علیه جنگ و جنگطلبان و توطئهگران علیه کشور و مردم ایران؛ برای مذاکره، آتشبس و صلح پایدار!

اکنون ماههاست که جنگ سراسری و نامحدود متوقف شدهاست، اما حملات به جنوب ایران ادامه یافته و هنوز هم هر لحظه ممکن است درگیری دوباره آغاز شود. ترامپ همچنان و بهکرات «ایران» را به نابودی تهدید میکند، نتانیاهو وعدهی سرنگونی جمهوری اسلامی را میدهد. در این میان، جنگطلبان از هر دو سو، هر از گاهی دوباره با ترفندهای جدیدی وارد صحنه میشوند و اعلام میکنند که با مذاکره و آتش بس و صلح مخالفاند. آنها در پی دامن زدن به تنش و ادامهی درگیریهای خشونتبار هستند.
رضا پهلوی که بعد از رسوائی دعوت به بمباران میهن در پوشش «کمک» از ترامپ، پشتیبانی از نقشههای نتانیاهو برای تغییر سریع رژیم در ایران، آشکار شدن ابعاد فاجعهبار تجاوز نظامی این دو دولت، و به مهلکه فرستادن هزاران معترض بدون طرح و برنامه و داغدار کردن خانوادههای بسیار در لاک خود فرو رفتهبود، این روزها دوباره و این بار با ادعای سازماندهی «مبارزه»ی مردم از طریق «تجهیز» آنها به صحنه آمدهاست و در مصاحبهای با «فاکسنیوز» درخواست کردهاست که «میلیونها دلار پولهای بلوکه شدهی ایران» را به «او» بدهند تا اسلحه بخرد و مردم ایران را برای «مبارزه» با جمهوری اسلامی مسلح کند.
نقشهای که رضا پهلوی در سر دارد، در واقع ادامهی همان سیاستی است که نتانیاهو و موساد در سر داشتند و فکر میکردند که با مسلح کردن این یا آن گروه در مناطق مرزی کشور میتوانند به هدف تغییر رژیم در ایران جامهی عمل بپوشانند. اما همانگونه که طرح پشتیبان اصلی رضا پهلوی در عمل نقش برآب شد، طرح رضا پهلوی و همفکران او نیز محکوم به شکست است. مردم ایران برای پایان دادن به جمهوری اسلامی و استبداد در ایران نه به بمباران زیرساختهای کشور توسط آمریکا و اسرائیل و نه به مسلح شدن توسط رضا پهلوی و امثال او نیاز دارند. جنبشهای مردمی در دهههای اخیر نشان دادهاند که قدرت مردم در همبستگی و اتحاد جنبشهای مدنی آنها نهفتهاست و هراس جمهوری اسلامی از گستردهتر شدن این جنبشها و تبدیل آنها به اهرم تغییر در ایران است. اتفاقا تجاوز نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران، هر دو بار، اولین کاری که انجام داده، مثله کردن این جنبشها، افزودن بر مصائب زندگی روزمرهی مردمی بود که در برابر جمهوری اسلامی و سیاستهای آن ایستادهبودند. امروز هم فضای نه جنگ و نه صلح کنونی، فضای تعلیق همه چیز و ادامهی تخریب زندگی روزمره مردم ایران است. در این شرائط دشوار تنها کسانی به فکر دامن زدن به اغتشاش و خونریزی بیشتر در کشور می توانند باشند، که هیچ ارزشی برای نیازهای مردم و جنبش مدنی آنها در این فضای جنگی قائل نباشند و فقط به فکر جاهطلبیهای خود و چه بسا پرکردن جیب خود به نام «مسلح» کردن مردم و دامن زدن به اغتشاش و خونریزی به جای تلاش برای گذار از جنگ و خونریزی به آزادی و دمکراسی در ایران باشند.
جمهوری اسلامی کشور ما ایران را با چندین کشور جهان در تقابل قرار داده و در سطح بینالمللی منزوی ساختهاست. تردیدی نیست که در این انزوای جهانی تهدیدهای مکرر ترامپ به نابودی ایران، این بار از تریبون سازمان ملل در هشتاد و یکمین مجمع عمومی آن، نقض آشکار همهی اصولی بود که بر مبنای آنها سازمان ملل به وجود آمدهاست. اما اکثر دولتمردان حاضر در مجمع عمومی سازمان ملل به دلایل مختلف، قبل از همه انزوای سیاسی ایران، در مقابل ترامپ و سخنرانی او سکوت کردند. همانطور که در جریان جنگ ۳۹ روزه، هر چند نزدیکترین متحدان هم آمریکا را در تجاوز به ایران همراهی نکردند، در عین حال این تجاوز را هم که نقض صریح قوانین بینالمللی بود، محکوم نکردند و جز در موارد معدودی مثل دولت اسپانیا، واکنش جدی نشان ندادند.
«همگامی برای جمهوری سکولار دموکرات در ایران» بار دیگر بر مخالفت شدید خود با تجاوز آمریکا و اسرائیل به حریم کشورمان پافشاری مینماید و معتقد است تنها راه پایان دادن به تنشها و شرائط نه جنگ و نه صلح در لحظهی کنونی، بازگشت بر سر میز مذاکره است. ما همواره اعلام کردهایم که با هرگونه دخالت خارجی در امور داخلی کشور و هر تلاشی برای تغییر رژٰیم از سوی قدرتهای خارجی مخالف هستیم و این امر یکی از مبانی اصولی همکاری و همراهی ما با دیگر نیروهای سیاسی ایران است. ما همچنین دعوت به مبارزهی مسلحانه را اقدامی مشکلساز و با تبعات ویرانگر میدانیم که میتواند گذار به دموکراسی در ایران را با چالشهای غیرقابل پیشبینی مواجه سازد.
«همگامی برای جمهوری سکولار دموکرات در ایران»
۵ مهر ۱۴۰۵ – ۲۷ سپتامبر ۲۰۲۶
