درباره استراتژی سیاسی

اسفندیار طبری

دوست عزیز رضا سیاوشی، از توضیحات مفیدی که دادی سپاسگزارم. اکنون فکر می‌کنم که تا حدی برایم روشن شده است.

استراتژی مفهومی بسیار گسترده است که در ارتش، سیاست، اقتصاد و تئوری بازیها بافت های متفاوتی دارد. برداشت تو از استراتژی بیشتر در مفهوم کلاسیک آن است که از در چهارچوب ارتش و سیاست می گنجد. اما برداشت من از استراتژی بر پایه تعریف امروزین آن در تئوری بازیها است.

در تیوری سیاسی کلاسیک (که از ارتش میاید) یک استراتژی هم قاعده ای میشود برای تمام رفتار های ما و از این منظر برای آن هدف کلان، که اگر هم در شرایط کنونی عملی نباشد به آن معتقد هستیم و بر مبنای آن رفتار می‌کنیم، به یک استراتژی کلان نیز نیازمندیم.

اما از نظر تیوری بازیها اگر هدف ما این باشد که برنده شویم، بنا به رفتار بازیگر سیاسی به استراتژی های مختلفی نیازداریم، و در نهایت میرسیم به یک „کنسس“ (consensus) و „توافق“ بین همه استراتژی هایی که اتخاذ کرده ایم. به عبارت دیگر رابطه بین استراتژیهای اتخاذ شده باید „کوهرنز“ یعنی با آن هدف همسو باشد. از „این منظر“ ما نمیتوانیم یک استراتژی کلان داشته باشیم، زیرا این میتواند رفتار ما را در شرایط مشخص محدود کند. دقیقا به همین دلیل من معتقد به استراتژی های گوناگون که بر اساس رابطه متقابل بین استراتژیهای مختلف (مثلا از طریق گفتمان) ایجاد میشود هستم.

به عبارت دیگر اگر تو از استراتژی کلان انتخابات آزاد وا استراتژی اصلاحطلبان یک دیشوتومی یا دوگانگی میسازی، من این دو را در یک استراتژی „کنسنس“ که به ما در همه مراحل قدرت عمل بیشتری دهد و در خدمت آن هدف کلان باشد میبینم.

قربانت

******

نوشته بعدی: مهدی فتاپور

اين قسمت در حال حاضر بسته است.