نوروز – نماد هویت، مقاومت و ققنوس امید در مسیر گذار به دموکراسی

مقدمه: نوروز به مثابه پارادایم پایداری و بازتولید هویت تاریخی

نوروز، باستانی‌ترین و شکوهمندترین جشن ملی ایرانیان، بسی فراتر از یک رویداد تقویمی، نجومی و کیهانی است؛ این آیین کهن، شالوده و استوانه اصلی هویت تاریخی، فرهنگی و ملی مردمان فلات ایران و حوزه‌ی تمدنی آن به شمار می‌رود. نوروز که با لحظه‌ی اعتدال بهاری و ورود خورشید به نخستین درجه از برج حمل (منطقه البروج) آغاز می‌گردد ۱، در درازنای هزاره‌ها همواره به عنوان نماد زایش دوباره، پیروزی نور بر تاریکی، و رستاخیز طبیعت شناخته شده است. در دوران معاصر، به ویژه در سایه سنگین استبداد، پیامدهای ویرانگر جنگ و حاکمیت ایدئولوژیک و اقتدارگرای جمهوری اسلامی در ایران، نوروز کارکردی مضاعف و استراتژیک یافته است. این جشن باستانی دیگر تنها یک آیین برای نو شدن سال و تغییر فصول نیست، بلکه به یک ابزار قدرتمند برای نافرمانی مدنی، حفظ همبستگی ملی، مقاومت فرهنگی و تبلور امید در برابر ماشین سرکوب تبدیل شده است.۲

مفهوم «ایران» به عنوان یک کلیت یکپارچه و تمدنی، در طول تاریخ پرفراز و نشیب خود همواره با تهدیدات ویرانگر خارجی و استبدادهای سهمگین داخلی مواجه بوده است. در چنین فضای پرتلاطمی، نوروز به مثابه نخ یک تسبیح نامرئی عمل می‌کند که تنوع قومی، زبانی و مذهبی پهنه‌ی ایران‌زمین را به یکدیگر پیوند داده و یک «ما»ی جمعی و تاریخی در برابر «بیگانه»ِ مستبد و هویت‌ستیز خلق می‌کند.۴ این نوشته پژوهشی و تحلیلی، با تکیه بر اسناد تاریخی، متون ادبی، و آرای فلاسفه اگزیستانسیالیست و متفکران حوزه‌ی امید، به کالبدشکافی عمیق نوروز می‌پردازد. هدف غایی این نوشتار، تبیین این واقعیت جامعه‌شناختی و فلسفی است که چگونه این سنت کهن می‌تواند همچون ققنوسی از خاکستر رنج‌ها، جنگ‌ها و بی‌عدالتی‌ها برخاسته و نیروی محرکه‌ای برای گذار دموکراتیک، بدون خشونت و مبتنی بر وفاق ملی در ایرانِ فردا باشد.

ریشه‌شناسی، تاریخچه پیدایش و سیر تطور سنت‌های نوروز

خاستگاه دقیق نوروز در غبار اسطوره‌ها و تاریخ باستان نهفته است، اما شواهد زبان‌شناختی، باستان‌شناختی و متون تاریخی نشان از قدمت چندهزارساله و ریشه‌های عمیق آن در ساختار فکری آریایی‌ها دارد. واژه نوروز در زبان فارسی میانه (پهلوی ساسانی) به صورت «nōgrōz» (نوگ‌روز) تلفظ می‌شده و ریشه در زبان اوستایی با معادل «navaka raocah» به معنای «روز نو» دارد.۶ در متون آسیای میانه، مردمان سغدی و خوارزمیان در دوره‌های باستان، نوروز را با نام‌های «نوسارد» و «نوسارجی» (به معنای سال نو) می‌شناختند و آن را با شکوه تمام جشن می‌گرفتند.۶

از اسطوره تا تاریخ: دوران پیش از اسلام

در اساطیر ایرانی و شاهنامه حکیم ابوالقاسم فردوسی، پیدایش نوروز به «جمشید»، پادشاه فرهمند و اسطوره‌ای پیشدادی نسبت داده شده است. روایات حماسی حاکی از آن است که چون جمشید بر تختی مرصع نشست و آن را به یاری دیوان در آسمان برافراشت، تلألؤ نور خورشید بر تاج و تخت او جهانیان را خیره کرد؛ مردمان آن روز را که مصادف با یکم فروردین (هرمز روز) بود، «نوروز» نامیدند و به پاس این شکوه، جشن‌های بزرگی برپا ساختند.۹

از منظر تاریخی و مستندات باستان‌شناختی، نخستین شواهد مکتوب و تصویری مستند از برگزاری باشکوه نوروز به دوران هخامنشیان بازمی‌گردد. سنگ‌نگاره‌های بازمانده در تخت جمشید (به‌ویژه در کاخ آپادانا) که نمایندگان ملل و اقوام مختلف امپراتوری را در حال تقدیم هدایا به پادشاه نشان می‌دهد، توسط بسیاری از پژوهشگران برجسته به عنوان مراسم بار عام نوروزی و نمادی از همبستگی اقوام تحت لوای امپراتوری تفسیر شده است.۷ گزنفون، مورخ یونانی نیز در نوشته‌های خود به جشن‌هایی در دربار کوروش بزرگ اشاره می‌کند که قرابت بسیاری با آیین‌های نوروزی دارد.۷

در دوران اشکانیان و ساسانیان، نوروز به عنوان مهم‌ترین جشن دولتی، ملی و دینی تثبیت شد. در کیهان‌شناسی دوگانه‌گرای دین زرتشتی، نوروز با مفهوم «رپیتوین» (Rapithwin – ایزد نیمروز و فصل گرما) گره خورده است. بر اساس این باور، رپیتوین در طول زمستان برای گرم نگه داشتن ریشه‌های گیاهان در برابر سرمای اهریمنی به زیر زمین می‌رود و بازگشت او در ظهر اعتدال بهاری، نمادی از زایش دوباره طبیعت و پیروزی غایی انوار الهی بر تاریکی اهریمن است.۷ در دوره ساسانی، جشن نوروز حداقل شش روز به طول می‌انجامید و به دو بخش مجزا اما پیوسته تقسیم می‌شد: «نوروز عامه» یا نوروز کوچک (پنج روز نخست برای عموم مردم و طبقات مختلف) و «نوروز خاصه» یا نوروز بزرگ (روز ششم یا خردادروز، ویژه پادشاهان، مقربان دربار و اعطای هدایا).۶

بقا، مقاومت و دگردیسی در دوران اسلامی

یکی از شگفتی‌های بی‌بدیل تاریخ فرهنگی ایران، مقاومت سرسختانه و بقای نوروز پس از فروپاشی امپراتوری ساسانی و تسلط اعراب مسلمان بر فلات ایران است. فتح پایتخت ساسانیان توسط اعراب دقیقاً مصادف با روز نوروز بود؛ رویدادی که تلخی مضاعفی برای ایرانیان به همراه داشت. در سده‌های نخستین اسلامی، حاکمان اموی و عباسی با نگاهی منفعت‌طلبانه و وضع مالیات‌های سنگینِ نوروز و مهرگان، از این اعیاد برای پر کردن خزانه خود بهره‌برداری اقتصادی می‌کردند.۱۳ با این حال، جذابیت، شکوه و ریشه‌های عمیق آیین‌های نوروزی، به تدریج خلفای عباسی را نیز مجذوب خود کرد؛ به طوری که تلاش‌های مقطعی خلیفه معتضد عباسی در سال ۸۹۷ میلادی برای ممنوعیت آتش‌افروزی، آب‌پاشی و شادمانی مردمی در کوچه‌های بغداد، با مقاومت شدید و ترس از شورش‌های گسترده مردمی با شکست مواجه شد و او مجبور به لغو فرمان خود گردید.۱

با برآمدن حکومت‌های مستقل و نیمه‌مستقل ایرانی‌تبار نظیر سامانیان، آل‌بویه و غزنویان، نوروز مجدداً با شکوه تمام در دربارها جشن گرفته شد. 

عضدالدوله دیلمی در تالارهایی آراسته به ظروف زرین و سیمین و مملو از گل و ریحان، این روز را گرامی می‌داشت.۱۳ در دوران صفویه، که دوران نضج‌گیری مفهوم دولت-ملت در ایران حول محور تشیع بود، این جشن ملی با هوشمندی بی‌نظیری با روایات و احادیث مذهبی درآمیخت. علمای این دوران با استناد به روایاتی منتسب به امام ششم شیعیان (امام جعفر صادق)، نوروز را روزی خجسته معرفی کردند که در آن کشتی نوح پس از طوفان بر کوه جودی نشست، جبرئیل نخستین بار بر پیامبر اسلام وحی آورد و واقعه غدیر خم و جانشینی علی بن ابی‌طالب در آن رخ داد.۱۳ این هم‌گرایی هوشمندانه و دگردیسی فرهنگی باعث شد نوروز به عنوان یک آیین مشروع، مقدس و قدرتمند در تار و پود جامعه سنتی و مذهبی ایران نفوذ کند و تا دوران قاجار و پهلوی به عنوان بزرگترین نماد پیونددهنده حاکمیت، دین و ملت به حیات بالنده خود ادامه دهد.۱۴

بزرگداشت نوروز در تاریخ، ادبیات، شعر و فرهنگ ایران‌زمین

زبان و ادبیات پارسی، به عنوان مهم‌ترین رکن هویت ایرانی و حافظه تاریخی این سرزمین، پاسدار و راوی بی‌نظیر آیین‌های نوروزی بوده است. کمتر شاعر، نویسنده و اندیشمندی در تاریخ هزار و چندصدساله ادبیات کلاسیک و معاصر فارسی یافت می‌شود که به ستایش بهار، نوروز و رستاخیز طبیعت نپرداخته باشد؛ گویی نوروز و ادبیات فارسی دو روح در یک کالبدند.۹

تجلی نوروز در حماسه، عرفان و غزل کلاسیک

  • حکیم ابوالقاسم فردوسی: در شاهنامه، اثر جاودان فردوسی، نوروز فراتر از یک تغییر فصل، نماد پیروزی حق بر باطل، فرّه ایزدی و رستاخیز دادگری است. فردوسی در جای‌جای شاهنامه، در توصیف پیروزی‌ها و روزهای درخشان، همواره آرزو می‌کند که روزگار قهرمانان “چو نوروز” باشد. به عنوان مثال، در پایان داستان بیژن و منیژه، برای قهرمان داستان آرزو می‌کند: «همه روزگارش چو نوروز باد / شب تار و روزش دلفروز باد».۹
  • حافظ شیرازی: در غزل‌های لسان‌الغیب، باد نوروزی پیام‌آور رستگاری، بیداری معنوی و تجلی انوار الهی است. او نسیم نوروز را یاری‌گر دل‌ها برای روشن کردن چراغ معرفت می‌داند و می‌سراید: «ز کوی یار می‌آید نسیم باد نوروزی / از این باد ار مدد خواهی چراغ دل برافروزی». حافظ بهار را فرصتی گذرا برای رهایی از غبار غم‌های زمانه و پیوستن به شادی جمعی معرفی می‌کند و انسان را به اغتنام فرصت فرامی‌خواند.۹
  • سعدی شیرازی: شیخ اجل، در بوستان و گلستان، نوروز را به عنوان نمادی از لطف و رحمت بی‌کران الهی و نوزایی طبیعت می‌ستاید. او فرا رسیدن این روز را با آرزوی سعادت و بهروزی پیوند می‌زند: «برآمد باد صبح و بوی نوروز / به کام دوستان و بخت پیروز». سعدی عشق به بهار و جنبش در نوروز را شرط حیات انسانی دانسته و هر آن‌کس که از این رستاخیز به وجد نیاید را مرده می‌انگارد: «آدمی نیست که عاشق نشود فصل بهار / هر گیاهی که به نوروز نجنبد حطب است».۹
  • مولانا جلال‌الدین بلخی: مولانا با رویکردی عمیقاً عرفانی، نوروز را از یک رویداد تقویمی به یک تجربه درونی و استعاره‌ای از وحدت با معشوق ازلی تقلیل و در عین حال ارتقا می‌دهد. برای او، وصال حقیقت و بیداری جان، همان نوروز جاودان است: «جهان، شاد است از نوروز و از عید / ولیکن عید و نوروزم تویی، تو».۹
  • ادبیات معاصر و مقاومت: شاعران مدرن و معاصر نیز از نوروز برای بازتاب دردهای اجتماعی و امیدهای سیاسی بهره برده‌اند. فریدون مشیری با ترسیم لطیف طبیعت («بوی باران، بوی سبزه، بوی خاک… / نرم نرمک می‌رسد اینک بهار») نوروز را به عنوان نمادی از امید و بازگشت شادمانی به تصویر می‌کشد.۹ نیما یوشیج و احمد شاملو نیز از استعاره‌های بهار، زایش دوباره و رستاخیز طبیعت برای بیان رنج‌های سیاسی و امید به رسیدن روشنایی در دل تاریکی و اختناق بهره برده‌اند.۱۷

سنت‌ها و مناسک: رمزگان مقاومت و بازتولید اجتماعی

مناسک نوروزی صرفاً رفتارهای نمادین و تکراری نیستند؛ بلکه مجموعه‌ای از کنش‌های پیچیده‌ی اجتماعی‌اند که وحدت، پاکیزگی روانی، و مقاومت در برابر زوال و فراموشی را بازتولید می‌کنند.۱۶ در جدول زیر، ابعاد جامعه‌شناختی و نمادین مهم‌ترین سنت‌های نوروزی ارائه شده است:

نام آیینریشه تاریخی و نمادشناسیکارکرد اجتماعی و روان‌شناختی در دوران معاصر
چهارشنبه‌سوریریشه در آتش‌افروزی‌های باستانی برای دفع اهریمن و بیماری، و احترام به عنصر پاک‌کننده آتش دارد.۸پاکسازی روان جمعی، غلبه بر ترس، و به ویژه در دهه‌های اخیر، نوعی نافرمانی مدنی و تصاحب عرصه‌ی عمومی در برابر محدودیت‌های حاکمیت.۱۹
خانه‌تکانیدور ریختن پلیدی‌ها و آماده‌سازی محیط برای استقبال از ارواح درگذشتگان (فروهرها).۸نوزایی فضای فیزیکی، آماده‌سازی ذهن برای پذیرش تغییر، پاک کردن غبار گذشته و گذار روانی از زمستانِ تاریک به آینده‌ی روشن.
سفره هفت‌سینتکامل‌یافته در سده‌های اخیر از سفره‌های باستانی؛ شامل هفت عنصر گیاهی و نمادین با حرف «س».۱۹تجلی مفاهیم بنیادین حیات انسانی: عشق (سنجد)، محافظت (سیر)، باروری (سیب)، ثروت (سمنو)، صبر (سرکه) و تولد دوباره (سبزه).۱۹
سیزده‌به‌درپیوند انسان با طبیعت، گره زدن سبزه برای پیوند دل‌ها و دور کردن نحسی احتمالی روز سیزدهم.۳تجدید میثاق با زمین، ایجاد همبستگی اجتماعی در فضاهای عمومی، شکستن مرزهای طبقاتی و انسجام ملی خارج از سیطره‌ی نهادهای رسمی.

نوروز، هویت و وحدت ملی در تاریکنای استبداد و جنگ

در کشوری با گستره‌ی جغرافیایی پهناور و تنوع زبانی، قومی و مذهبی بی‌نظیر (کُرد، تُرک، بلوچ، عرب، ترکمن، لر، گیلک و غیره)، یافتن نقطه ثقلی که بتواند مفهوم «ملت ایران» را بدون سرکوب تفاوت‌ها و خرده‌فرهنگ‌ها تعریف کند، همواره چالشی تاریخی بوده است.۴ هویت ملی ایرانیان پدیده‌ای ایستا نیست، بلکه در طول قرون، در برابر هجوم‌ها و استبدادها بازسازی و صیقل خورده است.

در دهه‌های اخیر، جامعه‌ی ایران با دورانی از سخت‌ترین آزمون‌های تاریخی خود مواجه بوده است. از یک سو، پیامدهای سهمگین و درد و رنج‌های ناشی از جنگ و تجاوز نظامی به کشور که سرمایه‌های انسانی و زیرساخت‌های کشور را ویران میسازد، و از سوی دیگر، استقرار یک حاکمیت ایدئولوژیک، رادیکال و فقه‌محور که با اعمال فشار، اختناق و سرکوب مستمر، حیات مدنی جامعه را به گروگان گرفته است.۲۰ جمهوری اسلامی در چهار دهه گذشته تلاش کرده است تا هویت ملی، تاریخی و باستانی ایران را در دل یک هویت امت‌گرایانه و مذهبی ادغام یا مضمحل کند. سیاست‌های ایران‌ستیزانه و تلاش سیستماتیک برای حاشیه‌راندن اعیاد ملی، از جمله اظهارات صریح برخی فقهای تندرو مبنی بر آرزوی جانشینی عید غدیر به جای نوروز و تقبیح سنت‌های پیش از اسلام، نشان‌دهنده وحشت عمیق سیستماتیک رژیم از پتانسیل همبستگی‌ساز و رهایی‌بخش نوروز است.۱۴

با این وجود، جامعه‌ی ایران با درکی عمیق از اهمیت این میراث، از ابزار فرهنگیِ نوروز به عنوان یک سپر دفاعی و سلاحی اثر بخش برای پاسداری از هویت خود بهره برده است.۲ نوروز اکنون نمادی تام و تمام از «مقاومت» است.۲۶ در کردستان ایران، جشن‌های باشکوه «نوروز» (Newroz) با روشن کردن آتش‌های عظیم بر فراز کوه‌ها، پوشیدن لباس‌های اصیل، و رقص‌های دسته‌جمعی (هەڵپەڕکێ)، به یک بیانیه‌ی قدرتمند سیاسی و کالبدی در برابر آپارتاید فرهنگی، نظامی‌گری و سرکوب‌های حاکمیت تبدیل شده است. مشارکت بی‌سابقه مردم در این جشن‌ها، به ویژه پس از خیزش‌های مدنی و جنبش‌های اعتراضی اخیر، نشانگر آن است که نوروز از یک سنت خانوادگی ساده، به یک مقاومت ساختاریافته و شبکه‌ای از تضامن اجتماعی ارتقا یافته است.۲۴

در دوران جنگ و در قلب اختناق، نوروز به عنوان یک حافظه تاریخی مشترک عمل می‌کند که در برابر ماشین انسان‌زدایی و تاریخ‌زدایی حکومت و متجاوزان بیگانه می‌ایستد. این جشن به مردم مجروح اما بیدارِ ایران یادآوری می‌کند که همان‌گونه که طبیعت به طور اجتناب‌ناپذیری از سرمای انجمادآور و مرگبار زمستان عبور کرده و به شکوفایی می‌رسد، جامعه نیز می‌تواند از زمستان استبداد و رنج جنگ عبور کند. این آیین باستانی، مرزهای ایدئولوژیک حکومت را به چالش کشیده و با زبانی نمادین اثبات می‌کند که مشروعیت واقعی، نه در نهادهای سرکوب، اسلحه‌ها و احکام ظالمانه، بلکه در عمق باورهای فرهنگی، تاریخ و اراده‌ی مردم ریشه دارد.۲

فلسفه امید؛ نوروز به مثابه عصیان و تعهد به معنا در دوران بی‌عدالتی

چگونه می‌توان در میانه‌ی سرکوب‌های خشن، شکنجه‌ها، اعدام‌های گسترده، سانسور و فروپاشی ویرانگر اقتصادی، همچنان لباس نو بر تن کرد، به دور سفره هفت‌سین نشست و از «امید» سخن گفت؟ آیا این خوش‌بینی ساده‌لوحانه و امیدی واهی نیست؟ برای درک نقش رهایی‌بخش و بنیادین نوروز در روان‌شناسی جمعی ایرانیان، باید به مفهوم «امید» از منظر فلاسفه بزرگ تاریخ و متفکران اگزیستانسیالیست نگاهی انداخت و آن را با واقعیت کنونی ایران پیوند داد.

۱. آلبر کامو و عصیان در برابر پوچی و بی‌عدالتی

آلبر کامو، فیلسوف و نویسنده‌ی برجسته، در رساله مشهور خود افسانه سیزیف (The Myth of Sisyphus)، به مسئله‌ی بنیادینِ تقابل انسان با جهان خاموش، پوچ و غیرعقلانی می‌پردازد. پوچی، زمانی متولد می‌شود که نیاز فطری انسان به معنا، با سکوت و بی‌عدالتی جهان برخورد می‌کند.۲۸ در دل یک دیکتاتوری تاریک، جایی که جان انسان‌ها ارزان شمرده می‌شود و بی‌عدالتی قانون حاکم است، زندگی می‌تواند کاملاً بی‌معنا و پوچ جلوه کند. کامو استدلال می‌کند که تسلیم شدن یا خودکشی (چه فیزیکی و چه فلسفی) راه حل نیست، بلکه راه حل اصیل، «طغیان» (Revolt) و پافشاری بر ارزش‌های انسانی است. سیزیف محکوم است تا سنگی را برای ابد به بالای کوه ببرد و فروافتادن آن را تماشا کند، اما کامو می‌نویسد: «همین تلاش به سوی قله، برای پر کردن قلب یک انسان کافی است. باید سیزیف را خوشبخت تصور کرد».۲۸ در بافتار ایران معاصر، برگزاری نوروز با وجود تمام اندوه‌ها، فقدان‌ها و داغ‌های نشسته بر دل، تجلی همین طغیان شکوهمند است. بر اساس اندیشه‌ی کامو، در اینجا نوروز نمادی است از «امید به مثابه احساس و قبول مسئولیت اخلاقی در برابر بی‌عدالتی».۳۰ پاسداشت زایش بهار، برپایی سفره هفت‌سین و رقصیدن در خیابان‌ها در کشوری که حکومت آن روزمره بذر مرگ و بیگانگان آوار جنگ را بر آن تحمیل میکنند، دهن‌کجی به پوچیِ استبداد و استعمار یک پیروزی بزرگ اخلاقی بر ماشین تولید یأس است.

۲. واتسلاو هاول: امید به مثابه تعهد به معنا و عمل

واتسلاو هاول، روشنفکر، نمایشنامه‌نویس و رهبر دموکراسی‌خواه جمهوری چک که خود سال‌ها طعم تلخ زندان و استبداد توتالیتر را چشیده بود، تعریفی عمیق، عمل‌گرایانه و تکان‌دهنده از امید ارائه می‌دهد. از منظر او، امید چیزی نیست که از بیرون به ما تزریق شود، بلکه وضعیتی از روح است. او می‌نویسد: «امید نه به معنای خوش‌بینی، و نه به معنای اطمینان از پایان خوش وقایع است؛ بلکه یقین به این موضوع است که کاری که انجام می‌دهیم معنا دارد، صرف‌نظر از این که نتیجه آن چه باشد».۳۲ هاول امید را بعد و گرایشی از روح می‌داند که نیروی لازم برای زیستن و مبارزه برای «امرِ خیر» را فراهم می‌کند، حتی در شرایطی که هیچ چشم‌انداز فوری برای پیروزی دیده نمی‌شود.۳۲ نوروز برای ایرانیان، دقیقاً عمل کردن به همین فلسفه‌ی هاول است؛ عملی است برخاسته از تعهد به زندگی، آزادی و شرافت. هر آتشی که در شب چهارشنبه‌سوری افروخته می‌شود و هر سبزه‌ای که در روز سیزده‌به‌در گره می‌خورد، پافشاری بر هویت انسانی و اعلام این یقین است که زنده نگه داشتن فرهنگ مدارا و نور، در برابر حکومتِ سرکوب و تاریکی، ذاتاً معنا دارد.

۳. ارنست بلوخ: نوروز، اصل امید و نیروی محرک تاریخ

ارنست بلوخ، متفکر برجسته آلمانی، در اثر عظیم خود، اصل امید (The Principle of Hope)، مفهوم اتوپیای انضمامی و انگیزه آرمان‌شهرگرایی را مطرح می‌کند. او بر این باور است که جهان و انسان همواره پروژه‌هایی ناتمام‌اند.۳۵ فلسفه بلوخ بر مبنای اصل هستی‌شناسانه «Not-Yet-Become» (هنوز-نه-شده) بنا شده است؛ بدین معنا که واقعیت هنوز به کمال خود نرسیده و آینده همواره فضایی برای امکان‌های رهایی‌بخش است.۳۶ از دیدگاه بلوخ، رویاپردازی برای زندگی بهتر، فرار از واقعیت نیست، بلکه «امید به عنوان نیروی محرک برای تغییر روند تاریخ» عمل می‌کند.۳۵ نوروز، با نمادهای سرسبزی، رهایی، طراوت و نو شدن، تجسمِ فرهنگی و عینیِ همین «اصل امید» بلوخ است. 

نوروز، رویاپردازیِ جمعیِ یک ملت برای ساختن ایرانی آزاد، آباد و دموکراتیک است و این آرمان‌خواهی، پتانسیل‌های رهایی‌بخش را در برابر نظم تاریک کنونی فعال کرده و سوژه ایرانی را برای تغییر شرایط مادی و سیاسی خود به حرکت درمی‌آورد.۳۹

۴. آدولف هول: یقین در نفسِ کوشش برای امیدواری

آدولف هول، فیلسوف و جامعه‌شناس دین اهل اتریش، بر این گزاره تاکید می‌ورزد که انسان نباید در دام نتیجه‌گراییِ صرف بیفتد. او معتقد است که: «امید یقین ندارد که همه‌چیز خوب تمام می‌شود؛ امید یقین دارد که آن کوشش برای داشتن امید معنا دارد، صرف‌نظر از نتیجه».۴۰ این دیدگاه برای درک روان‌شناسی مبارزه در ایران بسیار کلیدی است. مبارزه مدنی در ایران و اصرار بر برگزاری شادمانه آیین‌های نوروزی در دل اندوه، تجلی همین کوشش باشکوه است. ملتی که بهای سنگینی از خون جوانان خود پرداخته است، می‌داند که پیروزی و آزادی به سادگی تضمین‌شده نیست و مسیر گذار دشوار است، اما به این قطعیتِ فلسفی رسیده است که تن ندادن به استبداد و زنده نگه داشتن شعله‌های فرهنگ اصیل، تنها راه معنادار برای بقای تاریخی است. کوشش برای برگزاری نوروز، خودِ امید است؛ تلاشی است که به زیستن در سایه دیکتاتوری معنا می‌بخشد.۴۲

برای درک بهتر تقاطع آرای این اندیشمندان با کارکرد نوروز، جدول زیر نمایانگر این پیوند فلسفی است:

فیلسوف / متفکرمفهوم بنیادینتجلی آن در فلسفه‌ی بزرگداشت نوروز در ایرانِ معاصر
آلبر کاموطغیان و قبول مسئولیت اخلاقی در برابر بی‌عدالتی ۲۸جشن گرفتن بهار و شادمانی، به عنوان عصیانی نمادین در برابر حکومتی که مرگ و پوچی را ترویج می‌کند.
واتسلاو هاولتعهد به معنا و عمل مستقل از نتیجه نهایی ۳۲پافشاری بر حفظ سنت‌ها و هویت ملی، به عنوان اقدامی که ذاتاً در برابر دروغِ استبداد، حقیقت و معنا می‌آفریند.
ارنست بلوخامید به عنوان نیروی محرک تاریخ و آرمان‌شهر انضمامی ۳۵نوروز به عنوان رویای جمعی برای آزادی و دگرگونی؛ نویدبخشیِ این امر که زمستان استبداد پایان‌یافتنی است.
آدولف هولمعنادار بودنِ نَفسِ کوشش برای امیدواری ۴۰تداوم آیین‌های نوروزی با وجود سرکوب و رنج، به این یقین که تلاش برای حفظ نور در تاریکی، والاترین کنش انسانی است.

ققنوس ایران؛ زایش دوباره از خاکستر استبداد و جنگ

در ادبیات اساطیری جهان و به ویژه در شاهکارهای بلامنازع ادبیات عرفانی فارسی نظیر منطق‌الطیر اثر شیخ فریدالدین عطار نیشابوری، «ققنوس» مرغی افسانه‌ای، شگرف و نامیرا است که جفتی ندارد. بر اساس این اسطوره، ققنوس در پایان عمر طولانی خویش، هیزم بسیار گرد می‌آورد، بر توده‌ی هیزم می‌نشیند، با منقار خویش آوازی حزین و دردآلود می‌خواند و بال بر هم می‌زند تا آتشی افروخته شود. او خود را در میان شعله‌های آتش می‌سوزاند؛ اما داستان به اینجا ختم نمی‌شود، چرا که از دل این خاکستر سوخته، ناگهان ققنوسی نو، جوان و بالنده متولد می‌شود تا دوباره به پرواز درآید.۱۷

امروز، ایران، این پهنه‌ی فرهنگی کهن، و آیین نوروز به مثابه همین ققنوس‌اند.۴۵ استبداد سیاه مذهبی، تحریم‌های کمرشکن، جنگ‌های تحمیلی، فقر فراگیر، اختناق و اعدام‌های گسترده، هیزم‌های آتشی بوده‌اند که در دهه‌های اخیر بر جان این جامعه و این مرز و بوم افتاده‌اند. ایران بارها در این آتش سوخته و خاکستر شده است. با این حال، همان‌گونه که ققنوس از نابودی خویش حیات می‌آفریند، جامعه ایران نیز با تکیه بر بن‌مایه‌های هویتی خویش در اعتدال هر بهار، از دل سوگ‌ها، زخم‌های عمیق و خاکسترهای به‌جامانده از عزیزان و جوانان در خون خفته‌اش، برمی‌خیزد.

نوروز، لحظه برخاستن این ققنوس است. جشن گرفتن در این شرایط سهمگین، به معنای فراموشیِ خون‌ها و نادیده گرفتن دردها نیست، بلکه کیمیاگریِ تبدیل کردن درد به سوختِ پرواز، برای رسیدن به روشنایی، رهایی و سعادت است.۴۶ نوروز پیام‌آور آن است که نیروی حیات و اراده‌ی معطوف به آزادی در روح انسان ایرانی، خاموش‌ناشدنی است. ققنوسِ اراده‌ی ملی، با هر بهار بال‌های خود را می‌تکاند تا از خاکستر زمستانِ استبداد، آسمانِ بهاری آزادی را فتح کند.

نتیجه‌گیری: گذار دموکراتیک از رهگذر وفاق ملی، فرهنگی و همبستگی تاریخی

یافته‌های این پژوهش به روشنی نشان می‌دهد که نوروز، بسی فراتر از یک تغییر ساده در تقویم و فصول طبیعت، مانیفست مقاومت، سنگ‌بنای هویت و تجلی‌گاه امید برای ملت ایران است. 

در دورانی که حاکمیت استبدادی تلاش می‌کند با ایجاد دوقطبی‌های کاذب، تفرقه‌افکنی میان اقوام و سرکوب مستمر، جامعه را به فروپاشی، ازخودبیگانگی و یأس مطلق بکشاند، اتکا به اشتراکات عمیق تاریخی و فرهنگی همچون نوروز، کلید اصلی ایجاد وفاق ملی است.۴۸

گذار از یک دیکتاتوری بی‌رحم، ایدئولوژیک و اقتدارگرا به یک دموکراسی پایدار، نیازمند سرمایه‌های نمادین قدرتمند و ابزارهای همبستگی‌سازِ خشونت‌پرهیز است. نوروز به عنوان گسترده‌ترین و فراگیرترین چتر فرهنگی ایران، این ظرفیت بی‌نظیر را دارد که تمامی گروه‌های اتنیکی، زبانی، مذهبی و عقیدتی را حول محور مفاهیم بنیادین «زندگی، زایش، صلح و آزادی» متحد سازد. این اتحاد، مصداق بارز همان امیدی است که آلبر کامو، واتسلاو هاول و ارنست بلوخ از آن سخن می‌گویند؛ امیدی که منفعل نیست، بلکه کنش‌گر است، مسئولیت‌پذیر است، در برابر دروغ می‌ایستد و تاریخ را به سوی یک آرمان‌شهر انضمامی به پیش می‌راند.

در برابر گفتمان مرگ‌اندیش، جنگ‌طلب و آخرت‌گرای افراطیِ حاکم، نوروز گفتمانِ زندگی‌بخش، انسان‌محور، صلح‌طلبانه و شادی‌آفرین را نمایندگی می‌کند. این آیین باستانی به شهروندان ایرانی قدرت می‌بخشد تا در دل تاریک‌ترین شب‌های استبداد، درد و رنج جنگ، باور داشته باشند که هیچ زمستانی جاودانه نیست و بهار آزادی، با اراده و همبستگی ملی، گریزناپذیر خواهد بود. نوروز، وعده‌ی قطعی طلوع دوباره‌ی خورشید است.


شادباش پایانی:

در پایان این نوشتار، ضمن شادباش پاکدلانه فرا رسیدن نوروز باستانی و رستاخیز شکوهمند طبیعت را به یکایک مخاطبان این مقاله، شادباش گفته برای شما آرزوی تندرستی، صلح، آرامش و خوشبختی دارم. امید است که این نوروز، نقطه عطفی تاریخی برای همبستگی و وفاق ملی ما باشد و ققنوسِ ایران‌زمین، با بال‌هایی از جنس آگاهی و امید، از خاکستر رنج‌ها برخاسته و پرواز باشکوه خود را در آسمانِ روشنِ رهایی آغاز کند. از صمیم قلب آرزومندم که در سایه‌ی خرد جمعی، پایداری، و مقاومت خشونت‌پرهیز مدنی، به زودی شاهد طلوع آفتاب آزادی برای ایران باشیم؛ آزادیِ برخاسته از یک گذار دموکراتیک و مسالمت‌آمیز از یوغ استبداد تاریک‌اندیش، به سوی استقرار کشوری بالنده، آزاد و دموکراتیک در آینده‌ای روشن و نزدیک. بهاران خجسته باد.

مراجع و منابع:

  1. نوروز در تقویم ایرانی / دانشنامه ایرانیکا – cgie.org.ir, accessed March 20, 2026, https://www.cgie.org.ir/fa/news/155957/%D9%86%D9%88%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%D9%82%D9%88%DB%8C%D9%85-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C—%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C%DA%A9%D8%A7
  2. The Festival of Nowruz and Consumer Identity Politics: An Ethnographic – Research Repository, accessed March 20, 2026, https://repository.essex.ac.uk/36159/1/Hesam%20Dehghan%20Nayeri%20MPhil%20Thesis.pdf
  3. Iran’s Nowruz Revolution – Iranian Renaissance, accessed March 20, 2026, https://iircf.com/wp-content/uploads/2019/12/Irans-Nowruz-Revolution.pdf
  4. نقش نوروز در هویت ایرانی – توانا آموزشکده‌ جامعه‌مدنی ‌ایران, accessed March 20, 2026, https://tavaana.org/nowruz_and_national_identity/
  5. بحران هویّت ملّی و قومی در ایران – IranNamag, accessed March 20, 2026, https://www.irannamag.com/article/%D8%A8%D8%AD%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%87%D9%88%D9%8A%D9%91%D8%AA-%D9%85%D9%84%D9%91%D9%8A-%D9%88-%D9%82%D9%88%D9%85%D9%8A-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D9%8A%D8%B1%D8%A7%D9%86/
  6. حقایقی از تاریخچه و آداب و رسوم عید نوروز در ایران, accessed March 20, 2026, https://irbas.ir/2103/%D8%AD%D9%82%D8%A7%DB%8C%D9%82%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE%DA%86%D9%87-%D9%88-%D8%A2%D8%AF%D8%A7%D8%A8-%D9%88-%D8%B1%D8%B3%D9%88%D9%85-%D8%B9%DB%8C%D8%AF-%D9%86%D9%88%D8%B1%D9%88/?print=1
  7. Nowruz | Festival, History, Practice, & Facts – Britannica, accessed March 20, 2026, https://www.britannica.com/topic/Nowruz
  8. نگاهی به فلسفه عید نوروز در ایران – کجارو, accessed March 20, 2026, https://www.kojaro.com/history-art-culture/191010-survey-iranian-nowruz/
  9. نوروز و ادبیات فارسی – خبرگزاری پیک آفتاب, accessed March 20, 2026, http://paikaftab.com/?p=9056
  10. نوروز در ایران باستان – ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد, accessed March 20, 2026, https://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%86%D9%88%D8%B1%D9%88%D8%B2_%D8%AF%D8%B1_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D8%A8%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86
  11. Nowruz – Wikipedia, accessed March 20, 2026, https://en.wikipedia.org/wiki/Nowruz
  12. NOWRUZ i. In the Pre-Islamic Period – Encyclopaedia Iranica, accessed March 20, 2026, https://www.iranicaonline.org/articles/nowruz-i/
  13. NOWRUZ ii. In the Islamic Period – Encyclopaedia Iranica, accessed March 20, 2026, https://www.iranicaonline.org/articles/nowruz-ii/
  14. نوروز باستانی، تبلور خِرد ایرانی – مشق نو, accessed March 20, 2026, https://mashghenow.com/?p=5326
  15. با‌تکیه‌بر‌آرای‌نورمن‌فرکالف – SID, accessed March 20, 2026, https://www.sid.ir/fileserver/je/2158-284246-x-1363776.pdf
  16. نوروز: نمادی از هویت فرهنگی و ملی ایرانیان – انسان شناسی و فرهنگ, accessed March 20, 2026, https://anthropologyandculture.com/%D9%86%D9%88%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D9%86%D9%85%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D9%87%D9%88%DB%8C%D8%AA-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF%DB%8C-%D9%88-%D9%85%D9%84%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C/
  17. ققنوس – ادبیات متوسطه دوره اول اله قلی, accessed March 20, 2026, https://buckagha.blogfa.com/post/9
  18. فیلترها/جستجو در نتایج – پایگاه اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی (SID), accessed March 20, 2026, https://www.sid.ir/fa/journal/SearchPaperlight.aspx?str=%D8%A2%DB%8C%DB%8C%D9%86%D9%87%D8%A7%20%D9%88%20%D8%AC%D8%B4%D9%86%D9%87%D8%A7
  19. Nowruz is a celebration of springtime—and a brand new year | National Geographic, accessed March 20, 2026, https://www.nationalgeographic.com/history/article/nowruz-ancient-festival-celebration-springtime-new-year
  20. Between Persian culture and Islamic theocracy: The politics of Iran’s Nowruz – Academia, accessed March 20, 2026, https://www.thejakartapost.com/opinion/2026/03/19/between-persian-culture-and-islamic-theocracy-the-politics-of-irans-nowruz.html
  21. نوروز در ادبیات معاصر ایران: بررسی بازتاب آیین‌های نوروزی در داستان‌های فارسی, accessed March 20, 2026, https://shurum.cloud/contents/nowruz-is-an-event-nafiseh-moradi-231
  22. بررسی صلح‌مدار چالش‌ هویت قومی در ایران – کامیل احمدی – Kameel Ahmady, accessed March 20, 2026, https://kameelahmady.com/fa/ethnic-identity-challenge-in-iran/
  23. نوروز؛ نماد هویت و تمدن ما و اسلام دین ما است – شبکه اطلاع رسانی افغانستان, accessed March 20, 2026, http://www.afghanpaper.com/nbody.php?id=148732
  24. سرکوب نوروز در کردستان؛ جمهوری اسلامی در وحشت از جشن ملی – تفسیرخبر و تحلیل روزانه, accessed March 20, 2026, https://www.tafsirkhabar.com/pages/index.php/fa/iran/iran-suppresses-kurdish-newroz-iranian-kurds-face-crackdown-newroz-celebrations-in-iran
  25. An Iranian Worldview: The Strategic Culture of the Islamic Republic – Marine Corps University, accessed March 20, 2026, https://www.usmcu.edu/Outreach/Marine-Corps-University-Press/MCU-Journal/Journal-of-Advanced-Military-Studies-SI-2022/An-Iranian-Worldview-The-Strategic-Culture-of-the-Islamic-Republic/
  26. Newroz from Kurdish and Persian Perspectives – A Comparative Study, accessed March 20, 2026, https://www.ejecs.org/index.php/JECS/article/download/318/pdf/1618
  27. Embodied Counter-Narratives: Newroz, Subaltern Subjectivity, and the Politics of Cultural Visibility in Iranian Kurdistan | PoLAR, accessed March 20, 2026, https://polarjournal.org/2025/10/21/embodied-counter-narratives-newroz-subaltern-subjectivity-and-the-politics-of-cultural-visibility-in-iranian-kurdistan/
  28. The Myth of Sisyphus – Wikipedia, accessed March 20, 2026, https://en.wikipedia.org/wiki/The_Myth_of_Sisyphus
  29. The Myth of Sisyphus and Other Essays Quotes by Albert Camus – Goodreads, accessed March 20, 2026, https://www.goodreads.com/work/quotes/855563-le-mythe-de-sisyphe
  30. The Myth Of Sisyphus And Other Essays – Brandeis Users’ Home Pages, accessed March 20, 2026, https://people.brandeis.edu/~teuber/Albert_Camus_The_Myth_of_Sisyphus_Complete_Text_.pdf
  31. In the Myth of Sisyphus, Albert camus says “The absurd has meaning only in so far as it is not agreed to.” What is meant by this? : r/askphilosophy – Reddit, accessed March 20, 2026, https://www.reddit.com/r/askphilosophy/comments/auhk71/in_the_myth_of_sisyphus_albert_camus_says_the/
  32. Havel on Hope – Interaction Institute for Social Change : Interaction …, accessed March 20, 2026, https://interactioninstitute.org/havel-on-hope/
  33. Vaclav Havel on Hope (as opposed to optimism) – Why We Became Human, accessed March 20, 2026, https://whywebecamehuman.com/vaclav-havel-on-hope-as-opposed-to-optimism/
  34. Quotes by Václav Havel (Author of The Power of the Powerless) – Goodreads, accessed March 20, 2026, https://www.goodreads.com/author/quotes/71441.V_clav_Havel
  35. Ernst Bloch and the Utopian Imagination | School of Philosophical, Historical and Indigenous Studies – Monash University, accessed March 20, 2026, https://www.monash.edu/arts/philosophical-historical-indigenous-studies/eras/past-editions/edition-five-2003-november/ernst-bloch-and-the-utopian-imagination
  36. Ernst Bloch – Stanford Encyclopedia of Philosophy, accessed March 20, 2026, https://plato.stanford.edu/entries/bloch/
  37. The Frankfurt school, part 6: Ernst Bloch and the Principle of Hope – The Guardian, accessed March 20, 2026, https://www.theguardian.com/commentisfree/belief/2013/apr/29/frankfurt-school-ernst-bloch-principle-of-hope
  38. Hope in the “Not-Yet-Become” – Oxford Academic, accessed March 20, 2026, https://academic.oup.com/book/61728/chapter/541573817
  39. Ernst Bloch, Utopia and Ideology Critique by Douglas Kellner, accessed March 20, 2026, https://pages.gseis.ucla.edu/faculty/kellner/Illumina%20Folder/kell1.htm
  40. Coomaraswamy, accessed March 20, 2026, https://noolaham.net/project/1025/102423/102423.pdf
  41. Divine ‘Pastness’ and the Creation of Hope: The Significance of the Sepultus est… – MDPI, accessed March 20, 2026, https://www.mdpi.com/2077-1444/12/6/439
  42. Offenes Parlament, accessed March 20, 2026, https://www.parlament.gv.at/dokument/archiv/01ParlTransparent07-06.pdf
  43. From the World of Yesterday to the Europe of Tomorrow: On Commitment, Ethics, and Europe in the Works of Stefan Zweig – TDX, accessed March 20, 2026, https://www.tdx.cat/bitstream/10803/671051/1/DFG_PhD_THESIS.pdf
  44. سیمرغ، ققنوس و عنقا: تفاوت‌ها، شباهت‌ها و معانی نمادین – طرقه شیدا, accessed March 20, 2026, https://torghe.blogfa.com/post/955
  45. اسطوره‌ی ققنوس: آزادی و سیاست / روح‌الله قاسمی – نقد اقتصاد سیاسی, accessed March 20, 2026, https://pecritique.com/2025/06/26/%D8%A7%D8%B3%D8%B7%D9%88%D8%B1%D9%87%DB%8C-%D9%82%D9%82%D9%86%D9%88%D8%B3-%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D9%88-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D8%B1%D9%88%D8%AD%D8%A7%D9%84%D9%84/
  46. ها و رخدادها سوخته است، اما از خاکستر مانند ققنوس، بارها در آتش آزمون ر, accessed March 20, 2026, https://www.ilamstudy.ir/article_237448_0f80528cf7f241930d15c0900c5ab8ad.pdf
  47. ققنوس پرنده اساطیری و نماد پیروزی نور بر تاریکی – Apple Podcasts, accessed March 20, 2026, https://podcasts.apple.com/us/podcast/%D9%82%D9%82%D9%86%D9%88%D8%B3-%D9%BE%D8%B1%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D8%B7%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D9%88-%D9%86%D9%85%D8%A7%D8%AF-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2%DB%8C-%D9%86%D9%88%D8%B1-%D8%A8%D8%B1-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%DA%A9%DB%8C/id1561546250?i=1000748734856
  48. وفاق ملی و امنیت ملی – ندای آزادی, accessed March 20, 2026, https://nedayeazadi.com/blog/id/44331/%D9%88%D9%81%D8%A7%D9%82-%D9%85%D9%84%DB%8C-%D9%88-%D8%A7%D9%85%D9%86%DB%8C%D8%AA-%D9%85%D9%84%DB%8C
  49. Investigating the effective political-security factors in promoting the conver- gence of Iranian ethnic groups for sustainable s, accessed March 20, 2026, https://www.psccijouq.ir/article_145337_030edddd0ca4a6ba5dcda94f3a933ecf.pdf

منبع: سایت اخبار روز

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *