روس‌ها بیخ گوش اطلاعات سپاه

یادداشتی دنباله‌دار از رضا علیجانی: در دهه شصت بین زندانیان این گفته شایع بود که روش‌های شناسایی و تعقیب و مراقبت و بازجویی و شکنجه و… در دادگاه‌های انقلاب (و بعد، وزارت اطلاعات) ترکیبی است از تجارب ساواک (که شایعه‌وار گفته می‌شد توسط فردوست به ماموران امنیتی ج.ا منتقل شده)، به علاوه آموزه‌هایی از سازمان‌های امنیتی بلوک شرق (مثلاً رومانی) و تجاربی که خود حضرات کسب کرده‌اند.

این تجارب، به‌خصوص در امر شکنجه، پس از مدتی می‌توانست به جهان و نهادهای امنیتی سرکوبگر مشابه نیز صادر و آموزش داده شود!

در دهه‌های هفتاد به بعد اما نظریات مشابهی به‌خصوص درباره شکنجه سفید مطرح می‌شد که نهادهای اطلاعاتی و امنیتی ج.ا (و به‌خصوص و مشخصاً اطلاعات سپاه) از همکاران بلوک شرقی‌شان آموخته و بر آن افزوده‌اند.

پس از دوران اصلاحات و به‌ویژه ضربه‌ای که به وزارت اطلاعات در ماجرای قتل‌های زنجیره‌ای وارد شد و با حمایت و هدایت آقای خامنه‌ای، نهاد اطلاعات سپاه نقش بالادستی ویژه‌ای در امور اطلاعاتی- امنیتی پیدا کرد؛ نقشی که به‌تدریج در حوزه‌های سیاست داخلی و سیاست خارجی و اقتصاد و رسانه و ورزش و خلاصه همه امور کشور گسترش یافت.

این ماجراها گذشت تا این که چند ماه پیش وقتی به مناسبتی روی مسئله مخالفت شدید جریان محافظه‌کار(ملقب به اصولگرا) در مورد طرح «ممنوعیت کودک‌همسری» (که در مجلس مطرح بود)، کندوکاو می‌کردم، با این پدیده قابل‌تأمل مواجه شدم که نهادهای امنیتی نقش بسیار پررنگی در این مخالفت دارند، در حالی که بسیاری تصور می‌کردند ریشه‌های این تقابل به مبانی فقهی در میان روحانیون برمی‌گردد.

بعدها هم خانم سلحشوری، از معدود نمایندگان شجاع مجلس، به‌صراحت ابراز کرد که «از یک نهاد خاص گفته شده با این طرح مخالفت شود». طیبه سیاوشی، یکی دیگر از فعالان این طرح، هم گفته بود «ما با مراجع دیدار داشته‌ایم و فتوای آن را هم گرفته‌ایم». همچنین فاطمه حسینی، نماینده تهران، در توئیتر خود با اشاره به انبوه پیامک‌های قبلی در مخالفت با طرح شفافیت مالی و علیه پولشویی نوشت: «بازهم ده‌ها پیامک به نمایندگان مجلس؛ این بار برای مقابله با طرحی جهت جلوگیری از کودک‌همسری! این روزها موتور پیامک‌های سازمان‌یافته حاوی دروغ، تهمت و تهدید دوباره روشن شده است.»

در پیگیری ماجرای مخالفت نهادهای امنیتی مشاهده کردم که در رسانه‌های مرتبط با این نهادها، از جمله روزنامه کیهان، طرح ممنوعیت کودک‌همسری به توطئه‌های دشمن برای کاهش جمعیت جهان اسلام (که در تقابل با صهیونیسم است) مرتبط شده است! اما بعد در کاوش بیشتر دیدم این تئوری مدت‌ها قبل در مشرق‌نیوز و از منابع اطلاعاتی روسی نقل و به فضای سیاسی- امنیتی ایران و دامنه رصدهای اطلاعات سپاه منتقل شده و حتی خبرگزاری «فارس» خبری حاوی بازداشت یک پژوهشگر دوتابعیتی و احضار و بازداشت «تعدادی از عناصر نفوذی در حوزه کنترل جمعیت» انتشار داده است. (مقاله‌ام در این باره در این لینک در دسترس است.)

این نمونه برایم حساسیتی را در مورد درِگوشی‌هایی که کم‌وبیش در محافل سیاسی در نزدیک شدن و ارتباطات هر چه بیشتر بین سپاه و روسیه (وچین) در حوزه امنیتی و سیاسی به گوش می‌رسید، برانگیخت – که با نزدیکی ایران و روسیه در مداخلات‌شان در سوریه نمود راهبردی بیرونی بیشتری هم می‌یافت.

ملاقات آقای خامنه‌ای و ولادیمیر پوتین و نحوه مواجهه رسانه‌های سپاه با آن نیز مؤید همین نزدیکی و همکاری راهبردی همه‌جانبه (از جمله در حوزه‌های اطلاعاتی و امنیتی) بود.

بدین ترتیب، کندوکاو گسترده‌تری روی رسانه‌های مرتبط با رسانه‌های سپاه و سازمان اطلاعاتی‌اش انجام شد که نتایجش بسیار قابل‌تأمل بود. در ادامه، فشرده‌ای از این داده‌ها و نتایج آن، به‌خصوص در تأثیرگذاری شگفت‌انگیز فرضیه‌ها و داده‌های امنیتی روس‌ها بر سپاه و رهبر ایران، را مرور می‌کنیم.

بعضی از این تشابهات ممکن است اتفاقی و ناشی از ساختار استبدادی و دیکتاتوری فردی این دو حکومت باشد، اما به نظر می‌رسد در اکثر موارد این تشابهات ناشی از ارتباطات و تبادلات بسیار نزدیک امنیتی بین سپاه و نهادهای امنیتی روسی است.

این تقارن شدید در حوزه سیاسی نیز به چشم می‌خورد. حاکمان ایران با محوریت ولایت فقیه چنان مسیر نادرست و ضدملی‌ای را در سیاست خارجی پیموده‌اند که اینک کمترین دوست و متحدی در منطقه و جهان دارند و به‌اختیار و به‌اجبار، روز به روز نزدیکی و حتی وابستگی بیشتری به روسیه و چین پیدا کرده‌اند.

این امر، هم جنبه سیاسی دارد و هم جنبه اقتصادی که خود بحث دیگری است و حکایتگر فاصله غم‌بار و تأسف‌باری که حاکمان بعد از انقلاب با آرمان‌ها و وعده‌های اولیه انقلاب پیدا کرده‌اند؛ انقلابی که به دنبال موازنه منفی (الهام‌گرفته از نهضت ملی و دکتر مصدق) بود و خود حاکمان نیز شعار نه شرقی و نه غربی‌شان گوش فلک را کر کرده بود.

چون در مقاله مستقلی به پشت صحنه مخالفت با طرح کودک‌همسری توسط نهادهای امنیتی (اطلاعات سپاه) پرداخته‌ام، از این مورد صرف‌نظر می‌کنم و بقیه موارد را با توجه به مطالب کانال‌های تلگرامی «افسران جنگ نرم»، «قرارگاه سایبری عمار»، «کانال سایبری عماریون» و نوشته‌های افراد امنیتی (مثل رضا سراج) در کانال‌های تلگرامی‌شان، مرور می‌کنیم:

ویروس کرونا ساخته آمریکایی‌هاست!

«افسر اطلاعاتی روسیه: کرونا از آزمایشگاه‌های گرجستان به ایران منتقل شده است!»

این خبر به اشکال گوناگون و به طور وسیع در رسانه‌های امنیتی بازتاب یافت، از قول وزارت خارجه روسیه، وزارت بهداشت روسیه، وزارت دفاع روسیه، از زبان سرلشکر ایگور کرلوف، وزیر اطلاعات و امنیت سابق گرجستان، و حتی از زبان «ژائو لی جیان»، سخنگوی وزارت خارجه چین، و…

به طور مثال این خبر:

«چندی پیش وزارت دفاع روسیه در نشست خبری برگزارشده در مقر این وزارتخانه در «مسکو»، از اقدام وزارت دفاع آمریکا (پنتاگون) در تأمین بودجه طرح‌های تحقیقاتی آزمایشگاه‌های بیولوژیکی سخن گفت که در پوشش آزمایشگاه‌های متعارف در کشورهای مختلف جهان به‌ویژه در «گرجستان» فعالیت می‌کنند و فعالیت‌های نامتعارف آن‌ها نقض توافقنامه‌ها و پروتکل‌های بین‌المللی شمرده می‌شود.»

و یا این خبر:

«ایگور نیکولین، دانشمند و زیست‌شناس روس که قبلاً در کمیته سلاح بیولوژیک روسیه فعالیت کرده، در مصاحبه با روسیا الیوم گفت: ویروس کرونا سلاح بیولوژیک آمریکاست که از آن برای کنار زدن دشمنان خود از جمله چین و ایران استفاده می‌کند… در ۲۰ سال اخیر این چهارمین شیوع ویروس در چین است. این مسئله تصادفی نیست، بلکه یک طرح است.»

و یا:

«وزارت بهداشت روسیه با بیان این‌که آمریکایی‌ها اقدام به جمع‌آوری ژن شهروندان روسی در بیش از ۳۰ آزمایشگاه فعال در حوزه سلاح‌های بیولوژیک در مناطق مرزی روسیه و گرجستان می‌کنند، می‌افزاید: اسنادِ در اختیار ثابت می‌کند که مرکز تحقیقات «لوگار» آمریکا در گرجستان پهپادهایی در اختیار دارد که می‌توانند حشرات حامل ویروس‌های خاص را به هر نقطه از جهان انتقال دهند.»

و یا این خبر:

«ویتالی پتروف، عضو سازمان اطلاعات و امنیت ملی روسیه موسوم به «اف اس بی» که به دلایل امنیتی و اطلاعاتی از افشای نام واقعی خود امتناع می‌کند و به استفاده از نام مستعار و سازمانی خود اکتفا می‌کند، در یک مصاحبه گفته است که آمریکا با به‌کارگیری تجهیزات پیشرفته الکترونیکی در حال تولید و انتشار اشعه‌های خطرناک زیست‌میحطی است که زندگی و سلامت انسان‌ها را با خطر جدی مواجه می‌کند.

پتروف با بیان این‌که آمریکایی‌ها از سال‌ها پیش اقدامات گسترده‌ای را با هدف تضعیف و براندازی نظام در ایران آغاز کرده‌اند، تأکید می‌کند: با شکست اقدامات در حوزه اقتصادی و سیاسی، آمریکا اقدامات خود را بر حوزه بیولوژیکی متمرکز کرده است.

نکته مشترکِ اظهارات پتروف با اظهارات پیشین وزارت دفاع روسیه، استفاده ابزاری آمریکا از کشور گرجستان برای تحقق اهداف جدید خویش است. وی می‌گوید: اکنون با موضع‌گیری رسمی متحدمان (چین) در قبال منشأ شیوع ویروس کرونا، به این باور رسیده‌ایم که این ویروس از طریق همین آزمایشگاه‌ها به ایران منتقل شده است. وی معتقد است که گرجستان به کانون اقدام علیه ایران و روسیه تبدیل شده و این کشور باید در آینده نزدیک تبعات حضور امریکا در خاک خود را بپذیرد.»

رضا سراج، تحلیلگر امنیتی سپاه، نیز با ارتباط دادن سخنان مختلف روس‌ها این نظر را تبلیغ می‌کند که این ویروس از طریق همین آزمایشگاه‌ها به ایران منتقل شده است. وی در ادامه این پرسش‌ها را مطرح می‌کند:

۱. آیا سازمان جاسوسی رژیم صهیونیستی (موساد) در این تحقیقات و این اقدامات دست داشته است یا خیر؟

۲️. آیا موساد در این حوزه با جاسوس دوجانبه چینی رئیس بخش میکروبیولوژی دانشگاه هاروارد در ارتباط بوده است؟

۳️. آیا این جاسوس دوجانبه نقش حلقه ارتباطی بین سیا و موساد داشته یا خیر؟

۴️. آیا با سازمان اطلاعات و جاسوسی انگلیس موسوم به ام‌ای ۶ در ارتباط بوده است و در انتشار ویروس کرونا بین فلسطینی‌ها نقش داشته یا خیر؟ درحالی که سوابق کاری وی نشان می‌دهد در انتشار ویروس «ایدز» در میان فلسطینی‌ها نقشی اساسی ایفا کرده است.

با این اوصاف، شنیدن موضع کاملاً مشابهی از زبان رهبر جمهوری اسلامی نمی‌تواند بی‌ارتباط با بولتن‌هایی باشد که اطلاعات سپاه هر روزه برای وی آماده می‌کند. به‌خصوص این‌که آقای خامنه‌ای به فرزندان سپاهی‌اش بیشتر از دیگر بخش‌های نظام اعتماد و اتکا دارد.

این خبر شگفت‌انگیز نیز قابل‌توجه است که:

«همزمان با افشای اندکی از افشای ذات خباثت‌آلود آمریکا توسط چین و روسیه و ایران مبنی بر احتمال ‎حمله بیولوژیک بودن ‎کرونا، آمریکا ده‌ها مقر حشدالشعبی عراق را به صورت بی‌سابقه بمباران کرد!».
(ادامه دارد)

بخش دوم

ادداشتی دنباله‌دار از رضا علیجانی: کندوکاو در رسانه‌های مرتبط با رسانه‌های سپاه و سازمان اطلاعاتی آن بیانگر تاثیرگذاری شگفت‌انگیز فرضیه‌ها و داده‌های امنیتی روس‌ها در برخی خط برخوردهای اطلاعات سپاه، سپاه و بعضی سخنان رهبر ایران است.

بعضی از این تشابهات ممکن است اتفاقی و ناشی از ساختار استبدادی و دیکتاتوری فردی این دو حکومت باشد، اما به نظر می‌رسد در اکثر موارد، این تشابهات ناشی از ارتباطات و تبادلات بسیار نزدیک امنیتی بین سپاه و نهادهای امنیتی روسی است.

این تقارن شدید در حوزه سیاسی نیز به چشم می‌خورد. حاکمان ایران با محوریت ولایت فقیه چنان مسیر نادرست و ضد ملی‌ای را در سیاست خارجی پیموده‌اند که اینک کمترین دوست و متحدی در منطقه و جهان دارند و به‌اختیار و به‌اجبار، روزبه‌روز نزدیکی بیشتر و حتی وابستگی به روسیه و چین پیدا کرده‌اند.

این امر، هم جنبه سیاسی دارد و هم اقتصادی، که خود بحث دیگری است و حکایتگر فاصله غم‌بار و تأسف‌باری که حاکمان بعد از انقلاب با آرمان‌ها و وعده‌های اولیه انقلاب پیدا کرده‌اند؛ انقلابی که به دنبال موازنه منفی (الهام‌گرفته از نهضت ملی و دکتر مصدق) بود و خود حاکمان نیز شعار نه شرقی و نه غربی‌شان گوش فلک را کر کرده بود.

مخالفت با محصولات تراریخته

چند سال پیش، یکی از کانال‌های امنیتی، ویدئویی را در مخالفت با محصولات تراریخته منتشر کرد (دسترسی از اینجا) و در زیرنویس آن نوشت:

«آیا روسیه از محصولات تراریخت استفاده می‌کند؟ صحبت‌های پوتین و گزارش راشاتودی را در رابطه با این محصولات ببینید.»

حال این را باید مقایسه و مرتبط کنیم با تبلیغات وسیع این نهادها و رسانه‌هایشان علیه محصولات تراریخته، به‌خصوص با جوسازی فرد ناهنجاری به نام «پروفسور علی کرمی» (این فرد در رسانه‌های حکومتی نقش مهمی نیز در تبلیغ نظر مشابهی در مورد ساختن ویروس کرونا توسط آمریکایی‌ها داشت).

بخشی از سخنان وی در این باره:

  • رهبر معظم انقلاب فرمودند دشمن را دست‌کم نگیرید.
  • در رابطه با تهدیدات نرم، مطلع‌ترین فرد کشور رهبر انقلاب است.
  • تراریخته‌ها، مصداق نفوذ است.
  • رهبری فرمودند «به بنده هم می‌گویند توهم توطئه دارم، برای این‌که حساسیت‌ها را کم کنند».
  • پس از برجام، من نگرانی‌ام بیشتر شد، زیرا پس از آن با روش‌های جدیدی شروع به ضربه زدن به نظام کرده‌اند.
  • فردی کمربندی را خریده، بعد متوجه می‌شود که روی سگک این کمربند رادیواکتیو بوده است و این‌گونه در نسل بعدی ما نیز تأثیر می‌گذارند.
  • خانم‌ها چیز زینتی می‌خرند و به خودشان آویزان می‌کنند، ولی نمی‌دانند که این تشعشع می‌کند و بعد دچار کیست تخمدان می‌شوند.
  • ساعت‌هایی از مرز وارد شد که رصد شده که پشت آن‌ها رادیواکتیو بوده یا آدامس‌هایی وارد کشور شد به نام «بی‌تی» که انواع مخدر در آن‌ها هست.

ناگفته نماند که موضوع تراریخته‌ها خود یکی از موضوعات متعددی است که دستاویزی برای رقابت‌های درون حکومتی و حملات نیروهای تندرو به دولت نیز بوده است.

نقل خبرهای متعدد از منابع روسی

یکی دیگر از مسائل قابل توجه در رسانه‌های امنیتی، کثرت روزافزون خبرهایی است که از منابع روسی به‌خصوص خبرگزاری اسپوتنیک روسی (و یا راشاتودی) نقل می‌شود. مانند:

  • روح سلیمانی ول‌کن نیست! میلیون‌ها عراقی شعار دادند آمریکا برو بیرون…
  • التماس آمریکا! سلیمانی حتی نامه پومپئو را باز نکرد…
  • التماس رئیس سیا از حاج قاسم جهت فرصت دادن برای تخلیه نیروهای داعش و…
  • با همکاری قاسم سلیمانی، طرح جدایی اقلیم کردستان خاتمه داده شد
  • جنگنده ایرانی در حال ساخت «قاهر ۳۱۳» به عنوان یکی از ۱۰ جنگنده برتر نسل پنجم جهان در قرن بیست و یک…

و یا این خبر از قول چندین رسانه روسی و مفسران‌شان: «بازتاب موشک‌های انتقام سپاه پاسداران به پایگاه‌های ارتش تروریستی آمریکا [عین الاسد]، در روسیه».

تقدیس پوتین و شیفتگی نسبت به او!

این امر عجیب در موارد متعددی به چشم می‌خورد. به طور مثال، در یک کاریکاتور، پوتین را در حال مسابقه کاراته با رئیس‌جمهور آمریکا نشان می‌دهد که پوتین قاطعانه به او ضربه می‌زند (نوعی طعنه زدن به حسن روحانی!). (اینجا/ تحت عنوان «نمونه‌ای از تی‌شرت‌های جوانان در روسیه»)

و یا وقتی روابط ایران و ترکیه به خاطر بعضی سیاست‌های اردوغان در سوریه تیره می‌شود، این کانال‌ها برخوردهای پوتین با اردوغان را با آب‌وتاب و شیفتگی بازتاب می‌دهند، مانند کشیدن صندلی اردوغان از زیرش توسط پوتین در یک کنفرانس عمومی؛ معطل کردن طولانی اردوغان و هیئت همراهش در یک ملاقات در کاخ کرملین؛ و یا ملاقات با وی و همراهانش زیر یک مجسمه از «کاترین کبیر» امپراتور روسیه که در دوران زمامداری خود در قرن هجدهم، امپراتوری عثمانی را شکست داده بود!

و یا این خبر که لحنش قابل توجه است:

«پوتین با طمأنینه و آرام و لبخندی بر لب از پله‌های هواپیما پایین می‌آید، بر زمینِ یک پایگاه نظامی در لاذقیه‌ی سوریه. بعد از شش سال جنگ سخت و بین‌المللی، اولین سفر یک رئیس‌جمهور به سوریه سهم پوتین شد. او دقایقی بعد نطقش را آغاز می‌کند: «نظامیان روس پیروزمندانه به خانه و نزد خانواده‌ی خود برمی‌گردند… اگر تروریست‌ها بازگردند، چنان حمله‌ای می‌کنیم که مشابهش را ندیده باشند… ما به‌خاطر تلفات دست از نبرد با تروریسم برنمی‌داریم…». رفتار او دقیقاً رفتار رئیس‌جمهوری است که کشورش را یک ابرقدرت می‌داند، برای اعلام پیروزی‌اش برنامه ریخته، به انعکاس رسانه‌ای این اعلام می‌اندیشد و حتی اگر فقط چند ساعت در سوریه باشد‌، باز هم ترجیح می‌دهد آن‌جا وسط سرزمینی که میدان نبرد بوده، برای نظامیان کشورش حرف‌های قهرمانانه بزند تا در عمل نشان بدهد داعش وجود ندارد.» [و در ادامه با رفتار حسن روحانی مقایسه می‌کند!]

و یا این مطلب:

«چند نکته در مورد تیم حفاظت ولادیمیر پوتین:

۱ـ تیم حفاظت رئیس‌جمهور روسیه علی‌رغم اطلاع از این نکته که در زمان اجلاس سران در تهران چندین بنز ضد گلوله S-500 دست دوم و نو وارد کشور شده، ترجیح داده‌اند لیموزین‌شان را از خود روسیه و به وسیله هواپیما وارد ایران کنند تا پوتین مطمئن‌تر در تهران تردد کند.

۲ـ تذکرهای بالای امنیتی انتقال‌یافته از سوی تیم حفاظت روسی به مسئولین ایران باعث گردید که حوالی سازمان اجلاس سران به فاصله حداقل یک کیلومتر، تک‌تیارندازهای ایرانی حتی بر روی مراکز و خانه‌های غیردولتی نیز مستقر گردند، تا تزار روس‌ها به سلامت سفر خود به تهران را به اتمام برساند.

۳ـ جالب‌ترین اقدام حفاظتی تیم او این بوده که اساساً پوتین در هر کشوری که مهمان بوده، «مدفوع» و «ادرار» از خود به جای نمی‌گذارد و تمام فضولات انسانی توسط تیم حفاظت او جمع‌آوری شده و از کشور میزبان خارج می‌شود. نوع پیشرفته از ترورها که بر اساس آنالیز «مدفوع» و «ادرار» فرد مورد نظر شکل می‌گیرد، و بر طبق کمبودها و یا احتمالاً بیماری‌های بدن فرد مورد نظر ماده و پودری ساخته شده و در دیدارهای حضوری و احتمالاً از طریق بویایی و لمس فردی، وارد بدن فرد میزبان می‌شود و…».

مقایسه دولت و مقامات روس با حسن روحانی و وزرایش

این امر یکی از موارد پرشمار در رسانه‌های امنیتی و سپاهی است. در ادامه چند نمونه را مرور می‌کنیم:

«از خنده‌‌ی عراقچی تا جدّیت مدودف!

دیمیتری مدودف، نخست‌وزیر روسیه: «محدود کردن دسترسی روسیه به سیستم پرداخت بانکی بین‌المللی (سوئیفت) به طور مجازی به مفهوم اعلام جنگ است. غرب باید به این نکته کاملاً واقف باشد و مسکو هم در این زمینه اطلاعات لازم را دارد.» وقتی فقط چند هفته پس از تصویب برجام، برخلاف مواد آن، آمریکا سیستم سوئیفت ایران را در کلّ جهان قطع کرد، آقای عراقچی در یک برنامه‌ی تلویزیونی حاضر شد و پس از سؤال مجری در این خصوص، ابتدا لبخندی بن‌بست‌آمیز زد و با فرو رفتن در حالت سِرچینگ جهت یافتن یک پاسخ ماله‌کشانه، بالأخره پس از ثانیه‌هایی توقف گفت: «راه تعامل بانکی با جهان که فقط سوئیفت نیست». حالا این‌که راه دیگری غیر از سوئیفت را هم هنوز نتوانستند راه بیندازند، بماند؛ اما اگر عراقچی در این مصاحبه نخست‌وزیر روسیه کنارش بود، احتمالاً به او یادآوری می‌کرد که: «هنوز اعلان جنگ فاحش صورت نگرفته».

و یا این خبر:

«اینجا کاخ کرملین روسیه است! (اینجا)

پوتین خانواده‌های پرجمعیت رو به کاخ دعوت کرده تا هم اهمیت جمعیت کشورش رو نشون بده و هم دیگران رو تشویق به فرزندآوری بیشتر کنه.

دولت تدبیر هم در کشور ما در جهت منافع دشمنان کار می‌کنه و به خانواده‌هایی که پرجمعیت‌تر هستن، یارانه کم‌تری می‌ده!»

و نیز این خبر:

«اگر ترکیه هواپیمای ایران را زده بود! [به رخ کشیدن برخورد قاطع روسیه با ترکیه در مورد اصابت قرار دادن یک هواپیمای روسی که منجر به سفر اردوغان به روسیه و معذرت خواهی رسمی شد.]

فکر می‌کنید اگر ترکیه به جای هواپیمای روسیه، هواپیمای ایران را زده بود چه اتفاقاتی می‌افتاد؟ این‌ها می‌افتاد:

– رئیس‌جمهور بعد از سه روز و در حالی که تنها دو ساعت به پایان سفرش به کیش باقی مانده است، سئانس آخر جت‌اسکی‌سواری‌اش را نیمه‌تمام گذاشته و به کشور باز می‌گشت.

– آقای ظریف می‌رفت پیش پای امیر کویت می‌نشست روی زمین و از او می‌خواست که پادرمیانی کند تا ترکیه برای یکی از مسئولان ایرانی ویزا صادر کند.

– روزنامه آرمان به نقش عمه بزرگ خاندان استوانه در بهبود تاریخی رابطه ایران با دولت عثمانی اشاره می‌کرد.

– عده‌ای از ایرانیان جلوی سفارت فرانسه جمع شده و شمع روشن می‌کردند!

– نوبخت گران شدن قیمت بلیت تهران-آنتالیا را تکذیب می‌کرد.

– محمود دعایی برای سومین بار در سال جاری در روزنامه اطلاعات برای خاتمی جشن تولد برگزار می‌کرد.»

همچنین این خبر:

«رزمایشِ مشترکِ ایران، روسیه و چین به جهان پیام داد که ایران تبدیل به قدرت جدید فرامنطقه‌ای شده؛ درود بر سربازان باغیرت وطن!

در مقابل، تیم دیپلماسی ایران با ننگ‌نامه برجام آبروی یک ملت را در جهان بردند!»

و یا این تیتر و مطلب:

«مقایسه صحبت‌های نماینده ایران و روسیه در جلسه شورای امنیت سازمان ملل درباره آشوب‌های ایران!

نماینده ایران در سازمان ملل متحد:
اقدام امریکا سوء‌استفاده یک عضو دائم شورا از اختیاراتش و نیز سوء‌استفاده از خود شوراست.
تحریک به آشوب شامل مواردی مانند ترغیب مردم به استفاده از کوکتل مولوتوف، تصرف انبار مهمات و قیام مسلحانه شد.
اگر قرار به برگزاری جلسه بود، این ایران بود که باید تقاضای برگزاری یک بحث و بررسی می‌کرد که چگونه و چرا به عناصر خارجی در حالی که از مصونیت برخوردارند، اجازه تحریک و حمایت از ناآرامی‌ها و خشونت در دولت دارای حاکمیتی داده می‌شود که از بنیانگذاران سازمان ملل متحد بوده است.

نماینده روسیه(خطاب به نیکی هیلی):
شما به جای این‌که انرژی شورای امنیت را صرف مسائل افغانستان، سوریه و لیبی کنید، آن را برای مسائل داخلی کشورها صرف می‌کنید.
چرا آمریکا امروز که اوضاع داخلی ایران نرمال شده بایستی این جلسه را برگزار کند؟
البته ما باید از آمریکا تشکر هم بکنیم چون پیام‌هایی که این کشور برای ایرانی‌ها ارسال کرد باعث همبستگی مردم این کشور شد و آنها حول محور احساسات ضد آمریکایی متحد شدند.
طبق منطق شما ما بایستی بعد از حوادث فرگوسن، میسوری یا بعد از تظاهرات‌های وال‌استریت، درخواست برگزاری نشست شورای امنیت می‌دادیم!
آمریکا تدابیری به کار گرفته که ناقض حقوق بین‌المللی هستند. آیا شما هیچ ابزاری غیر از تحریم ندارید؟»

بخش سوم

یادداشتی دنباله‌دار از رضا علیجانی: کندوکاو در رسانه‌های مرتبط با رسانه‌های سپاه و سازمان اطلاعاتی آن بیانگر تاثیرگذاری شگفت‌انگیز فرضیه‌ها و داده‌های امنیتی روس‌ها در برخی خط برخوردهای اطلاعات سپاه، سپاه و بعضی سخنان رهبر ایران است.

بعضی از این تشابهات ممکن است اتفاقی و ناشی از ساختار استبدادی و دیکتاتوری فردی این دو حکومت باشد، اما به نظر می‌رسد در اکثر موارد، این تشابهات ناشی از ارتباطات و تبادلات بسیار نزدیک امنیتی بین سپاه و نهادهای امنیتی روسی است.

این تقارن شدید در حوزه سیاسی نیز به چشم می‌خورد. حاکمان ایران با محوریت ولایت فقیه چنان مسیر نادرست و ضد ملی‌ای را در سیاست خارجی پیموده‌اند که اینک کمترین دوست و متحدی در منطقه و جهان دارند و به‌اختیار و به‌اجبار، روزبه‌روز نزدیکی بیشتر و حتی وابستگی به روسیه و چین پیدا کرده‌اند.

این امر، هم جنبه سیاسی دارد و هم اقتصادی، که خود بحث دیگری است و حکایتگر فاصله غم‌بار و تأسف‌باری که حاکمان بعد از انقلاب با آرمان‌ها و وعده‌های اولیه انقلاب پیدا کرده‌اند؛ انقلابی که به دنبال موازنه منفی (الهام‌گرفته از نهضت ملی و دکتر مصدق) بود و خود حاکمان نیز شعار نه شرقی و نه غربی‌شان گوش فلک را کر کرده بود.

بخش‌های یکم و دوم این نوشتار قبلاً منتشر شده بود، اینک بخش سوم آن را می‌خوانید.

اینترنت ملی و قطع ارتباط جامعه با اینترنت بین‌المللی

یکی از مواردی که رسانه‌های امنیتی با حسرت از آن یاد می‌کنند این است که رهبر ایران قبل از روس‌ها درباره اهمیت اینترنت ملی حرف زده بود (البته این هم معلوم نیست تحت‌تأثیر چین و کره شمالی و روسیه نبوده نباشد!) اما روس‌ها زودتر از دولت روحانی به آن عمل کردند.

مثل این خبر:

«هشدار رهبر انقلاب را مسئولین دولت روسیه زودتر شنیدند!

در حالی که رهبر انقلاب در این چند سال و بعد از تهدید آمریکا به استفاده از ابزار قطعی اینترنت برای فشار به کشورهای مخالف به طور مکرر اهمیت بالای ایجاد اینترنت ملی را گوشزد کردند، امّا این اینترنت مستقل روسیه بود که از اوایل آبان ماه آغاز به کار کرد.

البته از آنجایی که وزیر ارتباطات روحانی کارهای مهم‌تری چون شوآف‌های [نمایش‌های تبلیغاتی] زودهنگام انتخابانی و وقت‌گذرانی در شبکه‌های اجتماعی دارد، طبیعی است که نوبت به کارهای کم‌اهمیتی مانند این نرسد!»

و یا این خبر:

«آغاز فیلترینگ سراسری تلگرام در روسیه

سازمان نظارت بر امور ارتباطات روسیه اعلام کرد از کلیه شرکت‌های ارائه‌دهنده خدمات اینترنتی خواسته است دسترسی کاربران روس را به تلگرام مسدود کنند.

طبق گزارش رسانه‌های روسی، فرایند فیلترینگ تلگرام از ساعتی قبل آغاز شده و طی چند ساعت آینده کامل خواهد شد.

فیلترینگ تلگرام در سرزمین مادری‌اش -روسیه- پس از آن صورت گرفت که این پیام‌رسان دو بار از حکم دادگاه عالی این کشور برای همکاری در زمینه مقابله با تروریسم سرپیچی کرد.

سرویس امنیت فدرال روسیه و نهادهای امنیتی بسیاری از کشورهای دیگر می‌گویند گروه‌های تروریستی از جمله داعش از تلگرام برای ارتباط با یکدیگر و برنامه‌ریزی عملیات‌ها استفاده می‌کنند.»

نقد و برخورد با مخالفان روسیه و چین

جدیدترین نمونه در این باره هجوم وسیع و تبلیغاتی به کیانوش جهانپور، سخنگوی وزارت بهداشت، درباره اظهاراتش مبنی بر شوخی تلخ چین در آمارهای کرونا و تهدید امنیتی او بود که نهایتاً منجر به عقب‌نشینی او گردید.

یک رسانه امنیتی در این باره چنین نوشت:

«به‌دلیل تداوم تحریم‌ها و تهدیدهای دولت آمریکا، ملت ایران همچنان از دسترسی به کمک‌ها و همکاری‌های بین‌المللی ضد کرونا محروم مانده است و جز برخی کشورهای مستقل، دیگر کشورهای تحت نفوذ آمریکا تمایلی به همکاری با کشورمان برای مهار این بحران ندارند. البته خوشبختانه به لطف دیپلماسی منطقه‌ای کشورمان، از بدو شیوع ویروس کرونا کمک‌های فنی و تخصصی روسیه و چین در دسترس کشورمان قرار گرفته و امروز تبادلات علمی و هم‌افزایی پزشکان ایرانی و چینی پروسه مهار کرونا را در کشورمان تقویت کرده است.

اما متأسفانه، در این میان شاهد این هستیم که برخی اظهار نظرهای نسنجیده تداوم این دست همکاری‌های بین‌المللی را با چالش روبه‌رو کرده است. از جمله اظهارات اخیر کیانوش جهانپور، سخنگوی وزارت بهداشت، که در یک گفت‌وگوی رسانه‌ای پرحاشیه اپیدمی کرونا را تحلیل کرده و با متهم کردن دولت چین به پنهان‌کاری در نشر اطلاعات مربوط به ویروس کرونا مدعی شده است “به نظر می‌رسد آمار‌های چین یک شوخی تلخ بود، زیرا بسیاری در همه جهان فکر کردند این بیماری مثل آنفلوآنزاست و مرگ‌ومیر کمتری دارد. همه این موارد مبتنی بر گزارش‌هایی بود که از چین گزارش می‌شد و به نظر می‌رسد چین شوخی تلخی در این زمینه با همه دنیا انجام داد. اگر در چین گفته می‌شود دوماهه یک اپیدمی مهار شده، باید بیشتر درباره آن فکر کرد.”

این اظهارات غیر کارشناسانه موجبات دل‌خوری دولت چین را فراهم کرد و سفیر چین در پیامی توئیتری خطاب به جهانپور نوشت “وزارت بهداشت چین هر روز کنفرانس خبری دارد. پیشنهاد می‌کنم برای نتیجه‌گیری، اخبارشان را به دقت بخوانید.”

متأسفانه، نوع برخورد یک مقام ارشد وزارت بهداشت کشورمان طوری بوده که سفیر چین در توئیت خود به صورت غیرمستقیم به وی توصیه کرده است اخبار مربوط به دستاوردها و اقدامات دولت چین در مهار کرونا را، نه از طریق رسانه‌های غربی، بلکه از طریق اخبار رسمی این کشور پیگیری نماید.

واقعیت این است که اظهارات غیرمسئولانه خلاف منافع ملی جهانپور پیش‌تر و بارها از سوی رسانه‌های غربی و آمریکایی تکرار شده است، اما تکرار این اتهامات از سوی یک مقام مسئول رسمی جمهوری اسلامی ایران که کرسی سخنگویی مهم‌ترین نهاد علمی حوزه بهداشت و درمان کشور را دارد، در این شرایط عملاً پیام منفی قابل‌توجهی را به یکی از حامیان کشورمان در شرایط فعلی منتقل می‌کند.

از این رو انتظار می‌رود در راستای تأمین منافع ملی کشورمان و لطمه نخوردن روابط ملت ایران و چین و خنثی‌سازی پیامدهای این اظهارات مسئولان وزارت بهداشت و دستگاه دیپلماسی ضمن جبران این اظهارات بیجا، بررسی ابعاد پشت پرده احتمالی این اظهارات را را نیز در دستور کار قرار دهد.» [جمله پایانی دقیقاً یک تهدید امنیتی است.]

رسانه‌های امنیتی گاه در مورد کوچک‌ترین اشتباه رسانه‌ای درباره روسیه و چین نیز واکنش نشان می‌دهند.

مثلاً این برخورد:

«کانال جُک تیتر زده روسیه از معامله قرن حمایت کرد!

در صورتی که پایین‌ترش نوشته روسیه پیشنهاد آمریکا را بررسی می‌کند. مهم این است که فلسطینی‌ها قبول کنند.

این از نظر ادمین کانال یعنی روسیه حمایت کرده!»

نقل شیفته‌وار اخبار مرتبط با روسیه

هرچند در تحلیل‌های منعکس‌شده در سایت‌های نزدیک به سپاه، گاه بی‌اعتمادی‌هایی نیز به روسیه دیده می‌شود، اما در کانال‌های تلگرامی همگانی‌تر و تبلیغاتی‌تر آن‌ها، خبرهای زیادی با لحنی شیفته‌وار از روسیه منعکس می‌شود؛ امری که خواننده آشنا با تاریخ را به یاد احساس دلبستگی توده‌ای‌های جوان دهه سی به شوروی ضدامپرالیستی آن دوران می‌اندازد.

مثلاً این خبر:

«آمریکا در باتلاق ذلت

ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهور روسیه، به دونالد ترامپ همتای آمریکایی خود پیشنهاد کمک به منظور مقابله با شیوع ویروس کرونا را داده و ترامپ هم با این پیشنهاد موافقت کرده است. در همین راستا یک فروند هواپیمای حامل تجهیزات پزشکی روسیه عازم آمریکا می‌شود. همچنین ترامپ پیش از این نیز با ارسال کمک‌های بهداشتی و پرسنل درمانی دیگر کشورها به آمریکا نیز موافقت کرده بود.

در طول تاریخ آمریکا، آیا چنین روزگار ذلّت‌باری برای آمریکا تصور می‌شد؟»

و یا این خبر:

«آلزایمری‌ها!

مارک دووبیتز در ادامه تلاش برای تشدید فشار بر ایران عنوان کرد: رهبر ایران ۳۰۰ میلیارد دلار پول دارد که خرج مهار کرونا نمی‌کند.

نماینده روسیه در دفتر نهادهای بین‌المللی در وین جواب داده: دیروز که در توئیتر گفته بودی ۲۰۰ میلیارد!»

و یا این نوشته:

«شاید باورتون نشه، ولی ترامپ بدون این‌که خنده‌ش بگیره، تو یک سخنرانی، هم گفته “توانایی کمک پزشکی به ایران را داریم” و هم گفته “روسیه و چین به ما کمک پزشکی کرده‌اند”.»

و یا این خبر:

«آمریکا امنیت فضا را هم به هم ریخت!

وزارت خارجه روسیه اعلام کرد که واشنگتن در تلاش است این ادعا را مطرح کند که ماهواره‌های کنترل‌کننده روسی در حال تعقیب ماهواره‌های شناسایی آمریکا بوده و با این دستاویز به دنبال تسریع مسابقه تسلیحاتی در فضا بوده که می‌تواند به نابودی موازنه امنیتی کنونی فضا منجر شود.»

و یا این خبر:

«الکساندر گلییویچ دوگین، مشاور رئیس‌جمهور روسیه: سلیمانی مانند یک قهرمان زندگی کرد، مانند یک قهرمان جنگید و مانند یک قهرمان شهید شد. فقط درست زندگی کردن مهم نیست، درست مردن هم مهم است و این مهم‌تر از زندگی ا‌ست.»

اختلاف‌افکنی و جوسازی علیه نیروهای طرفدار بهبود رابطه با غرب

شنیده‌های زیادی در این باره به گوش می‌رسد که هم شخص پوتین و هم نیروهای امنیتی روس بارها به مقامات ایران در این باره هشدار داده‌اند که حسن روحانی مشکوک به همکاری با انگلیس است و اعضای تیم سیاست خارجی او نیز متمایل به سازش با غرب هستند و خبرچین‌های غربی در این تیم حضور دارند.

این موضوع به طور رسمی در رسانه‌های امنیتی سپاه منعکس نشده، ولی در صورت صحت این شنیده‌ها می‌توان ردپای آتش‌افروزی‌ها و اختلاف‌افکنی‌های روس‌ها را نیز (علاوه بر رقابت‌های شدید سیاسی درون حکومت بین موافقان و مخالفان ارتباط با غرب و آمریکا و رفتار تعاملی یا تقابلی با جهان) در تشدید این بدبینی و چالش و کشمکش‌ها مشاهده کرد.

رسانه‌های امنیتی (و تندروتر از همه آن‌ها، کانال سایبری عماریون که رسماً حسن روحانی را به انگلیسی بودن متهم می‌کند و در مدرک تحصیلی، اصالت نام خانوادگی او، سفرهایش به اسکاتلند برای تحصیل و… صریحاً و علناً تشکیک می‌کند) در حجم بالایی از تولیدات‌شان، رقیب سیاسی خود را به نزدیکی مشکوک به غرب و وجود عناصر نفوذی در بین صفوف‌شان متهم می‌کنند.

گهگاه نیز خبرهایی از این اطلاع‌رسانی‌های احتمالاً محرمانهٔ نهادهای امنیتی روسیه به اطلاعات سپاه و محافل امنیتی ایران در این نوع رسانه‌ها بیرون می‌زند. مثل این خبر:

«راشاتودی: مقامات عمان به روحانی و ظریف توصیه کرده‌اند که با برکناری امیرعبداللهیان [از مدیران تندرو طرفدار حزب‌الله لبنان و سیاست‌های منطقه‌ای بیت رهبری و معاونت عربی و آفریقای وزارت خارجه که توسط ظریف برکنار شد]، حسن نیت خود را به عربستان نشان دهند.»

قسمت پایانی

کندوکاو در رسانه‌های مرتبط با رسانه‌های سپاه و سازمان اطلاعاتی آن بیانگر تاثیرگذاری شگفت‌انگیز فرضیه‌ها و داده‌های امنیتی روس‌ها در برخی خط برخوردهای اطلاعات سپاه، سپاه و بعضی سخنان رهبر ایران است.

بعضی از این تشابهات ممکن است اتفاقی و ناشی از ساختار استبدادی و دیکتاتوری فردی این دو حکومت باشد، اما به نظر می‌رسد در اکثر موارد، این تشابهات ناشی از ارتباطات و تبادلات بسیار نزدیک امنیتی بین سپاه و نهادهای امنیتی روسی است.

این تقارن شدید در حوزه سیاسی نیز به چشم می‌خورد. حاکمان ایران با محوریت ولایت فقیه چنان مسیر نادرست و ضد ملی‌ای را در سیاست خارجی پیموده‌اند که اینک کمترین دوست و متحدی در منطقه و جهان دارند و به‌اختیار و به‌اجبار، روزبه‌روز نزدیکی بیشتر و حتی وابستگی به روسیه و چین پیدا کرده‌اند.

این امر، هم جنبه سیاسی دارد و هم اقتصادی، که خود بحث دیگری است و حکایتگر فاصله غم‌بار و تأسف‌باری که حاکمان بعد از انقلاب با آرمان‌ها و وعده‌های اولیه انقلاب پیدا کرده‌اند؛ انقلابی که به دنبال موازنه منفی (الهام‌گرفته از نهضت ملی و دکتر مصدق) بود و خود حاکمان نیز شعار نه شرقی و نه غربی‌شان گوش فلک را کر کرده بود.

بخش‌های یکم، دوم و سوم این نوشتار قبلاً منتشر شده بود، اینک بخش پایانی آن را می‌خوانید.

بزرگ‌نمایی درباره دیدار علی خامنه‌ای و ولادیمیر پوتین
و اسطوره‌سازی از رهبر جمهوری اسلامی

سفر پوتین به ایران به مناسبت اجلاس سران و یکسره رفتن او از فرودگاه برای دیدار با آقای خامنه‌ای، زمینه‌ساز بزرگ‌نمایی‌های فراوان در رسانه‌های امنیتی و سپاهی شد. این امر همراه با اغراق درباره نقش منطقه‌ای ایران و گنده‌گویی‌هایی درباره رهبر جمهوری اسلامی نیز شد.

به طور مثال، این نوع خبرها و تحلیل‌ها:

«امام خامنه‌ای: همکاری ایران و روسیه در موضوع سوریه یک نمونه برجسته و یک تجربه بسیار خوب از همکاری دوجانبه است که به معنی واقعی کلمه هم‌افزایی است.

رهبر انقلاب اسلامی، با تأکید بر این‌که همکاری‌های دوجانبه ایران و روسیه می‌تواند در مسائل جهانی نیز گسترش یابد، افزودند: یکی از مواردی که دو طرف می‌توانند با یکدیگر همکاری داشته باشند، مهار آمریکاست، زیرا آمریکا یک خطر برای بشریت است و امکان مهار آن نیز وجود دارد.

دیدار پوتین به‌عنوان یکی از قدرتمندترین رهبران جهان با رهبر انقلاب بلافاصله بعد از ورود به فرودگاه و بدون انجام تشریفات مرسوم در حالی انجام می‌شود که یک ماه قبل بشار اسد در سفری کوتاه به مسکو با پوتین دیدار کرد. این نوع تعاملات در سطح منطقه نشان می‌دهد که ائتلاف غیررسمی ۱+۴ به‌عنوان مهم‌ترین قطب بازیگری تحولات جاری است و با رسیدن به یک بینش استراتژیک دست برتر را در تحولات دارد.»

و این جمع‌بندی رضا سراج:

«رهبر روسیه که میراث‌دار شوروی سابق است، در مذاکرات چندی پیش خود با سردار سلیمانی، از وی خواسته بود که ایران به گسترش آموزه‌های اسلام شیعی در منطقه قفقاز و آسیای میانه بپردازد و از طرفی برای ابراز ارادت خود به رهبری ایران و مکتب اسلام، قرآن خطی را به‌عنوان هدیه برای تقدیم به ایشان انتخاب کرده است.

درنهایت می‌توان این رویداد را یکی از آثار انقلاب اسلامی و برکات ولایت‌فقیه دانست که با تکیه ‌بر حکمت عالیه توانسته است یکی از بزرگ‌ترین قدرت‌های جهانی را در خدمت اهداف انقلاب اسلامی به‌کارگیری نماید… نکته‌ای که تیتر روزنامه آمریکایی یو.اس.‌ای‌تودی را معنادار می‌کند، آن‌جا که به نقل از گزارش اندیشکده آمریکن اینترپرایز نوشت: مشکل آمریکا در ایران حضور یک “ابَرحریف” به نام آیت‌الله خامنه‌ای است که نقشه راه را می‌داند.»

و یا این نوشته حسین شریعتمداری «درباره اقدام بی‌سابقه پوتین در دیدار با رهبر انقلاب»:

«پوتین می‌داند که معادلات و مناسبات منطقه را جبهه گسترده مقاومت اسلامی رقم می‌زند و هدایت این جبهه گسترده مقاومت، به گونه‌ای مستقیم و غیرمستقیم، از سوی رهبر انقلاب صورت می‌پذیرد.

پوتین سابقه‌ای از اقدامات عملی در بستر سیاست‌های اعلام‌شده ایران را با خود همراه کرده تا مقدمه‌ای قابل‌قبول و اطمینان‌آور برای ادامه همکاری باشد و نه مانند دست چدنی پوشیده در دستکش مخملین اوباما که با حیله به سوی ایران دراز شده بود و با درایت ملکوتی رهبر انقلاب پس زده شد.

امام خمینی(ره) می‌فرمود: خط این بود که اصلاً آمریکا منسی (فراموش) بشود. یک دسته شوروی را مطرح می‌کردند تا آمریکا منسی بشود. یک دسته الله‌اکبر را کنار می‌گذاشتند و سوت می‌زدند و کف می‌زدند، آن هم در روز عاشورا. خط این بود که قضیه مرگ بر آمریکا منسی بشود.»

و این سخنان طائب رئیس قرارگاه عمار :

«پوتین در دیدار رهبر انقلاب از ایشان خواست تا به صورت خصوصی با رهبر انقلاب گفت‌وگو کند. حتی رئیس‌جمهور روسیه مترجم خود را نیز از محل دیدار بیرون کرد و از رهبر انقلاب درخواست کرد تا مترجمی را برای ترجمه کردن بیاورند. هیچ‌کس از محتوای دیدار رهبر انقلاب با پوتین اطلاع ندارد.

پای کار آوردن روسیه کار ساده‌ای نیست. روسیه را همراه کردن و تا مرز تحریم بردن کار ساده‌ای نیست.»

و این خبر شگفت‌انگیز (!) از کانال مرتبط با طائب:

«چهار شاخصه منحصربه‌فرد ولایت از زبان رئیس‌جمهور روسیه

در پی دستور جناب پوتین برای جذب مترجم، اعضای دفتر کاخ کرملین پرسیدند که مترجم را برای چه می‌خواهید؟ پوتین می‌گوید که می‌خواهم صحبت‌های رهبر کبیر ایران را در لحظه اول و با ترجمه درست و با لهجه ایرانی برایم تنظیم کند. اعضای دفتر می‌گویند که می‌شود این سخنان را از طریق سایت‌های خبری و خبرگزاری‌های معتبر و رسانه‌های بین‌المللی دریافت کرد. پوتین می‌گوید من این سخنان را بلادرنگ و لحظه‌ای و دقیق می‌خواهم. اعضای دفتر می‌گویند دلیل تأکید شما بر این تنظیم سخنرانی‌ها برای چیست؟! پوتین می‌گوید که رهبر ایران چهار شاخصه خیلی منحصربه‌فرد دارد:

۱ـ دروغ نمی‌گوید
۲. حرف تکراری نمی‌زند
۳ـ صحبت‌های ایشان کاملاً علمی و آینده‌نگرانه است و قطعاً به وقوع می‌پیوندد
۴ـ سخنان ایشان برای سیاستمداران دنیا مهم است و روی معادلات جهانی تأثیر سریع و مستقیم دارد.

من می‌خواهم اولین سیاستمداری باشم که از تحولات منطقه و پیش‌بینی‌های ایشان از جهان مطلع می‌شوم.»

دفاع شدید از ائتلاف با روسیه و سیاست منطقه‌ای ولایت فقیه

بعد از استفاده هواپیماهای روسیه از بعضی پایگاه‌های ایران برای عملیات در سوریه، نقدهایی در فضای سیاسی و رسانه‌ای علیه این کار مطرح شد. اما رسانه‌های امنیتی سپاه به‌شدت به دفاع از آن و پاسخگویی و حمله به منتقدان پرداختند.

به طور مثال این نوشته که بخش‌هایی از آن نقل می‌شود:

«اشغال ایران در جنگ جهانی دوم کجا و کمک به ایران در جنگ با داعش کجا!

زمانی می‌رسد که کشوری را “مجبور” می‌کنند تا پایگاهی نظامی را در اختیار یک قدرت جهانی قرار بدهد تا آن قدرت جهانی بتواند برای منافعش از پایگاه آن کشور استفاده کند. نمونه‌اش می‌شود اینجرلیک در ترکیه یا پایگاه ناوگان پنجم دریایی آمریکا در سواحل بحرین یا پایگاه نظامی امریکا در افغانستان پس از توافق امنیتی یا پایگاه نظامی در ژاپن یا قلب آلمان پس از جنگ جهانی دوم. این کشورها اختیاری ندارند که پایگاه مذکور را داشته باشند یا نداشته باشند؛ “مجبورند” به این‌که پایگاهی را در اختیار قدرت‌های جهانی بگذارند.

حالا آن وضعیت را مقایسه کنید با ماجرای کمک روسیه به ایران در سوریه. ماجرای ایران فرق داشت. جمهوری اسلامی به دلایل اعتقادی و همچنین برای حفظ امنیتش ناگزیر به حضور جدی نظامی در سوریه بود.

حالا بی‌بی‌سی فارسی که خبرنگار ایرانی بی‌شرافتش از روی ناو امریکایی در خلیج فارس برای مردم ایران خط‌ونشان می‌کشید تا آن‌ها را بترساند، پرچم را به دست گرفته تا نگران حضور بیگانه در خاک ایران باشد و فراموش کرده زمانی را که با دو کشور دیگر، رضاخان قلدر را “مجبور” کرد تا راه‌آهن شمال به جنوب را بسازد تا قشون متفقین راحت‌تر تردد کنند و کل ایران را و نان و آب و عِرض و ناموس این ملک را به یغما ببرند و آن زمان که همان رضاخان فیلش یاد آلمان نازی کرد، با خفت و خواری برکنارش کنند و به ناکجاآباد تبعید.

حضور قشون متفقین در خاک ایران و اشغال ایران به عنوان دولتی بی‌اختیار کجا و همکاری امروز یک قدرت جهانی با جمهوری اسلامی ایران قدرتمند امروز و کمک به تحقق اهداف منطقه‌ای ایران کجا؟»

واگذاری اس ۳۰۰ روسی به ایران پس از مدت‌ها تأخیر و کش‌وقوس نیز با چنین استقبالی از سوی رضا سراج مواجه می‌شود:

«اس ۳۰۰ و تغییر موازنه‌ی قدرت

سامانه اس ۳۰۰ اساساً ایران را در برابر حمله اسرائیل و هر کشوری که جنگنده‌های رادارگریز نداشته باشد، مصون خواهد ساخت.

یک فرمانده بلندپایه نیروی هوایی آمریکا در مصاحبه با دیلی بیست گفت: وجود سامانه‌های اس ۳۰۰ باعث خواهد شد هرگونه اقدام نظامی علیه ایران حتی برای ارتش آمریکا بسیار دشوار و هزینه‌بر شود.

همچنین پایگاه اینترنتی بیزینس اینسایدر در گزارشی با این عنوان که “چرا فروش سامانه‌های موشکی پیشرفته اس ۳۰۰ به ایران یک معامله بزرگ و مهم است”، نوشت: این اقدام روسیه به طور بالقوه می‌تواند باعث تغییر در موازنه قدرت در خاورمیانه شود.»

پس از دیدار ولادیمیر پوتین با رهبر جمهوری اسلامی، نقدهایی نیز به سیاست ائتلاف با روسیه و این‌که روس‌ها قابل اعتماد نیستند و تنها بر اساس منافع ملی خودشان عمل می‌کنند در فضای رسانه‌ای مطرح شد، اما رسانه‌های امنیتی در مقابل به‌شدت به دفاع از این سیاست پرداختند.

مثلاً این نوشته که آن را خلاصه کرده‌ام:

«پاسخی به نقد محمدعلی آهنگران پیرامون دیدار پوتین بارهبری

اخیراً محمدعلی آهنگران (که در موارد متعدد از فتنه‌گران حمایت کرده) تلاش کرده است تا بگوید حضور پوتین و حتی هدیه‌ای که به مقام معظم رهبری داده است، تنها یک اقدام در جهت منافع ملی روسیه بوده است و با یادآوری عدم حمایت پوتین در هنگام صدور قطعنامه‌های شورای امنیت علی ایران و یا در خصوص بدعهدی در موضعاتی مانند اس ۳۰۰ و یا تکمیل نیروگاه بوشهر این حضور و دیدار مسئله‌ای بوده که بدون دلیل باعث ذوق‌زدگیِ به قول او دلواپسان ولادیمیر شده است که در پاسخ به او این مطلب تقدیم می‌گردد:

پاسخ:

ـ پوتین ۸۶ هم به ایران آمد و از آن تاریخ تاکنون نزدیکی ایران و روسیه در برخی مسائل منطقه‌ای مانند مبارزه با داعش، حفظ محور مقاومت و تلاش برای خنثی کردن تحریم‌ها پله‌پله بیشتر شده است، ولی ضمن این که ما بدعهدی در برخی موارد مانند قرارداد اس ۳۰۰ یا تکمیل نیروگاه بوشهر را محکوم می‌کنیم، ولی از رصد روند تغییرات و تلاش برای استفاده از فرصت‌های جدید هم غافل نیستیم.

ـ مقام معظم رهبری در دیدار اخیر با پوتین از برخی اقدامات روسیه مانند تلاش برای پرونده هسته‌ای و فعالیت در منطقه به‌خصوص در یک سال و نیم گذشته تقدیر کرد و آن‌ها را مبتکرانه و خوب توصیف کرد و خواستار افزایش همکاری‌ها به‌خصوص در مورد مسائل اقتصادی شد که این رویکرد برای کسانی که به شجاعت و دقت رهبری اعتقاد دارند به سادگی قابل گذشت نیست.

ـ با فرض این که روسیه هم مانند هر کشوری به دنبال منافع ملی است، آیا در شرایطی که هر دو کشور منافع مشترکی در مسائل منطقه، تحریم دو کشور و داشتن دشمن مشترک دارند، نباید از این فرصت استفاده نمایند؟! چگونه است که جناب آهنگران برای دوستان‌شان که عاشق رابطه برقرار کردن با آمریکایی هستند که تا آخرین لحظه هم از تحریم مواد غذایی و دارویی و حمایت از تروریست‌ها و داعشی‌ها دست برنداشته است دلواپس نمی‌شود ولی برای روابط منطبق با منافع ملی با روسیه این‌چنین دلواپس شده است؟! به‌راستی این سیاست دوگانه در بزک کردن چهره دشمن رسمی و نگرانی از یک اتحاد سالم منطقه‌ای قابل توجیه است؟!

ـ قضیه چیست که تا هر شخصیت داخلی یا خارجی از هنرمند تا سیاستمدار و دانشمند به مقام معظم رهبری عرض ارادت می‌کند شما این‌طور سراسیمه به او می‌تازید؟!»

طائب (رئیس قرارگاه عمار) نیز که به گفتن سخنان مضحک و اغراق‌آمیز شهره است، در دفاع از سیاست‌های منطقه‌ای رهبر نظام چنین سخن گفته است:

«روسیه تا حدودی در دنیا منزوی شده بود تا این‌که پوتین، رهبری را شناخت و از بیانات ایشان بهره لازم را برد .

علی‌رغم بعضی شنیده‌ها، بشار اسد یک شیعه دوزاده‌امامی و یک مذهبی شش‌دانگ است که کاملاً مورد تأیید رهبری است. زمانی که خانه‌اش به محاصره تکفیری‌ها درآمد، راضی نشد به تهران پناهنده شود و گفت همین جا می‌مانم، یا کشته می‌شوم یا پیروز!»

و یا تحلیل دن‌کیشوتی رضا سراج که بخش‌هایی از آن نقل می‌شود:

«پوتین و ابرحریفی که نقشه راه را می‌داند

دیدار خاص و معنادار پوتین با رهبر معظم انقلاب که شگفتی تحلیلگران را برانگیخت، حاوی نکات مهمی است که برخی از آن‌ها عبارت‌اند از:

شکل‌گیری قطب قدرتمند جهانی با محوریت ایران و همراهی روسیه و اعضای محور مقاومت در برابر سیاست‌های سلطه‌طلبانه آمریکا و متحدانش، منطقه و جهان را در آستانه تحولات شگرف استراتژیک و ژئوپولتیک قرار داده است که می‌توان آن را شروع پیچ تاریخی دانست که نتیجه آن تضعیف و افول قدرت آمریکا و شکل‌گیری ترتیبات امنیتی و سیاسی جدید در منطقه و جهان به نفع محور مقاومت و جبهه حق دانست.

رسیدن سطح روابط ایران و روسیه به سطح راهبردی و فراتر رفتن از سطح همکاری‌های معمول از دیگر معانی نهفته در این دیدار است. روس‌ها که به لحاظ قدرت سخت در سطح خوبی قرار دارند، پس از افول کمونیست و فروپاشی شوروی، همواره از ناحیه قدرت نرم و فرهنگی دچار ضعف در منطقه و جهان بوده‌اند. لذا به‌نظر می‌رسد در دوره جدید با فهم درست قدرت نرم و نفوذ فرهنگی مؤثر انقلاب اسلامی در منطقه و جهان و نقش آن در مقاومت در برابر سلطه آمریکا به دنبال هم‌افزایی با این قدرت برای ایجاد سد در برابر آمریکا هستند. از این منظر، انتخاب قرآن کریم به‌عنوان هدیه معنادار می‌شود.»

حال به قول مولانا «عاقلان دانند» که آیا قطب قدرتمندی با حضور ایران و روسیه و… شکل گرفته و یا این حکومت ایران است که روزبه‌روز به روسیه و چین وابسته‌تر شدده است. اما آن‌چه در این میان قابل‌تأمل است این‌که روس‌ها در بیخ گوش سپاه و اطلاعات سپاه لانه کرده‌اند و این نفوذ سیاسی و امنیتی روزبه‌روز بازتاب بیشتری در گفته‌های رهبر جمهوری اسلامی (بر‌اساس بولتن‌هایی که در اختیار وی قرار داده می‌شود) و عملکرد اطلاعات سپاه پیدا کرده است.

تکمله: بعد از اتمام این نوشتار، یک مستند و شاهد جدید نیز پیدا شد. سردار علیرضا افشار، از رزمندگان جانباز سپاه در جنگ که به علت تمایل به میرحسین موسوی از سال ۸۸ مورد بغض و بازداشت (۲۱۴ روز انفرادی) و بازجویی نیروهای امنیتی قرار گرفت، در یکی از توئیت‌های اخیرش گفت که دوره «آدم‌کشی بدون ردپا» را در روسیه گذارنده است. البته این توئیت بعداً پاک شد و فقط برخی گفت‌وگوهای پای آن باقی ماند.

متن توئیت علیرضا افشار و گفت‌وگویش با بعضی کاربران:

علیرضا افشار: آقای بازجو یک بار تهدید کرد که با خانواده‌ات فلان و بهمان می‌کنیم؛ گفتم یک نگاهی به سوابق من بینداز، من دوره «آدمکشی خاموش» را در روسیه گذرانده‌ام؛ ایل و تبارت را از روی زمین محو می‌کنم، پفیوز.

یک کاربر: پس دست‌پرورده «کا گ ب» بودید؟

علیرضا افشار: تقریباً.

یک کاربر: واقعاً دوره دیدی؟

علیرضا افشار: بارها.

یک کاربر: چه دوره‌ای؟

علیرضا افشار: آدم‌کشی بدون ردپا.

برگرفته از سایت رادیو فردا


**********

از همین نویسنده

**********

Leave a Reply

Your email address will not be published.