اعتراض به زندانی کردن پژوهشگران اجتماعی در برنامه زنده تلویزیونی

یک دانشجوی دکترای جامعه شناسی با انتقادات صریح و شجاعانه خود در برنامه زنده تلویزیونی، سرکوب علوم انسانی وzakeri-210515 اخراج و زندانی کردن پژوهشگران اجتماعی را به چالش کشید و رانت خواری به نام حکومت دینی و توجه نکردن حاکمان به مطالبات اجتماعی را مورد اعتراض قرار داد.

به گزارش خبرنگار کلمه، آرمان ذاکری که دانش آموخته دانشگاه تهران و دانشجوی دکترا در دانشگاه تربیت مدرس است، در برنامه “حذف و اضافه” که چهارشنبه شب به طور زنده از شبکه سه سیما پخش شد، با نام بردن از سعید مدنی و یاشار دارالشفا که در بند ۳۵۰ اوین زندانی هستند، حاکمیت را متهم کرد که گوش های خود را بسته است تا هشدارهای جامعه شناسان را نشنود.

وی همچنین با نام بردن از تعدادی از استادانی که در دولت پیشین اخراج یا بازنشسته شده اند، تصریح کرد که به جای اینکه جامعه شناسی به ناتوانی در حل مشکلات جامعه متهم شود، باید قدرت و حاکمیت را متهم کرد و نباید انتظار داشت که جامعه شناسی به قدرت، سرویس بدهد.

نسخه کامل بلند (۳۸ دقیقه)

نسخه منتخب کوتاه (۹ دقیقه)

این جامعه شناس جوان پس از پخش فیلمی از سخنان اخیر دکتر سارا شریعتی در همایش بزرگداشت هشت دهه علوم اجتماعی در این برنامه، به این موضوع اعتراض کرد و گفت: من هشت سال است که دانشجوی خانم دکتر شریعتی هستم، زیر نظر ایشان پایان نامه نوشتم و کتابی که نوشتم مقدمه ی ایشان روی آن هست. با قطع و یقین به شما می گویم که ایشان به هیچ وجه رضایت نداشتند صدا و تصویرشان از تلویزیون پخش شود.

وی پس از اصرار مجری برنامه به اینکه “ما با ایشان صحبت کردیم و رضایتشان را گرفتیم” این ادعا را رد کرد و گفت: “خیلی بعید می دانم. من چون دانشجوی ایشان هستم، این را می دانم و مخاطبین خودشان قضاوت می کنند. می توانند به دانشکده علوم اجتماعی هم مراجعه کنند و از خود ایشان بپرسند.”

ذاکری در این برنامه تلویزیونی که به مناسبت فرا رسیدن هشتادمین سالگرد تولد علوم اجتماعی در ایران، با موضوع “دانشگاه و جامعه” برگزار می شد، گفت: هشت دهه است که علوم اجتماعی متهم می شود. اما با استفاده از همین پژوهش های علوم اجتماعی، به دو نکته اشاره می کنم. اولین نکته اینکه در سال ۱۳۵۳ یک پژوهش در سطح ملی با عنوان گرایش های فرهنگی و نگرش های اجتماعی در ایران توسط مرحوم علی اسدی انجام شد. از جمله مواردی که سنجیده شد، اعتماد مردم بود که ۵۳ درصد از مردم در این پژوهش گفته بودند “مردم قابل اعتمادند”، یعنی مردم به هم اعتماد داشتند.

وی افزود: این پیمایش در سال ۱۳۸۳ یعنی سی سال بعد توسط دکتر محسن گودرزی عینا تکرار شد، که نتایج تکان دهنده ای داشت: مشخص شد فقط ۲۴ درصد مردم به هم اعتماد دارند. این یعنی در طول سی سال گذشته، اعتماد اجتماعی مردم ما نصف شده است، مثل آمار طلاق که دو برابر شده، آمار زندانیان سیاسی و به طور کلی زندانیان که ۷٫۵ برابر شده، آن هم در حالی که جمعیت ۱٫۸ برابر شده.

ذاکری ادامه داد: همین جامعه شناسی که متهمش می کنند، می گوید ما در سیاستگذاری برای افزایش اعتماد جامعه شکست خورده ایم. همین جامعه شناسی متهم، در دو پیمایش سنجش سرمایه اجتماعی در سالهای ۱۳۸۱ و ۱۳۸۴ مشخص کرد که مردم میان اقشار مختلف، بیشترین اعتماد را به دانشگاهیان دارند. در جامعه ای که در سی سال گذشته، اعتماد اجتماعی در آن افت کرده، اخلاق جمعی دچار بحران شده و سیاستگذاری های ما در جهت ایجاد اخلاق جمعی شکست خورده، مردم به همین دانشگاه وارداتی بیشترین اعتماد را دارند. پس دانشگاه رسالت خود را در جهت ایجاد اعتماد اجتماعی در مردم به خوبی انجام داده و امروز مردم دانشگاه را به عنوان نهاد مرجع می شناسند. دانشگاه به صورت عمومی ارتباطش را با جامعه برقرار کرده و بیشتر از بسیاری از نهادهایی که ریشه در سنت دارند، ارتباط خود را با مردم حفظ کرده است.

وی سپس کتاب سعید مدنی -زندانی سیاسی سبز- با عنوان “گزارش وضعیت اجتماعی ایران در سالهای ۸۰ تا ۸۸″ را به مخاطبان برنامه نشان داد و گفت: این کتاب حاوی یک سری مقاله با موضوعات جرایم، اعتیاد، خشونت خانوادگی، خودکشی، تن فروشی، فقر، نابرابری و … است که سرپرست این پژوهش، سعید مدنی بوده. مدنی به طور خاص روی اعتیاد و روسپیگری کار کرده و مشخصا سراغ میدان پژوهش رفته.

ذاکری با طرح این پرسش که “امروز سعید مدنی کجاست؟” ادامه داد: او در زندان است، چون به علوم اجتماعی اعتماد ندارند. علوم اجتماعی متهم می شود. وقتی صبح تا شب بگویید علوم اجتماعی سکولار است، غربی است، ملحد است، و بعد پژوهشگرانش به سیاه نمایی متهم شوند و به زندانی بروند، نباید از علوم اجتماعی متهم ناامن انتظار داشته باشیم مشکلی را حل کند.

این دانشجوی دکترای جامعه شناسی سپس به پایان نامه کارشناسی ارشد یاشار دارالشفا، دیگر زندانی سیاسی بند ۳۵۰ اوین، اشاره کرد و گفت: این پایان نامه درباره ارزیابی برنامه های توسعه نوشته شده بود. برنامه های توسعه را اقتصاددانان نوشته اند، علوم اجتماعی ها ننوشته اند. علوم اجتماعی ها همیشه منتقد برنامه های توسعه بوده اند، ولی کسی صدایشان را نشنیده است.

ذاکری سپس با نام بردن از یک جامعه شناس شناخته که در دوره احمدی نژاد از دانشگاه علامه طباطبایی اخراج شد، گفت: پرویز پیران همان موقع این هشدار را داده بود. حتی فرامرز رفیع پور هم همان موقع نوشته بود که جای رشادت های سربازان ما در میدان جنگ را زرنگی های ما در صف های نان خواهد گرفت.

وی تصریح کرد: از علوم اجتماعی توقع داشتیم به آنچه قدرت می خواهد عملی کند، سرویس بدهد. اما علوم اجتماعی نمی تواند چنین کند. علوم اجتماعی می گوید اگر این کار را کردی، با این پیامدها رو به رو خواهی شد. حالا می خواهی زندانی اش کنی، بکن!

این جامعه شناس جوان هشدار داد: امروز علوم اجتماعی از طریق وارد کردن همین گفتمان “علوم اجتماعی اسلامی” به صورت نهادی در معرض تهدید است. گروهی در جامعه شناسی دانشگاه تهران ایجاد کرده اند تحت عنوان “جامعه شناسی اسلامی” که به سرعت ۲۰ دانشجوی ارشد و امسال ۴ دانشجوی دکترا گرفته اند. نه طرح درس ها مشخص است، نه اساتید، نه هدف و نه حتی حاضرند بروند یک جای جداگانه! اگر قرار است با تصرف میزها به صورت بوروکراتیک [کرسی های دانشگاه را] بگیریم، چگونه انتظار کار کردن علوم اجتماعی را داشته باشیم؟ امروز با جریانی طرفیم که دانشجویان به آن “میزگرایی اسلامی” می گویند.

ذاکری با بیان اینکه “این آسیب شناسی حکومت دینی است”، افزود: متاسفم که باید بگویم کسانی که ابراز می کنند ما داریم در راستای حکومت دینی کار می کنیم، اینها خواسته یا ناخواسته از رانت بهره مند می شوند. به سرعت و بدون در نظر گرفتن ضوابط علمی، امکانات و نهاد در اختیارشان قرار می گیرد. اینها حرفهای من نیست، بیانیه بسیج دانشجویی در دوره ریاست فرهاد رهبر بر دانشگاه تهران است که تاسیس دانشکده علوم و فنون نوین و نیز گروه جامعه شناسی مسلمین در دانشکده علوم اجتماعی را “یک شبه و فاقد کارشناسی” می نامند.

این دانش آموخته دانشگاه تهران در ادامه سخنانش، به اسامی تعدادی از استادان اخراجی دانشگاه ها اشاره کرد و گفت: نمی شود دکتر عباس کاظمی، دکتر هاله لاجوردی، دکتر سعید معیدفر، دکتر پرویز پیران، دکتر ابراهیم توفیق و … را اخراج کنیم و از آن طرف با بوروکراسی و آوردن نهاد، مجموعه جداگانه ای به عنوان جامعه شناسی مسلمین تاسیس کنیم.

وی تاکید کرد: باید اجازه دهیم علوم اجتماعی به حیات خودش ادامه دهد. نباید علوم اجتماعی موجود را پس از هشت دهه، از درون تخریب و نابود کنیم. در غیر این صورت، نباید انتظار داشته باشیم که علوم اجتماعی به ما کمک کند، و نیز انتظار نداشته باشیم که علوم اجتماعی هر کاری را که قدرت تصمیم گرفت انجام دهد، راهش را [به قدرت] نشان دهد. علوم اجتماعی به ما می گوید که چه کارهایی، چه تبعاتی دارند؛ خواه قدرت خوشش بیاید یا نیاید.

آرمان ذاکری در بخشی دیگری از سخنان خود در این برنامه گفت: قضیه نسبت علوم اجتماعی و سیاست، به هیچ عنوان نه شوخی است و نه فرافکنی. آقای دکتر فرامرز رفیع پور که می گوییم چرا صدایش را نشنیدند، در گروه جامعه شناسی دانشگاه شهید بهشتی مدتها مدیر گروه بودند. آقای فرامرز رفیع پور جزو معدود جامعه شناسی بوده که امکان پیدا می کرده در جلساتی که جامعه شناسان در بیت رهبری حضور پیدا می کردند، بروند و حرف بزنند.

وی سپس پرسید: اگر صدای علوم اجتماعی شنیده نشده، چه کسی باید بشنود؟ خب حاکمیت باید بشنود. حاکمان باید بشنوند، قدرتمندان باید بشنوند. بشنوند و سیاست ها را تغییر دهند. خصوصی سازی و اصل ۴۴ بعد از بیست سال توسط چه کسی دارد حمایت و هدایت می شود؟ بحث اصلا بحث دولت ها نیست، بحث این است که این اراده و گفتمانی است که بر کلیت نظام حاکم شده. چرا به اصل ۴۳ به اندازه اصل ۴۴ توجه نمی شود؟

این دانشجوی جامعه شناسی تصریح کرد: علوم اجتماعی این حرفها را گفته، ولی قدرت و قدرتمندان اند که حرفش را نشنیده اند. شما چرا دانشگاه تهران را مثال می زنید؟ مثلا حرف دانشگاه بهشتی را اگر دانشگاه تهران بشنود خیلی مهم است؟ حرف آقای رفیع پور، حرف آقای فرهادی، حرف آقای یوسف اباذری را حاکمیت باید بشنود.

وی با بیان اینکه “حرف سعید مدنی را حاکمیت باید بشنود”، ادامه داد: سعید مدنی که می گوید وضعیت فقر و روسپیگری در این مملکت بحرانی است و باید خدمات اجتماعی بدهیم. می گوید نباید بیاییم قراردادها را موقتی بکنیم، نباید بیاییم نیروی کار را تعدیل بکنیم، نباید بیاییم سرمایه های اجتماعی را از طریق موقتی سازی قراردادهای کار و خروج کارگاه های زیر ده نفر از شمول قانون کار تخریب کنیم.

ذاکری در پایان گفت: باید به جریان های اجتماعی اجازه بدهیم از حقوقشان دفاع کنند. به معلمان، به کارگران. همین چند وقت پیش داستان روز کارگر بود. شما ببینید برای کارگران در این روز چه اتفاقی افتاد. یک شیرینی می خواهند در سندیکای کارگران اتوبوس واحد پخش بکنند، بهشان اجازه نمی دهند. جامعه شناسی اینها را گفته، ولی قدرت تمایلی به شنیدن حرفهای جامعه شناسی ندارد. این حرفی است که آقای دکتر یوسف اباذری می زند، شاید گوش قدرتمندان باز شود و حرف علوم اجتماعی را بشنوند.

سایت کلمه

دیدگاه شما؟

Your email address will not be published.