اپوزیسیون و ساخت قدرت در ایران

مقدمه

این نوشته بر این فرض بنا شده است که موضوع اپوزیسیون در ایران( داخلی و برونمرزی)  از جنس “مسائل بدخیم” است. اطلاق عنوان “بدخیم” از منظر آسیب شناختی به اپوزیسیون در ایران دارای علت های اساسی است. اپوزیسیون در جوامع درحال گذار از استبداد به دموکراسی مانند ایران، ویژگی های خاص خود را دارد. ساختار اقتدارگرایانه، فقدان شفافیت، بدنه ای ضعیف، نا کارآمد، غیرمستقل و غیرمنتقد، از ویژگی های مهم اپوزیسیون در حکومت های اقتدارگرا است.

جوامع در حال گذار به دلیل فرهنگ سیاسی استبدادی، در عرصه فعالیت های اپوزیسیونی با دو شکل مشخص اپوزیسیون مواجه هستند: اپوزیسیون با رهبری مستبد، و یا با محوریت شخصیت های سرشناس.

به دلیل آزادسازی سیاسی بسیار محدود، شخصیت های سرشناس نیز تمایل کمی برای مشارکت شهروندان در فرآیند سیاسی دارند، لذا فرهنگ سیاسی در اپوزیسیون نیز، کم و بیش در چارچوب فرهنگ سیاسی جامعه قدیم باقی می ماند. اپوزیسیون در ایران نیز به دلیل حاکمیت رژیم اقتدارگرای فراگیر دارای این ویژگی ها است.

 از سوی دیگر اپوزیسیون در ایران به خصوص در بخش برونمرزی آن،  دچار بحران های متعددی از جمله : بحران بی برنامه گی و خط مشی روشن، بحران عملکرد و سیاست ورزی، بحران مقاومت در مقابل تغییر، بحران عدم  مقبولیت، بحران پیری و تک جنسی (مردان)، بحران خودمشغولی، بحران فرهنگ سیاسی و الگو های رفتاری است.

ساخت قدرت در ایران

 در شرایط کنونی ساخت قدرت در ایران، از سه مجموعه ای گروه مسلط – حامی ( هسته سخت)  و اصلاح طلبان دوم خردادی ( هسته نرم) شکل گرفته است:

الف-  گروه مسلط

این گروه شامل دستگاه ولی فقیه و همه بخش های غیرانتخابی رژیم می شوند. مبانی مشارکت افراد در این گروه،  بیعت با شخص ولی فقیه است، هدف این بیعت بقای نظام و ثبات و دوام دستگاه ولی فقیه  است. در شرایط کنونی می توان گفت که این مجموعه، زیر مجموعه ای از باندها و محافل ناشناخته ای را در خود دارد.

ب- گروه حامی

گروه حامی رژیم، خود را جزئی از نظام  می دانند و نظام  هم این گروه را کاملا خودی تلقی می کند. آنها با ولی فقیه در یک ائتلاف نانوشته قرار دارند. مهمترین هدف این گروه کسب موقعیت بهتر در هیرارشی قدرت است، تا از این طریق ثروت و  امکانات اقتصادی بهتری نصیبشان گردد.

ج- اصلاح طلبان دوم خردادی

اصلاح طلبان دوم خردادی، خود را جزئی از نظام می دانند، اما گروه مسلط، آنها را یک جریان کناری و قانونی رژیم تلقی می کند. هدف اصلی اصلاح طلبان دوم خردادی نیز، کسب سهمی بیشتری از قدرت است. آنها تلاش می کنند که در شرایط مناسب با اصللاحاتی ظاهری و تزیینی  مانند “تعیین چارچوب هایی برای حقوق شهروندی” و یا “واگذاری پستی دولتی به زنان” چهره اصلاح طلبانه ای از خود نشان دهند. اصلاحات تزئینی اقداماتی هستند که بر توزیع قدرت تاثیر نمی گذارند. اقدامات اقتصادی اصلاح طلبان دوم خردادی نیز بجای بهبود وضعیت معیشتی شهروندان در ایران، به کسب ثروت و موقعیت اقتصادی بهتر آنها و حامیانشان منجر شده است.

اپوزیسیون ساخت قدرت در ایران

 الف- اپوزیسیون رقیب

این گروه در این چهل سال حیات جمهوری اسلامی از رژیم فاصله گرفته و به مبارزه با رژیم روی آورده اند. گروه رقیب در داخل کشوربه صورت نیمه قانونی فعالیت می کنند. آنها حاضر به مشارکت سیاسی در رژیم نیستند، زیرا خود را نیروی جایگزین رژیم تلقی می کنند. این گروه سعی در بسیج شهروندان ناراضی در ایران دارد. نخبگان سیاسی رقیب، مدام در معرض سرکوب و دستگیری و زندان قرار دارند.

ب- اپوزیسیون مخالف

فعالیت این گروه از ازجانب رژیم، غیرقانونی تلقی می شود. هدف این گروه از اپوزیسیون تغییر فرم قدرت سیاسی در ایران به شیوه مسالمت آمیز و بدون خشونت است.اپوزیسیون مخالف، شکاف مابین گروه مسلط و حامیان و اصلاح طلبان دوم خردادی در ساخت قدرت را جدی تلقی می کند و تلاش می کند که از این شکاف به سود جنبش اعتراضی شهروندان بهره گیرد. 

ج- اپوزیسیون دشمن

هدف این گروه از اپوزیسیون سرنگونی رژیم  با شیوه های خشونت زا است. آنها سعی در رادیکالیزه کردن اعتراضات شهروندان دارند. برای بخشی از این اپوزیسیون، جنگ افروزی و بهره گیری از حمایت جنگ افروزان در دولت های بیگانه نیز برای رسیدن به هدف مجاز است.

 مجموعه اپوزیسیون رقیب، مخالف و دشمن، شمای  اپوزیسیون در ایران را تشکیل می دهند.

صورت مسئله: وضعیت موجود اپوزیسیون

اپوزیسیون را از منظر جایگاه فردی می توان به چهار گروه تقسیم نمود:

۱ – تماشاچیان علاقه مند

۲- کنشگران منفرد

۲ – محفل- شخصیت ها

۳- فعالین سازمانی

تماشاچیان علاقه مند

تشکیلات گریزی کم و بیش وجه مشترک همه تماشاچیان علاقه مند است.آنها بی اعتماد هستند، طبیعی است بی اعتمادی زمانی شکل می گیرد، که قبلا اعتماد سلب شده باشد. بدون شک  تنها در یک پروسه دیالوگ انتقادی می توان تا حدودی به اعتمادسازی پرداخت،  اما تا زمانی که فرهنگ امتناع  در تماشاچیان علاقه مند حاکم است و علاقه ای به تجزیه و تحلیل انتقادی از جانب سلب کنندگان اعتماد وجود ندارد، این پروسه مسدود است.

تماشاچیان علاقه مند پراگماتیست هستند، این بدان معنی است که فعالیت سیاسی باید انگیزه های شخصی آنها را تامین کند. این موضوع بخودی خود قابل انتقاد نیست، اما آنجا که کمترین تمایل برای کار جمعی وجود ندارد، در واقع آنها دچار یک جانبه نگری می باشند.

تماشاچیان علاقه مند معتقد هستند که اعلامیه صادر نمودن بی فایده است، ایجاد نهاد مدنی ثمری ندارد، اکسیون های چند نفره دردی را دوا نمی کند. این موضع تماشاچیان علاقه مند را می توان در بهترین حالت با این ضرب المثل پاسخ داد که سنک بزرگ علامت نزدن است.

در تماشاچیان علاقه مند روحیه کار جمعی و تیمی وجود ندارد. تماشاچیان علاقه مند همیشه معترض هستند، اما هیچ موضوعی را به شکل  جدی پیگیری نمی کنند.

کنشگران منفرد

کنشگران منفرد مجموعه ای گسترده از نیروهای اپوزیسیون در ایران هستند، هسته اصلی این مجموعه گسترده را، ناراضیان از سازمان های سیاسی تشکیل می دهد. ساختار سازمانی اقتدارگرایانه، ضعف تحمل اندیشه دیگران، روابط درونی تابعیتی به جای مشارکتی و رقابت های بی حاصل  در سازمان های سیاسی،  باعث ریزش نیرو در سازمان ها و گسترش  کنشگران منفرد شده است. مجموعه  بزرگ روشنفکران سیاسی را هم می توان در این گروه جا داد.

محفل- شخصیت ها

محفل – شخصیت ها علاقه وافری به سیاست غیررسمی دارند، در اینجا سیاست رسمی منظور سیاست سازمانی است، لازم به توضیح است که امروزه در احزاب مدرن و سازمان یافته نیز سیاست ورزی در دو فرم رسمی و غیر رسمی تعقیب می گردد، اما مسئله این است که سیاست رسمی عمده و اصلی است.

عمده شدن سیاست غیررسمی از یکسو باعث بی توجهی به نهادسازی و همچنین منجر به تضعیف نهاد های مدنی می شود.

فعالین سازمانی

 یکی از ویژگی های فعالین سازمانی سیاست زدگی است و در بعضی از موارد تا سطح اعتیاد به سیاست تکامل یافته است. بخش قابل توجهی از آنها دچار باورهای مغشوش هستند و در مقابل هر تغییری مقاومت می کنند، روحیه نوپذیری و نوآوری در آن ها کمیاب است.

در بهترین حالت در ملتقای باورهای سنتی و مدرن پا در هوا هستند، معدودی نیز تلاش می کنند ایده های خود را با شرایط جدید تطبیق دهند، اما دوری از میدان اصلی فعالیت، تاثیر مخرب خود را نیز گذاشته است.    

فعالین سازمانی که باید با نخبه گی روشنفگری راهکشای نوآوری و تغییر و مبتکر راه حل های تازه باشند، قادر به ایفای این نقش در عمل نیستند.

ویژگی دیگر فعالین سازمانی راهبرد اقتدارگرایانه است. در چارچوب این راهبرد، حل مسائل به افراد خاص محول می شود، درحالی که بقیه منتظر تصمیمات آنان می مانند.

فعالین سازمانی همه کاره هستند. اگر سازمان را به مثابه یک سیستم در نظر بگیریم، با تعریف وظایف، کارکردها شکل می گیرد و برای انجام این وظایف افراد با توجه  به ویژگی ها و مهارت های شان  در آن کارکرد ها فعال می شوند. فعالین سازمانی چنین پرنسیپی نمی شناسد، آنها می توانند در همه جا باشند، اندیشه ساز باشند، تشکیلات اداره کنند، مدیریت نمایند و رهبر باشند.

اپوزیسیون از منظر شمای ساختاری

نمای ساختاری تماشاچیان علاقه مند و کنشگران منفرد، فرم شبکه ای پراکنده و بی ثبات است:

نمای ساختاری مجموعه محفل- شخصیت ها و  فعالین سازمانی، فرم شبکه ای آشفته و ناکارآمد است:

نمای ساختاری مطلوب

دانش و تجربه سیاسی نشانگر این موضوع است که نقش تعیین کننده در دموکراتیک سازی نه از آن عناصر منفرد و اتمیزه شده، بلکه این نقش را شبکه هایی از عناصر منفرد، گروه ها و سازمان هایی ایفا می کنند، که آنها در درون خویش دارای هویت جمعی هستند و اهداف مشخصی دارند. این جریانات از یکسو معتقد به اقدام جمعی هستند، اما از طرف دیگر خواهان حق تصمیم گیری برای اقدام مشترک نیز می باشند. از این رو با ایجاد ائتلاف گسترده و تعیین مکانیسم های معینی می توان این محدودیت را بر طرف نمود و شرایط مشارکت همه طرفداران دموکراسی را فراهم کرد.

این تصویر دارای صفت خالی alt است؛ نام پروندهٔ آن 003-38.jpg است

احمد هاشمی
ahmad.haschemi@gmx.at

برگرفته از اخبارروز


**********

از همین نویسنده

**********

دیدگاه شما؟

Your email address will not be published.