اميدی را که شکل گرفته ارج بگذاريم

طرح مطالبات از طرف گروه‌های مردمی به معنی داشتن اميد به حل آن‌ها و اميد به آينده است. اين شايد يکی از مهم‌ترين دستاوردهای انتخابات اخير است. اين که حسن روحانی می‌خواهد و يا می‌تواند به اين مطالبات جواب مثبت گويد در درجه بعدی اهميت قرار می‌گيرد. آن‌چه اهميت دارد طرح مطالبات و مشکلاتی است که مردم با آن درگير هستند

هنوز چند روزی از انتخاب روحانی بعنوان رياست جمهوری ايران نگذشته بود که چند تايی از روزنامه های ايران بدستم رسيد، اعتماد ، شرق ، بهار، اقتصاد .

از همان صفحه های اول با مقالات، مصاحبه يا گزارش هايی مواجه شدم که در سطوح مختلف از خواست ها و اميد های مردم به رياست جمهوری روحانی می گفت. کارگری از خواست رفع نابرابری نوشته بود، روزنامه نگاری اميد به بازگشايی روزنامه ها و برگشت فضای آزادی برای نوشتن داشت، معلم و استادی خواهان بازنگری جدی در سياست های وزارت علوم بودند، هنرمند و سينماگر از مطالبه خود به بازگشايی خانه سينما و بازگشت جامعه مدنی به زندگی روزمرده نوشته بودند، مديری ازاحيای مجدد سازمان مديريت و برنامه ريزی و سياست مداران از بازگشت اخلاق به سياست حرف می زنند.

در کنار اين مطالبات در گوشه ای از روزنامه به طنز جالبی بر خوردم. نويسنده نوشته بود: فردی چراغ جادویی يافت و با لمس کردن آن غول چراغ بيرون آمد و گفت که آماده برآوردن آرزوهاست. فرد با عجله به رديف کردن خواست هايش مشغول شد: قبل از هر چيز می‌خواهم ماشينی نو داشته باشم و هر روز صبح با آن سر کار بروم ، البته به انداز کافی بزرگ باشد که بتوانم عيال و بچه ها را هم آخر هفته ها به گردش ببرم، بنزين هم بايد ارزان باشد که بتوانم راحت باک آن را پر کنم. در ضمن خيابان ها هم ترافيک نداشته و خلوت باشند که من از ترافيک بيزارم، همچنين می خواهم ماشين را جلودر اداره پارک کنم و…. غول چراغ دست بلند کرده گفت صبر کن ببينم، من روحانی نيستم که اين خواست ها را از من داری.

اين طنز مرا ياد بحث هايی انداخت که اين روزها در سايت‌ها شاهدش هستم.

دو نگاه به طرح خواست و مطالبات از دولت روحانی وجود دارد. يک نگاه که معتقد است نبايد با طرح خواست های ريز و درشت روحانی را از کار اصلی که همانا حل معضلات مهم جامعه مانند حل رابطه با غرب، مسئله تحريم ها و مشکل انرژی هستی است باز داريم. به اين معنی که ذهنيت جامعه را نبايد از موضوعات مهم منحرف کرد. نگاه ديگر معتقد است که همه گروه های اجتماعی بايد مطالباتشان را از دولت جديد بخواهند و قرار نيست خواست‌ها يکی بعدی از ديگری طرح گردد، بلکه همه می توانند موازی هم طرح و مطالبه شوند. برای کسی که پدرش در زندان است اين خواست هم آن قدر با اهميت است که حل بحران هسته ای ايران.

به واقع با کدام معيار می توان اين فوريت و اهميت را تشخيص داد؟

به اين سوال نمی توانم پاسخ گويم اما صورت مسئله را طور ديگری هم می توان ديد. طرح مطالبات از طرف گروه‌های مردمی به معنی داشتن اميد به حل آن ها و اميد به آينده است. اين شايد يکی از مهم‌ترين دستاوردهای انتخابات اخير است. اين که حسن روحانی می خواهد و يا می تواند به اين مطالبات جواب مثبت گويد در درجه بعدی اهميت قرار می گيرد. آنچه اهميت دارد طرح مطالبات و مشکلاتی است که مردم با آن درگير هستند.

اين بحث که آقای روحانی تا چه حد امکانات برای حل مشکلات جامعه در اختيار دارد، اين‌که ايشان تا چه حد اراده درگير شدن با مشکلات و پيگيری راه حل ها را دارد، اين بحث که کدام خواسته ها واقع بينانه است و می تواند تحقق يابد و کدام‌ يک امروز قابل دستيابی نيست نبايد از اهميت اميدی که در جامعه شکل گرفته بکاهد، اميدی که می‌تواند منشا حرکت و جنب و جوش باشد، اميدی که می‌تواند شکل دهنده فضاهای جديدی باشد و خود بر شرايط و امکانات موثرگردد. شور و نشاطی که می تواند منباسبات و تشکل های جديدی شکل دهد، شور و نشاطی که در چهار سال گذشته به حداقل رسيده بود.

تاکيد بر عدم امکان تحقق خواسته ها چه مبنای آن بی اعتمادی به روحانی باشد و چه دليل آن عدم آمادگی شرايط و مقاومت ديگر نيروهای قدرتمند حاکم، قبل ازهر چيز عليه اميد و فضايی است که امروز شکل گرفته است. تاکيد بر عدم طرح خواسته ها چه براساس توجه به اولويت ها و مهم‌ترين خواسته ها و چه با انگيزه توجه دادن به واقع بينی و طرح خواسته هايی در ظرفيت آقای روحانی، مهميز زدن به نيروهايی است که با قصد طرح خواسته های خود به ميدان آمده و فعال شده اند. تغييرات فردا در گرو آنست که نيروهای اجتماعی بتوانند امروز به ميدان آمده خواسته های خود را طرح کرده و برای تحقق آن پيگير باشند

اين قسمت در حال حاضر بسته است.