تحریم یا ابتذال؟

 

در حالی که کشور با شتاب به سوی انتخاباتی بسیار مهم و تعیین کننده می رود و آینده آن بیش از هر زمانی مبهم و نگران کننده به نظر می رسد، شعار “تحریم انتخابات” که شاید در زمانی دیگر بتواند شعار درستی هم باشد، از سوی تحریم گران حرفه ای بیش از هر زمان به ابتذال کشیده شده است. یکی مدعی می شود که یک زن است و چون زنان ” رجل سیاسی ” به حساب نمی آیند، پس تحریم باید گردد، دیگری از در حمایت از اهل تسنن در می آید و سومی هم به حقوق هموطنان زرتشتی، دگرباشان و سکولار ها دخیل می بندد تا تحریم را نتیجه گیری کند. گویا این انتخابات قرار است در سوئیس برگزار شود و گویا در ۷۶ ، ٨٨ و یا ۹۲ و ۹۴ زنان حق و حقوق متفاوتی داشتند و موبد زرتشتیان و نماینده همجنسگرایان هم در ردیف کاندیدا ها نشسته بودند.
تحریم گران حرفه ای از بحث مشخص فرار می کنند و درست در همین نقطه کار را به ابتذال می کشانند. با منطق امروز آنان، می بایست همه آنچه به عنوان انتخابات در ایران برگزار شدند، تحریم می شدند! این منطق در فرار به سمت ابتذال، تا آنجا پیش می رود که خاتمی، احمدی نژاد، روحانی و رئیسی را ” سر وته یک کرباس” می نامد و با توسل به طناب پوسیده ولایت مطلقه فقیه، مدعی می شود که همه تدارکاتچی هستند و بی اشاره مقام ولایت در این مملکت آب از آب تکان نخواهد خورد و مردم و بقیه چوب الفند! فضای باز سیاسی ورشد اقتصادی ۱۲ در صدی دوره خاتمی و ایجاد صندوق ذخیره ارزی چند ده میلیاردی با در آمد بالنسبه کم نفت، همان اختناق سیاسی و برباد دادن هفتصد میلیارد در آمد نفتی و رشد اقتصادی منفی چند در صدی دوران احمدی نژاد است! این منطق تا آنجا کور و کر است که حتی شورش احمدی نژاد علیه ولی نعمتش را هم نمی خواهد ببیند و به ابتذال دائی ناپلیونی در می غلطد که همه چیز بازی است و کار کار انگلیس هاست وهمه چیز خیمه شب بازی بیت است و خامنه ای به ملیجک سابقش دستور داده که بیاید و رهبر فرزانه نظام را سکه یک پولش کند!
این منطق در سقوط به ابتذال، چاره ای جز انکار جنبش بی نظیر سبز ومقاومت و ایستادگی موسوی وکروبی در مقابل اقتدار ولایت فقیه ندارد، چون موسوی نخست وزیر ولی فقیه بود و کروبی رئیس مجلس و امین الحاج او!
ممکن است فردا روحانی رد صلاحیت و انتخابات به رقابت احمدی نژاد و رئیسی تقلیل داده شود. طبیعی است که در چنین حالتی گزینه ای جز تحریم برای نیرو های تحول طلب باقی نخواهد ماند. اما امروز که هنوز تکلیف کاندیدا ها مشخص نیست، شعار تحریم سر دادن، تنها گریز از سیاستورزی نیست، ابتذال است! در رقابت فرضی روحانی با رئیسی یا احمدی نژاد و یا هر دو، مردم را به خانه نشینی فراخواندن فقط یک نتیجه می تواند داشته باشد: سپردن مجدد قوه مجریه به احمدی نژاد یا رئیسی بدتر از احمدی نژاد!
خوشبختانه بخش آگاه مردم ایران گوش به اینجور فراخوان ها نخواهند داد. آنها که در هشت سال سیاه ریاست جمهوری احمدی نژاد شاهد فروپاشی سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و اخلاقی جامعه بودند، دوران خاتمی و روحانی را هم زندگی کرده اند و شانس وامکان مقایسه را دارند.
روحانی شیر نکشت و پلنگ هم نگرفت و در آینده هم با خامنه ای سرشاخ نخواهد شد، اما او توانست روند سقوط کشور به قعر دره را متوقف کند و در چارچوب امکاناتش، کارنامه ای قابل دفاع به یادگار بگذارد. به این کارنامه می توان از زوایای مختلف، از جمله از زاویه خلف وعده های مکرر، کم توجهی به جامعه مدنی، ناپیگیری در اجرای بی تنازل قانون اساسی ، توسل به تبلیغات عوام فریبانه ، تداوم سیاست های ضد ملی در منطقه خاور میانه و … پرداخت و در حد توان، به بسیج نیرو برای غلبه بر ناپیگیری ها مبادرت ورزید. اما دیالوگ انتقادی و کار آگاهگرانه یک چیز است و بایکوت و تحریم چیز دیگر!
با توجه به احتمال بالای مرگ خامنه ای در چهار سال آینده، کمک به رئیسی یا احمدی نژاد در رسیدن به مقام ریاست جمهموری از جمله با فراخواندن مردم به تحریم، فقط به ابتذال کشاندن سیاست نیست، بیشتر از آن است!
مرگ خامنه ای و ناکامی بسیار محتمل مجلس خبرگان در تامین دو سوم آرا و گزینش سریع فردی به مقام رهبری، به انتقال اختیارات تقریبا نامحدود نهاد رهبری به شورایی مرکب از رئیس جمهور، رئیس قوه قضاییه و عضوی از شورای نگهبان به گزینش مجمع تشخیص، منجر خواهد شد. حتی اگر نفر سوم هم از اقتدارگرایان افراطی باشد- که با ترکیب کنونی مجمع تشخیص بعید می نماید- حضور کسی مثل روحانی در این شورا سرداران و اقتدارگرایان افراطی را در کسب همه قدرت با دشواری جدی مواجه خواهد کرد و جلوی بسته شدن همه مجاری تنفسی جامعه را خواهد گرفت و از این زاویه هم انتخابات پیش رو از اهمیت ویژه ای برخوردار است و تحریم، عوارض خطرناک استراتژیک خواهد داشت.

اين قسمت در حال حاضر بسته است.