ایدئولوژی ، مدارا ، واقعیت پذیری

  مشورت ، نقد پذیری ، مدارا وتحمل عقاید دیگران ، ازنیازهای هرگونه رفتارو تصمیم گیری درجهت منافع جامعه است  .  محال است تمام مردم درمورد مسائل مختلف ، نظرواحد داشته باشند . دارندگان نظرات مختلف می توانند دررقابتی سالم وآزاد با ارائه دلیل ومدرک ، ازآنچه درست می پندارند ، دفاع کنند . ودرمقابل ، سستی ها وضعف های استدلال های رقیبان را نشان دهند . تادرنهایت ، درهرمورد با استفاده ازخرد جمعی ، واقع بینانه ترین وموثرترین راه حل ، شکل گیرد . چنین همزیستی ، ازپیش زمینه های رسیدن به وفاق اجتماعی است . 

                      اصولا درزمینه علوم انسانی ، دادن نظریه های قطعی وعام  ، جایی ندارد وبرای هیچ مورد نمی تواند راه حل ازپیش تعیین شده وجود داشته باشد . با پیچیدگی روزافزون مسائل اجتماعی وتنوع آن درجوامع مختلف ، کارشناسانه ترین راه حل ها هم فقط ممکن است پاسخگوی نیازجامعه ای خاص درزمانی خاص باشد . نظروراه حلی که درزمان ومکانی موثروراهگشا بوده ، می تواند درزمان و مکانی دیگر ، نا کارآمد وناموفق ازآب درآید . 

                    یکی ازبزرگترین موانع شکل گیری چنین باورو تبدیل آن به روند عملی دریک جامعه ، این است که گروه هایی بخواهند برخلاف آنچه گفته شد ، ازمیان نظریه های متنوع دایما به روزشونده ، تنها افکار و آموزه های یک شخص یا مکتب خاص را برای همه موارد ، راهنمای تصمیم گیری وعمل خود وجامعه قراردهند . افکاری که معمولا مربوط به گذشته است ودربهترین حالت می توانسته پاسخگوی زمان و مکان مشخص باشد .  یعنی اینکه به مسائل اجتماعی ، فرهنگی ، اقتصادی وسیاسی ، با پیشداوری واز منظرایدئولوژی نگاه کنند .  

                 تفکرایدئولوژیک معمولا وقتی نگاه به قدرت دارد ، مبتنی براحکام قطعی وعام است . قضاوت های ارزشی  درآن حاکمیت دارد وخوب وبد ، دوست ودشمن ازقبل تعیین شده است ( در مواردی ، حتی درسطح جهانی ) . پیروان عملا نمی توانند استقلال فکری چندانی داشته باشند . نقش آن ها درهردوره ، بیشتربه پیداکردن مصداق هایی برای پیشداوری ها محدود می شود . بعضی ها می خواهند جامعه ای عینا مانند آنچه درگذشته وجود داشته یا درکتاب ها خوانده اند ، بسازند . بعضی ها هم که خود را واقع بین می دانند ، ازانطباق آن با شرایط روز سخن می گویند . یعنی حفظ اصول با قابلیت تغییردرزمینه های فرعی  . با چنین نگرشی شک کردن درباره اصول ، کماکان تابو شمرده می شود و بازنبودن راه برای ابتکار ونوآوری  ، زمینه ساز پیدایش تعصب است . درنتیجه ، معمولا درزمینه شناخت واقعیت های جامعه و ارائه راه حل ها وبرنامه های موثروراهگشا ، نا موفق می مانند . 

               هرایدئولوژی با نگاهی ارزشی ، معمولاخود رابرحق ودیگرنظرات را ناحق می داند . حاصل آن ، کاهش تحمل دیگران ، گمراه دانستن هرنظری غیرازخود ومشکوک وتوطئه آمیزدیدن فعالیت آنان است . درادبیات ایدئولوژیک معمولا صفت ها و اصطلاح های ارزشی ، جای خود رادارند . مانند  دشمن ، دوست ، خائن ، خدمتگزار ، ظالم ، مظلوم ، مستکبر، مستضعف  و  غیره .  پیروان ایدئولوژی وقتی درمدیریت هستند ، هردستاوردی را نتیجه لیاقت خود وتفکرشان می دانند . در مقابل ،  هرگونه عدم موفقیت وشکست را حاصل توطئه ها ودشمنی های دیگران . وچه بسا برای اشتباه های آتی خود ، دشمنانی ازقبل تعیین شده دارند ، هم درداخل وهم درخارج . درسیاست خارجی ، یا به طوراعتقادی وسنتی  ، دشمنان ومتحدانی دارند یا درعمل به خاطردشمنی با قدرت هایی ، متحد عملی کشورهای دیگرمی شوند ودر دسته بندی هایی قرارمی گیرند .

             درحال حاضر باگذشت بیش از  41   سال ازانقلاب ایران ، هنوزنگاه ایدئولوژیک درجامعه غالب است و بازارتهمت وشعاررواج دارد . حاکمیت ، هرکس وگروه دارنده نظری مغایربا خود را دشمن ومزدوروآلت دست قدرت های خارجی می خواند . چنین رویه ای دربرخی گروه های سیاسی مخالف حکومت ازجمله اسلامی های خارج ازحاکمیت ، شمارزیادی ازسلطنت طلب ها وبخشی ازطیف چپ نیز، کمابیش دیده می شود . البته درمورد سلطنت طلبان ، داشتن ایدئولوژی وجهان بینی خاص ، مصداق ندارد . ولی روش آن ها درنگاه وبرخورد  به گذشته وغیرخود ، همانند دارندگان ایدئولوژی است  .  

                سال هاست که برنامه بیشترگروه های سیاسی برای آینده درحرف ، کم وبیش یکی است . انتخابات آزاد ، گردشی بودن قدرت ، فعالیت آزاد احزاب ، نهادهای مردمی ، نشریات و……..  تقریبا همه آن ها هم اعلام می کنند که پیگیری وبه سرانجام رساندن خواسته ها ، کاری نیست که تنها ازیک گروه بربیاید . ولی پس ازاین همه مدت ، ازهماهنگی عملی عمومی درمیان آن ها حتی درسطح حداقل هم خبری نیست که شاید دردنیا کم سابقه باشد . درصورتی که برای نمونه ، درشروع بهارعربی وبعدها درسودان ، درچند مورد شاهد بودیم که مخالفان چقدرزود به درجاتی ازاین مهم دست یافتند . درتونس تقریبا همه گروه ها ، درمصر وسودان هم گروه های سکولار .   

            دارندگان روش ایدئولوژیک معمولا با دقت وموشکافی ، اشتباه ها وانحراف های دیگران را تجزیه وتحلیل می کنند وحتی درجاهایی ، عنوان خیانت به آن می دهند . اما درباره عملکرد گذشته خود با تعصب برخورد می کنند و حاضربه پذیرش اشتباه های چه بسا بزرگ وبارزهم نیستند . کم دیده نمی شود که مخالفان فکری خود را وابسته به حاکمیت یا محافل خارجی عنوان کنند . چنین اشخاص وگروه هایی ممکن است خواست خود را برقراری دمکراسی عنوان کنند . ولی درعمل ، با اولین شرط دمکراسی یعنی نقد پذیری ، تحمل و مدارا ، بیگانه اند . ممکن است خود راخواهان پیشرفت کشور و سربلندی مردم بدانند ولی برعکس ، با نگاه اصلی به قدرت ، بیشتروقت ونیرویشان صرف افشاگری ، مبارزه با رقیبان یا توجیه رفتارهای گذشته خودشان می شود ( درمورد سلطنت طلبان ، تعریف وتمجید ازگذشته ) وازواقعیت های روزمتن جامعه غافل می مانند . هنگامی که ازمردم می خواهند انتخابات را تحریم کنند ، رکورد شرکت در انتخابات شکسته می شود . موقعی که همه را به نافرمانی دعوت می کنند ، هیچ حرکتی به چشم نمی خورد . درعوض ،  توده های مردم هروقت خود نیازبدانند ، به صورت خودجوش به خیابان ها می ریزند .  

          درمقابل ، نگاه غیرایدئولوژیک می تواند راهگشا باشد . یعنی بدون پیشداوری ، مبتنی بر اطلاعات تخصصی و واقعیت های روز جامعه مورد نظروبرپایه همفکری همه گروه ها وصاحب نظران . این تفکر، با تمرکزنگاه اصلی به جامعه وبا کمترین شعار، می تواند نیازهای آن رابشناسد وازگرایش هایش سردربیاورد ، تا برنامه هایش رامطابق با آن تنظیم کند .  درنگاه به گذشته وشخصیت ها وگروه ها نیزمنظور، انتقام جویی یا قهرمان سازی نیست . بلکه به دنبال اندوختن تجربه های مفید برای برنامه وعمل امروز و فرداست . با این دید ، حتی درصورت داشتن نظرمخالف ، می تواند کارهای مثبت دیگران نیزمنصفانه به چشم آید وبا شهامت برزبان آورده شود . همچنین درصورت موافقت نیزباچشم پوشی ازاشتباه ها وضعف هایشان ، ازآنان بت ساخته نشود .    

          درمورد سیاست خارجی ، ازمیان قدرت های جهانی حاضر، درمواردی ممکن است بعضی ازآن ها با ما هماهنگ باشند . درمواردی ، بعضی دیگر. درمواردی ، هیچ کدام ودرمواردی ، همه آن ها . درزمینه های مشترک می توان همکاری کرد ودردیگرزمینه ها هم بدون شعاروتوهین وایجاد هزینه های غیرلازم ،  راه خود را براساس منافع ملی پی گرفت .

          مفهوم هایی مانند عدالت ، آزادی ، پیشرفت و رفاه ، همیشه برای انسان ها گیرایی داشته است وخواهد داشت . اما به جرات می توان گفت جامعه ای پیدا نمی شود که با نگاه ایدئولوژیک ، به موفقیت های دیرپا و ماندگار دراین زمینه ها دست یافته باشد . همه می دانند که کشورهای سوسیالیستی به منظورجبران عقب ماندگی اقتصادی ، یکی پس ازدیگری میدان رابرای فعالیت بخش خصوصی بازکردند . درطرف دیگر هم کشورهایی که قبلا دخالت دولت دراقتصاد را مضرومخرب می دانستند ، به دنبال بحران های ادواری ، ناچاربه درجاتی ، دخالت دولت وبرقراری تامین اجتماعی را پذیرفتند .   

الف.  بهاران
تابستان سال  1399  خورشیدی


**********

از همین نویسنده

**********

دیدگاه شما؟

Your email address will not be published.