جریانات سیاسی: فاقد چشم‌انداز آینده‌پژوهانه و غلبه نگاه نخبه‌محور 

تیتر اصلی: جریانات سیاسی جمهوری‌خواه و مشروطه‌خواه: فاقد چشم‌انداز آینده‌پژوهانه و غلبه نگاه نخبه‌محور 

سخن آغازین 

شواهد و داده‌ها‌ی تاکنونی حاکی از این است که هدف تغییر رژیم در ایران، با دو جنگ تجاوزکارانه آمریکا و اسرائیل و پشتیبانی همدستان سلطنت‌طلب که با کشتار مردم، بمباران و تخریب زیر‌ساخت‌ها هراه بود، به شکست منجر شده است.

ناکامی راست افراطی با رهبری رضا پهلوی، برای تسخیر قدرت در ایران با کمک نیروهای نظامی آمریکا و اسرائیل، شرایط مناسب‌تری را برای همکاری‌های مشترک جریانات سیاسی جمهوری‌خواه و مشروطه‌خواه از جمله: طیف‌های جمهوری‌خواه، ملی‌گرا، چپ دموکرات، مشروطه‌خواه و نیز نمایندگان گروه‌های قومی و اتنیکی، از کرد و عرب تا بلوچ و ترکمن و…، را فراهم نموده است.

ایجاد بلوک‌های متعدد جمهوری‌خواهی و “تاسیس کنگره آزادی ایران” را می‌توان در این راستا ارزیابی نمود.

قدم‌های آغازین برای تشکیل بلوک‌های جمهوری‌خواهی و تأسیس کنگره آزادی ایران را می‌توان به فال نیک گرفت.

وضعیت موجود جریانات سیاسی جمهوری‌خواه و مشروطه‌خواه

واقعیت این است که جریانات سیاسی جمهوری‌خواه و مشروطه‌خواه برونمرزی، به دلیل اینکه در میدان سیاست در ایران حضور ندارند، نمی‌توانند به معنای واقعی کلمه سیاست‌ورزی کنند. فعالیت‌های این سازمان‌ها در عمل تاکنون عمدتا بر موضع‌گیری‌های واکنشی در مقابل تحولات سیاسی در ایران و در مواردی تجزیه و تحلیل این تحولات بوده است. 

 طیف‌های مختلف جمهوری‌خواه و مشروطه‌خواه، در رابطه با سازماندهی شخصیت‌ها و کنشگران نیز با وجود تلاش‌های فراوان، موفقیت چندانی نداشته‌اند. جریانات سیاسی جمهوری‌خواه و مشروطه‌خواه در عرصه گفتمان‌سازی و تولید فکر و ایجاد امکانات هم‌اندیشی نیز تاکنون ناموفق بوده‌اند.

تاکید یک جانبه جریانات سیاسی جمهوری‌خواه و مشروطه‌خواه در رابطه با سازماندهی شخصیت‌ها و تاکید بر نقش تعیین‌کننده آنان، مانع تسهیل مشارکت شهروندان و باعث کم‌توجهی به نهادسازی شده است.

رویکرد کنشگری نخبه‌محور، مرکز ثقل تمام ادبیات سیاسی جریانات سیاسی جمهوری‌خواه و مشروطه‌خواه و همچنین درک و فهم تشکیلاتی این جریانات تاکنون بوده است. 

در رویکرد کنشگری نخبه‌محور به نقش شخصیت ها و اهمیت فعالین حرفه‌ای توجه ویژه مبذول می‌شود، در این رابطه هنر و استعداد سیاست‌ورزی شخصیت‌ها در مرکز ثقل قرار داده می‌شود. 

موج استقبال شهروندان ایرانی در در دیاسپورا از راست افراطی با رهبری رضا پهلوی، نشانه‌ای از کم‌کاری و سهل‌انگاری جریانات سیاسی جمهوری‌خواه و مشروطه‌خواه دراین عرصه است.

این نوع نگاه هنوز هم در تشکیل بلوک‌های جمهوری‌خواهی و “تأسیس کنگره آزادی ایران” نقش ایفا می‌کند.

چشم‌اندازسازی آینده‌پژوهانه با نگاه مشارکتی‌محور

در شرایط کنونی بدون چشم‌اندازی آینده‌پژوهانه و نگاه غیر‌خطی هم‌اندیشانه (مشارکتی)، تحلیل گفتمان‌های راهبردی و اتخاذ سیاست‌های نوآورانه غیرممکن است.

در طی دو دهه اخیر و بخصوص با آغاز ریاست جمهوری ترامپ در آمریکا، جهان وارد یک دورهٔ موقت با افزایش عدم قطعیت شده است. عدم قطعیت تمام پهنه جغرافیایی و گفتمانی جهان را تحت‌تأثیر قرار داده است.

دوره‌ موقت کنونی دارای چند ویژگی مهم است:

1. سرعت تحولات میدانی بسیار بالاست. 2. تشکیل قطب‌های قدرت و رادیکال‌شدن نسبی این قطب‌ها. 3. هر موضوع و مسئله به سهولت تبدیل‌ به تنش و منازعه می‌شود. 4. احتمال بالای غافلگیری. 5. زمان محدود در مواجهه مناسب با تهدیدها یا آسیب‌‌پذیری‌ها.

وزن این عدم قطعیت و ویژگی‌های پنج‌‌گانه ناشی از آن در برخی از مناطق راهبردی از جمله خاورمیانه از همه جا بیشتر است.

در شرایط کنونی، محیط امنیت ملی ایران، به شدت تحت‌تأثیر مستقیم و غیرمستقیم دو جنگ تجاوزکارانه آمریکا و اسرائیل قرار دارد.  

اکنون چنین به نظر می‌رسد که زیر‌ساخت‌های طبیعی و انسانی – اجتماعی تمدن ایرانی دراثر ویرانگری‌های ناشی از این دو جنگ، در کنار بی‌ثباتی‌ها و بحران‌های داخلی، در وضعیت فروپاشی و اضمحلال قرار دارد.

در شرایطی که امروز، چه در ایران و چه در جهان، مسائل روز به روز پیچیده‌تر می شود، جریانات سیاسی جمهوری‌خواه و مشروطه‌خواه در دیاسپورا، در وضعیت پرتناقض و آشفته‌ای قرار دارند.

پیچیدگی محیط سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی در سطوح ملی، منطقه‌ای، بین منطقه‌ای و گلوبال‌، باعث افزایش ذینفعان در ابعاد مختلف، ابهامات و اختلافات در باورهای قدیم و جدید، تنوع فزاینده ارزش‌ها و منافع شده است.

چشم‌اندازسازی آینده‌پژوهانه با نگاه مشارکتی‌محور بر چهار رکن استوار است: الف- روایت استراتژیک ملی، ب- گفتمان‌سازی سیاسی، ج- بازاریابی سیاسی و د- انباشت سیاسی.

روایت استراتژیک ملی 

ایران به یک “روایت استراتژیک ملی” نیاز دارد. این روایت باید در برگیرنده همه مسائلی باشد، که  با زندگی ایرانیان گره خورده و به صورت بالفعل و یا بالقوه بر زندگی نسل حاضر و نسل‌های آینده تاثیر‌گذار است.

منظور از “روایت استراتژیک ملی” در اینجا، طرحی است همه جانبه‌نگر، که منطبق با آرمان‌ها و ارزش‌های جریانات سیاسی جمهوری‌خواه و مشروطه‌خواه و با شناسایی نقاط قوت و ضعف آنان و درک فرصت‌ها و تهدیدهای حاضر در عرصه ملی، منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای، دست‌یابی به اهداف اصلی آنان را میسر سازد. 

“روایت استراتژیک ملی” باید به ما مسیر مشترک را نشان بدهد، عزم، اراده و تعهد مشترک جمعی ما را، به منظور رسیدن به اهدافمان تقویت کند.

توصیف وضعیت موجود و ترسیم وضعیت محتمل و مطلوب، اولین گام در چنین روایتی است. روایت استراتژیک ملی باید در چارچوب وضعیت زمانی و مکانی امروزین، به ما نشان دهد که در کدام جایگاه و موقعیت داخلی و بین‌المللی قرار داریم و مقصد ما کجاست؟

 در صورتی که چنین چشم‌اندازی برای ایران ترسیم شده باشد، گام بعدی این است که چگونه و با استفاده از چه وسایل و ابزارهایی و با اتخاذ چه شیوه/ شیوه‌هایی می‌توانیم به آن‌جا برسیم، به عبارت دیگر برنامه، راهبرد و راهکارهای ما کدامند؟ 

چنین روایتی باید “احقاق حق تعیین سرنوشت” و “همه برای ایرانی متفاوت” را به رسمیت بشناسد، نه اینکه چشم بر تنوع و گوناگونی ببندد.

 وحدت برای کثرت، باید چراغ راهنمای این روایت باشد و درصدد یکسان‌سازی و ذوب در قدرت، نباشد.

روایت استراتژیک ملی ایرانیان باید متضمن پنج پرنسیب اساسی باشد: الف-  چه اهدافی در لحظه کنونی در اولویت قرار دارند؟ ب- روایت ملی باید صورت بندی دقیقی از امکانات، ابزار و وسائلی که در اختیار ما است، داشته باشد. ج-  این روایت، باید مجهز به ارزیابی احتمالی از عملکرد مخالفان و دشمنان باشد. د- برای پایان موفقیت آمیز این روایت چه رفتار معطوف به قدرتی نیاز داریم؟ ه- احتمال موفقیت ما در این مسیر چه اندازه است؟  و- معیار و شاخص های داوری برای موفقیت یا شکست کدامند؟

گفتمان‌سازی سیاسی

گفتمان‌سازی فرایندی برای تسری‌بخشی به مفاهیم و ارزش‌های سیاسی است که  نقش مهمی در تبیین مسائل عمومی و شکل‌دهی به هویت سیاسی دارد.

گفتمانی که به گونه‌ای مشهود در سطح بیرونی جامعه و در عرصه سیاسی جریان دارد، گفتمان سیاسی نامیده می‌شود. 

در چارچوب گفتمان‌های سیاسی، کنشگران سیاسی و اجتماعی دررابطه با راه حل‌های مشخص برنامه‌ای و همچنین مسیر و ابزارهای رسیدن به آن‌ها، یعنی استراتژی و راهکارها با هم به گفتگو و مجادله می‌پردازند. 

 در مجموع، گفتمان‌های سیاسی مدلی از گفتمان‌ها هستند، که در چارچوب آن مجموعه گسترده‌ای از کنشگران سیاسی و اجتماعی (دولت‌ها، احزاب، اتحادیه‌ها، سندیکاها، شبکه‌ها و نهادهای مدنی و…) در حیطه ایده‌ها، استراتژی‌ها و راه حل‌ها با رقبای سیاسی بر سر کسب قدرت سیاسی و یا نگهداری آن، به رقابت می‌پردازند. 

بازاریابی و برندسازی سیاسی

بازاریابی سیاسی شامل بهره‌گیری از فرصت‌های نهادی و فضای رقابت، برای ترویج ایده‌های سیاسی است.

برند‌سازی در سیاست، نقطه عطفی در کیفیت بازاریابی سیاسی و ارتباطات سیاسی محسوب می‌شود. این موضوع به خصوص در جوامع دموکراتیک در عرصه انتخابات، رل مهمی را بازی می‌کند.

 در چارچوب نظریه‌ها، ارزش‌ها و چشم‌اندازهای جریانات و احزاب سیاسی، برندسازی سیاسی عبارت است از ترکیبی از نمادها، نشان‌ها، نام‌ها در جهت تمیز دادن، محصول سیاسی این جریانات، احزاب یا سازمان‌های سیاسی است.

 بهره‌گیری از برندسازی سیاسی در جریانات سیاسی جمهوری‌خواه و مشروطه‌خواه ، در کیفیت بسیار نازلی قرار دارد.

 انباشت سیاسی

انباشت سیاسی ناظر بر پیوستگی و تداوم سیاست‌گذاری در راستای اهداف کلان و بلندمدت و طراحی چشم‌انداز است.

این یک واقعیت است که  از یک سو محتوای سیاست عمومی در رابطه با طراحی چشم‌اندازها، روز به روز پیچیده‌تر می‌شود و از سوی دیگر همگام کردن عرصه‌های تخصصی با محتوای سیاسی چشم‌اندازها، نیز دشوارتر می‌گردد.

جریانات سیاسی جمهوری‌خواه و مشروطه‌خواه در رابطه با تصویر‌سازی از چشم‌اندازهای آینده، به خصوص در استفاده از مفاهیم و مبانی آینده‌پژوهی در ابتدای راه قرار دارند و مضافا بر این که نگاه خطی نخبه‌محور به جای نگاه غیرخطی مشارکت‌محور در آن‌ها حاکم است و این مسئله باعث شده است، فعالیت فکری در چارچوب مجموعه جزایر فکری با ساختاری هیرارشیک پیش می‌رود.

ahmad.haschemi@gmx.at

سایت اخبار روز

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *