تلاش سيستماتيك براي خانه نشين كردن زنان

روايت الهه كولايي از راهبرد دولت اصولگراي احمدي نژاد

شرق : رسيدن به سهميه ٣٠ درصدي در انتخابات مجلس و شوراي شهر، به باور الهه کولايي دستاورد ارزشمندي براي زنان ايران است. نه تنها فهرست شورا و مجلس که لايه هاي مديريت شهري و ديگر مديريت ها نيز نيازمند حضور جدي زنان است. به همين منظور کولايي تا اطلاع ثانوني اختصاص سهميه ٣٠ درصدي حضور زنان در لايه هاي مديريتي را مورد تاکيد قرار مي دهد.گفت وگو با کولايي در کنار جمعي از خبرنگاران انجام مي شود، او به سبک هميشگي تندتند حرف مي زند و با شور و حرارت. در پاسخ به نقدي درباره کم کاري زنان اصلاح طلب در بازتعريف «رجل سياسي» به صراحت مسئله را مي پذيرد و مي گويد زنان اصلاح طلب بيشتر مي توانستند بر سر رجل سياسي جريان سازي کنند. او در بخشي از اين گفت وگو نقبي مي زند به صدماتي که در هشت سال رياست جمهوري احمدي نژاد بر دستاوردهاي جنبش زنان ايران وارد شد؛ تلاش هاي همه جانبه براي خانه نشين کردن زنان با ادبيات و سياست گذاري هاي مختلف. حالا به باور کولايي، دولت حسن روحاني فرصتي براي توسعه حضور زنان در عرصه هاي مختلف است. چکيده حرفش اين است: «زنان و مطالباتشان در گفتمان اصلاح طلبي بيش از اصولگرايي امکان پيشرفت و بقا دارند».

يكي از شعارهاي آقاي روحاني اين بود که زنان در لايه هاي مياني قدرت حاضر شوند، آيا اين شعار محقق شد؟ يادآوري کنم که در انتهاي دولت آقاي روحاني چند کرسي به زنان داده شد، از جمله ميراث فرهنگي و کتابخانه ملي، ولي پرسش اين است كه مگر اين زنان مدير و توانمند در چند سال نخست دولت حضور نداشتند؟
نکته شما را مي فهمم، اما پاسخ من اين است که تضميني، جز تلاش خستگي ناپذير براي زنان وجود ندارد. آقاي روحاني وعده افزايش سهم مديريتي زنان را به طور مشخص دنبال مي کند. کاستي هايي وجود دارد، گاهي مسائل نمايشي است. اما در اين گفتمان بيشتر مي توان به برابري و تحقق شعارهاي منتهي به ارتقاي وضعيت زنان دل خوش کرد. فراموش نکنيم در هشت سال دولت اصولگراي آقاي احمدي نژاد، جنبش زنان ايران صدمات جبران ناپذيري ديد و در آن دوره شاهد تلاشي سيستماتيک براي بازگرداندن زنان به خانه بوديم.

يعني همه مشکلات زنان ما در حوزه عدم حضور در قدرت ريشه در همان هشت سال دارد؟
خير، مسئله زنان مسئله اجتماعي و ساختاري است. نبايد آن را اين طور تقليل داد به يک دوره خاص. منظور اين است که در يک دوره خاص چه سهمي از تبعيض به چشم مي خورد. اگرنه مسئله اجتماعي تک عاملي نيست و عوامل متعدد در شکل گيري آن تاثيرگذارند. مسائل زنان، بسيار سياسي است. در آن هشت سال ما تمام آن فرصت ها و بودجه ها را از دست داديم. ما بايد خيلي چيزها را که نداريم ايجاد کنيم. در حوزه زنان اتفاقا نمي شود به پست هاي نمايشي اکتفا کرد. بايد در مشارکت سياسي زنان جريان سازي صورت بگيرد. مدام مسائل گوشزد شود و اجازه ندهيم هيچ مقام مسئولي يادش برود که ما چه مي خواستيم و مي خواهيم.

آيا در حوزه زنان نيز مانند ديگر حوزه ها آواربرداري شد؟
حالا من واژه آواربرداري را استفاده نمي کنم، ولي به دستاوردهاي زنان صدمات سنگيني وارد شد. ما در اين چهار سال در حال تسهيل بازگشت زنان به فضاهاي عمومي و اجتماعي بوديم. طبيعي است در دوره ترميم، پيشرفت نيز چندان سريع نباشد. به همين خاطر، تاکيد دارم که دوره دوم مي تواند فرصت مغتنمي باشد براي فعالان جنبش زنان که بتوانند تقاضاهاي شان را در محيطي آرام تر و همراه تر دنبال کنند. بازسازي نهادهاي مدني در حوزه هاي مختلف در دستور کار دولت بود و گامي به پيش. بدون شک بهبود مسئله زنان با بهبود شرايط اجتماعي و عمومي جامعه در پيوند است.

از جانب زنان اصلاح طلب، چانه زني خاصي براي حضورشان در قدرت رسمي صورت گرفته؟ آيا اين بار براي عبور از مفهوم کلي «حضور زنان در لايه هاي مياني قدرت» به مصداق رسيده ايد؟
نکات و بندهايي آماده شده و مذاکره در سطوح مختلف دنبال مي شود. در ستادهاي آقاي روحاني شاهديم که زنان ديگر گوشه اي در ستادها جداسازي نشده اند، بلکه در همه ستادها به طور فعال مشغول اند. در ادامه اين تلاش مي توان اميد داشت به سمت نهادينه شدن اين نگاه برويم. درعين حال يادمان نرود که چطور آنچه در دوره اصلاحات داشتيم به يکباره از دستمان رفت. اينها درس بزرگي است که بايد از آن استفاده کرد.

بحث هايي مطرح است که شهردار آينده تهران يک زن باشد و البته تا به اينجاي کار اکثر مباحث بر سر نام آقايان بوده، آيا گزينه مشخصي از ميان زنان مطرح است؟
برخلاف آمار نادرستي که برخي کانديداها در حوزه مسائل زنان در مديريت شهري مطرح مي کنند، در اين عرصه اتفاق خاصي نيفتاده است. ما معتقديم زنان توان اجرائي بالايي براي حضور در مديريت هاي شهري دارند. مي توانيم در شرايط فعلي زناني را براي سمت شهرداري تهران معرفي کنيم. گزينه هايي هم مطرح است و بحث هايي داشتيم. اما ايده کلي تداوم ارتقاي حضور زنان در عرصه هاي اجتماعي در دستور کار است.

در اين لابي و بحث ها، مخالفت هايي هم مطرح شده؟
مخالفت هميشه هست. درعين حال در حال مذاکره هستيم تا سهم زنان در مديريت عالي شهرداري در دستور کار اصلاح طلبان باشد. حرفمان اين است که حضور زنان توانمند در سازمان هاي متعدد و مديريت نواحي شهرداري افزايش يابد. براي اينکه اين غفلت جبران شود، به انتشار توانمندي زنان در پست هاي مياني و بالا فکر مي کنيم. نظر ما صرفا حضور زنان در صرف شهرداري نيست، شهرداري نواحي نيز مهم است.

از گزينه تان نگفتيد.
بحث هايي بوده، هم مصداقي و هم مفهومي، اما اسم نمي برم چون در حد طرح موضوع است. تغييرات اجتماعي زمان بر است، نبايد به عقب بازگشت و در خانه نشست. بايد ممارست به خرج داد.

تجربه اصلاح طلبان در فهرست بندي گاهي به اسم آقازاده ها ختم شده، چطور جلوي تکرار خطا را خواهيد گرفت؟
پاکدستي و اصلاح طلبي مدنظر ماست. در اين زمينه نه نسبت ها که شاخص ها و توانمندي حرف اول را مي زند. شوراي عالي به افراد در حوزه مرتبط به مديريت شهري امتياز داده و شاخص هاي متعددي مطرح است. البته معتقدم نبايد از آن ور بام افتاد و هر فردي را به صرف اينکه فرزند شخصيت سياسي است نقد کرد. اين مفهوم آقازادگي نيز بايد به درستي تعريف شود.

خب البته فهرست اصلاح طلبان گاهي از همين مسير ضربه خورده است.
هروقت فهرست بيايد، مصداقي حرف مي زنيم و دفاع مي کنيم، ولي حالا چون اسامي مطرح نيست، فرايند را براي شما تعريف مي کنم. همان طور که نبايد به کسي بابت فرزند کسي بودن امتياز بدهيم، نبايد به کسي براي فرزند کسي بودن برچسب بزنيم. شايستگي ها مهم است. فرد بايد صلاحيت داشته و ابزار ابتدايي ايفاي نقش را به دست آورده باشد. بايد سعي کنيم جامعه را به سمت اعتدال ببريم. البته جامعه ذهنش زخم خورده است، اما بايد از برخوردهاي عاطفي عبور کنيم. اين را هم بگويم که قضاوت در اين مسير کار دشواري است و اجرائي شدن آن مشکل.

براي ديگر شهرها هم سهميه ها را داريد، علاوه بر تهران، کلان شهرهايي داريم که به دليل دوري از مرکز با بي مهري مواجه اند، براي نمونه در تهران بالاخره شهردار منطقه زن داريم، اما مديريت شهري در شهرستان ها و کلان شهرها از حضور زنان بي بهره اند. آيا با شوراي عالي استان ها رايزني شده تا اين سهميه ها در استان ها نيز لحاظ شود؟
سياست شوراي عالي سياست و مداخله در برنامه هيچ استاني نيست. اما بدانيد که تهران جنبه الگويي دارد. حتي الگوي مديريت شهري تهران در سراسر کشور کپي مي شود. به شکل روندي و هنجاري شاهد اين اتفاق هستيم. در سراسر ايران زنان توانمندي داريم که بدون حمايت احزاب و صرفا به دليل حمايت و اعتماد جامعه به آنها به جايگاه هاي معتبري رسيدند. زنان مسيرشان به قدرت را پيدا خواهند کرد.
اين روزها شايعه حضور آقاي دنيامالي به گوش مي رسد، به هرحال حمايت همه جانبه ايشان از آقاي قاليباف بر کسي پوشيده نيست.
توضيح من اين است که فهرست هاي متعددي مطرح شده و من همه را تکذيب مي کنم. فهرست نهايي که بيايد به اميد خدا پاسخ گوي آن خواهيم بود.

آيا اقليت هاي مذهبي نيز در فهرست جايي دارند؟
اگر امتيازها به حد نصاب رسيده باشد، هيچ بازدارندگي اي نداريم.

هنوز هم خيلي ها – حتي در ميان زنان – مخالف پيشنهاد ٣٠٠درصدي هستند و مي گويند نبايد براي زنان سهميه قائل شد. نظر شما چيست؟
پيشنهاد من اين است که منتقدان کمي وقت بگذارند و تاريخ جنبش زنان در سراسر جهان را مطالعه کنند. ما تافته جدابافته از جهان نيستيم.
فکر نکنيم کشورهاي ديگر نتوانستند به نتايح پيشرفت هاي ما برسند! مسائل زنان در همه کشورهاي جهان وجود دارد. همچنان هم وجود دارد. ببينيد زنان ديگر کجا موفق شده اند. شواهد نشان مي دهد سياست سهميه بندي در ارتقاي رشد سياسي و اجتماعي زنان تاثيرگذار بوده است.

نويسنده: آمنه شيرافكن

 روزنامه شرق ، شماره 2859

اين قسمت در حال حاضر بسته است.