جامعه‌محوری و انتخابات ریاست جمهوری

اپوزیسیون اصولی می تواند شعارانتخابات آزاد را ترویج دهد . اما درذیل آن شعارانتخابات رقابتی وسالم را تبلیغ کند و در پی عملی کردن آن باشد که کمک به ایجاد فضای بازی کند که به آن نیازمند هستیم.

هر خواسته راهبردی با توان تحقق باید همخوان باشد. این درس بزرگ راهبردی است. اما سوال این است که در حال حاضر شعار انتخابات آزاد با معیار بین المجالس در سال ۱۹۹۲م در توان جامعه ماست؟

می توانیم برخواسته خود پا فشاری کنیم. چه کسی است که با انتخابات آزاد مخالف باشد.اما انتخابات آزاد را اول معنی کنیم. هرکس ازانتخابات آزاد خواسته خودرا مراد می کند .

بی گمان اگر موسوی و یا کروبی در انتخابات در نظام فعلی شرکت کنند، باز این انتخابات آزاد نیست. چون هنوزاین دو رهبر جنبش برای برخی ازاعضای حکومت خودی محسوب می شوند . انتخابات آزاد یعنی هرشهروند ایرانی بتواند کاندیدا شود .آیا در جامعه ایران این امر ممکن است؟ یعنی توان انجام آن را داریم؟ پس این شعار ترویجی است نه شعار تبلیغی برای بسیج نیرو در انتخابات آتی .

اگرمی گوییم که انتخابات آزاد یعنی کاندیدا شدن، خاتمی ، موسوی و کروبی و … البته این یک تفسیراست. حتی لغو نظارت استصوابی هم به معنی انتخابات آزاد نیست. به گمان من، هیچ اصلاح طلبی وقتی از انتخابات آزاد حمایت می کند منظورش آزادی انتخاب آنچه در کمیسیون بین المجالس در ۱۹۹۲ م تصویب رسیده نیست. بلکه به درستی حتی اگر به ضرورت انتخابات آزاد رسیده باشد، در شرایط فعلی آن راعملی نمی بیند. در ایران در سال ۱۳۸۶ ه.ش به همت کانون مدافعان حقوق بشر کمیته انتخابات آزاد ومنصفانه برای رصد کردن انتخابات بوجود آمد که قصد راهبردی نداشت اما آنهم تحمل نشد. جالب آن بود که هیچ اصلاح طلبی- به دلیل موجه و غیر موجه- در این کمیته عضو نشد. توجه کنید این باز گویی ها به قصد باز شدن بحث است نه انتقام گیری. چرا که با انتقام گیری کاری راست نمی شود.

در خارج از کشور بسیاری با طرح درست شعار انتخابات آزاد تلاش می کنند که مسئولانه دغدغه دموکراسی در ایران را نشان دهند . اما این شعار چقدرعملی است و می تواند متناسب با شرایط انتخابات پیش روباشد . در این جاست که انتخابات آزاد یک چشم انداز است اما، شعار فضای باز یک نگاه عملی وخواسته ای است که امکان اجماع میان نیروها درآن وجود دارد . شعار تبلیغی نه ترویجی انتخابات آزاد به معنی دور شدن جریان خارج از کشوراز داخل است این فاصله نقش موثر بودن را ازخارج کشورمی گیرد ودر نهایت دنباله رو حوادث داخل می کند. در حالی که خارج توان بازی نقش موثردرانتخابات پش روی را به شرط طرح شعارفضای بازتر دارد ، البته اگربه آن تکیه کند وبرنامه ارائه دهد.

جامعه محوری و جامعه مدنی

سخن اصلی این است که ما چه می توانیم بکنیم ؟ در این جا سخن از ممکنات و توانایی اقدام است. بی گمان نگارنده مانند هر ایرانی دوست دارد، که هر ایرانی بتواند اتنخاب شود و انتخاب کند. اما زندگی با آرمان معنی می یابد ولی با توانایی تحقق وشکل می گیرد . درنوسان توانایی واقتدار است که می توان خواسته خود را محقق کرد یا عقب انداخت.

اما چرا ازانتخابات رقابتی وشفاف می گوییم. یعنی همان انتخابات آزادی که منظور اصلاح طلبان است. این انتخابات آزاد یعنی بتوانند کاندیدای خود را انتخاب کرده و مطابق سالهای گذشته امکان فعالیت داشته باشند و آرا درست خوانده شود.بی گمان شرکت کردن در انتخابات مانند شرکت نکردن در آن حق هرشهروندی است که اگر کاندیدا مورد نظر خود را در لیستها مشاهده نکرد، شرکت نکند. در بیانیه اخیر جبهه مشارکت انتخابات آزاد با اجرای قانون اساسی همراه شده، آیا همه باور دارند که در این صورت انتخابات آزاد برگزار شده است؟

اما دموکراسی خواهان و فعالان جامعه مدنی را هدف مهم دیگری است که انتخابات را تبدیل به یک امکان می کند که متناسب با توجه با شرایط درآن شرکت می کنند یا نمی کنند. تجربه می گوید که اگر ما جامعه ای را طلب کنیم که تا ۱۰ یا ۱۵ سال دیگر نهاد های مدنی درآن دیده شوند، به دروازه های دموکراسی رسیده ایم. چرا که جامعه نفت زده و حکومت مطلقه و منافع خارجی که شوخی ندارد. این ها دشمن دموکراسی در جامعه ما هستند . حال اگرنروژ این گونه نیست، بحث ما نیست.

در جامعه ما در دولت و قدرت که باشی، هرعیبی داشته باشی، مشایی باشی یا هاشمی یا خاتمی وخوب باشی یا بد …، با پول نفت مدتی در دل مردم می روی، اگر هم بیرون آمدی، خلاصه زمانی در دل مردم بوده ای. سالهاست که به خود یادآوری می کنم که قدرت اسباب وآداب دارد و اسباب آن را فقط به حقانیت نمی دهند. اگراین اسباب را به دست نیاوری، باید مدام برای کسانی دست بزنی که با تو مشورت هم نمی کنند، اما چون میاندار می شوند، باید نازشان را هم بکشی. مگردموکراسی خواهان در این چند سال کم ناز کسانی را کشیدند که زمانی حتی دموکراسی را کفر می دانستند. تازه این کار معقولی بوده که این دموکراسی خواهان کرده اند.فراموش نکنیم این ویژگی دولت نفتی است که هر کس سوارآن شد در غیاب نهادهای مدنی براسب مراد سوارمی شود و موثرتر واقع می شود حتی اگر حقانیت نداشته باشد.

پس چاره کار چیست؛ اگر نمی خواهی در هر شرایطی در کوکب و شوکت دولت روی و بر هرکاری مهر تائید بزنی و بله قربان گو نباشی و شریک ظلم وسکوت نکنی. یک راه بیشتر باقی نمی ماند، کاری کنی که سهم ۵۰ درصدی دولت و ۵۰ درصدی نفت که آن هم در دست دولت است را تغییری دهی. یعنی قدرت دولت ۳۰ درصدی شود و نقش نفت ۳۰ درصدی و توان جامعه مدنی هم ۳۰ درصدی گردد و ۱۰ در صد هم عوامل خارجی و روابط بین الملل در مناسبات قدرت در ایران نقش بازی کند. درغیراین صورت در بر پاشنه دموکراسی نمی چرخد و زور استبداد می چربد. حال اگرغیراین شود تا فردای دورترمی توان مبارزه و انتقاد های آتشین کرد،اما کام یاب نبود. می توان ستاره رخشان از افراد ساخت، اما سیاره کامیابی، به نام ایران نداری. می شود هزاران چهره داشت، اما نمایی به نام ایران نداری.

به پیر و پیامبر، چه کسی از انتخابات آزاد بدش می آید . اما در یک انتخابات آزاد باز در شرایط هیجانی، امثال آقای مرسی رای می آورد، که آورد. مهم استمرار فضای باز است که در آن جامعه مدنی ببالد. در ایران در شرایط انتخابات آزاد، دموکراسی خواهان با چه امکانی می خواهند خود را به مردم بشناسانند. تجربه بسیار فشرده و جمع بندی شده ازانتخابات مجلس ششم دارم که در زمان مناسب خواهم گفت. اما شاید همین بهتر باشد که بدانیم در انتخابات مجلس ششم به ترتیب امکانات و بعد حمایت حکومت و بعد سازمان دهی درحوزه انتخاباتی و در آخر چهره موجه بودن، موثر بود و رای آور. دموکراسی فقط بازی حقانیت نیست، بلکه امکان بازی برای همه است اما نه با امکانات برابر. این را که همه می دانیم. درهمین انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۸ه.ش، اگرامکانات دانشگاه آزاد نبود موسوی چگونه می توانست در برابر بسیج هماوردی کند. ما را نیاز آن است که چند انتخابات رقابتی که جامعه مدنی در آن مورد توجه قرار بگیرد تا نفس بکشد و بال بگشاید، داشته باشیم . بعد از چند انتخابات آزاد است که جامعه مدنی می تواند شکل بگیرد تا نهاد های مدنی مرجع مردم شوند و دموکراسی تقویت شود.به عبارتی انتخابات آزاد و تضمین استمرار آن به نهاد پشتیبان نیازدارد، پس ایجاد فضای بازاز برگزاری یک انتخابات هیجانی نیمه آزاد مفیدتر است. نمونه آن را در مجلس اول در سال ۱۳۵۸ه.ش دیدیم که با وجود آزادی نسبی باز به دلیل عدم استمرار فضای باز ، انتخابات آزاد دولت مستعجل بود و زود از دست ما رفت.

در همین جوامع پیش رفته راست ها حاکم هستند. منتها اینان با خلق جامعه مدنی نمی گذارند که دیکتاتوری نهادینه شود. آقای سارکوزی در حمله به نهاد های مدنی اقشار فرودست سنگ تمام گذاشت اما جامعه مدنی مقاومت کرد و پیروز هم شد.

جامعه محوری چه می خواهد؟

جامعه محوری به دنبال فضای باز و طولانی شدن این فضا در زمانی چند ساله است تا نهاد های مدنی قدرت مند شوند. درپی این نگاه شفاف، نیروی جامعه محور از جریانی حمایت می کند که نه درروی کاغذ بلکه در صحنه عمل امکان آن را داشته باشد. در نتیجه هدف اگر انتخابات آزاد ریشه ای باشد که هست و آرمان درستی است؛ اول باید نفس کشید و امنیت داشت بعد مردم را به اتنخابات آزاد فرا خواند.

در همین انتخابات پیش رو باید توجه داشت که مات نشد. مردم در انتظار یارانه بیشتر می توانند به کسی رای دهند که تعجب برانگیز باشد. ضرورت انتخابات آزاد تا چه حد در جامعه تحت فشار اقتصادی مطرح است؟

در این میان از فعالان جامعه مدنی اتنظار آن است که به دنبال فضای باز باشند و دموکراسی خواهان سطح توان خود را با خواسته همراه کنند. اصلاح طلبان معذوریت خود را دارند. برای همکاری میان این سه دسته می توان شفاف حرف زد تا همکاری ادامه یابد. بدون این که در تحلیل ها هم عقیده بود. چرا که فراموش نکنیم ۳ عامل تعیین کننده در رفتار اجتماعی ماست: ۱ـ بینش ۲ـ منافع ۳ـ-موقعیت . پس همکاری موثر وقتی صورت می گیرد که در حد توان مفاهیم خود را مصداقی کنیم تا مرزهای همکاری مشخص شود.

پس لازم است زمانی که از انتخابات آزاد می گوییم، تلاش کنیم که منظور خود را توضیح دهیم. به نظر می رسد که شعار درست و اصولی انتخابات آزاد می تواند شعاری ترویجی باشد منتها در شرایط حاضر برای ایجاد عدم سوءتفاهم لازم است که هر نیرو و شخصی توضیح دهد که منظورش از انتخابات آزاد چیست و آن را شعاری ترویجی می داند یا تبلیغی. هم چنین توضیح دهد که چگونه می توان به آن نزدیک شد . اما فراموش نکنیم که دموکراسی خواهان و اصلاح طلبان و فعالان جامعه مدنی به هم راهی با هم، در عین داشتن تفاوت نیاز دارند. پس شفاف و روشن می توان در مورد اختلافات سخن گفت و در موارد مشخص با یکدیگرهم کاری کرد.

پیشنهاد عملی و اجماع آور تکیه بر شعار تبلیغی تلاش برای ایجاد فضای باز است. علت آن هم فشار حکومت برای بسته نگاه داشتن فضای جامعه است تا باز مطالبه محوری بر کاندیداها اثر نکند . باور کنیم که تحریم انتخابات حکومت را عصبی نخواهد کرد.

اما اگر هاشمی ، خاتمی ، نوری و پزشکیان و… کاندیدا شوند؛ رد صلاحیت این افراد هزینه زا است . تائید صلاحیت آنان هم مشکل زا خواهد بود. اگر شعار انتخابات آزاد به معنی شرکت همه ایرانیان برای کاندیدا شدن معیار در برخورد با انتخابات باشد در صورت رد صلاحیت حتی یک کاندیدای ایرانی، آن وقت نمی توان در انتخابات شرکت کرد. اگر شعار تبلیغی خارج ازکشورانتخابات آزاد باشد، در حقیقت میان داخل و خارج فاصله ای زیاد ایجاد می شود که مطلوب نیست و تاثیر منفی راهبردی برای همکاری در آینده میان نیروها دارد . برای اپوزیسیون اصولی انتخابات آزاد یک هدف در میان مدت و شعار ترویجی و آموزشی می تواند باشد.که چشم اندازمی دهد و جهت را روشن می کند. برای ایجاد امید باید زمینه وجود داشته باشد طرح شعار اصولی به جای شعار تبلیغی چندان امید ایجاد نمی کند . انتخابات آزاد آرمانی بلند است باید حفظ شود وهم لوث نشود.

در ضمن، امید هایی که پشتوانه لازم را ندارد باعث انفعال بیشتر میشود . زود خواهی درجنبش سبز ناامیدی برخی را رقم زد که مطلوب نیست. در عین حال مردم ما زود به هیجان می آیند لازم نیست که آنان را تحریک کرد، بلکه می باید آنان را تشویق به حوصله بهتر و بیشتر کرد و دید میان مدت به آنان داد.

هزارنکته باریک تراز مو این جا است که درحال حاضرگفتگو میان فعالان در میان است و در میان این افراد شعارها وراهبردها نیاز به بررسی دقیق دارد. پس بازمی توان این نکته را به اشتراک گذاشت که اپوزیسیون اصولی می تواند شعارانتخابات آزاد را ترویج دهد . اما درذیل آن شعارانتخابات رقابتی وسالم را تبلیغ کند و در پی عملی کردن آن باشد که کمک به ایجاد فضای بازی کند که به آن نیازمند هستیم.

 


**********

از همین نویسنده

**********

اين قسمت در حال حاضر بسته است.