آیا بحران کنونی ایران راه حل دارد؟

آغاز دور جدیدی از کنش‌های خیابانی خودجوش بار دیگر جمهوری اسلامی را در برابر پرسش “چه باید کرد؟” قرار داده است. شماری ازمسئولین از جمله آقایان خامنه‌ای، پزشکیان و قالیباف سویه معیشتی و اقتصادی مطالبات را برجسته می‌کنند. شعارهایی که اما در خیابان‌ها شنیده می‌شود بیشتر سیاسی هستند و خود حکومت را نشانه رفته‌اند.

چه ویژگی در ایران سبب می‌شود کنش‌های اعتراضی از جمله در حوزه اقتصادی رنگ و بوی سیاسی به خود بگیرند؟  دلیل مهم نخست این است که مردم به درستی ریشه اصلی مشکلات کنونی را سیاست و ناکارایی نظام حکمرانی می‌دانند.  تجربه چند دهه فراز و نشیب‌های سیاسی از دوران سازندگی تا اصلاح‌طلبی و سال‌های بعدی به افکار عمومی نشان داده که با ساختار کنونی جابجا شدن جناح‌ها و مهره‌های خودی و حتا پروژه‌های بلندپروازانه مانند سند چشم انداز بیست ساله که قرار بود ایران را در 1404 به کشور اول منطقه تبدیل کند دگرگونی چندانی در کشور به وجود نمی‌آید و اوضاع عمومی هر روز هم بدتر می‌شود.

دلیل دیگر، بی‌اعتمادی جمعی به کسانی است که در چند دهه گذشته قدرت را به گونه انحصاری در اختیار داشته‌اند و آن‌چه بر سر ایران آمده پی‌آمد رویکردها و انتخاب‌های آن‌هاست. مسئولین کنونی، همگی، نه به خاطر شایستگی و در رقابت سالم با دیگران که در یک نظام بسته، تبعیض‌آمیز و رانتی گزینش شده‌اند و خود آن‌ها پاسدار پیگیر آن هستند. روایت‌های جناح‌های حکومتی دیگر گوش شنوایی چندانی در جامعه پیدا نمی‌کند.

سیاسی‌شدن کنش‌های اعتراضی هم‌چنین به این دلیل است که حکومت با خشونت، تهدید و سازوکارهای امنیتی و پلیسی به جنگ همه ساختارهای مدنی میانجی میان نظام حکمرانی و جامعه رفته است. این سرکوب نظام‌مند سبب شده جامعه نتواند سخنگویان، نمایندگان و پروژه الترناتیو خود را در برابر حکومت به وجود آورد و در زمان بحران به جای اعتراض مدنی، گفتگو و تعامل همه چیز به کف خیابان کشیده می‌شود. ساختارهای قدرت نه زبان و فرهنگ گفتگو مدنی را یاد گرفته‌اند و نه قادرند ژرفای نومیدی و خشم جامعه را درک کنند. دغدغه اصلی آن‌ها نه ایران که بقای خودشان است.

حکومت بدین گونه پل‌های پشت سر خود با جامعه را خراب کرده است. جامعه ما با زبان‌های گوناگون، از شرکت در انتخابات تا تحریم و یا کنش‌های اعتراضی تلاش کرد با این حکومت گفتگو کند و فرصت‌های طلایی مانند سال 1388 را برای اصلاح در اختیارش گذاشت. پاسخ حکومت به جامعه همواره تهدید، تحقیر و خشونت بوده چرا که آن‌ها داشتن سردار، سپاه، بسیج و لباس شخصی گوش به فرمان را نشانه اقتدار خود می‌دانند.

اگر حکومت در جستجوی راه‌حل واقعی بحران است باید پیش از هر چیز به جای بازی صندلی و جابجا کردن خودی‌ها، مسئولیت ساختارهای ناکارا ونتایج ویران‌گر سیاست‌های خارجی و داخلی گذشته خود را بپذیرد.

سنگ اول این حکومت دینی با قدرت انحصاری ولایت فقیه، نبودن استقلال و تفکیک واقعی قوا، دخالت نظامیان، انحصارطلبی و تبعیض سیاسی و اقتدارگرایی کج بود و دیواری هم که بر روی آن ساخته شد همیشه لرزان ماند. سیاست پرهزینه هسته‌ای در کنار ماجراجویی‌های منطقه‌ای و راه انداختن محور مقاومت ایران را از دهه 1380 زمین‌گیر کرد و فرصت‌های اصلی توسعه و رفاه عمومی را بر باد داد.  خروجی این سیاست‌ها، حکمرانی نامطلوب چیزی نبود جز حکمرانی بد، فساد سیستمیک، ویرانی محیط زیست، مهاجرت گسترده متخصصین و سرمایه ها، فقیر‌شدن نیروی انسانی.

اکنون حکومت بی‌اعتبار و در بن‌بست مانده است و جامعه‌ای سرخورده، خشمگین، بی‌اعتماد و خسته از شعارها وعده‌های توخالی، سقوط قدرت خرید، تبعیض‌های جنسیتی، دینی، اتنیکی و سیاسی. مسئله اصلی جامعه ایران جمهوری اسلامی است و مسئولینی که خود بخشی از مشکل کنونی کشور هستند.

اگر به پرسش آغازین برگردیم، به نظر می‌رسد برای برون‌رفت از بحران دیگر راه‌حلی در درون حکومت باقی نمانده است . در برابر جامعه هم بدون پروژه جایگزین و لیدرشیپی است که دارای اعتبار ملی باشد. در بسیاری از تجربه‌های جهانی و حتا در گذشته ایران، حکومتی که در بن‌بست حکمرانی و بحران مشروعیت بود رفت پای گفتگو با جامعه و نمایندگان آن برای تدارک فرایند گذار غیرخشونت‌آمیز به یک نظام حکمرانی متفاوت. در این فرایند است که نوعی تفاهم و بلوغ ملی جدید می‌توان به وجود آورد برای نجات ایران با شرکت همه کسانی که باید در کنار یکدیگر بازیگر جامعه فردا باشند. این کوتاه‌ترین و بی‌دردترین راه برای گریز از گسترش خشونت و فروپاشی پرهزینه و به سوی آینده برای کشوری است درگیر با ابربحران‌های درونی و منطقه‌ای و خطر دخالت خارجی. پذیرفتن ورشکستگی و تن‌دادن به تدارک گذار شاید سبب شود دست‌کم پرده آخر حکومت به یک امر مثبت تبدیل شود.

کانال شخصی سعید پیوندی
https://t.me/paivandisaeed

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *