهد بود!
جامعه دارد به این نتیجه می رسد که باید مقاومت کند، جامعه شوکه شده، دارد فکر می کند. جامعه تحقیر شده وعصبی است، به همین خاطر است که شرکت درانتخابات از طرف اقشار وسیع از قشر متوسط، کارگران و فرو دستان، همدستی باحکومت تعبیر می شود.

کانال حمید آصفی

دیدگاه شما؟