اعتراضات گسترده اقتصادی و قابلیت بسیج دموکراتیک جنبش زن، زندگی، آزادی

بحران اقتصادی و اعتراضات گسترده اقتصادی

اعتراضات گسترده اقتصادی در ایران، با اعتراض بخشی از کسبه و بازاریان در پاساژعلاءالدین و بازار تهران شروع شد.

جرقه این اعتراضات به دلیل افزایش قیمت ارزهای خارجی و سکه بود. اعتراضات اقتصادی که برخاسته از نارضایتی صنفی – معیشتی بود، به سرعت سیاسی شد و سرتاسری گشت.

ریشه های اعتراضات کنونی را باید در بحران اقتصادی جستجو نمود. در شرایط کنونی کلیه شاخص های کلان قتصادی، مانند: رشد اقتصادی، رکود، تورم، ناترازی ها و.. نشانگر ورشکستگی اقتصادی در ایران است.

بانک جهانی پیش بینی کرده که اقتصاد ایران، در سال  ۱۴۰۴ رشد منفی ۱.۷ درصدی و در سال ۱۴۰۵ رشد منفی ۲.۸ درصدی  را تجربه خواهد کرد.

وضعیت تورم نیز یکی از نگران کننده ترین بخش های گزارش بانک جهانی است. دراین پیش بینی، در سال ۱۴۰۵ تورم در ایران معادل ۵۶ درصد خواهد بود ، قابل ذکر است که تورم هم اکنون در سال ۱۴۰۴ معادل ۴۹ درصد می باشد.

از سوی دیگر، سایه تاریک ده بحران دیگر از جمله: بحران آب، بحران فقر فزاینده، بحران بیکاری، بحران تخریب محیط زیست، بحران  ورشکستگی صندوق های بازنشستکی، بحران تغییرات نسلی، بحران سالمندی، بحران تحریم ها، بحران ورشکستگی نظام بانکی، بحران از دست رفتن سرمایه اجتماعی، بر اقتصاد ایران درعرصه داخلی حاکم است.

 درعرصه بین المللی نیز “بحران ژئوپلیتیکی”  و “تقابلات ژئواکونومیکی” نیز فشارمضاعفی را براقتصاد ایران تحمیل می کنند.

حاصل این شرایط اوج گیری فزاینده جنبش های عدالت خواهانه در ابعاد گوناگون در ایران است. با ارزیابی همه جنبش های اعتراضی در ایران در این سی سال اخیر می توان به این نتیجه رسید، که  مهمترین جنبش ها در ایران، جنبش دموکراسی خواهی، جنبش زنان، جنبش کارگری، جنبش سبک های جدید زندگی وجنبش های عدالت خواهانه هستند.

قابلیت های بسیج دموکراتیک جنبش زن، زندگی، آزادی

جنبش زن، زندگی، آزادی به مثابه یک جنبش سیاسی- مدنی، در مرحله آغازین بسیج دموکراتیک  قراردارد. این جنبش، نشان داد که در سطح محدودی هم افزائی میان اعتراضات کارگران با مطالبات جنسی- جنسیتی زنان، خواسته های رفع ستم و تبعیض اتنیکی، مبارزه مدنی جوانان برای دفاع از حقوق شهروندی و سبک زندگی عرفی، تأمین معاش برای تهیدستان شهری و مقابله جویی با تخریب زیست بوم و طبیعت، در ایران وجود دارد.

واقعیت این است که در کنار حضور قدرتمند زنان در جنبش “زن، زندگی، آزادی”، دانشجویان، دانش آموزان، کارگران، معلمان، گروه های اتنیکی و دینی، هنرمندان و ورزشکاران و … نیز به درجاتی حضور داشتند. با وجود استثناهایی، می توان گفت که در مجموع این حضور، حضوری سازمانی و در پیوند با اعترضات صنفی و مدنی عموم این گروه ها نبود؛ هرچند با همدلیها و حمایتهایی ضمنی از این جنبش همراه بود.

این حمایت ضمنی و همدلی را می توان در دو منشور متفاوت یعنی “منشور مطالبات حداقلی تشکل های مستقل صنفی و مدنی ایران” و منشور تحت عنوان ” آزادی، رفاه، برابری” مشاهده کرد.

منشور اول، توسط شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران، سندیکای کارگران شرکت نیشکر‌ هفت تپه، شورای سازماندهی اعتراضات کارگران پیمانی نفت، صدای مستقل کارگران گروه ملی فولاد اهواز، انجمن صنفی کارگران برق و فلز کرمانشاه، کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل‌های کارگری، شوراهای بازنشستگان، تشکل‌های دانشجوئی، دانش آموزان، کانون مدافعان حقوق بشر، نهادهای مدافع حقوق زنان و … صادر شد. 

منشور دوم نیز توسط ده ها فعال کارگری از جمله اسماعیل بخشی در کنار نویسندگان و فعالان حقوق زنان و خانواده های دادخواه منتشر شد.

مفروضات بنیادین بسیج دموکراتیک

 لایه های نارضایتی اجتماعی گسترده و فراگیر در جامعه،  را می توان در سطح عینی با افزایش میزان تحصن، اعتصاب، و کنش های اعتراضی در چند دهه اخیر رؤیت نمود. این لایه های شکل دهنده عبارتند از:

الف- نارضایتیهای گسترده در عرصه معیشت و اقتصاد: تبعیض و شکاف طبقاتی، بالا بودن احساس محرومیت، توسعه فقر و حاشیه نشینی، ناپایدارکاری، افزایش جمعیت تهیدستان و حاشیه نشینان شهرهای بزرگ، چالشهای اقلیمی و مسائل محیط زیستی، توسعه و تعمیق ناکارآمدی حکومت در اقتصاد، آموزش، بهداشت، محیط زیسـت، کسب وکار و …

ب- کنشهای اعتراضی روزمره و افزاینده در عرصه های فرهنگی- اجتماعی: ناکارامدی الگوی فرهنگی رسمی در جمهوری اسلامی، خشونت و سرکوبگری در تحولات زیستی روزمره و سبک زندگی، فقدان حقوق شهروندی و آزادیهای سیاسی – مدنی، فساد و غارتگری در مجموعه دستگاه حکومتی، شکافهای نسلی، جنسیتی، اتنیکی، مذهبی و توسعه بی اعتمادی، بی آیندگی، ناامیدی و …

با ترسیم و توضیح این مفروضات بنیادین، می توان افق قابلیت های بسیج دموکراتیک در ایران را آینده نگری نمود.

بررسی پژوهش های اعتراضی حاکی از این است که با انباشت بیشتر نارضایتیها، این اعتراضات  درایران نیز فراگیرتر خواهند شد. بررسی روند این اعتراضات در سه دهه اخیر نشانگر کوتاه تر شدن چرخه تناوب، افزایش شدت و رادیکال شدن انهاست. 

نارضایتی های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی روند فزاینده ای خواهند داشت و به تبع آن اعتراضات اجتماعی نیز گسرش می یابند. در مجموع بسترها و عوامل شکل دهنده نارضایتی پایدارتر و اثرگذارتر می شوند و در این رابطه است که اعتراضات رادیکالتر می گردند.

بسیج دموکراتیک با مفصل بندی و ائتلاف جنبش ها

تجربه حاصل از جنبش زن، زندگی، آزادی، حاکی از این است که بسیج دموکراتیک درایران با مفصل بندی و ائتلاف پنج جنبش عمده یعنی جنبش دموکراسی خواهی، جنبش زنان ، جنبش کارگری ، جنبش سبک های جدید زندگی و جنبش عدالت خواهانه ممکن است.

الف- جنبش دموکراسی خواهی

جنبش دموکراسی خواهی یکی از مهمترین چاش های سیاسی است، که شهروندان ایران تا کنون به دلایل تاریخی،اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در دستیابی به آن محروم مانده اند. جنبش دموکراسی نه یک پدیده صرفا سیاسی، بلکه یک پدیده اجتماعی چند لایه است. میزان تحقق دموکراسی بستگی به درجه قدرت جامعه در برابرقدرت حکومت دارد.

ب- جنبش زنان

ملموس ترین چالش فراروی جامعه ایران، مسائل زنان است. جنبش زنان ایران، همپای تغییرات فرهنگی، سیاسی و اجتماعی عصر مشروطه آغاز شد.

 ظهور جنبش زن، زندگی، آزادی، حاصل شکاف عمیق فرهنگی – اجتماعی (جنسی- جنسسیتی، ارزشی، نسلی و سبک زندگی و …) بود. نقش محوری زنان، اعتراض به حجاب اجباری و خواستهای اتنیکی عوامل شتاب دهنده این جنبش بودند.

الگوی جنسیتی سلطه گرایانه دینی حکومت و از سوی دیگر سیاست و الگوی جنسیتی هویت گرایانه اپوزیسیون اقتدارگرای سکولار در جامعه ایران و رشد تمایلات فمینیستی بین دختران و زنان جوان، نشان از گسترش هرچه بیشتر جنبش زنان در آینده نزدیک دارد.

ج- جنبش کارگری

جنبش کارگری درایران نقش برجسته ای در فروپاشی رژیم سلطنتی داشت. کارگران صنعت نفت با اعتصابات سراسری در آستانه انقلاب بهمن، عامل تعیین کننده در سقوط نظام سلطنتی بودند.

 مقابله حکومت جمهوری اسلامی با  نیروهای سیاسی از اواخر سال۱۳۵۹ و سرکوب فزاینده  این نیروها در سال ۱۳۶۰، شامل اعتراضات کارگری نیزشد. به عنوان مثال شورای سراسری شرکت نفت در اواخر سا ل۱۳۶۰ منحل و غیر قانونی گشت.

 با آغاز جنگ ایران و عراق و در فاصله سال های ۱۳۶۰ تا ۱۳۷۰، از یکسوبه دلیل تقویت احساسات ملی و از سوی دیگر دراثر تخریب گسترده در تاسیسات نفتی، حرکت های کارگری مهمی در ایران رخ نداد.

غلبه دیدگاه های طرفداری از ” مستضعفان ” در دولت موسوی،  با افزایش دستمزد کارگران و مسکن سازی برای کارگران، تا حدودی در محدود یت حرکت های گارگری نقش داشت.

 در دوره ریاست جمهوری رفسنجانی به تدریج اعتراضات کارگری در صنعت نفت، به عنوان نمونه در سال ۱۳۷۵ در پالایشگاه تهران برای افزایش دستمزد و حق تشکل مستقل کارگری به وقوع پیوست.

در این سال ها دو تشکل مهم کارگری درایران  شکل گرفت: سندیکای شرکت واحد اتوبوس رانی و سندیکای کارگران کارخانه نیشکر هفت تپه

در مجموع می توان گفت که  از سال های ۱۳۸۰ در ایران جنبش کارگری دوباره پا گرفت.

در این سال ها ما شاهد تحولاتی اساسی درجنبش کارگری هستیم. مثال مشخص : نقش فزاینده زنان کارگر در جنبش کارگری است.

د- جنبش سبک های جدید زندگی

 یکی ازجنبش های اجتماعی نوظهور، جنبش سبک های نوین زندگی است، که تحت تاثیر جهانی شدن، شیوه های زیست را در جامعه ایران دچار دگرگونی کرده است. گرایش به سبک های جدید زندکی و آزادی برای مدیریت مستقل آن، دقیقا نقطه مقابل تعریف حکومت جمهوری اسلامی، از سبک زندگی است.

جنبش زن، زندگی، آزادی  برای مقابله با بی حقوقی پایه ای، تحمیل سبک زندگی و فرهنگ دینی و سنتی و مبارزه علیه محدودیتهای اجتماعی و فرهنگی ناشی از آن و مقابله با دخالت منابع قدرت (پدرسالارانه ، مردسالارانه و  پیر سالارانه) در زندگی روزمره و با هدف تغییر سبک زندگی، اکنون در قالب جنبش سبک های جدید زندگی ادامه دارد.

ه- جنبش های عدالت خواهانه

دهه پنجم حیات حکومت جمهوری اسلامی، یکی از پرالتهاب ترین و پر تنش ترین دهه معاصر ایران، در رابطه با جنبش های عدالت خواهانه است. 

 فقر و نا برابری گسترده درایران، منجر به تجزیه طبقه‌ متوسط شهری شده و بخش قابل توجهی از آنان به دلیل فقر و بیکاری جایگاه سنتی خود را ترک کرده‌ و به گروه های فرودست جامعه پیوسته اند.

با تعمیق بحرانهای چندلایه، از نیمه دوم دهه نود، زنجیره ای ازاعتراضات صنفی، اجتماعی و سیاسی، معلمان، بازنشستگان، کامیونداران، مالباختگان، کارگران و سایر اقشار شکل گرفت. 

نیروی محرکه خیزش های دی ۹۶ و آبان ۹۸ طبقه متوسط فرودست و تهیدستانبودند. درکناراین خیزش ها، در دهه ۹۰ شاهد شکل گیری جنبش مطالباتی کارگران، معلمان، بازنستگان و … بودیم که گسترش یافته و بتدریج متشکل شده اند. جنبش مطالباتی دراین دهه به یک پای اعتراضات سیاسی- اجتماعی تبدیل شد. 

در سال ۱۴۰۰ شاهد اعتراضات منطقه ای در اصفهان و خوزستان و اعتراضات مدنی بازنشستگان در کنار اعتراضات مستمر کارگران بودیم.

حیات چند ماهه جنبش زن، زندگی، آزادی و گسترش آن، بدون حضور اقشار و گروه های معینی که به دلیل مشکلات اقتصادی- معیشتی (بیکاری، تورم، مسئله مسکن و …) و نابرابریها و تبعیضهای عمده به خصوص قومی، به این جنبش پیوستند، ممکن نبود. 

اعتراضات گسترده اقتصادی در دی ماه ۱۴۰۴ نیز درزمرهجنبش های عدالت خواهانه است.

احمد هاشمی

ahmad.haschemi@gmx.at

منبع: سایت اخبار روز

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *